نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روانشناسی بالینی، گروه روانشناسی، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استادیار گروه روانشناسی، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
چکیده
کلیدواژهها
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
This study aimed to develop a structural model of students’ hopefulness based on religious orientation and perceived social support. The research design was quantitative in nature, and the method was descriptive-correlational using structural equation modeling (SEM). The statistical population consisted of undergraduate students at the University of Lorestan during the 2023–2024 academic year. The sampling method was non-random and convenience-based. The research instruments included Snyder’s Hope Scale (1991), Allport’s Religious Orientation Scale (1987), Antonovsky’s Sense of Coherence Questionnaire (1987), and the Multidimensional Scale of Perceived Social Support (1988). Data were analyzed using SPSS version 26 and AMOS version 24. The results showed that religious orientation (β = 0.25, p < 0.001) and perceived social support (β = 0.46, p < 0.001) had a significant direct effect on hopefulness. Moreover, sense of coherence partially mediated the relationship between religious orientation and perceived social support with hopefulness (β = 0.15, p < 0.001). Overall, the findings indicated that intrinsic religious orientation enhances hopefulness by strengthening the sense of coherence, while perceived social support fosters a sense of belonging and psychological security, thus promoting a positive outlook on the future. These results highlight the pivotal role of sense of coherence in explaining the relationship between religious and social factors and hopefulness. It is recommended that intervention programs be implemented to strengthen intrinsic religious orientation and expand supportive social networks in order to enhance hopefulness and mental health among university students.
کلیدواژهها [English]
امید به زندگی یکی از مفاهیم بنیادی در روانشناسی مثبتنگر است که به نگرش مثبت و باور فرد به توانایی خود در دستیابی به اهداف و غلبه بر چالشهای زندگی اشاره دارد (Karimi et al., 2022). این مفهوم علاوه بر انعکاس وضعیت روانی و عاطفی افراد، به عنوان یکی از شاخصهای کلیدی سلامت روان و کیفیت زندگی نیز شناخته میشود (Abuelezam et al., 2022). در میان جمعیتهای مختلف، دانشجویان به دلیل مواجهه با چالشهای روانی، اجتماعی و تحصیلی، بیش از سایر گروهها در معرض کاهش امید به زندگی قرار دارند (Khoshgoftar et al., 2023). از این رو، شناسایی عوامل مؤثر بر امید به زندگی در این گروه میتواند زمینهساز ارائۀ مداخلات مؤثر در راستای بهبود سلامت روان و عملکرد اجتماعی آنان باشد (Dietz et al., 2020). در این راستا، متغیرهای جهتگیری مذهبی، حمایت اجتماعی ادراکشده و حس انسجام به عنوان عوامل کلیدی مورد توجه پژوهشگران قرار گرفتهاند (Ezzy et al., 2020).
جهتگیری مذهبی یکی از مهمترین متغیرهای روانشناختی در تبیین امید به زندگی است (Counted et al., 2022) که به واسطۀ ایجاد یک چارچوب معنایی و ارزشی، میتواند تأثیراتی جالب توجه بر نگرش افراد نسبت به آینده داشته باشد (Mikaeili & Hatami Nejad, 2024; Upenieks et al., 2023). آلپورت، روانشناس برجسته، جهتگیری مذهبی را به دو سبک اصلی درونی و بیرونی تقسیمبندی کرده است (Talebian et al., 2023). افراد با جهتگیری مذهبی درونی، مذهب را به عنوان بخش جداییناپذیر از زندگی خود در نظر میگیرند (Wnuk, 2021) و آن را راهنمایی برای رفتار، تصمیمگیری و مواجهه با چالشهای زندگی میدانند (Khorakian et al., 2024). در این سبک، باورهای مذهبی نه فقط منبعی برای معنا و آرامش هستند، بلکه احساس هدفمندی را تقویت و به فرد در تفسیر وقایع، مدیریت چالشها و افزایش تابآوری در برابر ناملایمات کمک میکنند (Kelley et al., 2024). در مقابل، در جهتگیری مذهبی بیرونی، مذهب بیشتر به عنوان وسیلهای برای دستیابی به منافع شخصی یا اجتماعی (Pasaribu et al., 2021) مانند کسب احترام یا حمایت اجتماعی استفاده میشود (Parvandi et al., 2018). پژوهشها نشان دادهاند جهتگیری مذهبی درونی با افزایش امید به زندگی مرتبط است (Humala et al., 2024; Hatami Nejad et al., 2025)، زیرا چنین نگرشی به افراد کمک میکند در مواجهه با ناملایمات، به منابع درونی خود تکیه کنند و احساس معنا و هدف در زندگی را تقویت کنند (Krok et al., 2021).
حمایت اجتماعی ادراکشده یکی دیگر از عوامل مؤثر در امید به زندگی است که به ادراک فرد از حضور منابع حمایتی مانند خانواده، دوستان و جامعه اشاره دارد (Budak & Ay Kaatsız, 2024). این متغیر با افزایش احساس تعلق و امنیت روانی، نقشی مهم در توانمندسازی افراد در برابر فشارها و استرسهای زندگی ایفا میکند (Noroozi Homayoon et al., 2024). حمایت اجتماعی به فرد کمک میکند تا احساس کند در مواجهه با مشکلات تنها نیست و منابعی برای دریافت کمک و همدلی در اختیار دارد. این امر میتواند به افزایش تابآوری روانشناختی، بهبود تنظیم هیجانی و کاهش اضطراب منجر شود. علاوه بر این، حمایت اجتماعی موجب تقویت عزتنفس و احساس ارزشمندی میشود و به فرد این اطمینان را میدهد که دیگران برای او اهمیت قائل هستند. در نتیجه، افراد با سطحی بالاتر از حمایت اجتماعی، در شرایط بحرانی و چالشهای زندگی، راهکارهای مقابلهای مؤثرتری اتخاذ میکنند و امید بیشتری به آینده خواهند داشت (Chen et al., 2021). در محیط دانشگاهی که دانشجویان عمدتاً با چالشهایی همچون دوری از خانواده، تطبیق با شرایط جدید و ایجاد روابط اجتماعی تازه مواجه میشوند، حمایت اجتماعی اهمیتی مضاعف پیدا میکند (D’Amico Guthrie & Fruiht, 2020). این حمایت میتواند به عنوان یک عامل محافظتی عمل کند و از طریق ایجاد احساس تعلق، کاهش استرسهای ناشی از استقلال فردی و تسهیل فرایند سازگاری، نقشی مؤثر در سلامت روانی و افزایش امید به زندگی دانشجویان ایفا کند. ارتباطات حمایتی با خانواده، دوستان و همسالان میتواند حس امنیت روانی را تقویت و فرد را در برابر تنهایی، اضطراب و فشارهای تحصیلی مقاومتر کند (Xiang et al., 2020). دانشجویانی که احساس حمایت اجتماعی بیشتری دارند، نه فقط از نظر روانی پایدارتر هستند، بلکه نگرشی مثبتتر نسبت به آینده دارند و امید به زندگی بیشتری را تجربه میکنند (D’Amico Guthrie & Fruiht, 2020). شواهد پژوهشی حاکی از آن است که حمایت اجتماعی میتواند از طریق تقویت حس ارزشمندی و کاهش احساس تنهایی، امید به زندگی را به طور مستقیم و غیرمستقیم افزایش دهد (Bareket-Bojmel et al., 2021). علاوه بر این، حمایت اجتماعی میتواند تأثیرات مثبت جهتگیری مذهبی درونی را تقویت و منابع روانشناختی فرد را در راستای تقویت امید به زندگی بسیج کند (He et al., 2024).
حس انسجام به عنوان متغیری میانجی، نقشی اساسی در روابط میان جهتگیری مذهبی، حمایت اجتماعی و امید به زندگی ایفا میکند (Jeserich et al., 2023). این مفهوم که نخستین بار توسط آنتونوسکی مطرح شد، به نحوۀ ادراک فرد از جهان به عنوان یک کل منسجم، معنادار و قابل پیشبینی اشاره دارد (Fallahi et al., 2023; Noroozi Homayoon et al., 2024 ). بر اساس این دیدگاه، افرادی که از سطح بالایی از حس انسجام برخوردار هستند، وقایع زندگی را نه به عنوان مجموعهای از رویدادهای تصادفی و آشوبگونه، بلکه به عنوان پدیدههایی معنادار و دارای نظم درک میکنند (Narimani & Eyni, 2021). این ادراک به آنها کمک میکند تا با چالشها و ناملایمات زندگی به شیوهای سازگارانهتر برخورد کنند، احساس کنترل بیشتری بر شرایط داشته باشند و در نهایت، راهبردهایی مؤثرتر برای مقابله با استرس و فشارهای روانی اتخاذ کنند. در واقع، حس انسجام نه فقط به ایجاد ثبات شناختی و عاطفی در فرد منجر میشود، بلکه نقشی مهم در ارتقای سلامت روان و افزایش امید به آینده دارد (Hatami Nejad et al., 2024). حس انسجام به افراد کمک میکند تا چالشهای زندگی را قابل مدیریت ببینند و از منابع معنوی و اجتماعی خود به شکلی کارآمدتر بهرهبرداری کنند (Feldman et al., 2018). به بیان دیگر، افرادی که از حس انسجام بیشتری برخوردار هستند، درکی بهتر از حمایتهای اجتماعی و معنای زندگی دارند که این موضوع به نوبۀ خود امید به زندگی را تقویت میکند (López-Martínez et al., 2021). پژوهشهای متعدد نشان دادهاند حس انسجام نه فقط توانایی مقابله با استرس را افزایش میدهد، بلکه به عنوان پلی میان عوامل مذهبی و اجتماعی عمل و تأثیر آنها را بر امید به زندگی تقویت میکند (Colomer-Pérez et al., 2022; Ben-Naim et al., 2017).
با وجود پیشرفتهای جالب توجه در مطالعۀ این متغیرها، بررسی روابط ساختاری و تعاملات میان جهتگیری مذهبی، حمایت اجتماعی و حس انسجام در زمینۀ امید به زندگی همچنان نیازمند پژوهشهای جامعتر است. اگرچه پژوهشهای پیشین تأثیر جهتگیری مذهبی بر امید به زندگی را نشان دادهاند و به ویژه تأکید کردهاند جهتگیری مذهبی درونی نقشی مؤثرتر در مقایسه با جهتگیری بیرونی ایفا میکند، این پژوهشها معمولاً به نقش میانجی حس انسجام توجه کافی نداشتهاند. همچنین، در حالی که تأثیر حمایت اجتماعی بر امید به زندگی به طور گسترده تأیید شده است، نقش این متغیر در ارتباط با جهتگیری مذهبی و حس انسجام به صورت همزمان بررسی نشده است. بر اساس این شکافهای نظری، پژوهش با هدف تدوین یک مدل ساختاری جامع برای بررسی امید به زندگی دانشجویان انجام شده است. این مدل تلاش دارد تا با شناسایی تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم جهتگیری مذهبی و حمایت اجتماعی ادراکشده و نقش میانجی حس انسجام به درکی عمیقتر از عوامل مؤثر بر امید به زندگی دست یابد. نتایج این پژوهش میتواند به غنیترکردن ادبیات نظری در این زمینه و همچنین ارائۀ راهکارهای عملی برای بهبود وضعیت روانی و اجتماعی دانشجویان کمک کند. به منظور تصریح مفروضات پژوهش، شکل (1) رسم شده است.
فرضیههای پژوهش:
1- جهتگیری مذهبی بر امیدواری دانشجویان اثر مستقیم و معنادار دارد.
2- حمایت اجتماعی ادراکشده بر امیدواری دانشجویان اثر مستقیم و معنادار دارد.
3- حس انسجام بر امیدواری دانشجویان اثر مستقیم و معنادار دارد.
4- جهتگیری مذهبی بر حس انسجام دانشجویان اثر مستقیم و معنادار دارد.
5- حمایت اجتماعی ادراکشده بر حس انسجام دانشجویان اثر مستقیم و معنادار دارد.
6- جهتگیری مذهبی با میانجیگری حس انسجام بر امیدواری دانشجویان اثر دارد.
7- حمایت اجتماعی ادراکشده با میانجیگری حس انسجام بر امیدواری دانشجویان اثر دارد.
شکل 1
مدل مفهومی پژوهش
Figure 1
Conceptual Research Model
|
جهتگیری مذهبی |
|
حمایت اجتماعی ادراکشده |
|
حس انسجام
|
|
امیدواری
|
روش
روش پژوهش، جامعۀ آماری و نمونه: روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود و با هدف تدوین مدل ساختاری امیدواری دانشجویان بر اساس جهتگیری مذهبی و حمایت اجتماعی ادراکشده، با نقش میانجی حس انسجام انجام شده است. جامعۀ آماری پژوهش کلیۀ دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه لرستان در سال تحصیلی 1402-1403 بودند که با توجه به آمار دانشگاه، حدود 7500 نفر برآورد میشوند. برای تعیین حجم نمونه، از قاعدۀ سرانگشتی کلاین استفاده شد (Kline, 2015) و بر مبنای متغیرهای قابل مشاهده، تعداد 260 نفر به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شدند؛ ولی با در نظر گرفتن احتمال ریزش نمونه، تعداد 320 پرسشنامه توزیع شد. ملاکهای ورود به پژوهش دانشجوی مقطع کارشناس بودن، رضایت آگاهانه، عدم اختلال به مشکلات روانپزشکی و عدم سوءمصرف مواد مخدر بودند؛ ملاکهای خروج از پژوهش نیز عدم تکمیل پرسشنامهها و عدم همکاری در پژوهش انتخاب شدند. با توجه به برطرفکردن محدودیتهای ناشی از بیماری کرونا، روش نمونهگیری به صورت فیزیکی و در محیط دانشگاه انجام شد. پرسشنامهها به صورت مستقیم به دانشجویان تحویل داده و پس از تکمیل، جمعآوری شدند. پس از پالایش دادهها و حذف نمونههای ناقص، تعداد 300 پرسشنامّ معتبر برای تحلیل آماری استفاده شدند.
ابزار سنجش: پرسشنامۀ امید به زندگی[1]: این پرسشنامه توسط اشنایدر و همکاران در سال 1991 تهیه شده است (Snyder et al., 1991). این پرسشنامه برای افراد بالای ۱۵ سال طراحی شده و هدف آن سنجش میزان امید به زندگی است. این ابزار شامل ۱۲ پرسش است و بر اساس مقیاس لیکرت ۴گزینهای از ۱ (کاملاً نادرست) تا ۴ (کاملاً درست) امتیازدهی میشود. پرسشهای ۲، ۹، ۱۰ و ۱۲ برای ارزیابی تفکر عاملی، پرسشهای ۱، ۴، ۷ و ۸ برای سنجش تفکر راهبردی و پرسشهای ۳، ۴، ۶ و ۱۱ به عنوان پرسشهای انحرافی در نظر گرفته شدهاند. دامنۀ نمرات بین ۸ تا ۳۲ متغیر است و نمرات بالاتر نشاندهندۀ امید بیشتر در فرد هستند. سازندگان مقیاس اعتبار آن را از طریق بازآزمایی بعد از 3 هفته 85/0 و برای زیرمقیاسهای عاملی 81/0 و راهبردی 74/0 گزارش کردند. همسانی درونی مقیاس از طریق آلفای کرونباخ 84/0 گزارش شده است (Snyder et al., 1991). در ایران، میزان همسانی درونی کل آزمون بین 74/0 تا 84/0 گزارش شده است و پایایی آزمون-بازآزمون 80/0 بوده که در دورههای طولانیتر ۸ تا ۱۰هفتهای حتی افزایش یافته است. همسانی درونی زیرمقیاس عاملی 71/0 تا 76/0 و زیرمقیاس راهبردی 63/0 تا 80/0 بود. در رابطه با اعتبار همزمان پرسشنامه با پرسشنامههای خوشبینی، انتظار دستیابی به هدف و عزتنفس همبستگی 50/0 تا 60/0 دارد که نشاندهندۀ اعتبار این پرسشنامه است (Kermani et al., 2011). میزان ضریب پایایی به روش آلفای کرونباخ در این پژوهش 79/0 به دست آمد.
مقیاس جهتگیری مذهبی[2]: این پرسشنامه توسط آلپورت و راس در سال 1967 تهیه شد. این مقیاس شامل 21 گویه است و دارای دو خردهمقیاس جهتگیری مذهبی بیرونی (12 گویه) و جهتگیری مذهبی درونی (9 گویه) است که جهتگیری مذهبی را اندازهگیری میکنند (Allport & Ross, 1967). این مقیاس بر اساس طیف لیکرت ۴درجهای نمرهگذاری میشود؛ به این صورت که «کاملاً مخالفم» نمرۀ ۱، «تقریباً مخالفم» نمرۀ ۲، «تقریباً موافقم» نمرۀ ۳ و «کاملاً موافقم» نمرۀ ۴ در نظر گرفته شده است. دامنۀ نمرات این مقیاس از ۲۱ تا ۸۴ متغیر است؛ به طوری که نمرات بالاتر نشاندهندۀ جهتگیری مذهبی قویتر در افراد هستند. مطالعات بینالمللی پایایی این ابزار را با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بررسی کردهاند و ضرایب بهدستآمده برای جهتگیری مذهبی درونی 90/0 و برای جهتگیری مذهبی بیرونی 80/0 گزارش شدهاند (Francis et al., 2019). همچنین، آلپورت و راس ضریب همبستگی میان دو نوع جهتگیری مذهبی را برابر 21/0- و در سطح ۰۱/۰p> معنادار اعلام کردند که نشاندهندۀ تمایز نسبی این دو سبک از یکدیگر است (Allport & Ross, 1967). در ایران نیز بررسیهای انجامشده میزان پایایی این مقیاس را تأیید کردهاند. پژوهش طباطبایی و همکاران (2023) نشان داد ضریب آلفای کرونباخ برای جهتگیری مذهبی بیرونی 76/0 و برای جهتگیری مذهبی درونی 82/0 است که بیانگر همسانی درونی مطلوب این مقیاس است. علاوه بر این، در این پژوهش ضرایب آلفای کرونباخ برای جهتگیری مذهبی بیرونی 74/0 و برای جهتگیری مذهبی درونی 79/0 به دست آمد که این نتایج بر پایایی مناسب ابزار در نمونههای ایرانی نیز دلالت دارد (Tabatabaee et al., 2023). در این مطالعه نیز ضریب آلفای کرونباخ برای جهتگیری بیرونی 74/0 و جهتگیری درونی 79/0 محاسبه شد.
پرسشنامۀ حس انسجام نسخۀ کوتاهشده[3]: پرسشنامۀ حس انسجام توسط انتوونسکی ساخته و تدوین شده است. در ابتدا، این ابزار شامل 29 پرسش و دارای سه خردهمقیاس ادراکپذیری، معناداری و کنترلپذیری بوده است. نسخۀ کوتاهشدۀ آن به 13 پرسش کاهش پیدا کرده است و ادراکپذیری (2-6-8-9)، معناداری (4-7-11-12) و کنترلپذیری (1-3-5-10-13) را شامل میشود (Antonovsky, 1987). نمرهگذاری از طریق طیف لیکرت هفتدرجهای تدوین شده است که کمترین نمره 13 و بیشترین نمره 91 است که بهترتیب نشاندهندۀ کمترین و بیشترین مقدار حس انسجام است (Antonovsky, 1993). در مطالعات، گذاشته آلفای کرونباخ حس انسجام از مقدار 70/0 تا 92/0 تأیید شده است (Rohani et al., 2010). همچنین، اعتبار درونی سازه در مطالعاتی متعدد از مقدار 82/0 تا 86/0 گزارش شده است (Narimani & Eyni, 2021). نسخۀ هنجاریابیشده در ایران روی دانشجویان انجام شده است که بهترتیب روی پسر و دختر، آلفای کرونباخ 75/0 و 78/0 محاسبه شده است (Mahammadzadeh et al., 2010). در این مطالعه، ضریب آلفای کرونباخ 82/0 به دست آمده است.
مقیاس چندبُعدی حمایت اجتماعی ادراکشده[4]: این پرسشنامه که توسط زیمت و همکاران طراحی شده است، ابزاری 12سؤالی برای سنجش حمایت اجتماعی ادراکشده در سه حوزۀ اصلی شامل خانواده، دوستان و افراد مهم زندگی است (Zimet et al., 1988). این مقیاس بر اساس طیف لیکرت ۷درجهای از «کاملاً مخالف» (نمرۀ ۱) تا «کاملاً موافق» (نمرۀ ۷) نمرهگذاری میشود. مجموع نمرات در این پرسشنامه از ۱۲ تا ۸۴ متغیر است؛ به این معنا که نمرات بالاتر نشاندهندۀ حمایت اجتماعی ادراکشدۀ بیشتر و احساسی قویتر از دریافت حمایت روانی و عاطفی از سوی منابع مختلف هستند، در حالی که نمرات پایینتر به معنای درک کمتر از حمایت اجتماعی و احساس انزوای بیشتر فرد هستند. مطالعاتی متعدد روایی و پایایی این مقیاس را تأیید کردهاند. زیمت و همکاران (1988) در بررسیهای اولیۀ خود، پایایی این ابزار را مطلوب گزارش کردند. همچنین، بشارت (2007) با استفاده از تحلیل عاملی، روایی مقیاس را تأیید و پایایی آن را برای ابعاد حمایت اجتماعی دریافتشده از خانواده، دوستان و افراد مهم زندگی بهترتیب 86/0، 86/0 و 82/0 اعلام کرده است. در این پژوهش نیز پایایی این مقیاس از طریق ضریب آلفای کرونباخ 78/0 محاسبه شد که نشاندهندۀ همسانی درونی مناسب ابزار برای اندازهگیری حمایت اجتماعی در نمونههای ایرانی است.
روش اجرا و تحلیل: تجزیهوتحلیل دادهها با بهرهگیری از مدلسازی معادلات ساختاری و روشهای آماری توصیفی، از جمله محاسبۀ میانگین، انحراف معیار، کجی و کشیدگی به منظور بررسی توزیع متغیرها انجام شد. همچنین، برای ارزیابی میزان ارتباط بین متغیرها، از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. آزمون فرضیههای پژوهش و بررسی روابط بین متغیرهای پژوهش از طریق تحلیل مسیر در چارچوب مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد. به منظور بررسی نقش میانجی، از روش بوتاستراپ[5] استفاده شد. کلیۀ تحلیلهای آماری با نرمافزارهای SPSS نسخۀ ۲۶ و AMOS نسخۀ ۲۴ انجام شد تا شاخصهای برازش مدل و معناداری مسیرهای مفهومی ارزیابی شوند.
یافته ها
بر اساس یافتههای پژوهش، میانگین و انحراف معیار سن شرکتکنندگان بهترتیب برابر 53/21 و 29/3 سال بوده است. از مجموع 300 دانشجو، تعداد 193 نفر (3/64 درصد) دختر و 107 نفر (7/35 درصد) پسر بودند. تمامی شرکتکنندگان در مقطع کارشناسی مشغول به تحصیل بودند. همچنین، وضعیت تأهل شرکتکنندگان نشان میدهد 232 نفر (3/77 درصد) مجرد و 68 نفر (7/22 درصد) متأهل بودند. با توجه به جدول (1)، مقادیر کجی و کشیدگی تمامی متغیرهای آشکار پژوهش در بازۀ 2- تا 2+ قرار دارند و نرمالبودن توزیع دادهها رد نشده است. این ویژگی، دادهها را برای اجرای تحلیلهایی پیچیدهتر مانند مدلسازی معادلات ساختاری مناسب میکند. پیش از انجام تحلیلهای اصلی، مفروضات مدلسازی معادلات ساختاری به طور جامع ارزیابی شدند تا از رعایت الزامات آماری و دقت نتایج اطمینان حاصل شود. در این راستا، نرمالبودن توزیع دادهها، وجود یا عدم وجود همخطی چندگانه میان متغیرهای مستقل و کفایت حجم نمونه برای اجرای تحلیلهای مدلسازی ساختاری بررسی شد. برای ارزیابی نرمالبودن توزیع متغیرها، از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف[6] استفاده شد که نتایج آن نشان داد نرمالبودن توزیع دادهها رد نشده است. این امر پیششرطی ضروری برای استفاده از روشهای پارامتریک و مدلسازی معادلات ساختاری محسوب میشود. علاوه بر این، همخطی چندگانه میان متغیرهای مستقل از طریق محاسبۀ شاخصهای تحمل[7] و عامل تورم واریانس[8] بررسی شد تا از عدم همبستگی شدید میان متغیرهای پیشبین اطمینان حاصل شود. همچنین، کفایت حجم نمونه با استفاده از شاخص و آزمون بارتلت[9] ارزیابی شد که نتایج بهدستآمده مناسببودن حجم نمونه را برای انجام تحلیلهای پیشرفته تأیید کرد. رعایت این پیشفرضها تضمین میکند تحلیلهای آماری بر مبنای دادههایی معتبر و با توزیع استاندارد انجام شوند و نتایج پژوهش از دقت و قابلیت تعمیم زیادی برخوردار باشند (05/0p>).
از آنجا که مدلسازی معادلات ساختاری بر پایۀ ماتریس همبستگی متغیرهای پژوهش است، میزان همبستگی میان متغیرها در جدول (2) ارائه شده است. نتایج این جدول نشان داد تمامی متغیرهای پژوهش دارای روابط معنادار با یکدیگر هستند که این امر بر مناسببودن دادهها برای اجرای تحلیلهای مدلسازی تأکید دارد. برای اطمینان از رعایت مفروضات ضروری پیش از اجرای مدلسازی، آزمون دوربین-واتسون[10] برای بررسی استقلال خطاها انجام شد. مقدار بهدستآمده برابر 94/1 بود که در محدودۀ استاندارد 5/1 تا 5/2 قرار دارد. این نتیجه نشاندهندۀ عدم وجود خودهمبستگی در مقادیر باقیمانده و اعتبار مدل برای اجرای تحلیلهای آماری پیشرفته است. همچنین، به منظور بررسی احتمال همخطی بین متغیرهای مستقل، شاخصهای تحمل و عامل تورم واریانس محاسبه شدند. نتایج بهدستآمده نشان داد مقادیر تحمل نزدیک به ۱ و مقادیر عامل تورم واریانس کمتر از ۲ بودند که بیانگر عدم وجود همخطی چندگانه میان متغیرهای برونزا است.
جدول 1
آمارههای شاخص توصیفی متغیرهای پژوهش
Table 1
Descriptive Index Statistics of Research Variables
|
کشیدگی |
کجی |
انحراف استاندارد |
میانگین |
مؤلفه |
متغیر |
|
13/1 |
84/0 |
39/4 |
26/14 |
خانواده |
حمایت اجتماعی ادراکشده |
|
67/0 |
88/0 |
78/5 |
69/12 |
دوستان |
|
|
84/0 |
04/1- |
01/6 |
87/12 |
سایر افراد |
|
|
63/0- |
32/1 |
11/15 |
79/39 |
نمرۀ کل حمایت اجتماعی |
|
|
78/0- |
69/0 |
38/7 |
62/18 |
درونی |
جهتگیری مذهبی |
|
19/1 |
57/0 |
84/9 |
59/15 |
بیرونی |
|
|
89/0- |
42/1 |
32/17 |
21/34 |
نمرۀ کل جهتگیری |
|
|
22/0- |
79/0 |
86/7 |
39/16 |
معناداری |
حس انسجام |
|
37/1- |
53/0 |
12/9 |
22/19 |
کنترلپذیری |
|
|
12/1 |
94/0 |
82/6 |
53/17 |
ادراکپذیری |
|
|
53/0 |
41/1- |
57/18 |
22/53 |
نمرۀ کل حس انسجام |
|
|
87/0 |
79/0 |
39/2 |
47/7 |
راهبردی |
امیدواری |
|
24/1 |
63/0 |
52/3 |
62/9 |
عاملی |
|
|
35/1- |
88/0- |
62/5 |
13/17 |
نمرۀ کل امیدواری |
از سوی دیگر، برای سنجش کفایت حجم نمونه[11] و تناسب دادهها با مدلسازی معادلات ساختاری، شاخص کفایت حجم نمونه محاسبه شد که مقدار آن برابر 92/0 بود و نشاندهندۀ مناسببودن دادهها برای تحلیل عاملی است. علاوه بر این، آزمون بارتلت نیز معنادار شد (53 df= و 01/0p<) که این یافته حاکی از آن است که ماتریس همبستگی متغیرها ساختاری قابل تفسیر دارد و پیشفرضهای لازم برای انجام تحلیلهای مدلسازی معادلات ساختاری برآورده شدهاند (Bollen, 1989).
جدول (3) شاخصهای برازش مدل پژوهش را نشان میدهد. نتایج جدول (3) نشان میدهد بر اساس معیار هو و بنتلر مدل از برازشی مطلوب برخوردار است و برازش مدل رد نشده است (Hu & Bentler, 1999).
همچنین ضرایب استاندارد مسیرهای مدل مفهومی در شکل (2) نشان داده شدهاند.
جدول 2
ضرایب همبستگی متغیرهای پژوهش
Table 2
Correlation Coefficients of Research Variables
|
متغیر |
1 |
2 |
3 |
4 |
5 |
|
1- حمایت اجتماعی ادراکشده |
1 |
|
|
|
|
|
2- جهتگیری مذهبی درونی |
**27/0 |
1 |
|
|
|
|
3- جهتگیری مذهبی بیرونی |
**19/0- |
**47/0- |
1 |
|
|
|
4- حس انسجام |
**38/0 |
**27/0 |
**26/0- |
1 |
|
|
5- امیدواری |
**56/0 |
**37/0 |
**27/0- |
**59/0 |
1 |
جدول 3
شاخصهای برازش مدل پژوهش
Table 3
Research Model Fit Indices
|
شاخص برازندگی |
Ӽ2/df |
CFI |
NFI |
IFI |
RFI |
TLI |
RMSEA |
|
مقادیر قابلقبول |
3> |
>90/0 |
>90/0 |
>90/0 |
>90/0 |
>90/0 |
08/0> |
|
مقادیر محاسبهشده |
619/1 |
989/0 |
973/0 |
990/0 |
960/0 |
984/0 |
046/0 |
شکل 2
مدل نهایی پژوهش
Figure 2
Final Research Model
جدول 4
ضرایب استاندارد متغیرهای پژوهش
Table 4
Standardized coefficients of research variables
|
متغیر پیشبین |
متغیر ملاک |
ضریب بتا |
SE |
C.R |
P |
نتیجه |
|
حمایت اجتماعی |
امیدواری |
46/0 |
62/0 |
129/7 |
001/0 |
تأیید |
|
جهتگیری مذهبی |
امیدواری |
25/0 |
056/0 |
336/3 |
001/0 |
تأیید |
|
حمایت اجتماعی |
حس انسجام |
36/0 |
126/0 |
746/5 |
001/0 |
تأیید |
|
جهتگیری مذهبی |
حس انسجام |
27/0 |
125/0 |
423/3 |
001/0 |
تأیید |
|
حس انسجام |
امیدواری |
43/0 |
030/0 |
959/6 |
001/0 |
تأیید |
جدول (4) اثرات مستقیم میان متغیرهای پژوهش را نشان میدهد. همانگونه که در جدول (4) ملاحظه میشود، ضرایب مسیر مربوط به اثر متغیرهای پژوهش معنادار هستند. در ادامه، به منظور آزمون معناداری نقش میانجی حس انسجام در تأثیر بر حمایت اجتماعی ادراکشده و جهتگیری مذهبی با امیدواری دانشجویان از آزمون بوتاستراپ با 2000 نمونه استفاده شد. (05/0p>).
طبق نتایج جدول (5)، مسیر غیرمستقیم تأیید شد. بر همین اساس، با توجه به فرضیههایی که در پایان
مقدمه بیان شدهاند، 5 فرضیۀ مستقیم در جدول (4) آزمون و تأیید شدند و همچنین، 2 فرضیۀ غیرمستقیم نیز در جدول (5) آزمون و تأیید شدهاند. در نتیجه، حس انسجام به صورت جزئی، نه کلی، قادر به میانجیگری معنادار میان متغیرهای پیشبین و ملاک بوده است. همچنین، حمایت اجتماعی ادراکشده و جهتگیری مذهبی در مجموع 21 درصد از واریانس حس انسجام و حمایت اجتماعی ادراکشده، جهتگیری مذهبی و حس انسجام 66 درصد از واریانس امیدواری دانشجویان را تبیین میکنند.
جدول 5
نتایج آزمون بوتاستراپ اثر غیرمستقیم مدل پژوهش
Table 5
Results of the bootstrap test of the indirect effect of the research model
|
مسیر غیرمستقیم |
اثر غیرمستقیم |
حد بالا |
حد پایین |
سطح معناداری |
|
حمایت اجتماعی ادراکشده← حس انسجام ← امیدواری |
15/0 |
232/0 |
087/0 |
**001/0 |
|
جهتگیری مذهبی← حس انسجام ← امیدواری |
11/0 |
149/0 |
033/0 |
*005/0 |
بحث
این پژوهش با هدف تدوین مدل ساختاری امیدواری دانشجویان بر اساس حمایت اجتماعی ادراکشده و جهتگیری مذهبی با نقش میانجی حس انسجام انجام شده است. یافتههای پژوهش نشاندهندۀ برازش مدل بود و شاخصهای برازش مطلوب بودند. بر همین اساس، فرضیۀ اول اثر مستقیم جهتگیری مذهبی بر امیدواری دانشجویان تأیید شد. این فرضیه با نتایج پژوهشهای پیشین (Counted et al., 2022; Humala et al., 2024; Kelley et al., 2024; Khorakian et al., 2024; Krok et al., 2021; Upenieks, 2023; Parvandi et al., 2018; Wnuk, 2021) همسو بوده است. در تبیین این یافته، میتوان گفت جهتگیری مذهبی، به ویژه جهتگیری مذهبی درونی، به عنوان یکی از مهمترین متغیرهای روانشناختی در تقویت امیدواری افراد شناخته میشود؛ به این صورت که جهتگیری مذهبی به عنوان یک راهنمای معنوی و ارزشی در زندگی افراد، میتواند منبعی برای افزایش معنا، آرامش روانی و احساس هدفمندی در زندگی باشد (Hatami Nejad et al., 2025). بر اساس نظریۀ آلپورت و راس، افراد با جهتگیری مذهبی درونی، باورهای مذهبی خود را در تمام جنبههای زندگیشان به کار میگیرند و این باورها به آنها کمک میکنند تا با چالشهای زندگی به شکلی مؤثر مواجه شوند (Allport & Ross, 1967). در چنین شرایطی، جهتگیری مذهبی درونی، از طریق افزایش امیدواری، توانایی دانشجویان را در مقابله با فشارهای تحصیلی و اجتماعی افزایش میدهد. پژوهشهای پیشین نشان دادهاند مذهب به واسطۀ ارائۀ یک چارچوب ارزشی و معنایی، نقشی مهم در تقویت نگرش مثبت به آینده ایفا میکند (Kelley et al., 2024). در این راستا، جهتگیری مذهبی درونی امیدواری را با تقویت احساس کنترل بر زندگی و کاهش احساس بیمعنایی مرتبط میکند (Humala et al., 2024). در مقابل، جهتگیری مذهبی بیرونی که مذهب را ابزاری برای رسیدن به منافع اجتماعی یا شخصی میبیند، تأثیری کمتر بر امیدواری دارد (Khorakian et al., 2024). از سوی دیگر، روانشناسی مثبتنگر عقیده دارد مذهب به عنوان یک منبع روانی-اجتماعی میتواند نقشی مهم در تقویت شاخصهای سلامت روان، از جمله امیدواری، ایفا کند. این ارتباط به ویژه در محیطهای دانشگاهی که دانشجویان با استرسهای زیادی روبهرو هستند، اهمیت بیشتری پیدا میکند. جهتگیری مذهبی به دانشجویان کمک میکند تا از طریق اتصال به یک منبع معنوی، در برابر ناامیدی و استرسهای زندگی مقاومتر باشند و دیدگاهی مثبتتر نسبت به آینده داشته باشند (Abuelezam et al., 2022). در نهایت، به منظور تبیین سازوکارهای روانشناختی اثر جهتگیری مذهبی بر امیدواری، میتوان به نظریۀ انسجام آنتونوسکی اشاره کرد. افرادی که دارای جهتگیری مذهبی درونی هستند، معمولاً حس انسجام بیشتری را تجربه میکنند، زیرا باورهای مذهبی به آنها کمک میکنند تا زندگی را به عنوان پدیدهای معنادار، قابل فهم و قابلمدیریت ببینند. این امر میتواند به طور مستقیم بر نگرش مثبت افراد به آینده تأثیر بگذارد و امیدواری آنها را افزایش دهد (Jeserich et al., 2023).
همچنین، بر اساس یافتههای پژوهش، حمایت اجتماعی ادراکشده به طرزی مستقیم و معنادار با افزایش امیدواری دانشجویان مرتبط است. این فرضیه با نتایج پژوهشهای پیشین (Bareket-Bojmel et al., 2021; Budak & Ay Kaatsız, 2024; Chen et al., 2021; D’Amico Guthrie & Fruiht, 2020; He et al., 2024; Xiang et al., 2020) همسو بوده است. در تبیین این یافته، میتوان گفت حمایت اجتماعی ادراکشده به معنای برداشت و احساسی است که فرد از در دسترس بودن حمایتهای روانی، عاطفی و مادی از سوی افراد مهم در زندگی خود دارد. این حمایت میتواند از سوی خانواده، دوستان و جامعه دریافت شود و نقشی مهم در تقویت سلامت روان و امیدواری افراد ایفا کند. در تبیین این رابطه، میتوان گفت حمایت اجتماعی، حس تعلق، ارزشمندی و امنیت روانی را در افراد افزایش میدهد. این عوامل به دانشجویان کمک میکنند تا دیدگاهی مثبتتر نسبت به آینده داشته باشند و در مواجهه با چالشهای تحصیلی و شخصی، احساس توانمندی بیشتری کنند. همچنین، در محیطهای دانشگاهی که دانشجویان معمولاً با فشارهای اجتماعی و دوری از خانواده روبهرو هستند، ادراک حمایت از سوی دوستان و همسالان بهویژه اهمیت دارد. این ادراک میتواند از شدت استرسها بکاهد و به تقویت احساس امیدواری منجر شود (Chen et al., 2021). حمایت اجتماعی ادراکشده از طریق سازوکارهایی مختلف بر امیدواری تأثیر میگذارد. نخست، این حمایت به عنوان یک منبع مقابله با استرس عمل میکند و به دانشجویان کمک میکند تا راهحلهایی مؤثرتر برای مشکلات خود پیدا کنند. دوم، احساس حمایت اجتماعی میتواند باعث تقویت حس کنترل و خودکارآمدی در دانشجویان شود و این امر به نوبۀ خود به افزایش امیدواری آنها میانجامد. نتایج پژوهش نشان داد حمایت اجتماعی ادراکشده نه فقط به طور مستقیم با امیدواری ارتباط دارد، بلکه از طریق متغیر میانجی حس انسجام نیز میتواند این رابطه را تقویت کند. این یافتهها با نظریۀ انسجام آنتونوسکی همخوانی دارد که بر اهمیت درک جهان به عنوان پدیدهای معنادار و قابلمدیریت تأکید دارد (Antonovsky, 1993). حمایت اجتماعی ادراکشده، با تقویت حس انسجام، به دانشجویان کمک میکند تا نه فقط آینده را روشنتر ببینند، بلکه ابزارهای روانشناختی لازم برای مواجهه با ناملایمات را نیز در اختیار داشته باشند. در مجموع، حمایت اجتماعی ادراکشده، از طریق ایجاد یک شبکۀ امن روانی-اجتماعی، به دانشجویان کمک میکند تا با امید بیشتری به آینده نگاه کنند. یافتههای پژوهش تأکید میکند برنامههای مداخلهای در سطح دانشگاه که حمایت اجتماعی میان دانشجویان را تقویت میکنند، میتوانند نقشی مؤثر در بهبود سلامت روان و امیدواری دانشجویان ایفا کنند (Xiang et al., 2020).
یافتههای پژوهش نشان داد حس انسجام تأثیری مستقیم بر افزایش امیدواری دانشجویان دارد و در عین حال، به عنوان متغیری میانجی در روابط بین جهتگیری مذهبی و حمایت اجتماعی ادراکشده با امیدواری عمل میکند. این یافته با نتایج پژوهشهای پیشین (Ben-Naim et al., 2017; Colomer-Pérez et al., 2022; Fallahi et al., 2023; Feldman et al., 2018; López-Martínez et al., 2021) همسو بوده است. در تبیین این یافتهها، میتوان گفت دانشجویانی که از حس انسجام بیشتری برخوردار هستند، چالشها و فشارهای زندگی را به عنوان اموری قابل مدیریت و معنادار درک میکنند و این نگرش مثبت به آنها کمک میکند تا حتی در شرایط دشوار نیز به آیندهای روشن امیدوار باشند. حس انسجام که به معنای درک جهان به عنوان پدیدهای قابل فهم، معنادار و قابلکنترل است، نقش کلیدی در تبیین امیدواری دانشجویان ایفا میکند (Hatami Nejad et al., 2024). بر اساس نظریۀ آنتونوفسکی، حس انسجام نقش کلیدی در ارتقای سلامت روانی ایفا میکند و باعث میشود فرد در مواجهه با استرسها و چالشهای زندگی، نگرشی مثبتتر و سازگارانهتر داشته باشد (Antonovsky, 1993). این یافته که حس انسجام تأثیری مستقیم بر افزایش امیدواری دارد، به چند روش قابل تبیین است که نخست، زمانی که فرد از سطحی بالا از حس انسجام برخوردار باشد، وقایع زندگی را منطقی، قابل درک و مدیریتپذیر ادراک میکند. این ادراک مثبت باعث میشود فرد در مواجهه با چالشها احساس درماندگی کمتری داشته باشد و توانایی خود را برای کنترل شرایط و عبور از مشکلات باور کند. چنین نگرشی بهتدریج باعث شکلگیری امید به آینده میشود، زیرا فرد مشکلات را موقتی و قابل حل ارزیابی میکند. علاوه بر این، حس انسجام موجب میشود افراد در جریان زندگی خود معنا و هدفی مشخص را تجربه کنند. معناداشتن در زندگی یکی از مؤلفههای اساسی در شکلگیری امیدواری است. زمانی که افراد اهدافی ارزشمند برای خود تعریف میکنند و باور دارند که میتوانند به این اهداف دست یابند، سطح امیدواری آنها به شکلی معنادار افزایش پیدا میکند. در واقع، حس انسجام با فراهمآوردن چارچوبی شناختی و روانشناختی برای درک شرایط زندگی، مانع از شکلگیری احساس بینظمی و بیهدفی میشود و به فرد کمک میکند تا برای آیندۀ خود چشماندازی مثبت و امیدوارکننده ترسیم کند. همچنین، مطالعات پیشین نشان دادهاند حس انسجام میتواند به عنوان یک عامل محافظتی در برابر استرس و ناامیدی عمل کند (López-Martínez et al., 2021). افرادی که از حس انسجام بیشتری برخوردار هستند، در مقایسه با سایرین توانایی بیشتری در بازسازی ذهنی و تنظیم هیجانات خود دارند و این امر باعث میشود تا در شرایط دشوار، بهجای تسلیمشدن و گرفتارشدن در افکار منفی، با انگیزه و پشتکار بیشتری برای عبور از مشکلات تلاش کنند (Ben-Naim et al., 2017). این فرایند در نهایت باعث تقویت امیدواری و تابآوری روانشناختی میشود. در مجموع، یافته مؤید این است که حس انسجام نه فقط به عنوان یک عامل شناختی و روانشناختی، نقش اساسی در شکلدهی نگرش مثبت افراد نسبت به زندگی ایفا میکند، بلکه از طریق ایجاد معنا و مدیریتپذیری در زندگی، زمینه را برای افزایش امیدواری و ارتقای سلامت روانی فراهم میآورد. همچنین، نقش میانجی حس انسجام در روابط بین جهتگیری مذهبی و حمایت اجتماعی ادراکشده با امیدواری نیز در این پژوهش بهخوبی آشکار شد. حس انسجام که از سه مؤلفۀ درکپذیری، مدیریتپذیری و معناداری تشکیل شده است، به افراد کمک میکند تا جهان را به عنوان پدیدهای قابل فهم و معنادار ادراک کنند. بر اساس یافتههای پژوهش، جهتگیری مذهبی درونی با تقویت حس انسجام، به دانشجویان این امکان را میدهد تا چالشهای زندگی را در قالبی معنادار و قابلکنترل درک و در نتیجه، امیدواری بیشتری را تجربه کنند. همچنین، حمایت اجتماعی از طریق ایجاد حس انسجام به دانشجویان کمک میکند تا احساس تعلق و امنیت بیشتری داشته باشند و زندگی را منسجمتر و مدیریتپذیرتر درک کنند. در مجموع، حس انسجام به عنوان پلی میان عوامل مذهبی و اجتماعی، سازوکاری منسجم و یکپارچه برای تقویت امیدواری دانشجویان فراهم میکند.
به طور کلی، میتوان گفت این پژوهش نیز، مانند سایر پژوهشهای علمی، با محدودیتهایی همراه بوده است. نخست، جامعۀ آماری این مطالعه محدود به دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه لرستان بوده که ممکن است تعمیم نتایج به سایر جوامع آماری را با محدودیت مواجه کند. دوم، روش جمعآوری اطلاعات ابزارهای خودگزارشدهی بودهاند که ممکن است تحت تأثیر سوگیریهای پاسخدهی قرار گرفته باشند. سوم، این پژوهش به صورت مقطعی انجام شده است و نمیتوان روابط علّی بین متغیرها را به طور دقیق بررسی کرد. بنابراین، برای تأیید نتایج به مطالعات طولی نیاز است. بر همین اساس، پیشنهاد میشود پژوهشهای آتی با استفاده از نمونههای بزرگتر و متنوعتر در سایر دانشگاهها و محیطهای فرهنگی متفاوت تکرار شوند تا تعمیمپذیری نتایج افزایش یابد. همچنین، استفاده از روشهای ترکیبی (کمّی و کیفی) میتواند درکی عمیقتر از سازوکارهای مؤثر بر امیدواری دانشجویان ارائه دهد. پژوهشهای طولی نیز میتوانند تغییرات امیدواری در طول زمان و نقش متغیرهای پیشبین و میانجی را به طور دقیقتر بررسی کنند. علاوه بر این، بررسی مداخلات آموزشی و مشاورهای برای تقویت جهتگیری مذهبی درونی، حمایت اجتماعی و حس انسجام میتواند کاربردهای عملی پژوهش را گسترش دهد. در نهایت، به طور کلی، میتوان گفت نتایج پژوهش نشان داد جهتگیری مذهبی و حمایت اجتماعی ادراکشده نقشی مهم در تبیین امیدواری دانشجویان ایفا میکنند و حس انسجام به عنوان متغیر میانجی، این روابط را تقویت میکند. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که باورهای مذهبی درونی و حمایت اجتماعی، با تقویت احساس معنا، امنیت و انسجام در زندگی، به دانشجویان کمک میکنند تا دیدگاهی مثبتتر نسبت به آینده داشته باشند. بر این اساس، توجه به این عوامل میتواند در طراحی برنامههای مداخلهای برای ارتقای سلامت روان و امیدواری دانشجویان مؤثر باشد. یافتههای پژوهش تأکید میکند تقویت حس انسجام و حمایت اجتماعی در کنار ارتقای جهتگیری مذهبی درونی میتواند به عنوان راهکاری عملی برای بهبود وضعیت روانشناختی دانشجویان مورد توجه قرار گیرد.
[1] Life Expectancy Questionnaire
[2] Religions Orientation Scale (ROS)
[3] Sense of Coherence 13 scale (SOC)
[4] Multidimensional Scale of Perceived Social Support (MSPSS)
[5] Bootstrap
[6] Kolmogoro-Smirnov test
[7] Tolerance
[8] Variance Inflation Factors (VIF)
[9] Bartlett
[10] Durbin-Watson
[11] Kaiser-Meyer-Olkin (KMO)