نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشجوی دکترا روانشناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی،دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
2 دانشیار روانشناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی،دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
3 استادیار روانشناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی،دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
چکیده
کلیدواژهها
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
The aim of this study was to compare the effectiveness of positive psychotherapy and Self-Review on well-being and resilience among students as mothers. The study sample was consisted of twenty seven students of Alzahra University, who were mothers as well..They were selected through convenience sampling, and were randomly assigned to three self-review, positive psychotherapy and control groups. The data were measured using two questionnaires: Subjective Well-Being Questionnaire (RSPWB-SF) and Resilience Scale for Adults (RSA) in three phases of pretest, posttest and follow up. For the first group experimental,the positive psychotherapy was administered in seven sessions and for the second group, self-reviewtherapy was provided in six sessions. The control group has received no intervention. The data was analyzed by descriptive statistic and multivariate covariance method. The results indicated that mean scores of subjective well-being in post-test and follow-up were significantly increased in self- review and Positive Psychotherapy groups compared to control group. But resilience was not significant. Accordingly, the findings suggested that self-review and positive psychotherapy interventions had a significant effect on increasing the well-being of mothers. However, there was no significant difference between the two methods in terms of effectiveness on subjective well-being. These results can be construed as an evidence for using positive psychotherapy or self-review in psychological well-being for students as mothers.
کلیدواژهها [English]
دانشجویان مادر به سبب به عهده گرفتن نقشهای متفاوت مادری، همسری و اشتغال به تحصیل بهصورت همزمان، همواره در معرض تعارض کار - خانواده[1] قرار دارند؛ به این معنا که فشارهای ناشی از خواستههای نقشهای تحصیلی و خانوادگی باعث ناسازگاری و تعارض آن دو میشود. درواقع، تعارض وقتی پدید میآید که فرد دارای نقشهای متعدد باشد و هرکدام از این نقشها، خواستههایشان را به سهم خود در نیاز به زمان، انرژی و تعهد بر فرد تحمیل کنند. تعدد نقشها میتواند سلامت اشخاص را به خطر بیندازد (تامسون و استانوسکی، 2009).
یکی از مؤلفههای اصلی سلامت روان که از تعارض کار - خانواده تأثیر میپذیرد، بهزیستی روانی[2] است. شکلگیری مفهوم بهزیستی روانی به زمانی برمیگردد که به دنبال جنبش مثبتگرایی گروهی از روانشناسان بهجای اصطلاح سلامت روانی از اصطلاح بهزیستی روانشناختی[3] استفاده کردند. بهزیستی روانی بهصورت سازهای چندبعدی تعریف میشود که هم مؤلفههای شناختی و هم مؤلفههای عاطفی را در بر میگیرد. در بُعد عاطفی شامل تجربههای خوشایند (عواطف مثبت) و تجربۀ هیجانات منفی مثل درماندگی و نارضایتی (عواطف منفی) است. در بعد شناختی نیز شامل قضاوت دربارۀ کیفیت زندگی افراد یا به عبارتی رضایت از زندگی بهصورت کلی یا در حیطههای خاص است (دینر، 2009).
پژوهشها دربارۀ بهزیستی روانی، قلمروهایی از شخصیت، انگیزش و عاملهای شناختی را نشان دادهاند که همۀ این عوامل در رضایتمندی افراد از زندگی مشارکت دارند. از میان عوامل اثرگذار بر بهزیستی روانی میتوان به عامل تعارض کار - خانواده اشاره کرد (حاتم، کشتکاران و محمدپور، 1392).
رابطۀ تعارض کار - خانواده با بهزیستی روانی در ادبیات پژوهش با سه رویکرد مفهومپردازی شده است. رویکرد نخست، رویکرد تعارض - تنش است. در این مدل، تعارض، پیشآیند تنش در نظر گرفته میشود. رویکرد دوم، رویکرد تنش - تعارض است. براساس این مدل، تنش روانشناختی زیاد پیشآیند تعارض کار – خانواده است. براساس رویکرد سوم، یعنی رویکرد عملکرد متقابل، تنش روانی هم پیشآیند تعارض کار - خانواده است و هم پیامد آن. (رانتانن، کینومن، فلدت و پالکینن، 2008).
یکی از راههای شناختهشده توانمندسازی افراد در برابر تعارضهای گریزناپذیر زندگی، آموزش تابآوری[4] به افراد است. تابآوری یکی از سازههای مهم در حوزۀ روانشناسی سلامت است که جایگاه ویژهای در حوزههای روانشناسی مثبتنگر، روانشناسی خانواده و بهداشت روانی دارد. تابآوری، ظرفیت انسان برای مقابله و انطباق با سختی، رنج، مصیبت و دیگر عوامل استرسزا در زندگی روزانه تعریف شده است. مطالعات مختلف دربارۀ تابآوری تأکید میکند تابآوری فراتر از برخورد و انطباق با تجربههای آسیبزاست؛ بدین معنا که فرد قدرت بازگشت و رشد به شیوۀ مثبت در برابر شرایط نامناسب را دارد (سینات و دریویس، 2014).
تابآوری با تقویت عزت نفس بهمنزلۀ مکانیزم واسطهای به انطباقپذیری مثبت و بهزیستی روانی منتهی میشود و افرادی که از بهزیستی روانشناختی بیشتری برخوردارند، توانایی سازگاری آنها با مشکلات، بیشتر از کسانی است که از این مزیت برخوردار نیستند. ازطرفی، هرچه فرد قدرت بیشتری در تابآوری، مقابله با مشکلات و استرسهای زندگی داشته باشد، کمتر در معرض آشفتگیهای روانی و هیجانی قرار میگیرد و از سلامت و بهزیستی روانی بیشتری بهرهمند میشود. به نظر میرسد افراد تابآور، به طرز خلاقانه و انعطافپذیری به مسائل مینگرند، برای حل آنها طرح و برنامهریزی میکنند و در صورت نیاز نسبت به درخواست کمک از دیگران دریغ نمیورزند و منابع کاملی برای مقابله با مشکلات دارند که این عوامل باعث میشود فرد از بهداشتروانی و بهزیستی روانشناختی بیشتری برخوردار باشد (خسروشاهی بهادری و نصرتآباد هاشمی،1390).
با توجه به تأثیر تعارض کار - خانواده بر بهزیستی روانی دانشجویان مادر، شناسایی مداخلۀ اثربخش برای افزایش سطح تابآوری آنها ضرورت مییابد. در مرور پیشینه، بهندرت پژوهشی یافت میشود که به ارتقاء بهزیستی روانی و تابآوری در این گروه خاص منحصر باشد؛ بنابراین با تأکید بر کوتاهمدت بودن مداخله و مقرونبهصرفه بودن آن، این پژوهش به دنبال مقایسه و تعیین اثربخشی دو نوع مداخلۀ مثبت درمانگری[5] و مرور خویشتن[6] است که قبلاً کارایی خود را در ارتباط با سلامت روان در گروههای دیگر نشان دادهاند.
مثبت درمانگری در ادبیات پژوهش، رواندرمانی مثبتنگر نیز معرفی میشود. این مداخله روشی برآمده از نظریۀ روانشناسی مثبتنگر است که بر فرایندهای مثبت و تواناییهای افراد تأکید دارد و به درمانگران توصیه میکند به فرایندهای مثبت مراجعان خود که کم و بهندرت در زندگی آنها جریان دارد، توجه کنند (سلیگمن، رشید و پارکز، 2006). این رویکرد، مطالعۀ علمی کارکردهای بهینۀ انسانی، با هدف درک و بهکارگیری این کارکردها برای کامیابی و شکوفایی افراد و جوامع است (مگیار مویی، 2009/1391 ترجمۀ براتی سده). مرور ادبیات روانشناسی مثبتنگر بیانکنندۀ کاربردهای بالقوۀ این رویکرد برای طیف وسیعی از افراد است (اشنایدر و لوپز، 2007). پیشینۀ پژوهشی رواندرمانی مثبتنگر حاکی از اثربخشی این روش در افزایش بهزیستی روانی است (هنرمندزاده و سجادیان، 1395؛ اصلانی، احمد دوست و بهمنی، 1394؛ اسکرانک و همکاران 2014).
جمشیدیفر و همکاران (2015) در مطالعهای با هدف تعیین اثربخشی رواندرمانگری مثبت بر بهزیستی روانی بیماران مبتلا به سرطان سینه دریافتند که رواندرمانگری مثبت از میان ابعاد بهزیستی روانی تنها بر ابعاد تسلط، رابطۀ مثبت با دیگران و پذیرش، اثر مثبت و معنادار دارد.
در فراتحلیل جدیدتری نیز بولیر و همکاران (2013) نشان دادند مداخلات روانشناسی مثبت بهصورت معناداری بهزیستی روانی را افزایش میدهد و علائم افسردگی را کاهش میدهد؛ اگرچه اندازه اثری در دامنۀ کوچک تا متوسط گزارش شده بود. علاوه بر این، عمده مداخلات روانشناسی مثبت بررسیشده در این فراتحلیل، برآمده از یک قالب خودیاری بودند که گاهی متصل به دستورالعمل و حمایت حضوری میشدند و در گروههای ناهمتا انجام شده بودند. لیبومیرسکی و لایوس (2013) معتقدند مداخلههای روانشناسی مثبت با افزایش هیجان، افکار و رفتارهای مثبت و ارضای نیازهای اساسی افراد مثل خودمختاری، عشق و تعلق خاطر و ارتباط، باعث کاهش افسردگی و افزایش شادکامی و احساس بهزیستی روانی در افراد میشوند.
از سویی، اثربخشی عمدۀ مداخلههایی که در سالهای اخیر در کشورمان بر افزایش تابآوری در گروههای مختلف بررسی شدهاند، بر افزایش تابآوری بهصورت مستقیم با آموزش مهارتهای تابآوری (شجاعی و به پژوه، 1394)، آموزش تفکر انتقادی (ترخان، 1392)، آموزش مثبتاندیشی (مهرآفرید، خاکپور، جاجرمی و علیزاده موسوی، 1394)، آموزش راهبردهای معنوی (جناآبادی، 1393)، آموزش شیوههای مقابله با استرس (پشنگ حسنزاده، زارع و علیپور، 1391)، آموزش حل مسئلۀ اجتماعی (عطادخت، نوروزی و غفاری، 1392) پرداختهاند؛ اما به اثربخشی مداخلات رواندرمانی که با ساختارهای اساسی روان سروکار دارند، کمتر توجه شده است؛ بهطور مثال، اثر رواندرمانی مثبتنگر بر تابآوری در پژوهشهای فروغی (1390)، رحیمی، برجعلی و سهرابی (1394) نشان داده شده است. درواقع، رواندرمانی مثبتنگر با افزایش هیجانهای مثبت، دامنۀ تفکر عمل – لحظهای را گسترش میدهد (فردریکسن 2001 به نقل از مگیار موئی مگیار مویی، 2009/1391 ترجمۀ براتی سده). پادسکی و مونی (2012) نیز در پژوهشی، روش شناختی - رفتاری با تأکید بر نقاط قوت را برای افزایش تابآوری طراحی و اجرا کردند. آنها تواناییهای افراد را شناسایی کردند و باورهای آنها دربارۀ این توانمندیها را تصحیح کردند. درنهایت با ترغیب آنها برای به کار گرفتن این توانمندیها در مشکلات روزمره، میزان تابآوری این افراد را افزایش دادند.
ادبیات پژوهشی همبستگی تابآوری با خود را بهمنزلۀ ساختار شناختی مهم در قالب مفاهیم برآمده از آن ازجمله حرمت خود[7] (کاراتاس، 2011) و خودکارآمدی (ساگون و کارالای، 2013) نشان داده است. از میان روشهای درمانگری معطوف بر خود، این پژوهش بر روش مرور خویشتن تأکید دارد. این روش براساس مبانی روانشناختی برآمده از نظریات روانشناسهای عمدتاً شناختی، بهویژه بک[8] و الیس[9] و همچنین مبانی تعلیم و تربیت اسلامی و نیز نظریۀ علامه اقبال لاهوری تأکید دارد که ارجاع فرد به خویشتن و هشیارکردن آنها نسبت به خود، موجب خودآگاهی و افزایش سطح خودپنداشت در آنها میشود. ارتقاء سطح خودپنداشت، به افزایش اعتماد به نفس میانجامد که نقش انگیزشی و درمانی دارد. بر اساس این، روش مرور خویشتن، تدوینی از مبانی مذکور است که براساس اصل همبستگی خودهشیاری و بهینهسازی پاسخهای عاطفی - هیجانی در چند گام اجرا میشود (پورحسین، 1389). پیشینۀ پژوهشی تا کنون اثربخشی این روش را بر افزایش شادکامی و عزت نفس نوجوانان بزهکار دختر (پورحسین، شیخان و لواسانی، 1393)، افزایش شادکامی زنان (خدابندهلو، 1392)، کاهش علائم افسردگی و استرس بیماران قلبی (صفایی فیروزآبادی، پورحسن و لواسانی، 1392)، کاهش علائم افسردگی نوجوانان بزهکار (صمیمی و ترکان، 1385به نقل از پورحسین، 1389) نشان داده است.
به دلیل اینکه مرور خویشتن مبنایی شناختی دارد و اثربخشی روش شناختی - رفتاری بر افزایش تابآوری در پژوهشهای متعددی نشان داده شده است (روغنچی، محمد، چینگ، مؤمنی و گل محمدیان، 2013؛ مین و همکاران، 2013؛ استالارد و بوک، 2013)، انتظار میرود بر افزایش تابآوری دانشجویان مادر نیز اثر داشته باشد. بنابراین با این توضیحات، هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مداخلۀ مثبت درمانگری و مرور خویشتن در افزایش بهزیستی روانی و تابآوری دانشجویان مادر بود و با توجه به پیشینۀ پژوهشی، فرضیههای زیر بررسی شد.
1- مداخلۀ مثبت درمانگری بهزیستی روانی دانشجویان مادر را نسبت به گروه گواه در مرحله پسآزمون و پیگیری افزایش میدهد.
2- مداخلۀ مثبت درمانگری تابآوری دانشجویان مادر را نسبت به گروه گواه در مرحلۀ پسآزمون و پیگیری افزایش میدهد.
3-مداخلۀ مرور خویشتن بهزیستی روانی دانشجویان مادر را نسبت به گروه گواه در مرحلۀ پسآزمون و پیگیری افزایش میدهد.
4- مداخلۀ مرورخویشتن تابآوری دانشجویان مادر را نسبت به گروه گواه در مرحلۀ پسآزمون و پیگیری افزایش میدهد.
5-بین اثربخشی مداخلۀ مثبت درمانگری و مرور خویشتن در افزایش بهزیستی روانی دانشجویان مادر در مرحله پسآزمون و پیگیری تفاوت وجود دارد.
6- بین اثربخشی مداخلۀ مثبت درمانگری و مرور خویشتن در افزایش تابآوری دانشجویان مادر در مرحله پسآزمون و پیگیری تفاوت وجود دارد.
روش
روش پژوهش، جامعۀ آماری و نمونه: پژوهش حاضر یک مداخلۀ درمانی بود و پیرو طرحی از نوع نیمهآزمایشی در سه حالت پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری با گروه گواه انجام گرفت. جامعۀ آماری این پژوهش را کلیۀ دانشجویان مادر تشکیل میدادند که در مقاطع کارشناسی، ارشد و دکتری در دانشگاه الزهرا مشغول به تحصیل بودند. 27 نفر از دانشجویان مادر با نمونهگیری در دسترس بهعنوان نمونه انتخاب شدند. 9 نفر در گروه مداخلۀ مثبت درمانگری، 9 نفر در گروه مداخلۀ مرور خویشتن و 9 نفر از آنها در گروه گواه قرار گرفتند. معیارهای ورود این افراد شامل نداشتن بیماری روانی در خود یا فرزند یا همسر، نداشتن بیماری جسمانی در خود یا فرزند یا همسر، مصرفنکردن دارو، زندگی همراه همسر (مطلقه یا بیوه نباشد) بود.
ابزار سنجش:مقیاس بهزیستی روانی ریف (فرم کوتاه) [10]: در اواخر دهۀ 80 میلادی، ریف (1989) مدلی چندبعدی از بهزیستی روانشناختی را بهعنوان تلاش برای شکوفاکردن قابلیتهای وجودی انسان گسترش داد. این مدل، بهزیستی روانشناختی را فرایند رشد همهجانبهای میداند که در طول عمر گسترده است و شش بعد استقلال، تسلط محیطی، رشد شخصی، روابط مثبت با دیگران، هدفمندی در زندگیو پذیرش خود را اندازهگیری میکند. ریف و کیز (1995) بر پایۀ تعریف مفهومی ابعاد مختلف این مدل، مقیاسی را بهمنظور اندازهگیری و عملیاتیکردن هریک از این ابعاد بهصورت فرم خود گزارشدهی طراحی کردند. نسخۀ اولیۀ این مقیاس، 120 آیتم دارد. در بررسیهای بعدی که دربارۀ ویژگیهای روانسنجی این مقیاس انجام گرفت، فرمهای کوتاهتر این مقیاس (18، 42، 54 و 84 سؤالی ) نیز تدوین شد. ریف در سال ( 1989) نسخۀ کوتاه (18 سؤالی) مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف را طراحی و در سال 2002 دربارۀ آن تجدید نظر کرد. این نسخه مشتمل بر 6 عامل است. سؤالهای 9، 12و 18 عامل استقلال، سؤالهای 1، 4 و 6 عامل تسلط بر محیط، سؤالهای 7، 15 و 17 عامل رشد شخصی، سؤالهای 3، 11 و 13 عامل ارتباط مثبت با دیگران، سؤالهای 5، 14 و 16 عامل هدفمندی در زندگی و سؤالهای 2، 8 و 10 عامل پذیرش خود را میسنجند. مجموع نمرات این شش عامل، نمرۀ کل بهزیستی روانی محاسبه میشود. این آزمون نوعی ابزار خودسنجی است که در پیوستاری 6 درجهای از «کاملاً موافقم» تا «کاملاً مخالفم» (یک تا شش) پاسخ داده میشود. نمرۀ بیشتر نشاندهندۀ بهزیستی روانشناختی بهتر است. از بین کل سؤالات، 10 سؤال بهصورت مستقیم و 8 سؤال به شکل معکوس نمرهگذاری میشوند (سفیدی و فرزاد، 1388). همبستگی نسخۀ کوتاه مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف با مقیاس اصلی از 71/ 0 تا 89/0 در نوسان بوده است ( ریف و سینگر، 2006). خانجانی، شهیدی، فتحآبادی، مظاهری و شکری (1393) در پژوهشی به بررسی ساختار عاملی و ویژگیهای روانسنجی فرم کوتاه (18 سؤالی) مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف پرداختند. بدین منظور، طی پژوهش توصیفی از نوع همبستگی، 976 نفر (647 دختر و 329 پسر) از بین دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی، انتخاب و با نسخۀ کوتاه مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف، سیاهۀ رواندرمانی مثبتنگر و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس آزموده شدند. نتایج تحلیل عامل تأییدی تک گروهی نشان داد در کل نمونه و در دو جنس، الگوی شش عاملی این مقیاس (پذیرش خود، تسلط محیطی، رابطۀ مثبت با دیگران، داشتن هدف در زندگی، رشد شخصی و استقلال) از برازش خوبی برخوردار است. همسانی درونی این مقیاس با استفاده از آلفای کرونباخ در 6 عامل پذیرش خود، تسلط محیطی، رابطۀ مثبت با دیگران، داشتن هدف در زندگی، رشد شخصی و استقلال بهترتیب برابر با 51/0، 76/0، 75/0، 52/0، 73/0، 72/0 به دست آمد.
مقیاس تابآوری بزرگسالان[11] :(RSA) فرایبورگ، همدل، روزنوینگ و مارتیناسن (2003) فرم 37 سؤالی مقیاس تابآوری بزرگسالان را با اجرای روش تحلیل عاملی طراحی کردند. این مقیاس از 5 خردهمقیاس شایستگی فردی[12]، شایستگی اجتماعی[13]، حمایت اجتماعی[14] و انسجام خانواده[15] و ساختارها و سازههای فردی[16] تشکیل شده است و در یک پیوستار 4 درجهای از «کاملاً موافقم» تا «کاملاً مخالفم» (صفر تا پنج) پاسخ داده میشود. سؤالات خردهمقیاس شایستگی فردی (سؤالهای 1 الی 11)، مقیاس شایستگی اجتماعی ( سؤالهای 12 الی 19) ، انسجام خانواده (سؤالهای 20 الی 24) حمایت اجتماعی (سؤالهای 25 الی 32)، و ساختارها و سازههای فردی (سؤال های 33 الی 37) هستند.
ورنر (ورنر، 1989؛ به نقل از فرایبورگ و همکاران، 2003) ثبات درونی بیشتری را برای همه بعدها از دامنۀ 93/0 تا 74/0 بیان کرد و ثبات درونی برای کل پرسشنامه را برای همۀ مادهها با روش آلفای کرونباخ 93/0 گزارش کرده است. کشتکاران (1388) بهمنظور بررسی روایی سازه و تأیید ساختار عاملی مقیاس از روش تحلیل عاملی به روش مؤلفههای اصلی با چرخش قائم استفاده کرد و مقدار KMO را برابر با 85/0 و آزمون بارتلت برابر با 972 /3736 به دست آورد که در سطح P<0/001 معنادار شد. همچنین میزان آلفای کرونباخ این آزمون را 93/0 به دست آورد. این میزان برای خردهمقیاس شایستگی فردی 83/0، شایستگی اجتماعی 86/0، انسجام خانواده 84/0، حمایت اجتماعی 85/0 و عامل سازههای فردی 76/0 به دست آمد. در پژوهش چالمه (1393) نیز روایی همگرایی و روایی واگرا با مقیاس پرخاشگری باس و پری تأیید شد. میزان پایایی آزمون اصلاحشدۀ 37 سؤالی با روش آلفای کرونباخ 89/0 به دست آمد و برای خردهمقیاس شایستگی فردی 90/0، خردهمقیاس شایستگی اجتماعی 83/0، انسجام خانواده 72/0، عامل حمایت اجتماعی 71/0 و عامل سازههای فردی 8/0 به دست آمد.
روش اجرا و تحلیل: افراد گروه مثبت درمانگری در هفت جلسه یک ساعته بهصورت هفتگی مطابق با برنامۀ سلیگمن و همکاران (2006) شرکت کردند (جدول 1).
افراد گروه مرور خویشتن نیز در شش جلسه یک ساعته بهصورت هفتگی مطابق با مراحل تدوینشدۀ پورحسین (1389) شرکت کردند (جدول 2).
همۀ جلسات در هر دو گروه بهصورت فردی انجام شد. افراد گروه مثبت درمانگری و هم مرور خویشتن در سه مرحله شامل قبل از شروع جلسات، بعد از اتمام جلسات و یک ماه و نیم بعد از اتمام جلسات ازطریق پرسشنامه بهزیستی روانی ریف و مقیاس تابآوری فرایبورگ ارزیابی شدند.
افراد گروه گواه نیز در سه بازۀ زمانی با فاصله یک ماه و نیم بین هر بازه ازطریق پرسشنامههای بهزیستی روانی و تابآوری ارزیابی شدند.
برای بررسی و مقایسۀ اثربخشی مداخلۀ مثبت درمانگری و مرور خویشتن در افزایش بهزیستی روانی و تابآوری آزمودنیها از روش تحلیل کواریانس چندمتغیره استفاده شد.
جدول 1. خلاصۀجلساتمداخلۀمثبتنگربراساسالگوی سلیگمن و همکاران (2006)
|
جلسه |
عنوان جلسه |
شرح محتوا و اهداف |
|
1 |
جهتگیری |
|
|
2 |
تعهد |
توانمندی خاص را تعیین کنید:
|
|
3 |
تعهد/لذت |
پرورش توانمندی خاص و هیجانات مثبت:
|
|
4 |
لذت/تعهد |
قدردانی:
|
|
5 |
لذت/تعهد |
بخشش:
|
|
6 |
لذت |
خوشبینی و امید:
|
|
7 |
تعهد/معنا |
آموزش برای بهبود روابط مثبت اجتماعی و شادکامی در زندگی
|
جدول 2. خلاصۀ جلسات مداخله مرور خویشتن براساس الگوی پورحسین (1389)
|
جلسه |
عنوان جلسه |
فرایند و تکالیف |
|
1 |
توصیف خود |
درخواست از مراجع برای توصیف خود در ده جمله |
|
2
|
مرور جملات |
مرور جملات، توضیح بیشتر جملات توسط آزمودنی، استفاده از تکنیک انعکاس احساسات توسط درمانگر همچنین تکلیف آزمودنی برای جلسۀ بعد ادامۀ نوشتن جملات، مشخصکردن جملات منفی و ادامۀ آنها با واژه در عوض یا اما و مرور دوبارۀ جملات مثبت |
|
3 |
ادامۀ مرور جملات |
مرور جملات، توضیح بیشتر جملات توسط آزمودنی، استفاده از تکنیک انعکاس احساسات توسط درمانگر همچنین تکلیف آزمودنی برای جلسۀ بعد ادامۀ نوشتن جملات، مشخصکردن جملات منفی و ادامۀ آنها با واژه در عوض یا اما و مرور دوبارۀ جملات مثبت |
|
4 |
تکمیل جملات منفی با جملات مثبت |
مرور جملات جدید و جملاتی که با در عوض ادامه یافتهاند و طبیعتاً مثبت خواهند بود. مرور این جملات باعث میشود تمرکز انرژی روانی بر جملات منفی کاهش یابد و تنظیم انرژی صورت گیرد |
|
5 |
مرور دوبارۀ جملات |
همانند مرحله دو با این تفاوت که جملات مثبت بیشتر ابراز میشوند و در آغاز جمله قرار میگیرند و به سطح هوشیاری میآیند |
|
6 |
توصیف دوبارۀ خود |
مرحلۀ پیگیری در صورت وجود باورهای منفی |
یافتهها
صرفنظر از 4 نفر ریزشی که در طول پژوهش رخ داد (یک نفر از گروه گواه، دو نفر از گروه مثبت درمانگری و یک نفر از گروه مرور خویشتن) دامنۀ سنی شرکتکنندگان 23 تا 50 سال با میانگین سنی 11/32 و انحراف معیار 33/6 بود. همچنین 4/7 درصد از دانشجویان در مقطع کارشناسی، 63 درصد در مقطع کارشناسی ارشد، 6/29 درصد در مقطع دکتری تحصیل میکردند. با توجه به طرح پژوهش حاضر که از نوع پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری بود، برای تحلیل دادهها و بهمنظور کنترل اثر پیشآزمون و پسآزمون از روش تحلیل کواریانس چندمتغیری استفاده شد.
قبل از انجام تحلیل، مفروضههای تحلیل کواریانس چندمتغیری بررسی شد (مفروضههای همسانی ماتریسهای واریانس - کواریانس، همگنی واریانس سه گروه و همگنی ضرایب رگرسیون دو مرحله
پسآزمون و پیگیری(. نتایج نشاندهندۀ رعایت مفروضهها بود. سپس تحلیل کواریانس انجام شد.
آمارۀ چندمتغیری لامبدای ویلکس در سطح (05/0>P) در مرحلۀ پسآزمون [36/0= ، 024/0= P،12/3= (44،4)F] معنادار شد؛ اما در مرحلۀ پیگیری معنادار نشد.
با استفاده از تحلیل کواریانس تکمتغیره، این موضوع بررسی شد که تأثیر متغیر مستقل بر هرکدام از متغیرهای وابسته در مراحل پسآزمون و پیگیری چه مقدار بوده است.
جدول (3) نتایج اثربخشی آموزش مثبتنگری و مرور خویشتن بر متغیرهای تابآوری و بهزیستی روانی دانشجویان مادر در مرحلۀ پسآزمون و جدول (4) نتایج اثربخشی آموزش مثبتنگری و مرور خویشتن در مرحلۀ پیگیری را نشان میدهد.
جدول3. نتایجتجزیهوتحلیلکواریانسبرایبررسیتأثیرآموزشمثبتنگری و مرور خویشتنبرمتغیرهایتابآوری و بهزیستی روانی دانشجویان مادرومیانگینتعدیلشدۀ سهگروهدرمرحلۀ پسآزمون
|
متغیرها |
منابع تغییرات |
مجموع مجذورات |
درجۀ آزادی |
میانگین مجذورات |
F |
معناداری (P) |
مجذور اتا |
گروه |
میانگین تعدیل شده |
توان |
|
تابآوری |
پیشآزمون عضویتگروهی |
69/878 04/125 |
1 2 |
69/878 524/62 |
80/7 55/0 |
01/0 58/0 |
26/0 04/0 |
مثبتنگر مرور خویشتن گواه |
96/137 03/141 44/135 |
83/0 13/0 |
|
بهزیستی روانی |
پیشآزمون عضویت گروهی |
03/172 55/331 |
1 2 |
03/172 77/165 |
39/7 12/7 |
01/0 004/0 |
25/0 39/0 |
مثبتنگر مرور خویشتن گواه |
82/76 42/76 53/68 |
82/0 94/0 |
براساس یافتههای جدول (3) نتایج تحلیل کواریانس در مرحله پسآزمون نشان دادند با کنترل نمرههای پیشآزمون، آموزش مثبتنگری و روش مرور خویشتن موجب افزایش 39 درصدی بهزیستی روانی شدهاند. بر اساس این، اثربخشی مثبتنگری و مرور خویشتن بر بهزیستی روانی در مرحلۀ پسآزمون تأیید شد؛ اما نتایج مربوط به متغیر تابآوری معنادار نشدند.
برای مقایسۀ تفاوت اثربخشی درمانهای مثبتنگری و مرور خویشتن بر بهزیستی روانی دانشجویان مادر از
آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد. نتایج نشان دادند این دو نوع مداخله در اثربخشی بر بهزیستی روانی دانشجویان مادر تفاوت معنیداری با هم ندارند. (05/0<P) اندازۀ اثر برای مثبت درمانگری با روش کوهن معادل d=1/32 و برای روش مرور خویشتن d=1/31 به دست آمد که نشان میدهد روش مثبت درمانگری، اثربخشی بیشتری نسبت به روش مرور خویشتن دارد؛ اما این تفاوت، معنیدار نیست.
جدول4. نتایجتجزیهو تحلیلکواریانسبرایبررسیتأثیرآموزشمثبتنگری و مرور خویشتنبرمتغیرهایتابآوری و بهزیستی روانی دانشجویان مادرومیانگینتعدیلشدۀ سهگروهدرمرحلۀ پیگیری
|
متغیرها |
منابع تغییرات |
مجموع مجذورات |
درجۀ آزادی |
میانگین مجذورات |
F |
معناداری (P) |
مجذور اتا |
گروه |
میانگین تعدیل شده |
توان |
|
تابآوری |
پیشآزمون عضویتگروهی |
72/1665 56/158 |
1 2 |
72/1665 28/79 |
46/15 74/0 |
001/0 48/0 |
41/0 06/0 |
مثبتنگر مرور خویشتن گواه |
01/141 86/140 34/135 |
98/0 17/0 |
|
بهزیستی روانی |
پیشآزمون عضویتگروهی |
12/493 82/306 |
1 2 |
12/493 41/153 |
95/14 65/4 |
001/0 021/0 |
40/0 29/0 |
مثبتنگر مرور خویشتن گواه |
01/76 37/73 28/67 |
98/0 94/0 |
براساس یافتههای جدول (4) نتایج تحلیل کواریانس تکمتغیره در مرحلۀ پیگیری نشان داد با کنترل نمرههای پیشآزمون، آموزش مثبتنگری و روش مرور خویشتن موجب افزایش 29 درصدی بهزیستی روانی شدهاند. بر اساس این، اثربخشی مثبتنگری و مرور خویشتن بر بهزیستی روانی یعنی فرضیههای اول و سوم در مرحلۀ پیگیری تأیید شد؛ اما نتایج مربوط به متغیر تابآوری معنادار نشد.
برای مقایسۀ تفاوت اثربخشی درمانهای مثبتنگری و مرور خویشتن بر بهزیستی روانی دانشجویان مادر در مرحلۀ پیگیری از آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد. نتایج نشان دادند این دو نوع مداخله در اثربخش بر بهزیستی روانی دانشجویان مادر، تفاوت معنیداری با هم ندارند (05/0<P) اندازۀ اثر برای مثبت درمانگری با روش کوهن معادل01/1 d= و برای روش مرور خویشتن 71/0 d= به دست آمد که نشان میدهد روش مثبت درمانگری اثربخشی بیشتری نسبت به روش مرور خویشتن دارد؛ اما این تفاوت، معنیدار نیست.
بنابراین تنها فرضیههای اول و سوم پژوهش مبنی بر اثربخشی مثبت درمانگری و مرور خویشتن بر بهزیستی روانی در مرحلۀ پسآزمون و پیگیری تأیید شدند و فرضیه های دوم و چهارم مبنی بر اثربخشی مثبت درمانگری و مرور خویشتن بر تابآوری در مرحلۀ پسآزمون و پیگیری و همچنین فرضیههای پنجم و ششم مبنی بر تفاوت اثربخشی روشهای مثبت درمانگری و مرور خویشتن بر تابآوری و بهزیستی روانی در مرحلۀ پسآزمون و پیگیری تأیید نشدند.
بحث
هدف پژوهش، بررسی اثربخشی روشهای مثبت درمانگری و مرور خویشتن در افزایش بهزیستی روانی و تابآوری دانشجویان مادر بود که بدین منظور دادههای بهدستآمده از 27 مادر دانشجوی شرکتکننده در پژوهش تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان دادند اجرای مداخلۀ مثبت درمانگری موجب افزایش بهزیستی روانی دانشجویان مادر شده است. این یافته با نتایج پژوهشهای هنرمندزاده و سجادیان (1395)، اصلانی و همکاران (1394)، بولیر و همکاران (2013)، اسکرانک و همکاران (2014) هماهنگ است. برای تبیین این یافته باید به همخوانی فرض اساسی روانشناسی مثبتگرا و مفهوم بهزیستی روانی از یکسو و نقش تکالیف و تمرینهای موجود در پروتکل روانشناسی مثبتگرا از سوی دیگر اشاره کرد. یکی از ابعاد مفهومی بهزیستی روانی، نسبت هیجانهای مثبت یا خوشایند به هیجانهای منفی و ناخوشایند است. هر چقدر نسبت هیجانات خوشایند بیشتر باشد، بهزیستی روانی فرد بهتر میشود. در همین راستا یکی از فرضهای اساسی روانشناسی مثبتگرا نظریۀ ساخت و گسترش هیجانهای مثبت است. این نظریه به اهمیت هیجانهای مثبت در زندگی انسانها و کاربرد آن اشاره دارد. رواندرمانی مثبتنگر مبتنی بر این نظریه، برای ایجاد هیجانهای مثبت تکالیفی را برای مراجعان در نظر میگیرد. رواندرمانی مثبتگرا در آغاز با متوجهکردن دانشجویان مادر بر توانمندیها و تواناییهای خود و تشویق آنها به استفاده از این توانمندیها در حل مشکلات روزمره، فرصت موفقیت در حل مشکلات و درنتیجه، احساس مثبت نسبت به خود را در آنها افزایش میدهد. تکالیف معرفی مثبت خود و کاربرگ استفاده از توانمندیها به همین منظور تهیه شده است. در مرحلۀ بعد، دانشجویان مادر با تمرین شکرگزاری ضمن عادتدادن ذهن خود به یادآوری اتفاقهای مثبت و هر چند کوچک در طول روز، به نقش خود در ایجاد این اتفاقات پی میبرند و درنتیجه، عزت نفس و خودمختاری آنها افزایش مییابد که این از مؤلفههای اصلی بهزیستی روانی در مدل ریف است. همچنین دانشجویان مادر با تمرین بخشش با نوشتن نامۀ بخشش ضمن رهایی از عواطف منفی، مسیر عواطف مثبت را در ذهن خود هموار میکنند در نتیجه بهزیستی روانی آنها افزایش مییابد. از سوی دیگر، آموزش امید و خوشبینی نیز در افزایش بهزیستی روانی آنها نقش دارد. ضمن اینکه آموزش مهارتهای اجتماعی با فراهمکردن فرصت ایجاد ارتباط توأم با صمیمیت و احترام با افراد خانواده و دوستان، با فراهمکردن منابع حمایتی اجتماعی، زمینۀ تجربۀ هیجانات مثبت و به تبع آن، افزایش بهزیستی روانی را در آنها فراهم میکند. به عبارت دیگر، رواندرمانی مثبتگرا با استفاده از این تکالیف بهصورت هدفمند با ارضای نیازهای اساسی افراد مثل خودمختاری، عشق و تعلق خاطر و ارتباط، باعث کاهش افسردگی و افزایش شادکامی و احساس بهزیستی روانی در آنها میشود (لیبومیرسکی و لایوس، 2013).
از سوی دیگر، تأثیر مداخلۀ مثبت درمانگری بر افزایش تابآوری دانشجویان مادر با پژوهشهای فروغی (1390)، رحیمی و همکاران (1394)، مهر آفرید و همکاران (1394)، پادسکی و مونی (2012) مطابقت ندارد و این در حالی است که مطابق با فرضیۀ گسترش، طبق نظر فردریکسن (فردریکسون، 2001 به نقل از مگیار موئی مگیار مویی، 2009/ 1391 ترجمۀ براتی)، هیجانهای مثبت دامنۀ تفکر عمل- لحظه ای را گسترش میدهند که نتیجۀ آن دامنهای وسیع از افکار و اعمالی است که فرد احتمالاً پی خواهد گرفت؛ بنابراین انتظار میرفت رواندرمانی مثبتنگر با افزایش هیجانات مثبت به دانشجویان مادر این امکان را بدهد تا احتمالات و امکانات بیشتری را برای حل تعارضات کار خانواده خود ببینند و خوشبینانهتر فکر کنند و این امر به ایجاد مهارتهای مقابلهای و درنتیجه، تابآوری بیشتر آنها کمک کند(مگیار مویی، 2009/ 1391 ترجمۀ براتی سده).
هرچند میزان تابآوری مادران در طول درمان افزایش یافت، شاید به دلیل کوچکبودن حجم نمونه این میزان معنادار نشد.
نتایج نشان دادند اجرای مداخلۀ مرور خویشتن موجب افزایش بهزیستی روانی دانشجویان مادر شده است. این یافته با یافتههای پورحسین و همکاران (1393) و خدابنده لو (1392) هماهنگ است. در تبیین آن میتوان با توجه به بعد شناختی مفهوم بهزیستی روانی به این نکته اشاره کرد که در روش مرور خویشتن، شخص فعالیت شناختی مثبت انجام میدهد. به عبارتی دیگر، فرد تلاش میکند صرفاً ویژگیهای منفی خود را مشاهده نکند، بلکه بهصورت ارادی به جستجوی ویژگیهای مثبت بپردازد و خویشتن را با تمامی ویژگیها بررسی کند. همچنین، از شخص خواسته میشود هنگامی که یکی از ویژگیهای منفی خود را بیان میکند، آن ویژگی را با استفاده از واژۀ «در عوض» با یک ویژگی مثبت همراه کند. به عبارتی دیگر، شخص یاد میگیرد هم به صفات منفی و هم به صفات مثبت توجه کند. توجه فعالانه و ارادی به ویژگیهای مثبت، ذهن شخص را برای توجه به ویژگیهای مثبت پرورش میدهد و این فعالیت به نیرومندترکردن جهتگیری ذهن به سوی فعالیتهای شناختی مثبت منجر میشود و درنهایت، سوگیری شناختی را از توجه به ویژگیهای منفی به توجه به ویژگیهای مثبت انتقال میدهد. به عبارتی دیگر، انجام فعالیت مثبت و ارادی مرور خویشتن، تداعی ذهنی در بیان ویژگیهای مثبت خود را تقویت و تداعی ذهنی در بیان ویژگیهای منفی را تضعیف میکند. هنگامی که شخص خویشتن را بیشتر با صفات مثبت تداعی میکند، احساس رضایت و خشنودی میکند و هنگامی که شخص خویشتن را با ویژگیهای منفی تداعی میکند، احساس نارضایتی و ناخشنودی میکند؛ بنابراین این روش با تقویت بعد شناختی بهزیستی روانی، میزان آن را در دانشجویان مادر افزایش داده است (خدابنده لو، 1392).
تأثیر مداخلۀ مرور خویشتن بر افزایش تابآوری دانشجویان مادر با پژوهشهای پورحسین و همکاران (1393)، روغنچی و همکاران (2013)، مین و همکاران (2013)، استالارد و بوک[17] (2013) هماهنگ نبود. به نظر میرسد افزایش تابآوری به برنامههای درمانی بلندمدتتری نیاز دارد؛ هرچند کوچکبودن حجم نمونه نیز بیتأثیر نیست.
فرضیۀ پنجم و ششم پژوهش مبنی بر تفاوت اثربخشی روشهای مثبت درمانگری و مرور خویشتن در افزایش بهزیستی روانی و تابآوری دانشجویان مادر تأیید شد. برای تبیین آن میتوان گفت روش مرور خویشتن، یکی از مداخلات فعالیتی مثبت[18] (PAIs) در نظر گرفته میشود. مداخلات فعالیتی مثبت شامل راهبردهای شناختی و رفتاری ساده و خودیاری هستند که بهوسیلۀ خویشتن انجام میشوند و برای نمایش افکار و رفتارهای افراد شاد طراحی شدهاند. این مداخلات بهنوبۀخود، شادکامی افراد را افزایش میدهند (لیبومیرسکی و لایوس، 2013). مرور خویشتن نیز روش فعالیت شناختی مثبت است که از فرد میخواهد ویژگیهای مثبت خویشتن را در کنار دیگر ویژگیها شناسایی، بازیابی و مرور کند؛ بنابراین تفاوت محسوسی بین این دو روش یافت نشده است.
از محدودیتهای پژوهش حاضر، محدودبودن نمونه به دانشجویان تهرانی، نمونهگیری در دسترس و استفاده از ابزار خود گزارشدهی است. این پژوهش تنها روی دانشجویان مادر صورت گرفته است؛ با این حال، پدران دانشجو در مقاطع تحصیلات تکمیلی نیز از تعارض کار خانواده مصون نیستند؛ بنابراین پیشنهاد میشود این پژوهش روی پدران دانشجو و در سطح وسیعتری انجام شود. از لحاظ کاربرد نیز، درمجموع با توجه به تأثیرگذاری این دو روش بر افزایش بهزیستی روانی دانشجویان مادر و با توجه به کوتاهمدتبودن و مقرون به صرفه بودن آنها استفاده از این دو روش بهمنظور پیشگیری از پیامدهای منفی تعارض کار - خانواده در دانشجویان مادر پیشنهاد میشود. استفاده از این مداخلات مدعیان سلامت روان زنان، ضمن ایجاد اثرات مثبت بر نظام خانواده، مسیر پیشرفت و دنبالکردن انگیزههای تحصیلی و شغلی را در زنان هموار میکند. نظر به اینکه جامعهای بالنده خواهد بود که در دامن مادران بالنده پرورش یافته باشد، از دانشگاهها انتظار میرود در کنار تصویب قوانین تسهیلکننده در امر آموزش بر ارائۀ خدمات بهداشت روان به دانشجویان مادر با توجه به نتایج پژوهش حاضر اهتمام ورزند.
قدردانی و تشکر
از کلیۀ کسانی که مرا در اجرای این پژوهش یاری کردند، ازجمله اساتید دانشگاه الزهرا و بهخصوص مادران عزیزی که با صبر، حوصله و نظم در برنامۀ درمانی مربوط به پژوهش شرکت داشتند، تشکر و قدردانی میشود.
[1] . work-family conflict
[2] . subjective Well-being
[3] .psychological Well-being
[4] . resilience
[5] .positive psychotherapy
[6] . self-review
[7] .self-esteem
[8] .Beck
[9] . Ellis
[10] . psychological Well-Being Scale
[11] .scale for adult resilience
[12] . personal competence
[13] . social competence
[14] . social support
[15] . family coherence
[16] . personal structure
[17] . Stallard, & Buck
[18] . positive activity interventions