Document Type : Research Paper
Authors
1 Master of Counseling, Department of Counseling,Faculty of Humanities, North Tehran Branch, Islamic Azad University, Tehran, Iran
2 Assistant Professor, Counseling Department, Faculty of Education and Psychology, Alzahra University, Tehran, Iran
Abstract
Keywords
علل مختلف در محیط کار ممکن است بر سلامت روانی و جسمی افراد تأثیر بگذارند؛. به طوری که کار در مشاغل دشوار، افراد شاغل را در معرض مواجهه با شرایطی خطرناک قرار میدهد و تنشهای فیزیولوژیکی و روانی بسیاری را برجا میگذارد، زیرا ماهیت شغل این افراد به گونهای است که آنها را در شرایطی فشارزا قرار میدهد که توانایی اجتناب از آن را ندارند و مجبور به تحمل آن هستند و همین امر فشار روانی شدیدی را بر آنها وارد میکند (Wagner et al., 2024). آتشنشانی[1] نمونهای از این مشاغل منحصربهفرد و پراسترس است که آتشنشانان[2] را در معرض محیطهای خطرناک و استرسزا، شرایط اضطراری و ساعات کاری نامنظم قرار میدهد و سلامت جسمی و روانی آنها را با چالشهای متعدد روبهرو میکند (حاجیمحمدی، 1403). آتشنشانان به علت مواجهۀ مکرر با وقایع چالشبرانگیز و آسیبزا، به عنوان گروهی با ریسک زیاد ابتلا به اختلالات روانی و مشکلات جسمی شناخته میشوند. در عین حال، آنها میتوانند با پذیرش آسیب، یادگیری از تجربیات دشوار و ایجاد تغییرات مثبت در زندگی، به رشد پس از سانحه[3] دست یابند (Bakirci et al., 2025).
رشد پس از سانحه به بازیابی مجدد ارزشها و باورها و ایجاد تغییرات شخصی و روانشناختی مثبتی گفته میشود که پس از وقوع یک حادثۀ سخت یا تروماتیک[4] ایجاد میشوند و نتیجۀ مبارزۀ سازگارانۀ فرد با حادثه استرسزاست (Jian et al., 2023). رشد پس از سانحه یک تعامل پیچیده بین تروما و رشد شخصی است و باعث تبدیل تجربیات منفی به فرصتهای رشد و انطباق مثبت میشود (Ganai et al., 2024). در نتیجه، رشد پس از سانحه به معنای بازگشت به تجربۀ زندگی قبل از دورۀ درد و رنج ناشی از حادثه نیست، بلکه نشاندهندۀ تغییرات قابل ملاحظه در زندگی، تغییرات روانی در تفکر و ارتباط فرد با جهان است که به یک فرایند تغییر شخصی عمیق و معنادار منجر میشود و کاهش تحریکپذیری و بهبود سریع در پاسخ به عوامل استرسزای مشابه در آینده را به همراه دارد (Corn & Feldman, 2024). رشد پس از سانحه در میان آتشنشانان نیز پدیدهای مثبت و به معنای رشد و تحول فردی پس از مواجهه با حوادث آسیبزاست. این رشد شامل تغییرات مثبت در نگرش، روابط و درک فرد از خود و جهان است و در آتشنشانان ممکن است از طریق غلبه بر چالشهای شغلی و عاطفی ناشی از حوادث رخداده در حین کار حاصل شود (Shin et al., 2024).
عوامل متعدد بر رشد پس از سانحۀ افراد تأثیر میگذارند و منابع دلبستگی[5] یکی از عواملی است که به واسطۀ تأثیری که بر ساختاردهی مثبت مجدد ذهن دارد، با رشد پس از سانحه مرتبط است (Christie & Sandoval, 2024). سبکهای دلبستگی[6] به الگوهای رفتاری و احساسی فرد در روابط نزدیک و صمیمانه اشاره دارد که در دوران کودکی شکل میگیرند و در بزرگسالی نیز بر نحوۀ برقراری ارتباط و تعامل با دیگران تأثیر میگذارند (زاهدیان و همکاران، 1402). از نظر بالبی[7]، دلبستگی به معنای پیوند عاطفی است که در کودکی، بین کودک و مراقب اصلی وی شکل میگیرد و بر رشد اجتماعی و احساس کودک در کل زندگی تأثیر میگذارد (صالحبیک و بهزادپور، 1403)؛ به طوری که افراد با دلبستگی ایمن، سطحی بالاتر از اعتماد و رضایت و سطحی پایینتر از تعارضات دارند، در حالی که افراد با دلبستگی دوسوگرا با عدم تعادل در احساسات و تعارضات بیشتر و افراد با دلبستگی اجتنابی با رضایت و صمیمیت کمتر و تعارضات بیشتر مشخص میشوند (محمدی و همکاران، 1403).
بنابراین، افرادی که سبک دلبستگی ایمنتری دارند، ممکن است در مواجهه با رویدادهای آسیبزا، انعطافپذیری بیشتری نشان دهند و در نتیجه، احتمال تجربۀ رشد پس از سانحه در آنها بیشتر باشد. در مقابل، افرادی که سبک دلبستگی ناایمن دارند، ممکن است در مواجهه با رویدادهای آسیبزا، بیشتر دچار مشکل شوند و در نتیجه، تجربۀ رشد پس از سانحه برای آنها دشوارتر باشد (Shang et al., 2025). بر این اساس، فرد دارای سبک دلبستگی ایمن میتواند بر باورهای مربوط به خود، تنظیم هیجان و چگونگی تجربۀ یک رویداد آسیبزا و پیامدهای آن تأثیر بگذارد، سطوح تنش و ناتوانی را در شرایط ناگوار تعدیل کند، اثرات منفی تنش را کم رنگتر جلوه دهد و به انطباقی سازگارانه و مثبت دست پیدا کند (Schuitmaker et al., 2023). به این ترتیب، سبکهای دلبستگی که از منابع درونفردی هستند، میتوانند پردازش شناختی وقایع مختلف را تحت تأثیر قرار دهند و نگرش منفی یا برعکس نگرش سازنده نسبت به حوادث و استرس ناشی از آنها ایجاد کنند (ظفرطلب و تکلوی، 1402). در واقع، دلبستگی ایمن عاملی مهم در کمینهکردن شرایط بحرانی و بیشینهکردن میزان تابآوری در آتشنشانان است، زیرا آتشنشانان دارای این سبک دلبستگی میتوانند رویدادهای استرسزای مربوط به شغل خود را کمتر تهدیدکننده ارزیابی کنند (Leonard et al., 2023).
ظفرطلب و تکلوی (1402) در پژوهشی، نقش سبکهای دلبستگی و مکانیسمهای دفاعی در پیشبینی رشد پس از آسیب در بازماندگان متوفیان کرونا در شهر تهران را بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که سبک دلبستگی ایمن و مکانیسم دفاعی رشدیافته ممکن است به رشد پس از آسیب منجر شوند. محمد و برجعلی (1400) نیز مطالعهای با هدف بررسی نقش راهبردهای شناختی تنظیم هیجان و سبکهای دلبستگی در پیشبینی رشد پس از آسیب انجام دادند و نتایج این مطالعه نشان داد دلبستگی اجتنابی و اضطرابی و راهبردهای تنظیم هیجان سازشیافته پیشبینیکنندۀ معنادار رشد پس از آسیب هستند. همچنین، یه و همکاران در مطالعهای که انجام دادند به این نتیجه رسیدند که روابط بینفردی همبستگی معناداری با رشد پس از سانحه در بیماران همودیالیزی دارد (Ye et al., 2025). ایمی و همکاران نیز پژوهشی با هدف بررسی نقش تابآوری، خودکارآمدی و روابط مثبت دوران کودکی بر رشد پس از سانحه در میان بازماندگان زلزلههای ۲۰۲۳ ترکیه انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که تابآوری، خودکارآمدی و روابط مثبت دوران کودکی به عنوان مکانیسمهای محافظتی در ارتقای رشد پس از سانحه در بازماندگان زلزله عمل میکنند (Ime et al., 2025).
همچنین، معنای زندگی[8] اشاره به نوعی از احساس ارتباط با خالق هستی، داشتن هدف در زندگی، تعقیب و نیل به اهداف باارزش و رسیدن به تکامل دارد (عمویی و همکاران، 1403). از این رو، معنا نقش محوری و اساسی در سلامت روان و سایر ابعاد وجودی انسان از جمله سلامت جسمانی، اجتماعی و معنوی دارد و سایر ویژگیهای انسان حول محور معنا، مفهوم واقعی پیدا میکنند (Han et al., 2023). در ضمن، معنای زندگی برای هر فرد مطابق اهداف، تلاش برای رسیدن به آنها و در نهایت، احساس رضایت و خوشبختی او تعیین میشود (عمویی و همکاران، 1403). بر این اساس، اگر آتشنشانان پس از مواجهه با یک حادثۀ دشوار و استرسزا، به جهانبینی جدیدی دست یابند و بتوانند معنایی ارزشمند برای رنج و آسیب خود پیدا کنند، به رشد و بالندگی شخصی و اجتماعی بالایی میرسند (زراعتحرفه، 1400). بنابراین، با وجود رویدادهای ناخوشایند و استرسزا در شغل آتشنشانی، فرایند آموختن و یافتن معنای زندگی از طریق رنج حاصل از تروما، رویدادی مثبت است که ممکن است باعث بازگرداندن تعادل به زندگی شود (Zhang et al., 2025). در واقع، چالشها و بحرانهای شغلی آتشنشانان ممکن است به آنها درکی عمیقتر از خود و جهان اطراف بدهد و درک معنای زندگی ممکن استباعث افزایش قابلیت سازگاری و انطباق با شرایط استرسزا، رشد شخصی و رشد پس از سانحه در آتشنشانان شود (Serrano-Ibanez et al., 2023).
در واقع، میتوان گفت در مشاغل استرسزا، یافتن معنا و هدف فراتر از وظایف روزمره برای حفظ انگیزه و سلامت روان ضروری است که این معنا ممکن است از درک تأثیر مثبت کار بر دیگران، حس تعهد به کار تیمی، یا حتی تلاش برای بهبود مستمر در شرایط دشوار ناشی شود (صداقتی و همکاران، 1403). از این رو، معنای زندگی در آتشنشانان با ایجاد این درک که کارشان در خدمت هدفی بزرگتر است، میتواند به آنها در غلبه بر استرسها و چالشهای شغلی کمک کند (خیردست و همکاران، 1403). در این رابطه، هان و همکاران در پژوهشی به این نتیجه رسیدند که معنا در زندگی تأثیری مثبت و معنادار بر رشد پس از سانحۀ پرستاران در طول همهگیری کووید-۱۹ دارد (Han et al., 2023). همچنین، عمویی و همکاران (1403) در پژوهشی، ارتباط سلامت معنوی و رشد پس از سانحه در بیماران بهبودیافته از کووید-19 را تأیید کردند. جواهری و همکاران (1400) نیز در مطالعهای، رابطۀ بین رشد پس از سانحه و معنای زندگی با نقش واسطهای بهزیستی معنوی در بیماران بهبودیافته از ویروس کرونا را تأیید کردند.
نتایج دیگر پژوهشها نشان میدهد عوامل شناختی بیشترین تأثیر را بر رشد پس از سانحه داشتهاند و در حقیقت، اساس و پایۀ رشد پس از سانحه بر فرایندهای شناختی بنا نهاده شده است (هاشمیانمقدم و همکاران، 1400). بنابراین، ضرورت دارد تا به عوامل مؤثر بر شناختی مؤثر بر رشد پس از سانحه نیز توجه شود و یکی از عناصر شناختی اساسی که بر رشد پس از سانحه اثر مستقیم دارد، نشخوار فکری[9] است (امانی و همکاران، 1401). نشخوار فکری، افکار و باورهایی است که به طور مکرر توجه شخص را به هیجان و احساسهای منفیاش و ماهیت و مفاهیم ضمنی این احساسها از جمله دلایل، مفاهیم و پیامدهای احساسها معطوف میکند (دوزنده نرگسی و همکاران، 1403). نشخوار فکری با برانگیختن تصاویر ناخوانده، خلق منفی و استرس را در افراد بعد از تجربۀ آسیب تشدید میکند و باعث ایجاد اختلال پس از سانحه میشود (Clout et al., 2024).
در واقع، پس از تجربۀ وقایع دشوار و استرسزا، یک بازسازی شناختی صورت میگیرد و طرحوارۀ جدید شناختی به وجود میآید که در صورت عدم نشخوارهای فکری، این فرایند میتواند مقاومت را بهبود بخشد و باعث رشد پس از آسیب شود (Romeo et al., 2022). ولی افراد با وجود باورها و افکار منفی مداوم، ممکن است توسط یک تجربۀ آسیبزا، بیشتر از حد به چالش کشیده شوند و از این رو، امکان بازسازی شناختی بعدی برای آنها فراهم نشود و در نهایت، استرس پس از سانحه را تجربه کنند (قاسمزاده برکی و همکاران، 1402). بنابراین، نشخوار فکری در آتشنشانان باعث میشود آنها مدام درگیر افکار منفی و تکراری شوند، مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه شوند و نتوانند بهدرستی بر وظایف شغلی خود تمرکز کنند و حتی در تصمیمگیریهای شغلی خود دچار تردید و وسواس شوند که این امر ممکن است روند کار آنها را کند و یا حتی مختل کند (Park et al., 2023).
مطالعاتی محدود ارتباط نشخوار فکری با رشد پس از سانحه را در کارکنان مشاغل استرسزا بررسی کردهاند، از جمله امانی و همکاران (1401) در پژوهشی، نقش حمایت اجتماعی، تابآوری و نشخوار فکری در پیشبینی رشد پس از سانحۀ بهبودیافتگان از کرونا را بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که نشخوار فکری بیشترین نقش را در پیشبینی رشد پس از سانحه در بهبودیافتگان از کرونا دارد. همچنین، زو و همکاران در پژوهشی که با هدف بررسی تأثیر نشخوار فکری بر رشد پس از سانحۀ دانشجویان در طول همهگیری کوید-19 انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که نشخوار فکری با رشد پس از سانحه همبستگی منفی و معناداری دارد (Xu et al., 2023). ایمز و اوکانر نیز مطالعهای با هدف بررسی نقش میانجی معنویت در رابطۀ بین نشخوار فکری با رشد پس از سانحه و اختلال پس از سانحه انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که نشخوار فکری با رشد پس از سانحه و اختلال پس از سانحه رابطهای معنادار دارد و معنویت میتواند تأثیر نشخوار فکری بر اختلال استرس پس از سانحه را تعدیل کند و به رشد پس از سانحه منجر شود (Eames & O’Connor, 2022).
بر اساس مطالعات مطرحشده، میتوان گفت اگرچه شواهد زیادی برای رشد پس از آسیب در مشاغل یا افراد مختلف وجود دارد، در آتشنشانان، ارتباط آن و سازوکارهایی که از طریق آن ایجاد میشوند، هنوز بهخوبی شناخته نشدهاند. همچنین، اگرچه بحرانها و چالشهای شغلی میتوانند همۀ افراد را تحت تأثیر قرار دهند، افراد بر اساس برخی از ویژگیهای روانی و شخصیتی، واکنشهایی متفاوت را به دنبال تجربۀ این بحرانها نشان میدهند؛ در نتیجه، لازم است ارتباط رشد پس از سانحه با این ویژگیها بیشتر بررسی شود (جواهری و همکاران، 1400). پس با توجه به اینکه آتشنشانان به دلیل شرایط شغلیشان، در حالت تنش مداوم قرار دارند، در محیط کاری خود، همیشه آمادۀ فراخوانی برای انجام عملیات نجات هستند و در کار روزمرۀ خود، با وظایف و تکالیفی مواجه میشوند که تهدیدکننده هستند، واکنش طبیعی ترس، درماندگی و استفاده از راهکارهای مقابلهای گوناگون در آنها طبیعی است (خیردست و همکاران، 1403). ولی شرایط شغلی دشوار همراه با تجربۀ رویدادهای آسیبزا در آتشنشانان، علاوه بر واکنشهای طبیعی، ممکن است به ایجاد استرس پس از سانحه، پریشانی و افسردگی یا به یک تحول مثبت و رشد پس از سانحه منجر شود (Serrano-Ibanez et al., 2023) که این تأثیرات به ویژگیهای شخصی و روانی آتشنشانان از جمله نوع سبک دلبستگی، معنای زندگی و نشخوار فکری در آنها بستگی دارد. بنابراین، در صورت عدم تناسب میان ویژگیهای روانی و فردی آتشنشانان و شرایط و ویژگیهای شغل آتشنشانی، انجام فعالیتهای شغلی ممکن است موجب نارضایتی، تحلیل قوای جسمی و روانی و در نهایت بیماری و حوادث ناگوار بیشتر شود. از این رو، با توجه به نقش مهم سبکهای دلبستگی، معنای زندگی و نشخوار فکری در واکنشهای روانی افراد در مواجهه با شرایط استرسزا و چالشبرانگیز، پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که آیا سبکهای دلبستگی، معنای زندگی و نشخوار فکری بر رشد پس از سانحه در آتشنشانان تأثیری معنادار دارند.
روش
روش پژوهش، جامعۀ آماری، نمونه: پژوهش حاضر از نظر هدف، جزو پژوهشهای کاربردی و از نظر روش، توصیفی-همبستگی با استفاده از مدلیابی معادلات ساختاری بود.
جامعۀ آماری در این پژوهش را کلیۀ آتشنشانان شاغل در سه منطقۀ عملیاتی آتشنشانی شهرداری تهران شامل منطقۀ یک عملیاتی با گسترۀ چهار منطقۀ تهران (۲، ۵، ۲۱ و ۲۲)، منطقۀ سه عملیاتی با گسترۀ سه منطقۀ تهران (۱، ۳، ۴) و منطقۀ شش عملیاتی با گسترۀ سه منطقۀ تهران (۷، ۸، ۱۳) در سال 1404 تشکیل دادند. حداقل حجم نمونۀ مدل معادلات ساختاری بر اساس تعداد سازههای اصلی یا متغیرهای پنهان تعیین میشود؛ به طوری که برای سازگاری با الگوی معادلات ساختاری، تعداد نمونه باید دستکم 15 برابر متغیرهای مشاهدهشده باشد. همچنین، با وجود آنکه در رابطه با حجم نمونۀ لازم برای مدلهای ساختاری توافق کلی وجود ندارد، از نظر بسیاری از پژوهشگران، حداقل حجم نمونۀ لازم 200 نفر است (Kline, 2011). بنابراین، در پژوهش حاضر، ابتدا پرسشنامههای پژوهش در میان آتشنشانان شاغل در سه منطقۀ عملیاتی مدنظر توزیع شدند و از آنها درخواست شد کسانی که رضایت به همکاری با پژوهشگر دارند، به پرسشهای پرسشنامه با دقت و صداقت پاسخ دهند. پس از جمعآوری پرسشنامههای تکمیلشده توسط 450 نفر از آتشنشانان، از میان آنها، افرادی که معیارهای ورود را برآورده میکردند و بالاترین نمرات را در پرسشنامۀ ترومای سازمانی دریافت کرده بودند، به عنوان نمونه انتخاب شدند. به این ترتیب، نمونۀ پژوهش شامل 200 نفر از آتشنشانان سه منطقۀ عملیاتی یک، سه و شش از شهر تهران بود که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی چندمرحلهای انتخاب شدند. ملاکهای ورود به پژوهش عبارت بودند از: رضایت آگاهانه از شرکت در پژوهش و تجربۀ حوادث آسیبزا ناشی از کار در 12 ماه گذشته بر اساس نمرۀ بهدستآمده از پرسشنامۀ ترومای سازمانی. بررسی اطلاعات جمعیتشناختی گروه نمونه نشان داد میزان تحصیلات 102 نفر لیسانس، 75 نفر فوقلیسانس و بالاتر و 23 نفر فوقدیپلم و کمتر بود. همچنین، 163 نفر از شرکتکنندگان در پژوهش متأهل، 31 نفر مجرد و 7 نفر مطلقه بودند. اطلاعات مربوط به سابقۀ خدمت در آتشنشانی نیز نشان داد 87 نفر 11 تا 20 سال، 70 نفر بالاتر از 21 سال و 43 نفر 1 تا 10 سال سابقۀ خدمت داشتند.
ابزار سنجش: در پژوهش حاضر، برای جمعآوری دادهها و اطلاعات از پرسشنامههای زیر استفاده شد.
پرسشنامۀ ترومای سازمانی[10]: پرسشنامۀ ترومای سازمانی توسط استاینکمپ و دیوریس به منظور سنجش ترومای سازمانی طراحی و تدوین شده است. این پرسشنامه دارای ۵ پرسش است و ترومای سازمانی ناشی از حوادث منفی و تهدیدکننده در سازمان را میسنجد. نمرهگذاری پرسشنامه بر اساس طیف لیکرت پنجدرجهای است. دامنۀ نمرات این پرسشنامه بین 5 تا 25 است و هرچه امتیاز حاصلشده از این پرسشنامه بیشتر باشد، نشاندهندۀ میزان بیشتر ترومای سازمانی خواهد بود. استاینکمپ و دیوریس روایی محتوایی پرسشنامه را 91/0 و پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ را 94/0 گزارش کردند (Steinkamp, 2014). در پژوهش حیدری (1398)، روایی محتوایی (79/0) و روایی صوری این پرسشنامه مناسب ارزیابی شده است. همچنین، پایایی این پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 7/0 برآورد شد. در پژوهش حاضر، آلفای کرونباخ برای این پرسشنامه 88/0 محاسبه شد. این پرسشنامه برای غربالگری آتشنشانانی استفاده شد که حوادث آسیبزای بیشتری را تجربه کرده بودند.
پرسشنامۀ معنای زندگی[11]: این پرسشنامه توسط استیگر و همکاران در سال 2006 طراحی و در سال 2010 ویرایش شد. این پرسشنامه دارای 10 گویه و دو مؤلفۀ وجود معنا (پرسشهای 1 تا 5) و جستوجوی معنا (پرسشهای 6 تا 10) است که با یک مقیاس لیکرت پنجدرجهای (کاملاً مخالفم=1 تا کاملاً موافقم=5) نمرهگذاری میشود. در پژوهش استیگر و همکاران، روایی همگرا حضور معنا 86/0 و جستوجوی معنا 87/0 به دست آمد. همچنین، همسانی درونی با استفاده از آلفای کرونباخ برای مؤلفۀ وجود معنا 82/0 و برای مؤلفۀ جستوجوی معنا 87/0 گزارش شد و پایایی بازآزمایی یکماهه برای وجود معنا 70/0 و برای جستوجوی معنا 73/0 به دست آمد (Steger et al., 2006). در پژوهش مصرآبادی و همکاران (1392)، روایی محتوایی پرسشنامه به میزان 90/0 تأیید شده است و پایایی پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ 75/0 به دست آمد. در پژوهش حاضر نیز آلفای کرونباخ برای مؤلفۀ وجود معنا 78/0 و برای مؤلفۀ جستوجوی معنا 83/0 محاسبه شد.
پرسشنامۀ نشخوار فکری[12]: پرسشنامۀ نشخوار فکری ابتدا توسط نولن-هوکسما و مورو برای سنجش نشخوار فکری طراحی و ساخته شد (Nolen-Hoeksema & Morrow, 1991). نسخۀ ۲۲پرسشی استفادهشده در پژوهش حاضر، نسخۀ بازنویسیشدۀ این پرسشنامه است که توسط ترینور و همکاران بازبینی و معرفی شد (Treynor et al., 2003).
و بر اساس طیف چهارگزینهای لیکرت (هرگز تا همیشه)، نشخوار فکری را میسنجد. این پرسشنامه دارای سه مؤلفه است که عبارتاند از: بروزدادن (شامل پرسشهای 7، 11، 12، 20 و 21)، در فکر فرورفتن (شامل پرسشهای 5، 10، 13، 15 و 16) و افسردگی (شامل پرسشهای 1 تا 4، 6، 8، 9، 14، 17، 18، 19 و 22). نمرۀ کل در این پرسشنامه از جمع نمرات همۀ گویهها به دست میآید و نمرۀ بالاتر نشاندهندۀ نشخوار فکری بیشتر است. ضرایب پایایی این نسخه برای خردهمقیاسهای درونفکنی و تأمل به ترتیب 77/0 و 72/0 گزارش شده است (Treynor et al., 2003). این مقیاس در ایران توسط باقرینژاد و همکاران (1389) به فارسی ترجمه شده است و ضریب آلفای کرونباخ آن 88/0 به دست آمد. معنویپور و شاهحسینی (1394) نیز در مطالعۀ خود ضریب پایایی 73/0 را برای نسخۀ فارسی این مقیاس گزارش کردند. در پژوهش حاضر نیز آلفای کرونباخ برای نمرۀ کل این پرسشنامه 85/0 محاسبه شد.
پرسشنامۀ سبک دلبستگی بزرگسالان[13]: این آزمون که توسط هازان و شاور ساخته شده، یک ابزار خودگزارشدهی است که بر مبنای سبکهای دلبستگی سهگانۀ اینزروث (ایمن، اجتنابی و دوسوگرا) طراحی شده است. این مقیاس شامل توصیفهایی در زمینۀ احساسات فرد دربارۀ درک او از روابط خود با افراد مهم زندگی فعلی وی است که 15 پرسش دارد و روی یک مقیاس لیکرت پنجدرجهای (خیلی کم=1 تا خیلی زیاد=5) ارائه میشود؛ به طوری که آزمونشونده به هر کدام از این توصیفها نمرهای بالاتر اختصاص دهد، سبک دلبستگی او محسوب میشود. حداقل و حداکثر نمره در خردهمقیاسهای این پرسشنامه به ترتیب 5 و 25 است. هازان و شاور ضریب پایایی این پرسشنامه را بین 83/0 تا 89/0 گزارش کردند. همچنین، روایی پرسشنامه به وسیلۀ همسانی درونی سبکهای دلبستگی، به ترتیب برای سبک ایمن، اجتنابی و دوسوگرا 74/0، 70/0 و 55/0 به دست آمد و پایایی آن 84/0 در دلبستگی ایمن، 81/0 در دلبستگی اجتنابی و 78/0 در دلبستگی ناایمن دوسوگرا محاسبه شد (Hazan & Shaver, 1987). در پژوهش صالحزاده و همکاران، پایایی پرسشنامۀ سبک دلبستگی بزرگسالان با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای سبکهای دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا (اضطرابی) به ترتیب 81/0، 83/0 و 77/0 گزارش شده است (Salehzadeh et al., 2024). در پژوهش حاضر نیز پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا به ترتیب 75/0، 80/0، 77/0 محاسبه شد.
پرسشنامۀ رشد پس از سانحه[14]: این پرسشنامه توسط تدسچی و کالهون به منظور ارزیابی تغییرات خودادراکی افراد، مرتبط با تجربۀ حوادث آسیبزا ساخته شده است. این پرسشنامه شامل 21 پرسش و 5 زیرمقیاس است که عبارتاند از: شیوههای جدید (2-13-14-19-21)، در ارتباط با دیگران (6-7-9-12-15-18-20)، قدرت شخصی (4-8-10-17)، ارزش زندگی (1-3-11) و تغییر معنوی (5-16). نمرهگذاری پرسشنامه بر اساس طیف لیکرت پنجدرجهای است و نمرات زیرمقیاسها به وسیلۀ جمع نمرات عبارات در هر عامل حساب میشود. دامنۀ نمرات آزمودنیها در این پرسشنامه بین 0 تا 105 است که نمرۀ بیشتر نشاندهندۀ رشد بیشتر و نمرۀ کمتر نیز نمایانگر رشد کمتر است. تدسچی و کالهون همسانی درونی پرسشنامه را با استفاده از آلفای کرونباخ برابر 90/0 و همسانی درونی زیرمقیاسها را بین 67/0 تا 85/0 گزارش کردند (Tedeschi & Calhoun, 1996). در پژوهش جواهری و همکاران (1400)، روایی محتوایی برای نمرۀ کل پرسشنامه 78/0، همسانی درونی نمرۀ کل پرسشنامه 76/0 و ضریب بازآزمایی 79/0 به دست آمد. در پژوهش حاضر نیز پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای نمرۀ کل پرسشنامه 82/0 محاسبه شد.
روش اجرا و تحلیل: برای اجرای این پژوهش ابتدا مجوزهای لازم از سازمان آتشنشانی تهران بزرگ و حراست سازمان اخذ شد. سپس سه منطقۀ عملیاتی آتشنشانی شهر تهران شامل منطقۀ یک عملیاتی، منطقۀ سه عملیاتی و منطقۀ شش عملیاتی به صورت تصادفی انتخاب شدند و از هر منطقه 2 ایستگاه آتشنشانی که حاضر به همکاری با پژوهشگر بودند، به صورت در دسترس انتخاب شدند. پس از هماهنگی با مسئولان ایستگاههای آتشنشانی انتخابشده و قبل از تکمیل پرسشنامهها، پژوهشگر در جلسهای کوتاه، هدف از انجام پژوهش را برای آتشنشانان توضیح داد و پرسشنامههای پژوهش را برای غربالگری آتشنشانانی که تجربۀ حوادث آسیبزا داشتند (با توجه به نمرۀ پرسشنامۀ ترومای سازمانی)، همراه با فرم رضایتنامۀ کتبی در اختیار آنان قرار داد تا پس از آگاهی از مفاد آن و جلب رضایت به مطالعه وارد شوند و از آنها درخواست شد کسانی که رضایت به همکاری با پژوهشگر دارند، به پرشسهای پرسشنامهها با دقت و صداقت پاسخ دهند. پس از جمعآوری پرسشنامههای تکمیلشده توسط 450 نفر از آتشنشانان، از میان آنها 200 نفر از کسانی که معیارهای ورود را برآورده میکردند و بالاترین نمرات را در پرسشنامۀ ترومای سازمانی دریافت کرده بودند، به عنوان نمونه انتخاب شدند. در این پژوهش، تمامی اصول اخلاقی مرتبط از جمله محرمانهبودن پرسشنامهها، استفاده از اطلاعات فقط در راستای اهداف پژوهش و رضایت شرکتکنندگان برای ورود به پژوهش رعایت شدند. در نهایت، به منظور تجزیهوتحلیل دادهها، از آزمونهای میانگین و انحراف معیار، همبستگی پیرسون و الگویابی معادلات ساختاری استفاده شد. تمامی تحلیلها با استفاده از نرمافزارهای SPSS26 و AMOS24 انجام شد.
یافتهها
ابتدا در جدول 1 یافتههای توصیفی شامل میانگین، انحراف معیار، کشیدگی و چولگی دادههای خام ارائه شده است.
شاخصهای توصیفی میانگین، انحراف معیار و چولگی و کشیدگی
Table 1
Descriptive Indices of the Mean Results, Standard Deviation and Skew and Kurtosis
|
متغیر |
میانگین |
انحراف معیار |
چولگی |
کشیدگی |
|
ارزشهای زندگی |
33/8 |
16/2 |
66/0 |
2 |
|
شیوههای جدید |
28/14 |
21/3 |
71/0 |
48/1 |
|
قدرت شخصی |
19/9 |
29/3 |
21/1 |
79/0 |
|
تغییر معنوی |
55/5 |
51/1 |
86/0 |
89/1 |
|
در ارتباط با دیگران |
40/23 |
96/4 |
76/0- |
23/0 |
|
رشد پس از سانحه |
76/60 |
02/12 |
87/0 |
60/1 |
|
سبک دلبستگی ایمن |
70/21 |
62/2 |
68/0 |
10/1 |
|
سبک دلبستگی اجتنابی |
85/14 |
08/2 |
21/0- |
54/1 |
|
سبک دلبستگی دوسوگرا |
78/25 |
57/3 |
01/2 |
02/11 |
|
افسردگی |
25/25 |
18/5 |
73/2 |
68/1 |
|
در فکر فرورفتن |
98/8 |
78/1 |
79/0 |
85/0 |
|
بروزدادن |
06/10 |
54/1 |
05/0- |
74/2 |
|
نشخوار فکری |
29/44 |
29/7 |
90/1 |
78/1 |
|
حضور معنا |
58/19 |
47/5 |
73/0 |
75/0- |
|
جستوجوی معنا |
93/22 |
47/3 |
09/1 |
23/1 |
|
معنای زندگی |
51/42 |
32/8 |
01/1 |
03/0 |
ج
جدول 2 نتایج مربوط به همبستگی پیرسون برای بررسی رابطۀ بین متغیرهای پژوهش را نشان میدهد.
جدول 2
ماتریس همبستگی بین متغیرهای پژوهش
Table 2
Correlation Matrix between Research Variables
|
متغیر |
1 |
2 |
3 |
4 |
5 |
6 |
|
1- سبک دلبستگی ایمن |
1 |
|
|
|
|
|
|
2- سبک دلبستگی اجتنابی |
268/0** |
1 |
|
|
|
|
|
3- سبک دلبستگی دوسوگرا |
444/0** |
666/0** |
1 |
|
|
|
|
4- نشخوار فکری |
483/0-** |
060/0- |
07/00- |
1 |
|
|
|
5- معنای زندگی |
193/0** |
130/0 |
405/0** |
120/0- |
1 |
|
|
6- رشد پس از سانحه |
563/0** |
387/0** |
402/0** |
279/0-** |
344/0** |
1 |
**. *p* < 0.01 (دو دامنه)
جدول ماتریس همبستگی نشان میدهد بین رشد پس از سانحه با سبکهای دلبستگی و حضور معنا در زندگی رابطه وجود دارد (001/0≥p) و جهت رابطه مثبت است؛ به این معنا که افزایش سبکهای دلبستگی و داشتن معنا در زندگی باعث افزایش رشد پس از سانحه میشود و برعکس. رشد پس از سانحه قویترین رابطه را با سبک دلبستگی ایمن دارد و همچنین، با نشخوار فکری رابطهای منفی و معنادار دارد؛ یعنی هرچه نشخوار فکری بیشتر باشد، رشد پس از سانحه کمتر میشود. بنابراین، بر اساس رابطۀ معنادار بین متغیرها، شرط لازم برای بررسی رابطه و تنظیم مدل محقق شده است (جدول 2).
در پژوهش حاضر، برای بررسی برازش رابطه از روش مدلیابی معادلات ساختاری استفاده شد. پیش از کاربرد این روش، بررسی پیشفرضهای این رویکرد آماری ضروری است. بنا بر پیشنهاد کلاین، مفروضههای بهنجاری تکمتغیری به کمک برآورد مقادیر کجی و کشیدگی آزمون و تأیید شدند (Kline, 2011). با توجه به اینکه دامنۀ کجی و کشیدگی متغیرها در بازۀ 2± قرار داشت، نرمالبودن تکمتغیری تأیید شد. برای بررسی نرمالبودن چندمتغیری از ضریب کشیدگی استانداردشدۀ مردیا[15] و نسبت بحرانی استفاده شده است. بنا بر پیشنهاد بلانچ، مقادیر کوچکتر از 5 برای نسبت بحرانی به عنوان عدم تخطی از نرمالبودن چندمتغیره در نظر گرفته میشود (Blunch, 2012). در این پژوهش، ضریب مردیا 621/4 و نسبت بحرانی 598/2 به دست آمده که کمتر از عدد 5 است. بنابراین، فرض نرمالبودن چندمتغیری برقرار است. برای بررسی عدم وجود دادههای پرت چندمتغیری، شاخص فاصلۀ ماهالانوبیس[16] بررسی شد و سطوح معناداری کمتر از 05/0 حاکی از دورافتادهبودن دادههای پرت مدنظر است. بر اساس این شاخص، سه دادهۀ پرت شناسایی شدند. همچنین، مفروضۀ عدم همخطی چندگانه با شاخصهای تحمل (VIF)[17] و عامل تورم واریانس (ML)[18] ارزیابی شد. در این تحلیل، در هیچ یک از مقادیر آمارههای تحمل و عامل تورم واریانس محاسبهشده برای متغیرهای پژوهش، انحرافی از مفروضۀ همخطی چندگانه مشاهده نشد. بنابراین، بررسی پیشفرضهای آماری نشان داد روش مدلیابی معادلات ساختاری، روشی مناسب برای ارزیابی برازش مدل است و برای برآورد پارامترها از روش بیشینۀ درستنمایی[19] استفاده شده است.
پیش از بررسی ضرایب ساختاری، برازندگی الگوی مدل پیشنهادی بررسی شد. نتایج مربوط به شاخصهای برازش مدل پیشنهادی پژوهش در جدول 3 و خوود مدل در شکل 1 نشان داده شده است.
جدول 3
شاخصهای برازندگی الگوی پیشنهادی پژوهش
Table 3
Appropriateness Indices of the Proposed Research Model
|
شاخص برازندگی |
χ2 |
Df |
P-value |
CMIN/df |
RMSEA(CL90%) |
PNFI |
CFI |
PCFI |
IFI |
GFI |
|
اصلاح شده |
155/130 |
59 |
001/0> |
20/2 |
(07/0- 05/0)069/0 |
619/0 |
978/0 |
629/0 |
978/0 |
964/0 |
*میزان قابل قبول شاخصها PNFI, PCFI, ((>.5، CFI,GFI, IFI (>.9)، RMSEA (<0.08)، CMIN/DF (3 > خوب، 5> قابل قبول) (Kline, 2011)
مدل ساختاری
Figure 1
Structural Model
بنابراین، با توجه به شاخصهای برآوردشده، نتایج نشان میدهد رابطۀ ساختاری رشد پس از سانحه بر اساس سبکهای دلبستگی، معنای زندگی و نشخوار فکری در میان آتشنشانان برازش دارد.
با استناد به جدول 4، میتوان ضرایب استاندارد کلیۀ مسیرها و مقادیر بحرانی را در الگوی پیشنهادی مشاهده کرد.
جدول 4
ضرایب استاندارد الگوی پیشنهادی پژوهش
Table 4
Standard Coefficientsof the Proposed Research Model
|
مسیر |
ضرایب استاندارد |
خطای معیار |
نسبت بحرانی |
مقدار احتمال (P) |
|
سبک دلبستگی ایمن ---> رشد |
414/0 |
038/0 |
604/3 |
001/0> |
|
سبک دلبستگی اجتنابی ---> رشد |
199/0- |
009/0 |
795/1- |
073/0 |
|
سبک دلبستگی دوسوگرا ---> رشد |
069/0- |
007/0 |
800/0- |
424/0 |
|
معنا زندگی ---> رشد |
278/0 |
023/0 |
138/3- |
002/0 |
|
نشخوار فکری ---> رشد |
076/0 |
017/0 |
820/0 |
401/0 |
بر اساس نتایج حاصل از مدل معادلات ساختاری، سبک دلبستگی ایمن تأثیری مثبت و معنادار بر رشد پس از سانحه داشت (β= 0.414، p<0.001)، در حالی که سبکهای دلبستگی اجتنابی (β=-0.199، p=0.073) و دوسوگرا (β=-0.069، p=0.424) تأثیری معنادار بر رشد نشان ندادند. همچنین، معنای زندگی با رشد پس از سانحه رابطهای مثبت و معنادار داشت (β= 0.278، p=0.002)، اما اثر نشخوار فکری بر رشد، با وجود مثبتبودن ضریب، از نظر آماری معنادار نبود (β=0.076، p=0.401). این نتایج نشان میدهد سبک دلبستگی ایمن و معنای زندگی از عوامل مؤثر بر ارتقای رشد پس از سانحه در آتشنشانان هستند.
بحث
پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل ساختاری رشد پس از سانحه بر اساس سبکهای دلبستگی، معنای زندگی و نشخوار فکری در میان آتشنشانان انجام شد و نتایج نشان داد مدل پیشنهادی پژوهش از برازشی خوب برخوردار است. بنابراین، نتایج مطالعۀ حاضر با نتایج پژوهشهای ظفرطلب و تکلوی (1402) مبنی بر تأثیر سبک دلبستگی ایمن بر رشد پس از آسیب، امانی و همکاران (1401) مبنی بر تأیید نقش نشخوار فکری در پیشبینی رشد پس از سانحه، جواهری و همکاران (1400) مبنی بر رابطۀ معنادار بین رشد پس از سانحه و معنای زندگی، ایمی و همکاران مبنی بر تأثیر روابط مثبت دوران کودکی بر ارتقای رشد پس از سانحه (Ime et al., 2025)، هان و همکاران مبنی بر تأثیر مثبت معنای زندگی بر رشد پس از سانحه (Han et al., 2023)، زو و همکاران مبنی بر تأثیر معنادار نشخوار فکری بر رشد پس از سانحه (Xu et al., 2023)، و ایمز و اوکانر مبنی بر رابطۀ بین نشخوار فکری و رشد پس از سانحه (Eames & O’Connor, 2022) همسو است.
در تبیین یافتههای پژوهش، مبنی بر تأیید تأثیر مثبت و معنادار سبک دلبستگی ایمن بر رشد پس از سانحه و عدم تأیید تأثیر سبکهای دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا بر رشد پس از سانحه، میتوان گفت سبکهای دلبستگی با توجه به تأثیری که در شکلگیری و انسجام ساختار شخصیت و به کار بردن سازوکارهای دفاعی انطباقی در موقعیتهای استرسزا دارند، نقشی مهم در شکلگیری نشانههای مرضی اختلال استرس پس از سانحه یا رشد پس از سانحه در شرایط ناگوار از جمله پریشانی هیجانی و تجربۀ حوادث آسیبزا ایفا میکنند (ظفرطلب و تکلوی، 1402). ایمی و همکاران نیز معتقد هستند بازنماییهای روابط مثبت دوران کودکی که باعث ایجاد سبک دلبستگی ایمن میشوند، به عنوان یک پایگاه ایمنیبخش، پایههای امنیت شخصی را محکمتر میکنند و به افزایش سازگاری در شرایط دشوار و رشد پس از آسیب منجر میشوند (Ime et al., 2025). بنابراین، آتشنشانان دارای دلبستگی ایمن، انعطافپذیرتر هستند و با استفاده از روشهای مقابلۀ انعطافپذیر و سازگارانه، رشد پس از سانحۀ بیشتریرا تجربه میکنند. به عبارتی، رشد پس از سانحه که منعکسکنندۀ تغییرات مثبت درکشده در روابط بینفردی و فلسفۀ زندگی پس از یک رویداد آسیبزاست، ممکن است در آتشنشانان دارای سبک دلبستگی ایمن به خاطر روابط بینفردی قوی و مثبت و تعدیل اثرات ناشی از تجربۀ حوادث آسیبزا، بیشتر دیده شود (Ogińska-Bulik, 2015). همچنین، بر اساس نظر محمد و برجعلی (1400)، دلبستگی ناایمن اضطرابی با عدم اطمینان و ترس از دوست داشته نشدن همراه است و دلبستگی اجتنابی نیز ترویجدهندۀ نگرشی همراه با درک احساس تنهایی و انزواست. بنابراین، سبکهای دلبستگی ناایمن باعث میشوند نگرشها و احساسهای منفی در شرایط استرسزا افزایش پیدا کنند و افراد کمترین احتمال را از نظر افزایش قدرت شخصی یا شناخت پتانسیل قدرت شخصی تجربه کنند. از این رو، آتشنشانان دارای سبکهای دلبستگی ناایمن ممکن است با احساساتی از جمله گناه، بیارزشی و ناتوانی در برآوردهکردن انتظارات و معیارهای درونی درگیر باشند و نتوانند به رشد شخصی پس از تجربۀ شرایط آسیبزا دست پیدا کنند (Arikan et al., 2016).
در تبیین یافتۀ دیگر پژوهش مبنی بر رابطۀ مثبت و قوی بین معنای زندگی و مؤلفههای آن با رشد پس از سانحه در آتشنشانان، میتوان گفت یکی از شاخصههای رفتار سازگارانه در مقابله با شرایط استرسزا، وجود معنا در زندگی است. بنابراین، معنای زندگی باعث میشود اثر انطباقی تجربۀ حوادث آسیبزا، به صورت هویتیابی جدید، احساس شایستگی در برابر چالشها و تلاش برای حل آنها، پذیرابودن نسبت به تجربیات جدید و رشد شخصی ظاهر شود (Han et al., 2023). جواهری و همکاران (1400) نیز بر اساس نتایج مطالعۀ خود معتقد هستند افرادی که از معنای زندگی قوی برخوردار هستند، در زندگی خود هدف دارند و به دنبال رسیدن به آن هستند، برای موفقیت در اهداف و فعالیت خود برنامهریزی دارند، زندگی را معنادار و باارزش میدانند، به آینده امیدوار هستند و در نتیجه، میتوانند رشد درونی بیشتری را بعد از گذر از یک بحران و حادثۀ آسیبزا تجربه کنند. عمویی و همکاران (1403) نیز معتقد هستند داشتن معنای زندگی باعث میشود فرد پس از تجربۀ بحران، مجدداً باورهای شخصی و فرضهای اساسی دربارۀ جهان، خود و اطرافیان را به شکل کارآمدتر بازنگری و سازماندهی کند و باور به وجود نیروی مافوق انسان و طبیعت، پذیرش و کمکخواستن از آن نیروی برتر، داشتن معنا و هدف و دلیل برای ادامۀ زندگی را در قالبی مثبتتر افزایش دهد و رشد پس از سانحه را تجربه کند. در واقع، رشد پس از سانحه تا حدی زیاد تحت تأثیر باورها و نگرش افراد نسبت به زندگی قرار دارد و آتشنشانانی که معنای زندگی قویتری دارند و زندگی را به عنوان فرایندی معنادار و باارزش برای خود تعریف میکنند، در قیاس با سایر همکاران خود رشد شخصی بیشتری را بعد از تجربۀ بحرانها و رویدادهای آسیبزای مرتبط با شغل آتشنشانی تجربه میکنند.
همچنین، در تبیین یافتۀ دیگر پژوهش، مبنی بر رابطۀ منفی و معنادار بین نشخوار فکری با رشد پس از سانحه در آتشنشانان، میتوان گفت افراد برای رهاشدن از اضطراب و استرس به نشخوار فکری پناه میبرند، ولی این افکار سبب میشوند تا احساسات منفی و حس افزایش خطر و آسیب در افراد تقویت شود که این امر به ایجاد نوعی اضطراب مزمن منجر میشود (امانی و همکاران، 1401). در ضمن، بر اساس نظر ایمز و اوکانر، نشخوار فکری با اعتمادبهنفس و افزایش تفکرات تخریبگر نسبت به خود ممکن است باعث احساس انزجار از خود و بیکفایتبودن همراه باشد و توجه به رشد شخصی را با اختلالاتی شدید مواجهه کند (Eames & O’Connor, 2022). بنابراین، نشخوار فکری باعث میشود آتشنشانان دائماً خود را درگیر بحران و حوادث آسیبزا تصور کنند و باور داشته باشند هر لحظه امکان ایجاد بحران و یا مشکلی وجود دارد. پس احتمالاً آنها بعد از تجربۀ حوادث آسیبزا، اضطراب و پریشانی شدیدی را تجربه میکنند و نمیتوانند شرایطی را برای رشد شخصی خود فراهم کنند.
انجام این مطالعه همانند هر پژوهش دیگری با محدودیتهایی مواجه بود. نخست، طرح مقطعی این پژوهش مانع از استنباط علّی دربارۀ روابط میان دلبستگی، نشخوار فکری و رشد پس از سانحه میشود؛ از این رو، انجام مطالعات طولی آینده برای بررسی توالی زمانی این متغیرها ضروری است. دوم، تکیۀ صرف بر خودگزارشدهی و محدودشدن نمونه به آتشنشانان مرد، تعمیمپذیری یافتهها را محدود میکند. به پژوهشگران آتی پیشنهاد میشود با بهرهگیری از روشهای چندگانۀ سنجش و نمونههای متنوعتر از نظر جنسیت، به اعتبار و گسترۀ تعمیم این یافتهها بیفزایند.
سپاسگزاری
از تمامی شرکتکنندگان در پژوهش حاضر به ویژه آتشنشانان و مسئولان آتشنشانیهای شهر تهران برای همکاری با پژوهشگر تشکر و قدردانی میشود.
[8] meaning of life
1 Organizational Trauma Questionnaire
[11] Meaning in Life Questionnaire (MLQ)
[12] Rumination Questionnair
1 Attachment Styles Questionnaire
3 Post Traumatic Growth Inventory
1 Mardia standardized kurtosis coefficient
3 Mahalanobis d-squared method
[19] Maximum Likelihood