Document Type : Research Paper
Authors
1 Phd student of Psychology and Education of Children with Special Needs, University of Isfahan, Isfahan, Iran
2 -Corresponding Author AssociateProfessor of Psychology Department of Special Education Faculty of Educational Science and Psychology University of Isfahan Isfahan, Iran
Abstract
Keywords
مشکلات هیجانی رفتاری کودکان موضوعی مهم برای سلامت عمومی است و هر نوع راهکار در راستای شناخت، تشخیص و پیشگیری و درمان مشکلات هیجانی رفتاری در سالهای اولیه میتواند سلامت روانی جامعه را بهبود بخشد (Nebhinani, 2023). مشکلات هیجانی رفتاری بر اساس ویژگیهای عمده به دو دسته تقسیم میشوند: مشکلات رفتاری درونـی کـه شـامل مـواردی مانند افسردگی و اضطراب هستند که با دنیای درونـی فرد سروکار دارند و با تعارضهای روانـی و هیجـانی همراه هستند و مشکلات رفتـار برونـی شامل رفتارهایی هستند که به صورت آشکار بروز میکنند و در رفتارهای بیرونی کودک دیده میشوند و از بیرون قابل مشاهده هستند و به نوعی رفتار مخرب[1] هم نامیده میشوند، مانند پرخاشگری، سرپیچی از دستورات و بیش فعالی؛ به طور کلی شامل مواردی هستند که بـه مـشکلات فـرد بـا دیگـران مرتبط میشوند (Achenbach & Rescorla, 2001). مشکلات هیجانی رفتاری زمانی مطرح میشوند که نمودهای هیجانی رفتاری فرد مغایر با معیارهای فرهنگی، سنی و قومی باشند؛ چنانکه بر کارکرد تحصیلی، خودمراقبتی، روابط اجتماعی، سازگاری درونفردی، بینفردی و محیطی نیز اثر منفی بگذارند (American Psychiatric Association, 2022). مشکلات هیجانی رفتاری در اوایل دوران کودکی میتوانند تأثیری مستمر بر رشد جسمی و ذهنی داشته باشند و ارتباطی نزدیک با رفتارهای ضداجتماعی و مشکلات روانی در بزرگسالی دارند (Meng et al., 2020). همچنین، مشخص شده است مشکلات هیجانی رفتاری به طرزی ناتوانکننده برای معلمان، خانواده و همچنین خود کودکان مسائل بسیاری را به وجود میآورند و با سطحی بالا از مشکلات اجتماعی همراه هستند (Shirama et al., 2022).
پژوهشگران در بحث تداوم مشکلات هیجانی رفتاری فرزندان، عوامل بسیاری را مطرح کردهاند که ناتوانی والدین در مدیریت رفتار فرزند و تعامل منفی والد فرزند یکی از برجستهترین عوامل است (ترکاشوند و قمرانی، 1402الف). والدین در خانواده اولین و مهمترین بافت اجتماعی را برای رشد فرزندان فراهم میکنند. آنها روشهایی را به عنوان سبک فرزندپروری برای تربیت فرزندان خود به کار میگیرند (Tripon, 2024). همچنین، توانایی والدین برای رسیدگی به مشکلات هیجانی خود و کنارآمدن با مشکلات هیجانی رفتاری فرزندشان میتواند به طور قابل ملاحظه بر هیجانات و رفتار کودکان تأثیر مطلوب بگذارد (Mannarini et al., 2018). پژوهشها حاکی از آن هستند که ابراز عاطفی منفی والدین ممکن است باعث بروز مشکلات رفتاری مخرب دوران کودکی شود (Goagoses et al., 2022). والدین کودکان با مشکلات هیجانی رفتاری در مقایسه با والدین کودکان عادی، نمیتوانند مدیریت رفتاری هیجان خود را رعایت کنند (Meng et al., 2020). بیشتر تأخیرهای رشدی در کودکان شناسایی نمیشوند و این امر باعث میشود کودکان نتوانند پتانسیل خود را رشد دهند (Sandy et al., 2022).
در مجموع، مشخص شده است والدین و تعاملات آنها با فرزندان نقشی مهم در افزایش یا کاهش مشکلات هیجانی رفتاری فرزندان دارد (Sandy et al., 2022). در همین راستا، مداخلات حوزۀ مشکلات هیجانی رفتاری فرزندان بر بهبود تعاملات والد-فرزند تأکید دارند، به همین دلیل، با استناد به پژوهشهای انجامشده، یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر کاهش مشکلات هیجانی رفتاری فرزندان ارتقای مهارتهای فرزندپروری است (Luo et al., 2023). پژوهشها نشان دادهاند در منظومۀ خانواده، مادر بیش از سایر اعضای خانواده در کیفیت سلامت روان و مشکلات هیجانی رفتاری فرزندان تأثیر دارد (محمدی و قمرانی، 1403). در خانواده، مادر به عنوان عضوی که بیشترین تعامل را با کودک دارد، بیشتر احتمال دارد در معرض خطر مشکلات جسمی، روانی و اجتماعی و بینفردی ناشی از مشکلات رفتاری کودک قرار گیرد (ترکاشوند و قمرانی، 1402ب). علاوه بر این، سلامت روان مادر نیز با حالات هیجانی فرزندان مرتبط است که به نوبۀ خود بر سازگاری هیجانی رفتاری کودکان تأثیر میگذارد (Wang et al., 2023). این مهم در مادران دارای فرزندان مبتلا به مشکلات هیجانی رفتاری بیش از سایر مادران برجسته شده است (ترکاشوند و قمرانی، 1404). در تبیین نقش بیشتر مادر نسبت به پدر و خواهرها و برادرها در کاهش یا افزایش مشکلات فرزندان، پژوهشها مؤید آن هستند که مادران کودکان با مشکلات هیجانی رفتاری معمولاً سطوحی بالا از استرس (Dhungana & Kachapati, 2023) و خودانتقادی (ترکاشوند و همکاران، 1404) را تجربه میکنند؛ این استرس میتواند ترس از شکست را در میان مادران تشدید کند، زیرا آنها برای ارائۀ مراقبت و حمایت کافی از فرزندان خود تلاش میکنند (Dautoo & Rekha, 2019). علاوه بر این، وجود مشکلات هیجانی و رفتاری در کودکان با دلبستگیها و راهبردهای مقابلهای ضعیفتر همراه است که ممکن است رابطۀ مادر-کودک را پیچیدهتر کند و ترس مادر از شکست را افزایش دهد (Royer, 2017).
ترس از شکست به عنوان یک سازۀ روانشناختی چندوجهی تعریف شده است که با واکنشهای شناختی، عاطفی و رفتاری افراد به تهدید درکشده از عدم برآوردهکردن انتظارات عملکرد شخصی یا نتایج مطلوب مشخص میشود (Coutinho et al., 2024). ترس از شکست مبتنی بر نظریۀ عواطف شناختی-انگیزشی-رابطهای است. این نظریه بیان میکند ترس از شکست نتیجۀ شرایطی است که در آن باورها و الگوهای مربوط به پیامدهای نامطلوب شکست، امکان بروز شکست را افزایش میدهند. این سیستمهای اعتقادی، افراد را در معرض ارزیابی تهدیدات بالقوه قرار میدهند و باعث میشوند تا در برابر تهدیدات یادشده احساس اضطراب کنند (حسینی، 1400) که شامل دلهره، نگرانی و پریشانی مرتبط با احتمال تجربۀ عملکرد ناموفق، ارزیابیهای منفی، یا کوتاهآمدن از استانداردهای خود تحمیلی یا هنجارهای اجتماعی هستند (Gómez-López et al., 2020). بر اساس پژوهشهای انجامشده، چالشهای عمده در زمینۀ ترس از شکست در میان مادران کودکان دارای مشکلات هیجانی رفتاری شامل درک انتقال ترس از مادر به فرزندان و تأثیر ارتباط مادر بر درک کودکان از شکست میشوند (Peterson et al., 2024). مادران کودکان دارای مشکلات هیجانی رفتاری معمولاً احساسات منفی شدیدی مانند اضطراب، افسردگی و استرس را تجربه میکنند که این امر ممکن است بر سلامت روان و کیفیت زندگی آنها تأثیر منفی بگذارد (خسروجاوید و همکاران، 1404). این احساسات با چالشها و انتظاراتی مرتبط هستند که از تواناییهای مقابلهای آنها فراتر میروند که این امر به ارزیابی منفی[2] نسبت به خود میشود (رضاپور فریدیان و همکاران، 1404). تــرس از ارزیابـی منفـی به معنای حالتی از تشویش در فرد است که در اثر قضــاوت غیرمنصفانه و شتاب آلود دیگــران بــه وجــود میآیــد (Bozkurt, 2022)؛ به طوری که فــرد با تمام سعی خود، از موقعیتهایی کــه نیــاز بــه ارزیابــی دارند دوری میکند. تــرس از ارزیابــی منفـی معمولاً موجـب میشود تمام توجـه افـراد بـه تهدیدات و ارزیابیهای اجتماعـی متمرکز باشـد و فرد را دچار ضعـف عملکـرد شـناختی میکند (احقر بازرگان و سجادیان، 1402). پژوهشها از این فرض حمایت میکنند که خودارزیابی منفی نشاندهندۀ عزتنفس پایین است و برعکس؛ پس با تکیه بر آن، میتوان انتظار داشت عزتنفس به طور منفی با ترس از ارزیابی منفی مرتبط است که توسط چندین مطالعه گزارش شده است (Özdemir et al., 2021).
باتوجه به پیامدهای منفی فراوان ترس از شکست و ترس از ارزیابی منفی در حوزه های فردی و اجتماعی (تفنگچی، 1401؛ منصوری و همکاران، 1401)، پژوهشگران به دنبال یافتن مداخلات اختصاصی برای این پدیدهها بودهاند. بررسی مداخلات انجامشده بر روی ترس از شکست نشان میدهد بیشتر مداخلات از نوع شناختی و انگیزشی بودهاند؛ برای نمونه، وان د برگ و همکاران دریافتند آموزش کنترل شناختی به عنوان یک راهبرد تقویتکننده در درمان ترس از شکست در دانشجویان مؤثر است (Van den Bergh et al., 2020). حاج اکبری و عباسی (1400) به این نتیجه رسیدند که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد میتواند به عنوان مداخلهای مؤثر برای کاهش ترس از شکست دانشآموزان دختر استفاده شود. در زمینۀ ترس از ارزیابی منفی نیز، مرور مداخلات گویای آن است که در خصوص کاهش ترس از ارزیابی منفی، بیشتر به مداخلات کاهش اضطراب بسنده شده است (پیری و همکاران، 1402). این مداخلات اگرچه در زنان یا مردان نتایجی مؤثر به دست داده است، به نظر میرسد در مادران دارای کودکان با مشکلات هیجانی-رفتاری که وجود یک کودک مشکلدار، علاوه بر اثرات روانی نامناسبی که بر مادر و دیگر اعضای خانواده به جای میگذارد، توأم با یک داغ[3] نیز است (طاهری و همکاران، 1400) و میتواند والدین به ویژه مادر را دچار یک رنج غیرقابل تحمل و خودنهانسازی (ترکاشوند و قمرانی، 1402الف) ظرفیتها و داراییهای رشدی کند. از این رو، ضرورت بهکارگیری مداخلاتی که با هدف کاهش رنج و رشد و شکوفایی و تعالی شخصی طراحی میشوند، میتواند دارای توجیه نظری باشد. در این راستا، پژوهشهای داخلی نیز نشان دادهاند هم والدین کودکان دارای مشکلات هیجانی رفتاری و هم والدین آنها، در مقایسه با کودکان بدون مشکلات هیجانی رفتاری، داراییهای تحولی کمتری دارند (ترکاشوند و قمرانی، 1404). علاوه بر این، شاه زهپور و میری (1403) اذعان داشتند مادرانی که با چالشهای عاطفی و رفتاری فرزندانشان سروکار دارند، به وسیلۀ احساس مطلوب و انسجام روانشناختی میتوانند سلامت روان و یکپارچگی خود را حفظ کنند. این یافتهها شفقت و ارتقای آن را به موضوعی مهم در والدین کودکان با نیازهای ویژه مطرح میکند. در رابطه با همین موضوع، مشخص شده است والدین کودکان با نیازهای ویژه با توجه به خودسرزنشی و مقصردانستن خود در تولد فرزندشان از نظر شفقت به خود در سطحی پایین قرار دارند (Ahmed, 2022). این والدین دچار مشکلات متعدد میشوند که در آنها باعث ناامیدی و اضطراب میشود (Koesnita & Pratitis, 2025). شفقت به خود ممکن است یک عامل محافظتی در برابر ناامیدی و اضطراب والدین باشد (Liang et al., 2025). به گفتۀ گیلبرت، شفقت از یک سیستم انگیزشی مراقبتی ناشی میشود و میتواند با طیفی وسیع از احساسات و پاسخهای رفتاری ایجاد شود که همگی با رنجی که با آن مواجه میشویم (Gilbert, 2019). شفقت پاسخی است به پریشانی و رنجی که توسط دیگران یا خود فرد تجربه میشود، با دو فرایند عملکردی مجزا، از جمله انگیزه توجه به رنج یا درگیرشدن با آن و انگیزه برای انجام اقدامات مفید (Steindl et al., 2021). سه جریان شفقت وجود دارند: شفقت نسبت به خود (شفقت به خود)، شفقت نسبت به دیگران و شفقت که از دیگران نسبت به خود دریافت میکنیم (Gilbert et al., 2019). این رویکرد بر شفقت به دلیل ارتباط آن با انگیزهها، احساسات و تواناییها/شایستگیها برای حمایت، درک، مهربانی و کمک به دیگران تأکید میکند (Millard et al., 2023). مداخلۀ شفقت مبتنی بر این موضوع است که احساس رضایت[4]، امنیت[5]، اطمینان خاطر[6] و رفاه[7] توسط سه سیستم تنظیم هیجانی شامل سیستم تهدید (متمرکز بر تهدید و جستوجوی ایمنی)، سیستم محرک (محرک/متمرکز بر منابع) و سیستم تسکیندهنده (مربوط به وابستگی، تسکیندهنده/ ایمنی) استوار است (Gilbert, 2019). مطالعات داخلی و خارجی اثربخشی مداخلات شفقتمحور را در گروههای مختلف تأیید کردهاند. در ایران، این رویکرد موجب کاهش ناگویی هیجانی، افسردگی و اضطراب و نیز بهبود احساس انسجام، کیفیت خواب و کیفیت زندگی والدین شده است (محمودی و همکاران، 1403؛ صفاری نیا و همکاران، 1401؛ Mohammadi & Kiyani, 2025). همچنین، در مطالعات بینالمللی، شفقتمحوری به بهبود خودکارآمدی و پذیرش والدین، کاهش خودانگاری، شرم و افزایش انعطاف پذیری روانشناختی کمک کرده است (Qashqai et al., 2024; Radwan et al., 2024; Riebel et al., 2024).
با استناد به مطالعات بالا و کاربردیبودن مداخلۀ مبتنی بر شفقت، بررسی پژوهشگر نشان میدهد در ایران پژوهشی به منظور بررسی اثربخشی مداخلۀ شفقت برای بهبود ترس از شکست، ترس از ارزیابی منفی مادران و مشکلات هیجانی رفتاری فرزندان انجام نشده است؛ بنابراین، پژوهش حاضر به دنبال جوابدادن به این پرسش است که آیا مداخلۀ شفقت میتواند بر ترس از شکست، ترس از ارزیابی منفی مادران و مشکلات هیجانی رفتاری فرزندان تأثیر داشته باشد.
روش
روش پژوهش، جامعۀ آماری و نمونه: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوة گردآوری دادهها نیمهآزمایشی با اجرای پیشآزمون-پسآزمون با پیگیری و گروه کنترل بود. جامعۀ آماری در این پژوهش شامل تمامی مادران و دختران با مشکلات هیجانی رفتاری مشغول به تحصیل در مدارس شهر اصفهان در سال تحصیلی 1403-1404 بود. ملاکهای تشخیصی مشکلات رفتاری فرزندان پرسشنامۀ مشکلات رفتاری راتر فرم والد، نظرسنجی از معلمان، پروندۀ بهداشتی دانشآموزان و مصاحبۀ بالینی بود. برای انتخاب نمونه از روش نمونهگیری هدفمند از بین مدارس نواحی ششگانۀ شهر اصفهان استفاده شد. هدف انتخاب دانشآموزانی بود که ملاکهای ورود به پژوهش را دارا باشند. برای این منظور، نمونهگیری در چند مرحله انجام شد. در مرحلۀ اول، با تکمیل پرسشنامۀ مشکلات رفتاری توسط معلمان، دانشآموزانی که پیشبینی میشد دارای نشانههای مشکلات هیجانی رفتاری هستند، مشخص شدند. در مرحلۀ دوم، برای تشخیص دقیقتر به پروندۀ بهداشتی دانشآموزان در مدرسه مراجعه شد و ملاکهای ناشی از مشکلات هیجانی رفتاری در پروندۀ آنها بررسی شد. در مرحلۀ سوم، کلیۀ دانشآموزان منتخب در مراحل قبلی با هماهنگی مدیر مدرسه فراخوان شدند و بر روی آنها یک مصاحبۀ بالینی توسط پژوهشگر انجام شد. در مرحلۀ آخر، از طریق مدرسه با والدین دانشآموزان یادشده برای اجرای پژوهش هماهنگی شد. در این مرحله، در قالب جلسات آموزش خانواده و با همراهی تیم مدرسه، اهیمیت و ضرورت پژوهش برای والدین بیان شد و به وسیلۀ آزمون سنجش مشکلات هیجانی رفتاری آخنباخ (فرم والد)، غربالگری نهایی فرزندان دارای مشکلات هیجانی رفتاری انجام شد. سپس، آن دسته از والدینی که شرایط ورود به پژوهش را بر اساس ملاکهای ورود و خروج داشتند به عنوان نمونۀ نهایی انتخاب شدند. ملاکهای ورود به پژوهش شامل کسب یک انحراف استاندارد بالاتر از میانگین بر اساس پرسشنامۀ مشکلات هیجانی رفتاری راتر (فرم معلم) و سیاهۀ رفتاری کودک (فرم والد)، دارابودن حداقل سواد خواندن و نوشتن مادران و عدم ابتلای فرزندان به سایر معلولیتها (اوتیسم، نابینا، ناشنوا و ناتوانی هوشی) بودند. همچنین، ملاکهای خروج شامل غیبت در بیش از دو جلسه مداخله و شرکت همزمان در کارگاههای مشابه بود. علاوه بر این، در خصوص فرزندان نیز ملاکهای ورود مشتمل بر دختربودن، عدم ترک تحصیل، عدم تحصیل در مدارس استثنایی و عدم تکرار پایه بودند.
در این مطالعه، پس از تعیین نمونۀ نهایی (40 نفر)، شرکتکنندگان به دو گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) گمارش شدند. سپس، مداخلۀ شفقت (توضیح کامل در بخش شیوۀ مداخله) بر روی گروه آزمایش اجرا شد. لازم به یادآوری است، تمامی پرسشنامهها در مراحل پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری توسط مادران تکمیل شدند.
به منظور تحلیل دادهها، تفاوت بین نمرات پیشآزمون-پسآزمون و پیگیری گروههای آزمایش و کنترل با روش آماری تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر با نرمافزار SPSS-26 آزمون شد. لازم به یادآوری است، برای رعایت مسائل اخلاقی شرکتکنندگان، پیشنویس پژوهش حاضر قبل از اجرا به کمیتۀ اخلاق در پژوهش دانشگاه اصفهان ارائه و شناسۀ IR.UI.REC.1401.015 دریافت شد.
ابزارهای سنجش: سیاهۀ رفتاری کودک آخنباخ (CBCL)[8] – (فرم والد): این مقیاس 115پرسشی در سال 2001 به وسیلۀ آخنباخ و رسکورلا در رابطه با مشکلات هیجانی رفتاری کودکان تدوین شده است (Achenbach & Rescorla, 2001). فرمهای نظام سنجش بر اساس تجربۀ آخنباخ شامل سیاهۀ رفتاری کودک، پرسشنامۀ خودسنجی[9] و فرم گزارش معلم[10] هستند. در پژوهش حاضر، از خردهمقیاسهای مشکلات رفتاری درونیشده و برونیشده استفاده شد که شامل گویههای خردهمقیاس مشکلات رفتاری درونیسازیشده (شامل مواد 12، 14، 29، 30، 31، 32، 33، 35، 45، 50، 52، 71، 91،112، 5، 42، 65، 69، 75، 102، 103، 111،47، 49، 51، 54، a56، b56، c56، d56، e56،f56، g56 و در صورت امکان h56) و مقیاس مشکلات هیجانی رفتاری (شامل مواد 2، 26، 28، 39، 43، 63، 67، 72، 73، 81، 82، 90، 96، 99، 101، 105،106، 16، 19، 20، 21، 22، 23، 27، 37، 57، 68، 86، 87، 88، 89، 94، 95، 97 و 104) هستند. ضرایب کلی اعتبار فرمهای این مقیاس با استفاده از آلفای کرونباخ 97/0 و با استفاده از اعتبار بازآزمایی 94/0 گزارش شدهاند. روایی محتوایی، روایی ملاکی (با استفاده از مصاحبۀ روانپزشکی با کودک و نیز همبستگی با مقیاس علایم مرضی کودکان[11] و روایی سازه (روابط درونی مقیاسها و تمایزگذاریروهی) این فرمها توسط آخنباخ و رسکورلا مطلوب گزارش شدهاند (Achenbach & Rescorla, 2001). ابزار یادشده توسط تهرانی دوست و همکاران (1381) برای اولین بار در ایران ترجمه و هنجاریابی شده است و دامنۀ ضرایب همسانی درونی مقیاسها با استفاده از فرمول آلفای کرونباخ از 63/0 تا 95/0 گزارش شد. در پژوهش ترکاشوند و قمرانی (1402الف)، ویژگیهای روانسنجی این ابزار برای کودکان با مشکلات هیجانی رفتاری مطلوب احراز شدهاند؛ علاوه بر این، در پژوهش حاضر نیز ضرایب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 90/0 برآورد شد.
مقیاس ارزیابی ترس از شکست در عملکرد (PFAI)[12]: این مقیاس توسط کانروی و همکاران با هدف تعیین ترس از شکست در افراد ساخته شد. این مقیاس دارای پنج خردهمقیاس شامل ترس از کاهش عزتنفس خود (چهار پرسش)، ترس از داشتن آیندۀ نامعلوم (چهار پرسش)، ترس از ناراحتشدن افراد مهم (پنج پرسش)، ترس از تجربۀ شرم و خجالت (هفت پرسش) و ترس از از دست دادن علاقۀ افراد مهم (پنج پرسش) است. همچنین، به صورت طیف لیکرت پنجدرجهای از دامنۀ ۲ (کاملاً موافقم) تا ۲- (کاملاً مخالفم) نمرهگذاری میشود. نمرۀ بیشتر در پرسشنامه به معنای ترس بیشتر از شکست در عملکرد است. کانروی و همکاران روایی و پایایی این مقیاس را با روش آلفای کرونباخ به ترتیب برای ترس از کاهش عزتنفس خود 72/0، ترس از داشتن آیندۀ نامعلوم 81/0، ترس از ناراحتشدن افراد مهم 72/0، ترس از تجربۀ شرم و خجالت 79/0 و ترس از از دست دادن علاقۀ افراد مهم (تأثیر اجتماعی) 76/0 به دست آوردند (Conroy et al., 2002). روایی و پایایی ابزار در ایران توسط عبدلی و همکاران (1392) بررسی شد. روایی سازۀ آن با استفاده از تحلیل عاملی و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای تمامی خردهمقیاسها بیشتر از 50/0 به دست آمد که بیانگر پایایی و روایی مطلوب این پرسشنامه است. علاوه بر این، در پژوهش حاضر نیز ضرایب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 83/0 برآورد شد.
مقیاس کوتاه ترس از ارزیابی منفی (BFNES)[13]: این مقیاس توسط لری طراحی شده است که مشتمل بر 12 گویه است. پاسخ به گویهها از یک (بههیچوجه دربارۀ من صدق نمیکند) تا پنج (بسیار زیاد دربارۀ من صدق میکند) نمرهگذاری میشود. به منظور بررسی پایایی این ابزار، لری همسانی درونی مقیاس را برابر 96/0 و پایایی بازآزمایی بعد از چهار هفته را 75/0 گزارش کرده است (Leary, 1983). در پژوهش رضایی پور و همکاران (1398)، پایایی ابزار به شیوۀ آلفای کرونباخ 78/0 به دست آمد و در نهایت، در پژوهش حاضر نیز آلفای کرونباخ 75/0 برآورد شد.
شیوۀ مداخلۀ درمانی-آموزشی شفقت با اقتباس از پژوهش گیلبرت و همکاران در این پژوهش استفاده شد (Gilbert et al., 2017). طبق آن، مادران در یک دورۀ 8جلسهای شرکت کردند و محتویات آموزشی به آنان ارائه شد. محتویات جلسات مداخلۀ شفقت در جدول 1 ارائه شده است.
جدول 1
خلاصۀ جلسات مداخلۀ مبتنی بر شفقت گیلبرت و همکاران (2017)
Table 1
Summary of Compassion-Based Intervention Sessions by Gilbert et al. (2017)
|
جلسات |
موضوع و مباحث هر جلسه |
|
جلسۀ اول |
برقراری ارتباط اولیه، گروهبندی، مروری بر ساختار جلسات، آشنایی با اصول کلی درمان و تمایز شفقت با تأسف برای خود و مفهومسازی آموزش خودشفقتی |
|
جلسۀ دوم |
آموزش ذهنآگاهی همراه با تمرین وارسی بدنی و تنفس، آشنایی با سیستمهای مغزی مبتنی بر شفقت، آموزش همدلی و تکالیف خانگی جلسۀ سوم، آشنایی با خصوصیات افراد دارای شفقت، شفقت نسبت به دیگران |
|
جلسۀ سوم |
پرورش احساس گرمی و مهربانی نسبت به خود، آموزش همدردی و ارائۀ تکلیف خانگی |
|
جلسۀ چهارم |
مرور تمرین جلسۀ قبل، ترغیب آزمودنیها به خودشناسی و بررسی شخصیت خود به عنوان فرد دارای شفقت با توجه به مباحث آموزشی، آموزش بخشایش و تکالیف خانگی |
|
جلسۀ پنجم |
مرور تمرین جلسۀ قبل، آشنایی و کاربرد تمرینهای پرورش ذهن شفقتانه، آموزش پذیرش مسائل، پذیرش تغییرات و مواجهشدن افراد با چالشها و تکالیف خانگی |
|
جلسۀ ششم |
مرور تمرین جلسۀ قبل، تمرین عملی ایجاد تصاویر شفقتانه، آموزش ابراز شفقت، بهکارگیری این روشها در زندگی، آموزش رشد احساسات ارزشمند و متعالی و تکالیف خانگی |
|
جلسۀ هفتم |
مرور تمرین جلسۀ قبل، آموزش نوشتن نامههای مشفقانه برای خود و دیگران، آموزش روش ثبت و یادداشت روزانۀ موقعیتهای واقعی مبتنی بر شفقت و عملکرد فرد در آن موقعیت |
|
جلسۀ هشتم |
آموزش و تمرین مهارتها، مرور و تمرین مهارتهای ارائهشده در جلسات گذشته و در نهایت جمعبندی و ارائۀ راهکارهایی برای حفظ و بهکارگیری این روش درمانی در زندگی روزمره |
روش اجرا و تحلیل: برای اجرای پژوهش، ابتدا معرفینامهای از دانشگاه اصفهان برای آموزشوپرورش شهر اصفهان گرفته شد. بعد از هماهنگیهای لازم به مدارس منتخب مراجعه شد. به مدیر و مشاور مدارس در خصوص اهمیت و ضرورت کار توضیحاتی ارائه داده شد. سپس، شرکتکنندگان با روش نمونهگیری در دسترس و بر اساس ملاک ورود به پژوهش و معیارهای خروج از پژوهش انتخاب و به دو گروه آزمایش و کنترل 20نفری تقسیم شدند. در مرحلۀ بعد، در جلسهای توجیهی برای مادران، ضمن تشریح اهداف پژوهش، از آنها خواسته شد تا رضایتنامۀ کتبی برای شرکت در پژوهش را تکمیل کنند. اعضای گروه آزمایش مداخله را در 8 جلسه، هفتهای دو جلسه و به صورت گروهی دریافت کردند. تعاملات مدرس با مادران در این جلسات به صورت حضوری و ارائۀ پاورپوینت بود. همچنین، بعد از هر جلسه، میزان رضایت مادران از جلسه ارزیابی شد. با توجه به اینکه در مراحل قبل توافق قطعی والدین به صورت داوطلبانه برای شرکت در پژوهش اخذ شد بود، هیچ یک از مادران شرکتکننده در جلسات مداخله غیبت نداشتند. گروه کنترل جلسات مداخله را دریافت نکردند (لیست انتظار) و صرفاً در پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری با فاصلۀ زمانی یکماهه پس از اتمام مداخله، هر دو گروه آزمایش و کنترل در متغیرهای وابسته ارزیابی شدند. همچنین، به منظور تحلیل دادهها، تفاوت بین نمرات پیشآزمون-پسآزمون و پیگیری گروههای آزمایش و کنترل با روش آماری تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر به وسیلۀ نسخۀ 26 نرمافزار SPSS آزمون شد.
یافتهها
نتایج حاصل از دادههای جمعیتشناختی نشان داد سن 2/51 درصد از مادران شرکتکننده در گروه آزمایش در دامنۀ سنی 29 تا 45 سال قرار داشت. همچنین، سن 6/55 درصد از مادران شرکتکننده در گروه کنترل در دامنۀ سنی 30 تا 35 سال قرار داشت. نتایج آمار آزمون خیدو حاصل از مقایسۀ سن مادران نشان داد بین گروه آزمایش و کنترل به لحاظ سن تفاوتی معنادار وجود ندارد. همچنین، بیشترین درصد فرزندان شرکتکننده در گروه آزمایش 9 سال داشتند و بیشتر فرزندان گروه کنترل نیز 9 سال داشتند خیدو بهدستآمده حاصل از مقایسۀ سن فرزندان نشان داد بین فرزندان دو گروه آزمایش و کنترل تفاوتی وجود ندارد. در جدول 2 میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای پژوهش ارائه شده است.
جدول 2 میانگین و انحراف معیار گروههای کنترل و آزمایش را در مراحل پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری نشان میدهد.
قبل از تحلیل استنباطی دادهها، نرمالبودن متغیرهای پژوهش بررسی شد. برای بررسی فرض نرمالبودن دادهها از آزمون شاپیرو-ویلک استفاده شد که مقدار آن برای متغیرهای ترس از شکست (178/0P=)، ترس از ارزیابی منفی (189/0P=) و مشکلات هیجانی رفتاری (221/0P=) بود که با توجه به اینکه مقدار P برای هر دو متغیر از سطح معناداری مطلوب بیشتر است، استفاده از آزمونهای پارامتری مناسب با پژوهش بلامانع شد.
جدول 2
میانگین و انحراف معیار ترس از شکست، ترس از ارزیابی منفی و مشکلات هیجانی رفتاری
Table 2
Mean and Standard Deviation of Fear of Failure, Fear of Negative Evaluation, and Emotional-Behavioral Problems
|
متغیر
|
|
|
آزمایش |
کنترل |
||
|
زمان |
تعداد |
میانگین |
انحراف معیار |
میانگین |
انحراف معیار |
|
|
ترس از شکست |
پیشآزمون |
20 |
80/17 |
67/1 |
25/18 |
65/1 |
|
پسآزمون |
20 |
15/12 |
66/1 |
70/18 |
41/1 |
|
|
پیگیری |
20 |
75/12 |
65/1 |
40/19 |
42/1 |
|
|
ترس از ارزیابی |
پیشآزمون |
20 |
24 |
45/1 |
24 |
29/1 |
|
پسآزمون |
20 |
45/12 |
18/2 |
40/24 |
27/1 |
|
|
پیگیری |
20 |
95/14 |
53/1 |
60/24 |
35/1 |
|
|
مشکلات درونیشده |
پیشآزمون |
20 |
05/20 |
90/1 |
65/19 |
13/2 |
|
پسآزمون |
20 |
50/9 |
82/0 |
75/19 |
33/2 |
|
|
پیگیری |
20 |
45/10 |
60/0 |
30/20 |
05/2 |
|
|
مشکلات برونیشده |
پیشآزمون |
20 |
90/16 |
80/1 |
20/17 |
26/2 |
|
پسآزمون |
20 |
15/12 |
66/1 |
70/18 |
41/1 |
|
|
پیگیری |
20 |
75/12 |
65/1 |
40/19 |
42/1 |
|
|
مشکلات هیجانی رفتاری |
پیشآزمون |
20 |
95/36 |
72/2 |
85/36 |
09/3 |
|
پسآزمون |
20 |
65/21 |
98/1 |
45/38 |
76/2 |
|
|
پیگیری |
20 |
20/23 |
54/1 |
70/39 |
55/2 |
|
برای بررسی معناداری تفاوت میان دو گروه از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر استفاده شد. پیشفرضهای این آزمون نیز با استفاده از آزمونهای لوین، ام باکس و کرویت ماچلی بررسی شدند؛ نتایج آزمون لوین برای بررسی همگنی واریانس متغیرهای وابسته در گروهها نشان داد واریانس ترس از شکست (05/0<P، 67/0F=)، ترس از ارزیابی منفی (05/0<P، 89/0F=) و مشکلات هیجانی رفتاری (05/0<P، 78/1F=) در
گروهها برابر است. مقادیر مربوط به شاخص ام باکس در متغیرهای ترس از شکست (05/0<P، 732/4M Box=)، ترس از ارزیابی منفی (05/0<P، 747/5M Box=) و مشکلات هیجانی رفتاری (05/0<P، 860/6M Box=) معنادار نیست و بر این اساس، میتوان گفت ماتریس کوواریانس دو گروه آزمایش و کنترل در متغیر وابسته همگن است. در نهایت، نتایج کرویت ماچلی برای متغیرهای ترس از شکست (05/0<P، 683/2X2=، 635/0M=)، ترس از ارزیابی منفی (05/0<P، 412/3X2=، 899/0M=) و مشکلات هیجانی رفتاری (05/0<P، 228/7X2=، 772/0M=) معنادار نبود و بر این اساس، میتوان همگنی واریانس بین گروه در بازۀ زمانی را تأیید کرد.
جدول 3
نتایج تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر برای ترس از شکست، ترس از ارزیابی منفی و مشکلات هیجانی رفتاری
Table 3
Results of Repeated Measures Analysis of Variance for Fear of Failure, Fear of Negative Evaluation, and Emotional-Behavioral Problems
|
متغیر |
منابع تغییر |
مجموع مجذورات |
درجۀ آزادی |
میانگین مجذورات |
F |
P |
ضریب اتا |
|
|
ترس از شکست |
درونگروهی |
زمان |
467/146 |
2 |
233/73 |
793/151 |
001/0 |
800/0 |
|
|
زمان*گروه |
200/252 |
2 |
100/126 |
371/261 |
001/0 |
873/0 |
|
|
بینگروهی |
گروه |
075/621 |
1 |
075/621 |
561/94 |
001/0 |
713/0 |
|
|
ترس از ارزیابی منفی |
درونگروهی |
زمان |
717/676 |
2 |
358/338 |
335/515 |
001/0 |
931/0 |
|
|
زمان*گروه |
050/804 |
2 |
025/402 |
303/612 |
001/0 |
942/0 |
|
|
بینگروهی |
گروه |
200/1555 |
1 |
200/1555 |
301/264 |
001/0 |
874/0 |
|
|
مشکلات درونیشده |
درونگروهی |
زمان |
517/638 |
2 |
258/319 |
932/158 |
001/0 |
807/0 |
|
|
زمان*گروه |
817/728 |
2 |
408/364 |
409/181 |
001/0 |
827/0 |
|
|
بینگروهی |
گروه |
633/1293 |
1 |
633/1293 |
785/237 |
001/0 |
860/0 |
|
|
مشکلات برونیشده |
درونگروهی |
زمان |
517/53 |
2 |
758/26 |
250/38 |
001/0 |
502/0 |
|
|
زمان*گروه |
650/264 |
2 |
325/132 |
154/189 |
001/0 |
833/0 |
|
|
بینگروهی |
گروه |
500/607 |
1 |
500/607 |
398/80 |
001/0 |
679/0 |
|
|
مشکلات هیجانی رفتاری |
درونگروهی |
زمان |
800/1047 |
2 |
900/523 |
629/163 |
001/0 |
812/0 |
|
|
زمان*گروه |
867/1870 |
2 |
433/935 |
163/292 |
001/0 |
885/0 |
|
|
بینگروهی |
گروه |
133/3674 |
1 |
133/3674 |
649/297 |
001/0 |
887/0 |
|
نتایج جدول 3 گویای موارد زیر است: در مؤلفههای ترس از شکست و ترس از ارزیابی منفی، متغیر گروه، متغیر زمان و همچنین تعامل زمان و گروه معنادار است. همچنین، در مؤلفههای مشکلات درونیشده، مشکلات برونیشده و نمرۀ کل مشکلات هیجانی رفتاری هم اثر گروه، هم اثر تعامل زمان و گروه و هم اثر زمان معنادار است.
به منظور مقایسۀ زوجی میانگین نمرات در طی مراحل اندازهگیری (پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری) از اصلاح بنفرونی استفاده شد که نتایج حاصل در جدول 4 ارائه شده است.
نتایج جدول 4 در خصوص متغیرهای ترس از شکست و ترس از ارزیابی منفی مؤید آن است که در تمامی مراحل اندازهگیری تفاوت بین میانگینها معنادار است (001/0P≤). در خصوص مشکلات هیجانی رفتاری و خردهمقیاسهای آن، نتایج نشان داد در خردهمقیاسهای مشکلات درونیشده، مشکلات برونیشده و نمرۀ کل مشکلات هیجانی رفتاری در تمامی مراحل اندازهگیری تفاوت بین میانگینها معنادار است (001/0P≤).
جدول 4
مقایسۀ زوجی میانگین مراحل اندازهگیری در متغیرهای ترس از شکست، ترس از ارزیابی منفی و مشکلات هیجانی رفتاری گروه آزمایش
Table 4
Pairwise Comparison of the Means of Measurement Steps in the Variables of Fear of Failure, Fear of Negative Evaluation, and Emotional-Behavioral Problems of the Experimental Group
|
متغیر |
عامل I |
عامل J |
تفاوت میانگین |
خطای استاندارد |
P |
|
ترس از شکست |
پیشآزمون |
پسآزمون |
60/2 |
16/0 |
001/0 |
|
پیگیری |
95/1 |
18/0 |
001/0 |
||
|
ترس از ارزیابی منفی |
پیشآزمون |
پسآزمون |
57/5 |
20/0 |
001/0 |
|
پیگیری |
22/4 |
16/0 |
001/0 |
||
|
مشکلات درونیشده |
پیشآزمون |
پسآزمون |
22/5 |
38/0 |
001/0 |
|
پیگیری |
47/4 |
27/0 |
001/0 |
||
|
مشکلات برونیشده |
پیشآزمون |
پسآزمون |
62/1 |
21/0 |
001/0 |
|
پیگیری |
98/0 |
22/0 |
001/0 |
||
|
مشکلات هیجانی رفتاری |
پیشآزمون |
پسآزمون |
85/6 |
48/0 |
001/0 |
|
پیگیری |
45/5 |
41/0 |
001/0 |
بحث
هدف از پژوهش حاضر ارزیابی تأثیر مداخلۀ مبتنی بر شفقت بر ترس از شکست، ترس از ارزیابی منفی مادران و مشکلات هیجانی رفتاری فرزندان بود. این پژوهش با توجه به شکاف پژوهشی موجود در حوزۀ افراد با نیازهای ویژه، به خصوص کودکان با مشکلات هیجانی رفتاری و خانوادههای آنها در حوزۀ تجربه و ابراز شفقت مفهومسازی شد. علاوه بر این، با عطف نظر به نظریۀ گیلبرت که هدفش ایجاد شفقت نسبت به رنجهای انسانی از طریق رویکرد فراتشخیصی بود (Gilbert, 2000).
یافتههای پژوهش در دو بخش توصیفی و استنباطی قابل تبیین است. در این راستا، بر اساس جدول 2، مشخص میشود میانگین خودانتقادی و مؤلفههای آن در گروه آزمایش در مراحل پسآزمون و پیگیری نسبت به مرحلۀ پیشآزمون کاهش داشته است و این کاهش در گروه آزمایش بر اساس نتایج جدول 3 و مشاهدۀ تأثیر اثر زمان و تعامل زمان با گروه معنادار است؛ به عبارتی دیگر، مداخلۀ مبتنی بر شفقت در گروه آزمایش توانسته است ترس از شکست مادران را کاهش دهد و این تأثیر معنادار در مرحلۀ پیگیری نیز در گروه آزمایش تداوم داشته است. یافتۀ دیگر پژوهش گویای آن است که میانگین ترس از ارزیابی منفی مادران در گروه آزمایش در مراحل پسآزمون و پیگیری نسبت به مرحلۀ پیشآزمون کاهش داشته است و این کاهش نیز در گروه آزمایش بر اساس نتایج جدول 3 و مشاهدۀ تأثیر اثر زمان و تعامل زمان با گروه معنادار است؛ به عبارتی دیگر، مداخلۀ شفقت در گروه آزمایش توانسته است ترس از شکست و ترس از ارزیابی منفی مادران را کاهش دهد و این تأثیر معنادار در مرحلۀ پیگیری نیز در گروه آزمایش تداوم داشته است.
نتایج پژوهش نسبتاً با مطالعات یزدان پور و همکاران (1403)، خسروجاوید و همکاران (1404)، کوسوانتو و همکاران (Koesnita & Pratitis, 2025) و عامری (Ameri et al., 2025) همسویی دارد. اطلاعات ارائهشده در این مداخله در رابطه با شفقت و یافتههای این مطالعه، اهمیت شفقت و تأثیرات آن را برجسته میکند که هر دو میتوانند ترس از شکست و ترس از ارزیابی منفی مادران را کاهش دهند. شفقت خود شامل مهربانی با خود در مقابل قضاوت و انتقاد از خود، ارتباطات انسانی در مقابل انزوا و ذهنآگاهی در مقابل همانندسازی بیش از حد با دیگران است (مهدوی راد و همکاران، 1401). شفقت خود موجب احساس مراقبت فرد نسبت به خود، آگاهییافتن، نگرش بدون داوری نسبت به نابسندگی و شکستهای خود و پذیرش این نکته میشود که تجربیات وی نیز بخشی از تجربیات معمول بشری است (قاسمی و همکاران، 1398). در واقع، شفقت خود پذیرش این نکته است که رنج، شکست و نابسندگی بخشی از شرایط زندگی است و همۀ انسانها و از جمله خود فرد مستحق مهربانی و شفقت است (Zhang et al., 2019)؛ بنابراین، افراد با شفقت خود زیاد زمانی که رویدادهای منفی را تجربه میکنند، با مهربانی با خود رفتار میکنند که این امر ابتدا باعث افزایش ارتباط اجتماعی و کاهش انتقاد از خود و سپس ارزیابی منفی از خود و سرکوبی افکار منفی مانند اضطراب میشود (دشت بزرگی و همایی، 1397).
در تبیین دیگر این نتایج، باید گفت در طی جلسات مداخلۀ مبتنی بر شفقت مشاهده شد مادران دارای کودکان با مشکلات هیجانی رفتاری به طور مداوم ترس از شکست و ارزیابی منفی خود را به همراه دارند، زیرا احساس مقصردانستن و انتقاد از خود برای مشکلات فرزندشان به طور مداوم برای آنها آزاردهنده است. با توجه به اینکه یکی از مؤلفههای شفقت، خودمهربانی است، وقتی مادران با مهربانی و ملاطفت با خود رفتار میکنند، در درون خود آرامشی را احساس میکنند که این امر مهم موجب کاهش نشخوارهای فکری، ترس از شکست، ترس از ارزیابی منفی و ستیز درونی در آنها میشود. همچنین، به مادران آموزش داده شد تا خودشفقتورزی را در موقعیتهای مختلف به ویژه در موقعیتهای واقعی دشوار مانند مواجهه با کودکانشان به کار بگیرند تا مناسبات اجتماعی سازندهای با فرزندان برقرار کنند. در اواخر جلسات، مادران شرکتکننده اذعان داشتند احساس درونی شفقتورزی در قبال خود و خانواده باعث بهبود الگوهای ناسازگار تفکر، اتخاذ راهبردهای سازگارانه در برابر شکست، کاهش ارزیابی منفی خود، نگرش مثبت و سالم دربارۀ خود، احساسات انساندوستانه و مهرورزانه دربارۀ خود و دیگران، نگرش غیرانتقادی در قبال ناکامیها و سرخوردگیها و ایجاد دیدگاه متعادل و غیرقضاوتگرانه در حل مشکلات شده است؛ بنابراین، به نظر میرسد مداخلۀ مبتنی بر شفقت بهمرور باعث کاهش ترس از شکست و ارزیابی منفی خود در مادران شرکتکننده در جلسات شده است.
نتایج دیگر پژوهش در رابطه با تأثیر مداخلۀ مبتنی شقفت بر مشکلات هیجانی رفتاری و مؤلفههای آن (مشکلات درونیشده و برونیشده) نشان داد هم در اثرات درونگروهی و هم در اثرات بینگروهی تأثیر مداخله معنادار است؛ به عبارت دقیقتر، مداخلۀ شفقت توانسته است مشکلات هیجانی رفتاری در گروه آزمایش را نسبت به مرحلۀ پیشآزمون به طرزی معنادار کاهش دهد و این میزان کاهش نسبت به گروه کنترل که مداخلۀ شفقت را دریافت نکردند چشمگیر و معنادار است. نتایج پژوهش با مطالعات کربی و بالدوین (Kirby & Baldwin, 2018)، کربی (Kirby, 2022) و ترکاشوند و قمرانی (1402الف) همسویی دارد؛ در تبیین این یافته، باید گفت مداخلۀ مبتنی بر شفقت با فنونی همچون آموزش چگونگی تحمل رفتار دشوار فرزند، عدم قضاوت شتابزدۀ رفتار فرزند، آموزش چگونگی تحمل مشکلات و تسلط بر آنها و آموزش پذیرش شکست احتمالی و مسائل تغییرناپذیر زندگی موجب میشود مادران با پذیرش هیجانهای منفی فرزندان و تمرین به وجود آوردن هیجانهای مثبت در آنها، بهجای نشخوار فکری در قبال رفتارهای مشکلساز آنان، انگیزۀ بیشتری برای تغییر و جایگزینی رفتارهای مشکلساز آنان با رفتار و هیجانات مثبت داشته باشند.
در ادامۀ جلسات، تقویت شفقت به خود و کاهش خودارزیابی منفی در مادران آموزش داده شد که این امر میتواند به افزایش اعتمادبهنفس و خودکارآمدی مادر بینجامد؛ یعنی مادران با تمرین شفقت به خود، کمتر خود را سرزنش میکردند و در نتیجه، احساس کفایت و توانمندی بیشتری در نقش مادری پیدا کردند. تأثیر اول این موضوع بر فرزندان میتواند شامل الگوسازی اعتمادبهنفس باشد؛ یعنی مادری که به خودش مهربان است و اعتمادبهنفس دارد، الگویی قوی برای فرزندش است تا او نیز با خود مهربان باشد و به تواناییهایش ایمان بیاورد. دیگر تأثیر این موضوع محیطی توانمندساز است؛ یعنی مادرانی که احساس توانمندی بیشتری کنند، قادر هستند محیطی مثبتتر و حمایتیتر برای فرزندانشان فراهم کنند و در مواجهه با چالشهای تربیتی، با قدرت و اطمینان بیشتری عمل کنند.
در تبیین دیگر، باید گفت افزایش پاسخگویی و همدلی والدین از دیگر نتایج مداخلۀ شفقت بود؛ به صورتی که مادرانی که شفقت بیشتری را تجربه میکنند، توانایی بیشتری در همدلی با فرزندان خود و درک نیازهای هیجانی آنها دارند. آنها کمتر به رفتارهای چالشبرانگیز فرزند به صورت شخصی واکنش نشان میدهند و بیشتر به دنبال درک چرایی آن رفتار هستند که این امر ممکن است تأثیراتی شامل کاهش مشکلات رفتاری از طریق درک نیازها داشته باشد؛ یعنی وقتی مادر میتواند نیاز پشت یک رفتار چالشبرانگیز را درک کند، بهجای تنبیه، راهحلی مناسب برای برآوردهکردن آن نیاز پیدا میکند. این رویکرد به کاهش رفتارهای منفی و افزایش همکاری فرزند منجر میشود. تبیین دیگر نیز با افزایش کیفیت ارتباط مادر-فرزند قابل استناد است که طبق گفتههای مادران شرکتکننده در پژوهش، مداخلۀ شفقت به آنها کمک کرد تا به فرزندانشان گوش کنند، احساسات او را تأیید کنند و ارتباط کلامی و غیرکلامی بهتری برقرار کنند که این موضوع میتواند به بهبود مهارتهای ارتباطی فرزندان از طریق الگوبرداری و به آموختن مهارتهای ارتباطی مثبت از مادران کمک کند. افزایش بیان احساسات برای فرزندان در فضایی که مادر شنوندهای خوب است و احساسات فرزندش را تأیید میکند، باعث میشود فرزند راحتتر احساسات خود را بیان کند که این امر خود به کاهش مشکلات هیجانی رفتاری کمک میکند.
در خصوص محدودیتهای این پژوهش، میتوان به این موضوع اشاره کرد که نمونه محدود به منطقۀ جغرافیایی شهر اصفهان و جنسیت دختران است و برای تعمیمدهی به سایر دانشآموزان باشد احتیاط کرد. بر این اساس، پیشنهاد میشود در پژوهشهای آتی از جنسیت پسران نیز در نمونه استفاده شود و در مناطق جغرافیایی وسیعتری نیز اثربخشی مداخله شفقت بررسی شود. همچنین، در این پژوهش از پرسشنامۀ مشکلات هیجانی رفتاری (فرم والدین) استفاده شد که لازم است در پژوهشهای آتی هم فرمهای خودگزارشی و هم فرم معلمان از مشکلات هیجانی رفتاری مدنظر قرار گیرند. علاوه بر این، مقایسۀ اثربخشی مداخلات شفقت با سایر مداخلات حوزۀ روانشناسی خانواده (از جمله مداخلات مبتنی بر ذهنآگاهی در خانواده، مداخلات تلفیقی و فرادیدگاهی) میتواند به کشف سهم اختصاصی مداخلات شفقت در حوزۀ کودکان با مشکلات هیجانی رفتاری کمک کند.
سپاسگزاری
از همۀ مادران مشارکتکننده در پژوهش و نیز از تمامی افرادی که در انجام این پژوهش همکاری داشتند، صمیمانه تشکر میکنیم.
[1] Disruptive Behavior Disorder
[2] Negative evaluation
[3] Stigma
[4] Feelings of contentment
[5] Security
[6] Reassurance
[7] Underpinned
[8] Child Behavioral Checklist
[9] Youth Self-Report )YSR(
[10] Teacher Report Form )TRF(
[11] Disorders of Children Symptom Inventory-4 (CSI-4)
[12] Performance Failure Appraisal Inventory
[13] Brief Fear of Negative Evaluation Scale