Document Type : Research Paper
Authors
1 Professor, Department of Psychology, Faculty of Education and Psychology, Shahid Chamran University of Ahvaz, Ahvaz, Iran
2 Ph.D. in Psychology, Department of Psychology, Faculty of Education and Psychology, Shahid Chamran University of Ahvaz, Ahvaz, Iran
3 : Assistant Professor, Department of Psychology, Faculty of Education and Psychology, Shahid Chamran University of Ahvaz, Ahvaz, Iran
Abstract
Keywords
توانایی عشقورزیدن یکی از ویژگیهای دورۀ جوانی و راهحلی برای داشتن دنیایی بهتر است و از دست دادن آن میتواند یکی از مهمترین منابع درد و رنج افراد باشد (مصباحی و همکاران، 1398). در مبحث قطع روابط عاشقانه، صرفنظر از اینکه چه کسی رابطه را قطع میکند، انحلال آن ناخوشایند است و ممکن است به بروز علائم نشانگان ضربۀ عشق منجر شود (اکبری، 1394). اﻓﺮادی ﮐﻪ در ﺟﻮاﻧﯽ دﭼﺎر اﻓﺴﺮدﮔﯽ ﻧﺎﺷﯽ از ﺷﮑﺴﺖ ﻋﺎﻃﻔﯽ ﻣﯽشوند در دورههای بعدی زندگی، ﺑﺎ دﺷﻮاری ﺑﯿﺸﺘﺮی ﺑﻪ ﺑﻬﺒﻮدی دﺳﺖ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﯾﺎﻓﺖ و این شکست ﺑﺎﻋﺚ ﮐﺎﻫﺶ ﺳﺎزﮔﺎری ﻫﯿﺠﺎﻧﯽ در آنها ﻣﯽشود (امانالهی و همکاران، 1396)؛ بنابراین، فروپاشی یک رابطۀ عاطفی ممکن است برای فرد تولید افسردگی کند و ناامنیهای عمیق افراد را آشکار میکند (Sbarra et al., 2012).
در همین راستا، رُز نشانگان ضربۀ عشق را به عنوان مجموعهای از علائم و نشانههایی شدید تعریف کرده است که به دنبال شکست افراد در یک رابطۀ عاشقانه رخ میدهند (Rosse, 2007). این سندروم باعث واکنشهای جسمی و روانی ناخوشایندی میشود که ممکن است برای مدت زمان طولانی ادامه یابند و به اختلال در عملکرد اجتماعی، آموزشی و حرفهای افراد منجر شوند. راس برای نشانگان ضربۀ عشق چهار ویژگی اصلی بیان میکند که شامل برانگیختگی، اجتناب، یادآوری خودکار و کرختی هیجانی هستند (Frankl, 1963; Rosse, 2007؛ امانالهی و همکاران، 1396؛ عباسی و همکاران، 1391).
همزمان بـا بروز علائم شکسـت عاطفی، علائم هیجانی از جمله افسردگی در فرد ظـاهر میشوند؛ بنابراین، شناسایی عوامل تداوم بخش افسردگی و افراد در معرض خطر آن برای پیشگیری و مداخلۀ بهموقع ضروری است و میتواند از تشدید افسردگی و تحمیل هزینۀ بیشتر بر فرد و جامعه جلوگیری کند. به دلیل شیوع بالای شکست عاطفی و اختلالات خلقی در زنان نسبت به مردان، این افراد، گـروه در معـرض خطـر محسوب میشوند و برنامهریزی در راستای پیشگیری و درمان برای آنان از اهمیتی خاص برخـوردار اسـت، زیرا ایجاد هر گونه اختلال در زندگی این گروه از افراد ممکن است مانع رشد و بالندگی آنان شود. انتظـار مـیرود پژوهش حاضر بتواند در ارائۀ درمانهای مناسب به منظـور کـاهش اثرات شکست عاطفی و نشانگان افسردگی و در نتیجـه ارتقـای سـطح سلامت این گروه از افراد نتایجی سودمند را ارائه دهد.
افسردگی یکی از مسائل مهم و کلیدی در جوامع امروزی است که باعث بروز مشکلاتی در تمامی گروهها و افراد شده است. بر اساس ملاکهای پنجمین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، این اختلال هیجانی با دگرگونیهای خلق و با علائمی از جمله خلق منفی، بیلذتی و سایر علائم همراه به مدت دستکم دو هفته در بیشتر روزها و ساعات مشخص میشود. شیوع آن در زنان بیشتر از مردان است (حدوداً دو برابر) و در میان تمام اختلالات روانپزشکی بالاترین شیوع طول عمر (تقریباً 17 درصد) را دارد (بولاند و همکاران، 1394).
پژوهشهای متعدد به پیامدهای از دست دادن رابطۀ عاطفی اشاره کردهاند که از جملۀ آنها میتوان به پژوهشهای پیشین (Cáceda et al., 2014; Conejero et al., 2018) اشاره کرد. از جملۀ پیامدهای از دست دادن رابطۀ عاطفی میتوان به انواع اختلالات هیجانی از جمله افسردگی، کاهش عزت نفس، احساس حقارت و حساسیت به درد ذهنی اشاره کرد (Yasinski et al., 2020). در همین راستا، مطالعهای دیگر نشان داد درد ذهنی توسط ناکامی در ارضای نیازهای اساسی مانند محبت، کنترل، حمایت، امنیت یا درک ایجاد میشود که به ترکیبی از هیجانات منفی منجر میشود (Gámez et al., 2014). بنابراین، نقضشدن یا برآوردهنشدن این نیازها به درد ذهنی منجر میشود (Hayes et al., 2013). این حالت ناخوشایند با ناتوانی و کمبود اعتمادبهنفس و عدم توانایی برای برطرفکردن نیازهای روانی همراه است (کهتری و همکاران، 1397).
جدا از عوامل زمینهساز و آشکارساز اشارهشده در بالا برای افسردگی، بخشش به عنوان یکی از سازههـای روانـشناسی مثبـت و فرایندی برای التیام اختلالات عاطفی معرفی میشود (Biglana et al., 2015). در این راستا، مؤلفۀ بخشش به عنوان یکی از سازههای روانشناسی مثبـت و فرایندی برای التیام آزردگی افراد درگیر شکست عاطفی معرفی میشود و به عنوان یک راهبرد مقابلهای با هیجانات منفی ناسازگار معرفی میشود که ابعاد شناختی، عاطفی و رفتاری دارد و باعث میشود افراد طی یک فرایند دیالکتیک، مفروضات قبلی خود را در هـم بیامیزند و درکی جدید از پیامدهای خطا پیدا کنند (Freedman & Enright, 1996).
با توجه به اینکه ایجاد بخشش مستلزم تصدیق همدلانۀ هیجانات است و پردازشهای هیجانی معیوب ممکن است زمینهساز و تداومبخش اختلالات خلقی باشند (Flanagan et al., 2012) و با توجه به اینکه افرادی که تجربۀ افسردگی و شکست عاطفی دارند، نیاز به بخشش دارند، مداخلات مبتنی بر بخشش به افراد کمک میکنند تا امید خود را دوباره بازیابند و بدون تحمل زخمهای قدیمی، روابط عاشقانۀ جدیدی را تجربه کنند (Thompson et al., 2005). در حالی که عدم بخشش ممکن است آزاردهنده باشد و ممکن است باعث شود افراد نسبت به کسانی که به آنها آسیب رساندهاند، احساس خصومت کنند، رهاکردن و بخشش افراد باعث افزایش احساسات مثبت مانند شفقت، همدلی و درک متقابل نسبت به فرد آسیبدیده میشود (Teeruthroy & Bhowon, 2012).
رواندرمانی تحلیل شناختی-رفتاری (CBASP)[1] به عنوان یک مدل درمانی پذیرفتهشده توسط مککالو و همکاران برای درمان افسردگی طراحی شده است و به عنوان یکی از روشهای درمانی مورد قبول برای مشکلات هیجانی و مشکلات بینفردی افراد افسرده در نظر گرفته شده است (McCullough et al., 2001). در این رویکرد درمانی، درمانگر به بیماران آموزش میدهد که چگونه الگوهای رفتاری و شناختی فرد الگوهای ناسازگار بینفردی را تداوم میبخشند (کرمینژاد و همکاران، 1395).
این درمان به عنوان یکی از روشهای درمانی رایجی است که اثربخشی آن در درمان افسردگی تأیید شده است (نعمتی و همکاران، 1403). روان درمانی تحلیل شناختی رفتاری شامل عناصر زیر است: تجزیهوتحلیل موقعیتها، شناسایی و توصیف تأثیر رفتار ناسازگار و تضاد تفکرات مراجعان با رفتار فعلی (Bond et al., 2011).
با توجه به اینکه زنان تقریباً دو برابر بیشتر از مردان به افسردگی مبتلا میشوند (حاجی شعبانی و عبدی، 1399). بررسی مؤلفهها و نیز عوامل تسریعبخش افسردگی، به ویژه شکست عاطفی در زنان، از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ چهبسا شناخت مؤلفههای ایجادکننده و تداومبخش افسردگی مانند شکست عاطفی میتواند به عنوان راهکاری برای پیشگیری از بروز افسردگی و نیز بهبودی پس از آن مؤثر باشد.
از این رو، با توجه به میزان شیوع شکست عاطفی و مسائل هیجانی مربوط به آن، از جمله افسردگی و اهمیت بررسی آن در زنان جوان، یافتههای این پژوهش میتواند کیفیت مداخلات و تهیۀ پروتکلهای درمانی در این حیطه را نیز افزایش دهد. هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی رواندرمانی تحلیل شناختی-رفتاری بر درد ذهنی و بخشش زنان دارای افسردگی همبود با شکست عاطفی بوده است. فرضیههای پژوهش شامل موارد زیر هستند:
روش
روش، جامعه و نمونۀ آماری: طرح این پژوهش نیمهآزمایشی و از نوع پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری سهماهه با گروه گواه بود. جامعۀ آماری این پژوهش شامل تمامی زنان 18 الی 35 سال دارای تجربۀ شکست عاطفی مراجعهکننده به مراکز روانشناسی و مشاورۀ شهر اصفهان در سال 1400 بود. برای انجام پژوهش، ابتدا فراخوانهایی در فضای مجازی و مراکز مشاورۀ شهر اصفهان منتشر و سپس پرسشنامههای نشانگان ضربۀ عشق و افسردگی بک به عنوان پیشآزمون برای افراد ارسال شدند. تعداد450 نفر به صورت داوطلبانه پرسشنامهها را تکمیل کردند و بعد از بررسی اولیۀ پاسخها، 80 نفر از زنانی که نمرات بالاتر از نقطۀ برش در پرسشنامههای نشانگان ضربۀ عشق و افسردگی بک داشتند، بر اساس مصاحبۀ بالینی اختلالات محور یک انتخاب شدند.
سپس از این تعداد توسط قرعهکشی، 30 نفر از افراد دارای علائم افسردگی به شیوۀ هدفمند و مبتنی بر ملاکهای ورود و خروج انتخاب و پس از انجام مجدد مصاحبۀ بالینی ساختاریافته برای اختلالات محور یک، به صورت تصادفی در دو گروه گواه و آزمایش گمارده شدند (هر گروه 15 نفر). در پژوهشهای آزمایشـی، حجم نمونه دستکم 15 نفر در هر گروه توصیه میشود (Orbach et al., 2003). معیارهای ورود به پژوهش شامل ردۀ سنی 18 الی 35 سال، گذشتن حداقل 1 و حداکثر 6 ماه از خاتمۀ رابطه، نمرۀ بالاتر از نقطۀ برش در پرسشنامۀ نشانگان ضربۀ عشق و وجود نشانگان افسردگی بر اساس مصاحبه بالینی اختلالات محور یک بودند. معیارهای خروج از پژوهش نیز شامل وجود اختلالات روانشناختی همایند، دریافت درمان دارویی یا روانشناختی در طول جلسات و علاقهمندنبودن آزمودنی به تکمیل پرسشنامهها یا غیبت در بیش از دو جلسه از درمان بودند.
ابزار سنجش: پرسشنامۀ افسردگی بک ویرایش دوم (BDI-II)[2]: پرسشنامۀ افسردگی بک بر پایۀ یافتههای بالینی بک و همکاران در سال 1996 تهیه و تنظیم شده است (Beck et al., 1996). این مقیاس شاخص خودگزارشی 21گویهای برای اندازهگیری افسردگی است که علائم جسمانی، رفتاری و شناختی افسردگی را میسنجد و دو ماده از آن به عاطفه، یازده ماده به شناخت، دو ماده به رفتارهای آشکار، پنج ماده به نشانههای جسمانی و یک ماده به نشانهشناسی میانفردی اختصاص یافتهاند. هر مادۀ این پرسشنامه دارای 4 گزینه است که از 0 تا 3 نمرهگذاری میشود. حداقل نمرۀ آزمودنیها در این مقیاس صفر و حداکثر 63 است. نمرههای صفر تا 13 افسردگی بسیار کم، 14 تا 19 افسردگی خفیف، 20 تا 28 افسردگی متوسط و 29 تا 63 افسردگی شدید را نشان میدهند. در ایران، طی پژوهشی، آلفای کرونباخ این پرسشنامه 87/0 به دست آمد (استفاندابسون و همکاران، 1386). همسانی درونی این مقیاس را برحسب ضریب آلفای کرونباخ، از 73/0 تا 92/0 و ضریب پایایی بازآزمایی آن را از 45/0 تا 0/85 گزارش کردهاند. در پژوهش حاضر، آلفای کرونباخ این پرسشنامه 93/0 به دست آمد (Beck et al., 1996).
مصاحبۀ بالینی ساختاریافته برای تشخیص اختلالات محور یک (SCID-5)[3]: این ابزار مصاحبهای نیمهساختاریافته برای تشخیصگذاری اختلالات عمدۀ محور یک بر اساس ملاکهای پنجمین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی است. این مصاحبه توسط مارلین استبرگ[4] در سال 1984 ابداع شد و هدف آن ارزیابی الگوهای رفتاری، افکار و احساسات مراجع است که با تشخیص اختلالات ارتباط دارد (American Psychiatric Association, 2013). اجرای این مصاحبه مستلزم قضاوت بالینی مصاحبهگر در خصوص پاسخهای مصاحبهشونده است. در پـژوهشهای اخیر، تشخیصهایی کـه بـا اسـتفاده از مصاحبۀ بالینی ساختاریافته برای اختلالات محور یک گذاشـته شـدهاند، روایی بالاتری نسبت به سایر مصاحبههای بالینی استاندارد دارند (اکبری و همکاران، 1391). این مصاحبه در دو نسخۀ بالینی و پژوهشی ارائه شده که در پژوهش حاضر، از نسخۀ بالینی آن استفاده شده است. ضریب کاپای 7/0 تا 0/1 به عنوان ضریب پایایی بین ارزیابها برای این ابزار گزارش شده است (Mee et al., 2011). توافق تشخیصی نسخۀ فارسی این ابزار برای بیشتر تشخیصهای خاص و کلی، متوسط یا خوب بود (کاپای بالاتر از 60 درصد). توافق کلی (کاپای کل تشخیصهای فعلی 52 درصد و برای کل تشخیصهای طول عمر 55 درصد) به دست آمده است (Sailor, 2013).
پرسشنامۀ نشانگان ضربه عشق (LTI)[5]: این پرسشنامه توسط راس در سال 2007 برای سنجش شدت ضربۀ عشق تهیه شده و شامل 10 مادۀ چهارگزینهای است. حداقل نمره برای این پرسشنامه صفر و حداکثر 30 است. هر پرسش از طیف 4گزینهای تشکیل شده است و فرد بر اساس تجربۀ شکست عاطفی خود، مناسبترین گزینه را انتخاب میکند. این مقیاس، ارزیابی کلی از میزان آشفتگی جسمی، هیجانی، شناختی و رفتاری فراهم میکند و نقطۀ برش آن 20 است. راس در بررسـی خـود ضریـب آلفـای ایـن پرسشنامه را 81/0 گزارش کرد و روایـی صـوری و محتوایـی آن را نیـز تأییـد کرد (Rosse, 2007). همچنین، در ایران ضریب پایایی آن با روش بازآزمایی 83/0 به دست آمد (Amiri et al., 2020). در پژوهش حاضر، آلفای کرونباخ این مقیاس 74/0 به دست آمد.
پرسشنامۀ درد ذهنی اورباخ و میکلینسر (OMMP)[6]: این مقیاس برای اندازهگیری درد ذهنی توسط اورباچ و همکاران در سال 2003 ساخته شده (Orbach et al., 2003) و دارای 44 گویه و 9 عامل شامل تغییرناپذیری، فقدان کنترل، بیارزشی، آشفتگی هیجانی، خشکزدگی (بهت)، ازخودبیگانگی، سردرگمی، فاصلهگیری اجتماعی و پوچی (بیمعنایی) است و آزمودنیها در طیف 5درجهای لیکرت به پرسشهای آن پاسخ میدهند. حداقل نمره در ایـن مقیـاس 44 و حداکثـر 220 است و نمرات بالاتر حاکی از درد ذهنی بیشتر است (کرمی و همکاران، 1397). همچنین، آنها ضریب آلفای کرونباخ این پرسشنامه را 96/0 به دست آوردند و ضریب پایایی در پژوهش آنها قابل قبول بوده است (کرمی و همکاران، 1397). توسانی نیز در پژوهش خود ضریب بازآزمون این پرسشنامه را بین 79/0تا 94/0 و آلفای کرونباخ این مقیاس را در دامنۀ 81/0 تا 92/0 گزارش داده است. در پژوهش حاضر، آلفای کرونباخ این مقیاس 97/0 به دست آمد (Tossani, 2013).
مقیاس بخشش هارتلند (HFS)[7]: این مقیاس دارای 18 پرسش و 3 عامل است و توسط تامپسون و همکاران در سال ۲۰۰۵ به منظور سنجش بخشش ساخته شده و از سه خردهمقیاس بخشش خود، بخشش موقعیت و بخشش دیگران تشکیل شده است. نمرهگذاری این مقیاس به صورت طیف لیکرتی 7درجهای است و نمرات آن در محدودۀ 18 تا 126 قرار میگیرد (Thompson et al., 2005). در ایران، ضریب آلفای کرونباخ برای این مقیاس 86/0 و پایایی آن به روش ضریب تصنیف 77/0 محاسبه شده است (نوری و یوسفی، 1401). تامپسون و همکاران آلفای کرونباخ را برای این مقیاس 87/0 گـزارش کردند. در این پژوهش، روایی این ابزار از طریق آلفای کرونباخ 89/0 به دست آمد (Thompson et al., 2005).
روش اجرا و تحلیل: پس از انتخاب نمونه و با توجه به طرح پژوهش و پس از انجام پیش آزمون، جلسات رواندرمانی تحلیل شناختی-رفتاری نیز یک بار در هفته و شامل دو بخش 45دقیقهای برای اعضای گروه آزمایش اجرا شدند (جدول 1) و در این مدت، گروه گواه هیچ مداخلهای دریافت نکردند. آزمودنیها پرسشنامههای درد ذهنی و بخشش را در سه مرحلۀ پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری سهماهه تکمیل کردند. همچنین، در این پژوهش، ملاحظات اخلاقی شامل محرمانهماندن اطلاعات آزمودنیها و وجود اراده و اختیار کامل برای آزمودنیها برای خروج از پژوهش و استفاده از دادهها در راستای اهداف پژوهش رعایت شد. پس از اتمام پژوهش، جلسات آموزشی مهارتهای افزایش هوش هیجانی برای افراد گروه گواه در نظر گرفته شدند.[8]
تجزیهوتحلیل دادههای جمعآوریشده از طریق نرمافزار SPSS نسخۀ 23 انجام شد. به این منظور، از تحلیل کوورایانس چندمتغیره استفاده شد.
در جدول 1، ساختار جلسات رواندرمانی تحلیل شناختی-رفتاری گروهی بر اساس راهنمای جامع رواندرمانی تحلیل شناختی-رفتاری سایق و بنپرتی برای اختلال افسردگی تدوین شده است (Sayegh et al., 2020).
ساختار جلسات رواندرمانی تحلیل شناختی-رفتاری (اقتباس از Sayegh et al., 2020).
Table 1
Structure of Cognitive-Behavioral Therapy Sessions (Adapted from Sayegh et al., 2020)
|
شمارۀ جلسه |
رواندرمانی تحلیل شناختی-رفتاری |
|
جلسۀ اول |
معرفی اعضای گروه، رئوس مطالب، جلسات درمان رواندرمانی تحلیل شناختی-رفتاری گروهی، توافقهای گروه، ارزیابی نشانههای کنونی مراجعان، آشنایی شرکتکنندگان با یکدیگر، ارائۀ مروری کلی از رویکرد درمانی، ارائۀ یک ساختار کلی، نمودار خلقوخو و راهبردهای کلی درمانی. |
|
جلسۀ دوم |
مرور تکالیف خانگی، در چه حوزۀ بینفردی مشکل داشتید؟ جدول ثبت فعالیت، چرخۀ افسردگی، ناامیدی، بیفعالیتی، هیجانهای منفی و عدم تحمل پریشانی (درد ذهنی و روانشناختی). |
|
جلسۀ سوم |
مرور تکالیف خانگی، تفکر ناسازگار چگونه میتواند به مقابلۀ ناسازگار منجر شود؟ چطور میتوانیم این چرخه را از بین ببریم؟ تحلیل موقعیتی (پرسشنامۀ ارزیابی مقابلهای)، فهم مراحل تحلیل موقعیتی در میان گروه و تمرین تحلیل موقعیتی (SA). |
|
جلسۀ چهارم |
مرور تکالیف خانگی، هفتۀ قبل چه فعالیتهایی انجام دادید؟ اصلاح تحلیل موقعیتی و ایجاد تحلیل موقعیتی بعدی. |
|
جلسۀ پنجم |
مرور تکالیف خانگی، هفتۀ قبل چه فعالیتهایی انجام دادید؟ تمرین تحلیل موقعیتی (SA) با دورههای فراخوانی و اصلاح استفاده از تحلیل موقعیتی برای درک تأثیر رفتارهای بینفردی. |
|
جلسۀ ششم |
مرور تکالیف خانگی، مشخصکردن حوزۀ بینفردی فرد، این حوزه چگونه با دیگر افراد گروه بیان میشود؟ استفاده از حوزۀ بینفردی برای درک تأثیر در میان مجموعۀ رفتارهای بینفردی ما و اینکه آیا این پیامد دلخواه (DO) شماست. |
|
جلسۀ هفتم |
مرور تکالیف خانگی، تمرین تحلیلی موقعیتی (SA) با دورههای فراخوانی و اصلاح استفاده از تحلیل موقعیتی برای درک تأثیر رفتارهای بینفردی خود بر دیگران در داخل و خارج از گروه، درمانگر از مشارکت شخصی منظم (DPI) با یک تمرین تمایز بینفردی (IDE) یا پاسخدهی شخصی مشروط (CPR) استفاده میکند تا بر تأثیر یادگیری یک فرد بر دیگری تأکید کند. |
|
جلسۀ هشتم |
مرور تکالیف خانگی، درک تعامل بینفردی، چرخۀ روابط بینفردی، ارزشهای بینفردی، اثربخشی بینفردی، نیمرخ بینفردی شما چگونه با رفتارهای بینفردی شما در داخل گروه مرتبط است؟ هشت روش ارتباط بینفردی. |
|
جلسۀ نهم |
مرور تکالیف خانگی، چرخۀ روابط بینفردی، پرسشنامۀ مشکلات بینفردی، درک نمرات انتهایی تعارض بینفردی، درک برخی از الگوهای بینفردی معمولی افراد افسرده، فکر میکنند در تعاملات بینفردی انعطافپذیر یا انعطافناپذیر هستند؟ بررسی پیامدهای اجتناب بینفردی. |
|
جلسۀ دهم |
مرور تکالیف خانگی، بررسی تعاملات بیمار، آیا آن چیزی را که از دیگران میخواهید به دست میآورید؟ آیا انگیزههای پنهان شما دیگران را فراری میدهد؟ پیامد دلخواه رفتار شما چیست؟ |
|
جلسۀ یازدهم و دوازدهم |
مرور تکالیف خانگی، فراهمکردن تحلیل موقعیتی برای درک خواستۀ بیمار و بررسی نیمرخ بینفردی. |
|
جلسۀ سیزدهم و چهاردهم |
مرور تکالیف خانگی، آمادگی برای پایان درمان، ارزیابی یادگیری، بازبینی اهداف، نوشتن نامۀ خداحافظی و ایجاد قرارداد درمانی برای ملاقات مجدد با درمانگر و انجام پسآزمون. |
یافتهها
بر اساس یافتههای این مطالعه در جدول 2، آزمودنیها شامل30 زن بودند؛ میانگین و انحراف استاندارد سن گروه گواه 34/5±44/26 و گروه آزمایش 63/4±38/27 به دست آمد. در متغیر وضعیت تأهل در گروه گواه 9 نفر مجرد (60 درصد) و 6 نفر متأهل (40 درصد) و در گروه آزمایش 10 نفر مجرد (67 درصد) و 5 نفر متأهل (33 درصد) بودند. در متغیر سطح تحصیلات در گروه گواه 4 نفر دیپلم (27 درصد)، 9 نفر لیسانس (60 درصد) و 2 نفر دکتری (14 درصد) داشتند و در گروه آزمایش 5 نفر دیپلم (34 درصد)، 7 نفر لیسانس (47 درصد) و 3 نفر دکتری (20 درصد) داشتند. در متغیر شغل در گروه گواه 4 نفر دانشجو (27 درصد)، 6 نفر خانهدار (40 درصد) و 4 نفر کارمند (27 درصد) بودند و 1 نفر شغل آزاد و سایر (7 درصد) داشت و در گروه آزمایش 5 نفر دانشجو (34 درصد)، 5 نفر خانهدار (34 درصد) و 3 نفر کارمند (20 درصد) بودند و 2 نفر شغل آزاد و سایر (12 درصد) داشتند. در متغیر جایگاه اجتماعی اقتصادی در گروه گواه 3 نفر در وضعیت ضعیف (20 درصد)، 6 نفر در وضعیت متوسط (40 درصد) و 6 نفر در وضعیت خوب (40درصد) و در گروه آزمایش 4 نفر در وضعیت ضعیف (27 درصد)، 5 نفر در وضعیت متوسط (34 درصد) و 6 نفر در وضعیت خوب (40 درصد) بودند. گفتنی است، متغیرهای جمعیتشناختی رابطۀ معناداری با متغیرهای وابسته نداشتند.
شاخصهای توصیفی نمرات متغیرهای پژوهش مربوط به دو گروه در سه مرحلۀ پژوهش
Table 2
Descriptive Statistics of the Research Variables Scores for the Two Groups Across Three Phases
|
متغیر |
گروه |
پیشآزمون |
پسآزمون |
پیگیری |
|||
|
میانگین |
انحراف استاندارد |
میانگین |
انحرافاستاندارد |
میانگین |
انحراف استاندارد |
||
|
درد ذهنی |
|
|
|
|
|
|
|
|
رواندرمانی تحلیل شناختی-رفتاری |
812/127 |
935/26 |
312/101 |
835/16 |
04/104 |
100/16 |
|
|
گروه گواه |
250/134 |
048/38 |
125/133 |
150/38 |
95/133 |
998/38 |
|
|
بخشش |
|
|
|
|
|
|
267/1 |
|
رواندرمانی تحلیل شناختی-رفتاری |
625/67 |
561/7 |
00/78 |
745/7 |
437/74 |
794/10 |
|
|
گروه گواه |
312/65 |
522/14 |
187/65 |
288/14 |
926/65 |
009/14 |
|
برای بررسی پیشفرض برابری واریانسها و بررسی مساویبودن واریانس گروهها از آزمون لوین استفاده شد و نتایج حاصل از آن نشان داد پیشفرض لوین مبنی بر برابری واریانسها در گروهها در تمامی متغیرهای پژوهش شامل درد ذهنی و بخشش در هر مرحلۀ پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری در جامعه رد نشده و باقی مانده است؛ از این رو، پیشفرض حاضر رد نشد (همۀ سطوح معناداری بزرگتر از 05/0 است). همچنین، در جدول 3 آزمون باکس برای بررسی برابری کوورایانسها ارائه شده است.
نتایج آزمون باکس تساوی کواریانسهای نمرات متغیرهای پژوهش
Table 3
Results of Box’s Test of Equality of Covariance Matrices for the Research Variables Scores
|
متغیر |
ضریب M باکس |
ضریب F |
درجۀ آزادی 1 |
درجۀ آزادی 2 |
معناداری |
|
درد ذهنی |
86/14 |
3/2 |
6 |
231/50469 |
057/0 |
|
بخشش |
63/4 |
722/0 |
6 |
231/50469 |
632/0 |
همانگونه که در جدول 3 دیده میشود، پیشفرض تساوی کوواریانسها یا روابط بین متغیرهای وابسته در تمامی متغیرهای پژوهش رد نشد (05/0<p). نتایج آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیرۀ نمرات درد ذهنی و بخشش در مرحلۀ پسآزمون در گروه رواندرمانی تحلیل شناختی-رفتاری و کنترلارائه شده است.
برای بررسی اثر مداخلۀ آزمایشی، تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) روی نمرات پسآزمون و آزمون پیگیری با کنترل پیشآزمونها انجام شد.
نتایج تحلیل کوواریانس یکراهه در متن مانکووا برای مقایسۀ پسآزمونها و آزمون پیگیری متغیر وابستۀ درد ذهنی و بخشش با کنترل پیشآزمونها در گروههای آزمایش و کنترل
Table 4
Results of One-Way Analysis of Covariance (ANCOVA) within the MANCOVA Framework for Comparing Posttest and Follow-Up Scores of the Dependent Variables of Psychological Pain and Forgiveness, Controlling for Pretest Scores in the Experimental and Control Groups
|
اثر |
آزمون |
ارزش |
F |
df فرضیه |
df خطا |
سطح معناداری |
|
|
گروه |
اثر پیلایی[9] |
پسآزمون |
909/0 |
77/28 |
4 |
52 |
001/0 |
|
پیگیری |
70/0 |
22/41 |
3 |
53 |
001/0 |
||
|
لمبدای ویلکز[10] |
پسآزمون |
31/0 |
77/28 |
4 |
52 |
001/0 |
|
|
پیگیری |
30/0 |
22/41 |
3 |
53 |
001/0 |
||
|
اثر هتلینگ[11] |
پسآزمون |
21/2 |
77/28 |
4 |
52 |
001/0 |
|
|
پیگیری |
33/2 |
22/41 |
3 |
53 |
001/0 |
||
|
بزرگترین ریشۀ روی[12] |
پسآزمون |
21/2 |
77/28 |
4 |
52 |
001/0 |
|
|
پیگیری |
33/2 |
22/41 |
3 |
53 |
001/0 |
||
مندرجات جدول 4 نشان میدهد بین گروههای آزمایش و کنترل از لحاظ دستکم یکی از متغیرهای وابستۀ درد ذهنی و بخشش تفاوتی معنادار وجود دارد. برای بررسی نقطۀ تفاوت، تحلیل کوواریانسهای یکراهه در متن مانکووا روی متغیرهای وابسته انجام شد. نتایج این تحلیل در جدول 5 ارائه شده است.
نتایج تحلیل کوواریانس یکراهه در متن مانکووا برای مقایسه پسآزمونها و آزمون پیگیری متغیرهای وابسته درد ذهنی و بخشش با کنترل پیشآزمونها در گروههای آزمایش و کنترل
Table 5
Results of One-Way Analysis of Covariance (ANCOVA) within the MANCOVA Framework for Comparing Posttest and Follow-Up Scores of the Dependent Variables of Psychological Pain and Forgiveness, Controlling for Pretest Scores in the Experimental and Control Groups
|
اثر |
متغیر وابسته |
مراحل |
مجموع مجذورات |
درجۀ آزادی |
میانگین مجذورات |
F |
سطح معناداری |
|
گروه |
درد ذهنی |
پسآزمون |
83/21715 |
1 |
83/21715 |
80/76 |
001/0 |
|
پیگیری |
64/17295 |
1 |
64/17295 |
31/120 |
001/0 |
||
|
بخشش |
پسآزمون |
76/1869 |
1 |
76/1869 |
51/57 |
001/0 |
|
|
پیگیری |
16/1564 |
1 |
16/1564 |
41/66 |
001/0 |
نتایج بهدستآمده در جدول 5 نشان میدهد تحلیل کوواریانس یکراهۀ پسآزمونها در متغیرهای درد ذهنی و بخشش معنادار است؛ یعنی فرضیههای 1 و 2 تأیید شدهاند. همچنین، نتایج بهدستآمده در جدول 4 نشان میدهد تحلیل کوواریانس یکراهۀ آزمون پیگیری در متغیرهای درد ذهنی و بخشش معنادار است. بر اساس نتایج حاصل، میتوان گفت رواندرمانی تحلیل شناختی-رفتاری بر بهبود متغیرهای درد ذهنی و بخشش در مرحلۀ پیگیری اثربخش است.
بحث
این مطالعه با هدف بررسی اثربخشی رواندرمانی تحلیل شناختی-رفتاری بر درد ذهنی و بخشش زنان دچار افسردگی همبود با شکست عاطفی انجام شد. نتایج تجزیهوتحلیل یافتهها نشان داد این درمان میتواند بر درد ذهنی و بخشش زنان دچار افسردگی همبود با شکست عاطفی مؤثر باشد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد رواندرمانی تحلیل شناختی-رفتاری بر درد ذهنی و بخشش زنان دارای افسردگی همبود با شکست عاطفی تأثیرگذار است و بین میانگینهای نمرات درد ذهنی و بخشش در مرحلۀ پسآزمون و پیگیری در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوتی معنادار وجود دارد.
اثربخشی مثبت رواندرمانی تحلیل شناختی-رفتاری بر علائم افسردگی با یافتههای پیشین (Gilbert & Sifers, 2011; Meerwijk et al., 2015؛ اکبری، 1394؛ امانالهی و همکاران، 1396) همخوانی دارد. مطالعات یادشده نشان دادهاند رواندرمانی تحلیل شناختی-رفتاری به کاهش علائم افسردگی منجر شده است. همچنین، نتایج مطالعات دیگر نشان میدهد رویکردهای مبتنی بر تغییر شناخت بر مدیریت افسردگی (وحدانی خرم و همکاران، 1403)، کاهش درد ذهنی (Gilbert & Sifers, 2011) و ارتقای هیجانات مثبت (Probst et al., 2020; Rahmati Jirdeh et al., 2015) مؤثر هستند.
با توجه به اینکه افسردگی در زنان ممکن است قبل یا همزمان با شکست عاطفی رخ دهد (del Palacio-González et al., 2017)، این درمان قابلیت افزایش عاملیت در تجربیات و تغییر پردازشها را به فرد دارای تجربۀ شکست عاطفی میدهد تا بتواند هیجانات منفی و ناسازگار وضعیتهای نیمهتمام در گذشته را کنترل کند؛ همچنین، به فرد کمک میکند تا از ناآگاهی هیجانی به آگاهی، پذیرش و تجربۀ هیجانات سازگار و متناسب با موقعیت برسد.
در تبیین اثربخشی رواندرمانی تحلیل شناختی-رفتاری بر کاهش درد ذهنی و اجتناب تجربی و افزایش بخشش زنان دچار افسردگی همبود با شکست عاطفی، میتوان گفت این درمان نیز با شناسایی عوامل اثرگذار بر مشکلات بینفردی و با تمرکز بر تاریخچۀ فرد، به صورت مرحلهبهمرحله به کاهش علائم افسردگی کمک میکند. در حقیقت، افراد مبتلا به افسردگی، به جای اینکه به سرنخهای مهم و دقیق تعاملات خود متمرکز شوند، به رفتارهای نامتناسب با موقعیت متمرکز میشوند. همچنین، بسیاری از افراد مبتلا به افسردگی توانایی مقابله با هیجانات خود را کمتر از حد برآورد میکنند و برحسب مشکلاتی که در موقعیتهای اجتماعی داشتهاند، بر خطاهای بینفردی ادراکشدۀ خود متمرکز میشوند. این درمان، ضمن تأکید بر روابط بینفردی آسیبزا، به افزایش سازگاری در روابط و کاهش علائم افسردگی منجر میشود.
نتایج پژوهش حاضر نشان داد رواندرمانی تحلیل شناختی-رفتاری ممکن است موجب بهبود مؤلفههای هیجانی (درد ذهنی) و بینفردی (بخشش) در زنان مبتلا به افسردگی دارای تجربۀ شکست عاطفی شود. نتایج این مطالعه میتواند علاوه بر پیشگیری از مشکلات این گروه از افراد، کیفیت مداخلات و تهیۀ پروتکلهای درمانی در این حیطه را نیز افزایش دهد. روش نمونهگیری در دسترس، استفاده از ابزارهای خودگزارشی، عدم بررسی متغیرهای فرهنگی و اجتماعی، اجرای پژوهش منحصراً در جامعۀ زنان و عدم توجه به نوع و کیفیت رابطۀ عاطفی ازدسترفته، از محدودیتهای پژوهش حاضر بودند. با توجه به این محدودیتها و کمبود پیشینۀ پژوهشی، پیشنهاد میشود در کنار پرسشنامههای خودگزارشی، از ابزارهای کیفی سنجش استفاده شود و اثربخشی رواندرمانی تحلیل شناختی-رفتاری فردی و گروهی در فرهنگها و جوامع مختلف با هم مقایسه شود.
سپاسگزاری
از مساعدت مسئولانۀ تمامی بانوان عزیزی که در این پژوهش حضور یافتند تشکر و قدردانی میشود. این مقاله برگرفته از رسالۀ دکتری نویسندۀ اول مقاله و دارای کد اخلاق از کمیتۀ ملی اخلاق در پژوهشهای زیستپزشکی دانشگاه شهید چمران اهواز به شناسۀ EE/99.3.02.63784/scu.ac.ir است. در این پژوهش، هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نشده است.
[1] Cognitive Behavioral Analysis System of Psychotherapy
[2] Beck Depression Inventory
[3] Structured Clinical Interview for DSM-V
[4] Marlene Estberg
[6] Orbach & Mikulincer Mental Pain Scale
[7] Heartland Forgiveness Scale
[8] این مقاله مستخرج از پایان نامۀ دکتری روانشناسی و دارای کد اخلاق از کمیتۀ ملی اخلاق در پژوهشهای زیستپزشکی دانشگاه شهید چمران اهواز به شناسۀ EE/99.3.02.63784/scu.ac.ir است.
[9] Pill’s Trace
[10] Wilks’Lambda
[11] Hotelling’s Trace
[12] Roy’s Largest Root