Document Type : Research Paper
Authors
1 Assistant Professor of Psychology, Department in Educational Sciences and Psychology College, University of Isfahan, Isfahan, Iran
2 Master's Student in Social Sciences, Faculty of Social Sciences, University of Tehran, Tehran, Iran
Abstract
Keywords
جنگ به عنوان یک رویداد آسیبزای شدید یا تروما، تأثیراتی عمیق بر بهزیستی روانشناختی[1] و عملکرد شغلی کارکنان نظامی میگذارد. مطالعات نشان میدهند مواجهه با شرایط آسیبزای شدید میتواند بهزیستی روانشناختی کارکنان را افت دهد و مشکلاتی در حیطۀ سلامت روان برای آنها ایجاد کند (Riedel et al., 2021; Sampaio et al., 2020). به ویژه نشان داده شده است که قرارگرفتن در معرض تروماهای مرتبط با جنگ با افزایش شیوع اختلالات روانی مانند اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)[2]، افسردگی و اضطراب همراه است (Hoge et al., 2018). این شرایط روانی ممکن است به کاهش رضایت شغلی، افت عملکرد و افزایش تمایل به ترک خدمت منجر شود (Rivera et al., 2021).
با این حال، در کنار این چالشها، پژوهشهای اخیر بر نقش رشد پس از سانحه (PTG)[3] در تبدیل تجربیات منفی به تغییرات مثبت تأکید کردهاند. مطالعات اخیر نشان دادهاند برخی از افراد در مواجهه با این چالشها ممکن است رشد پس از سانحه را تجربه کنند که شامل افزایش تابآوری، احساس معنا در زندگی و بهبود روابط بینفردی میشود (Doody et al., 2022). رشد پس از سانحه به فرایند روانشناختی اشاره دارد که در آن افراد پس از مواجهه با رویدادهای بسیار استرسزا و تهدیدکنندۀ زندگی، تغییراتی مثبت را در باورها، روابط و درک خود از زندگی تجربه میکنند (Tedeschi & Calhoun, 2004). در محیطهای کاری نظامی، این رشد میتواند به شکل افزایش تعهد سازمانی، بهبود مهارتهای رهبری و ارتقای عملکرد شغلی ظاهر شود (Schaubroeck et al., 2011). مطالعات اخیر نشان میدهند کارکنان نظامی درگیر در جنگها، با وجود مواجهه با تروماهای شدید، میتوانند سطوحی قابل ملاحظه از رشد پس از سانحه را گزارش کنند که شامل افزایش احساس قدرت شخصی، عمیقترشدن روابط بینفردی و تجربۀ معنایی جدید در زندگی میشود (Pietrzak et al., 2010). به ویژه، پژوهشی بر روی کهنهسربازان جنگ عراق و افغانستان نشان داد نزدیک به ۷۲ درصد از شرکتکنندگان حداقل سطحی متوسط از رشد پس از سانحه را گزارش کردهاند (Maguen et al., 2006).
اگرچه کارکنان نظامی بدون شک استرس و ضربههای روانی زیادی را در طول مأموریتهای جنگی و عملیاتی تجربه میکنند، رشد پس از سانحه نشان میدهد همین چالشها میتوانند موجب رشد شخصی و حرفهای نیز شوند. این مفهوم به ویژه در محیطهای نظامی که مواجهۀ مکرر با شرایط استرسزا و تهدیدکنندۀ زندگی امری اجتنابناپذیر است، از اهمیتی ویژه برخوردار است. مطالعات نشان میدهند کارکنانی که رشد پس از سانحه را تجربه میکنند، معمولاً از انعطافپذیری روانی بیشتر، عملکرد شغلی بهتر و رضایت حرفهای بیشتری برخوردار هستند و بهزیستی بیشتری را تجربه میکنند (Feingold et al., 2022). در چارچوب نظریۀ رشد پس از سانحه (Tedeschi & Calhoun, 2004)، تجربۀ رویدادهای بحرانی میتواند با ایجاد بازسازیهای شناختی و عاطفی، نه فقط به بهبودی روانی بینجامد، بلکه به عنوان محرکی برای ارتقای بهزیستی در حیطۀ شغلی عمل کند. این تحول مثبت که در قالب ابعادی مانند کشف مسیرهای تازۀ زندگی، افزایش قدرت درونی و تعمیق روابط بین فردی ظاهر میشود، به طور مستقیم بر کیفیت زندگی حرفهای افراد تأثیر میگذارد. شواهد تجربی در میان کارکنان نظامی نشان میدهد سطوح بالاتر رشد پس از سانحه با افزایش معنادار رضایت شغلی، تعهد سازمانی و عملکرد شغلی همراه است (Pietrzak et al., 2010; Tsai et al., 2015). به عبارت دیگر، افرادی که از بحرانها رشد میکنند، معمولاً در محیط کار نیز سرزندهتر، یادگیرندهتر و تواناتر ظاهر میشوند (Spreitzer, 1995).
بهزیستی، طبق تعریف دینر و همکاران، شامل رضایت کلی از زندگی و همچنین رضایت در حوزههایی خاص مانند کار میشود. این مفهوم، خشنودی از زندگی و احساس تحقق در ابعاد شخصی و حرفهای را در بر میگیرد (Diener et al., 2018). در این پژوهش، بهزیستی کلی و مرتبط با کار از طریق سه متغیر بررسی شده است: سلامت روان مثبت[4] که به معنای شناخت تواناییهای فردی، مقابلۀ مؤثر با استرس، کارایی مولد و مشارکت در جامعه است. این مفهوم شامل تابآوری عاطفی و تعادل روانشناختی میشود (et al., 2016 Lukat). رضایت شغلی [5] که میزان خشنودی و احساس تحقق در کار را نشان میدهد و عواملی مانند ماهیت کار، روابط با همکاران، دستمزد و فرصتهای رشد را شامل میشود (Quesada-Puga et al., 2024) و رشد در کار[6] یا حالتی از سرزندگی و یادگیری که در آن کارکنان احساس انرژی میکنند و مهارتهایی جدید کسب میکنند که این امر به توسعه و عملکرد بهتر آنها منجر میشود (Shen et al., 2024). بر اساس دیدگاههای جامع در روانشناسی مثبتنگر و بهزیستی، سازۀ بهزیستی دارای ماهیتی چندبُعدی است و ارزیابی آن مستلزم سنجش ابعاد گوناگون است. در این پژوهش، برای اندازهگیری بهزیستی کلی و مرتبط با کار، از سه بُعد سلامت روان مثبت، رضایت شغلی و رشد در محیط کار استفاده شده است. این انتخاب مبتنی بر مدل کلاسیک دینر و همکاران در رابطه با بهزیستی ذهنی است که بر رضایت (از جمله رضایت شغلی) و مؤلفههای عاطفی مثبت (همچون سلامت روان مثبت) تأکید دارد (Diener et al., 1999). همچنین، با بسط این مدل در محیط کار، بُعد رشد و شکوفایی که توسط اسپریتزر و پوراث و همکاران به عنوان جنبۀ اساسی یادگیری و سرزندگی در کار معرفی شده است، به عنوان بُعد سوم لحاظ شده است تا پوششی کامل از ابعاد شناختی، عاطفی و رفتاری بهزیستی فراهم آید (Porath et al., 2012; Spreitzer, 1995).
با وجود این، رشد پس از سانحه در همۀ افراد به یک اندازه اتفاق نمیافتد. پژوهشها در نمونههای نظامی نشان دادهاند عواملی مانند حمایت اجتماعی، سبکهای مقابلهای سازگارانه و ویژگیهای شخصیتی مانند تابآوری میتوانند به عنوان پیشبینیکنندههای مهم رشد پس از سانحه عمل کنند (Tsai et al., 2015). برای مثال، افرادی که توانایی استفادۀ بیشتر از نقاط قوت خود را دارند، احتمالاً در رویدادهای آسیبزا، رشد پس از سانحۀ بیشتری را تجربه میکنند. مفهوم «استفاده از نقاط قوت»[7] به چگونگی بهکارگیری توانمندیها و استعدادهای منحصربهفرد افراد در موقعیتهای مختلف اشاره دارد (Govindji & Linley, 2007). این رویکرد افراد را تشویق میکند تا بهجای تمرکز بر ضعفها، بر نقاط قوت خود تکیه کنند که این امر به رشد شخصی و حرفهای منجر میشود (Van Woerkom et al., 2016).
مدل مفهومی این پژوهش بر پایۀ ادغام نظریۀ رشد پس از سانحه (Tedeschi & Calhoun, 2004)، مدل تقاضا-منابع شغلی (JD-R) (Bakker & Demerouti, 2017) و اصول روانشناسی مثبتنگر (Seligman, 2011) بنا شده است. این مدل فرض میکند استفاده از نقاط قوت (متغیر مستقل) به طور مستقیم و غیرمستقیم (از طریق رشد پس از سانحه به عنوان متغیر میانجی) بر بهزیستی مرتبط با کار (شامل رضایت شغلی، سلامت روان مثبت و رشد در محیط کار به عنوان متغیرهای وابسته) تأثیر میگذارد. در ادامه، هر رابطه مفروض با استناد به ادبیات نظری و پیشینۀ پژوهشی تبیین و تشریح میشود.
بر اساس مدل تقاضا-منابع شغلی، نقاط قوت شخصی به عنوان منابع روانشناختی عمل میکنند که افراد را در برابر تقاضاهای شغلی (مانند ترومای جنگی) مقاوم میکنند و فرایندهای بازسازی شناختی را تسهیل میکنند (Bakker & Demerouti, 2017). نظریۀ رشد پس از سانحه تأکید میکند منابع فردی مانند نقاط قوت، با تقویت راهبردهای مقابلهای سازگارانه و بازسازی طرحوارههای شناختی، زمینۀ تجربۀ رشد پس از سانحه را فراهم میآورند (Janoff-Bulman, 2004; Tedeschi & Calhoun, 2004). شواهد پژوهشی حمایتکننده شامل مطالعۀ پیترزاک و همکاران بر روی کهنهسربازان است که نشان داد منابع روانشناختی (شامل نقاط قوت) پیشبینیکنندۀ قوی رشد پس از سانحه هستند (Pietrzak et al., 2010). همچنین، تسایی و همکاران در یک مطالعۀ طولی بر روی کهنهسربازان آمریکایی، رابطۀ مثبت معنادار بین منابع فردی و رشد پس از سانحه را تأیید کردند (Tsai et al., 2015). در نمونههای غیرنظامی، بی و همکاران بر روی پرستاران خط مقدم کووید 19 گزارش کردند استفاده از نقاط قوت با رشد پس از سانحه همبستگی زیادی دارد و آن را پیشبینی میکند (Bai et al., 2025). بنابراین، میتوان اینطور فرض کرد که استفاده از نقاط قوت با رشد پس از سانحه رابطۀ مستقیم دارد.
مدل تقاضا-منابع شغلی نقاط قوت را به عنوان منابعی معرفی میکند که ارضای نیازهای روانشناختی اساسی (خودمختاری، شایستگی، ارتباط) را تسهیل میکنند و رضایت شغلی را افزایش میدهند (Bakker & Van Woerkom, 2018; Ryan & Deci, 2000). پژوهش بی و بی بر روی پرستاران چینی نشان داد استفاده از نقاط قوت از طریق ارضای نیازها و تابآوری، رضایت شغلی را پیشبینی میکند (Bai & Bai, 2024). ونورکوم و همکاران نیز در محیطهای سازمانی، بین استفاده از نقاط قوت و رضایت شغلی رابطۀ مستقیم را گزارش کردند (Van Woerkom et al., 2016). بنابراین، به نظر میرسد استفاده از نقاط قوت با رضایت شغلی رابطۀ مستقیم دارد. همچنین، استفاده از نقاط قوت هیجانات مثبت را تقویت میکند و استرس ادراکشده را کاهش میدهد (Fredrickson, 2001; Miglianico et al., 2020). بی و همکاران دریافتند استفاده از نقاط قوت از طریق ارضای نیازها، علائم افسردگی را کاهش و سلامت روان مثبت را افزایش میدهد (Bai et al., 2021). بی و همکاران رابطۀ مستقیم قوی بین استفاده از نقاط قوت و سلامت روان در محیطهای پراسترس را تأیید کردند (Bai et al., 2025). بنابراین، میتوان اینطور فرض کرد که متغیر استفاده از نقاط قوت با سلامت روان مثبت رابطۀ مستقیم دارد. در نهایت، نقاط قوت سرزندگی و یادگیری را از طریق چالشهای بهینه و خودکارآمدی تقویت میکنند (Bandura & Wessele, 1997; Spreitzer, 1995). پوراث و همکاران و شن و همکاران نشان دادند منابع فردی مانند نقاط قوت، رشد در کار را در نمونۀ پرستاران پیشبینی میکنند (Porath et al., 2012; Shen et al., 2024). بنابراین، فرض بعدی این است که استفاده از نقاط قوت با رشد در کار رابطۀ مستقیم دارد.
رشد پس از سانحه، با بازسازی شناختی، معنای کار را غنی میکند و تعهد را افزایش میدهد (Tedeschi & Calhoun, 2004). اسچابروک و همکاران در سربازان مستقر، رابطۀ مثبت رشد پس از سانحه با رضایت شغلی را گزارش کردند (Schaubroeck et al., 2011). فینگولد و همکاران نیز در کارکنان بهداشتی خط مقدم، این رابطه را تأیید کردند (Feingold et al., 2022). رشد پس از سانحه تابآوری عاطفی و هیجانات مثبت را نیز تقویت میکند (Seligman, 2011). پیترزاک و همکاران و تسایی و همکاران سطوح بالاتر رشد پس از سانحه را با سلامت روان مثبت مرتبط دانستند (Pietrzak et al., 2010; Tsai et al., 2015). همچنین، رشد پس از سانحه پذیرش چالشها و یادگیری را تسهیل میکند (Spreitzer, 1995). دودی و همکاران نشان دادند در کارکنان نظامی، رشد پس از سانحه پیشبینیکنندۀ رشد حرفهای است (Doody et al., 2022). بنابراین، میتوان اینطور فرض کرد که رشد پس از سانحه با رضایت شغلی، سلامت روان مثبت و رشد در محیط کار رابطۀ مستقیم دارد.
رشد پس از سانحه به عنوان متغیر میانجی، بخشی از تأثیر استفاده از نقاط قوت بر بهزیستی را توضیح میدهد، زیرا نقاط قوت ظرفیت تبدیل تروما به رشد را افزایش میدهند و این رشد سپس بهزیستی را ارتقا میبخشد (Tedeschi & Calhoun, 2004). بنابراین، میتوان مکانیسم میانجی را به صورت استفاده از نقاط قوت ← تسهیل بازسازی شناختی و مقابلۀ سازگارانه ← رشد پس از سانحه ← افزایش معنا، تابآوری و هیجانات مثبت ← بهزیستی فرض کرد (Folkman, 2013; Janoff-Bulman, 2004). در همین راستا، پیترزاک و همکاران نقش میانجی رشد پس از سانحه بین منابع روانشناختی و سازگاری را تأیید کردند (Pietrzak et al., 2010). تسایی و همکاران در مطالعهای طولی، میانجیگری رشد پس از سانحه بین منابع و عملکرد شغلی را نشان دادند (اثر غیرمستقیم=19/0) (Tsai et al., 2015). بی و همکاران در پرستاران، میانجیگری رشد پس از سانحه بین نقاط قوت و سلامت روان مثبت/رشد در کار را گزارش کردند (اثر غیرمستقیم=21/0 برای سلامت روان) (Bai et al., 2025). مگوئن و همکاران میانجیگری رشد پس از سانحه بین تجربیات استقرار و بهزیستی در محیط نظامی را تأیید کردند (Maguen et al., 2006). این میانجیگری جزئی است، زیرا نقاط قوت اثرات مستقیم نیز دارند (Bakker & Demerouti, 2017). این امر بسط مدل را از نظر نظری منسجم و از نظر تجربی حمایتشده میسازد و فرضیهها را بر پایۀ شواهد پیشین قرار میدهد.
بررسی تأثیر استفاده از نقاط قوت بر بهزیستی مرتبط با کار در کارکنان نظامی در شرایط جنگی از طریق رشد پس از سانحه از اهمیت زیادی برخوردار است، زیرا این موضوع نه فقط به بهبود رضایت شغلی، سلامت روان مثبت و رشد حرفهای در محیطهای پراسترس کمک میکند، بلکه همچنین میتواند، با تقویت رشد پس از سانحه، زمینه را برای تبدیل تجربیات دشوار به فرصتهای یادگیری و توسعۀ فردی فراهم کند. این پژوهش به ویژه در جوامعی که با درگیریهای نظامی مواجه هستند، میتواند نقش کلیدی در حفظ سلامت روان و کارآمدی نیروهای مسلح ایفا کنند.
روش
روش پژوهش، جامعۀ آماری و نمونه: این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی با رویکرد همبستگی است که به روش مقطعی انجام شده است. جامعۀ آماری پژوهش را کلیۀ کارکنان یک سازمان نظامی در اصفهان تشکیل میدهند که بر اساس برآوردهای اولیه حدود 7۰۰ نفر هستند. با استفاده از فرمول کوکران و با در نظر گرفتن سطح اطمینان ۹۵ درصد و خطای استاندارد ۵ درصد، حجم نمونه 255 نفر محاسبه شد که با پیشبینی احتمال ریزش نمونه، این تعداد به 26۰ نفر افزایش یافت. به دلیل شرایط خاص جنگی و محدودیتهای سازمانهای نظامی، نمونهگیری به صورت در دسترس انجام شد. تمامی اعضای نمونۀ این پژوهش را مردان با تحصیلات حداقل کاردانی تشکیل میدادند. میانگین سنی شرکتکنندگان 5/38 سال با انحراف معیار 2/6 سال بود که نشاندهندۀ تمرکز سنی نمونه در محدودۀ میانسالی است. از نظر سابقۀ خدمت، میانگین سابقۀ کاری افراد در سازمان نظامی 7/12 سال با انحراف معیار 8/4 سال محاسبه شد. کلیۀ شرکتکنندگان در این پژوهش به صورت هدفمند از میان افرادی انتخاب شدند که شرط اصلی ورود به مطالعه، یعنی حضور مستقیم و عملیاتی در جنگ تحمیلی ۱۲روزۀ ایران-اسرائیل در خرداد ۱۴۰۴ را داشتند. این افراد در طول این درگیری، در معرض مستقیم تهدیدات جانی و صحنههای پراسترس مرتبط با خصومتهای مسلحانه از جمله حملات موشکی و پهبادی دشمن و شهادت همرزمان قرار گرفته بودند. از نظر سطح مسئولیت و ردۀ سازمانی، نمونهها در طیفی از ردههای عملیاتی-رزمی تا فرماندهی میانی (از رزمآور تا سرهنگ) قرار داشتند و عموماً در نقشها و تیمهای رزمی یا پشتیبانی نزدیک به خطوط درگیری خدمت میکردند. این سطح از مواجهۀ مستقیم و ملموس با عوامل استرسزای جنگی مبنای لازم برای بررسی سازۀ «رشد پس از سانحه» را فراهم میکند، زیرا تجربۀ یک رویداد بالقوۀ تروماتیک و تهدیدکنندۀ زندگی پیششرط نظری و عملی برای ارزیابی این نوع از رشد روانشناختی محسوب میشود.
ابزارهای سنجش: مقیاس استفاده از نقاط قوت[8]: این ابزار از پرسشنامۀ استفاده از نقاط قوت و اصلاح نقاط ضعف (SUDCO)[9] ساختۀ ونورکوم و همکاران (Van Woerkom et al., 2016) گرفته شده و شامل 5 پرسش است که میزان استفادۀ افراد از نقاط قوت شخصی خود را در محیط کار ارزیابی میکنند. نمونهای از پرسشهای این مقیاس عبارت است از: «من به دنبال فرصتهایی هستم که کارم را به شیوهای انجام دهم که بیشترین استفاده را از نقاط قوتم ببرم». پاسخها بر اساس مقیاس لیکرت 5درجهای (از 1=کاملاً مخالفم تا 5=کاملاً موافقم) جمعآوری میشوند. این ابزار از روایی و پایایی خوبی برخوردار است (Ding & Chu, 2020) و در این پژوهش ضریب آلفای کرونباخ آن 77/۰ گزارش شده است.
فرم کوتاه پرسشنامۀ رشد پس از سانحه (PTGI-SF)[10]: این ابزار شامل 10 پرسش است که توسط کن و همکاران (Cann et al., 2010) ساخته شده است و رشد روانشناختی پس از تجربۀ حوادث استرس زا، مانند جنگ، را اندازهگیری میکند. نمونهای از پرسشهای آن عبارت است از: «پس از جنگ، خود را قویتر از قبل مییابم». پاسخها بر اساس مقیاس لیکرت 6درجهای (از 0=این تغییر را تجربه نکردهام تا 5=این تغییر را به میزان زیاد تجربه کردهام) جمعآوری میشوند. این مقیاس پنج بُعد دارد: بهبود روابط با دیگران، فرصتهای جدید، قدرت شخصی، تغییرات معنوی و قدردانی از زندگی. در مقالۀ سیدمحمودی و همکاران (1392)، ویژگیهای روانسنجی پرسشنامۀ رشد پس از سانحه بررسی شدند. نتایج نشان داد این ابزار از پایایی مطلوب (ضریب آلفای کرونباخ بیشتر از ۸۰/۰) و روایی همگرا و واگرای مناسب برخوردار است. تحلیل عاملی تأییدی نیز ساختار پنجعاملی مقیاس (شامل بهبود روابط، فرصتهای جدید، قدرت شخصی، تغییرات معنوی و قدردانی از زندگی) را تأیید کرد. پایایی این ابزار در پژوهش حاضر با آلفای کرونباخ 79/0 تأیید شده است.
رضایت شغلی: این پرسشنامه توسط جاج و بونو (Judge & Bono, 2005) طراحی شد و یکی از ابزارهای پرکاربرد برای سنجش رضایت شغلی در مطالعات سازمانی و روانشناسی صنعتی-سازمانی است. این پرسشنامه شامل 5 پرسش است که بر اساس مقیاس لیکرت 7درجهای (از 1=کاملاً مخالفم تا 7=کاملاً موافقم) پاسخدهی میشود. نمونهای از پرسشهای آن عبارت است از: «من از شغلم راضی هستم» و «من واقعاً از کارکردن در این شغل لذت میبرم.» این ابزار به دلیل کوتاهبودن، سادگی و پایایی زیاد (ضریب آلفای کرونباخ معمولاً بیشتر از 85/0) مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. همچنین، این پرسشنامه بر رضایت کلی از شغل تمرکز دارد و برای استفاده در محیطهای مختلف شغلی مناسب است. این ابزار از پایایی خوبی برخوردار است و در این پژوهش، ضریب آلفای کرونباخ آن 86/۰ گزارش شده است.
مقیاس رشد و شکوفایی در کار: این ابزار شامل 10 پرسش است و توسط پوراث و همکاران (Porath et al., 2012) ساخته شده است که دو بُعد یادگیری و انرژی را در محیط کار اندازهگیری میکند. نمونهای از پرسشهای آن عبارت است از: «من با گذشت زمان چیزهای بیشتری یاد میگیرم.» پاسخها بر اساس مقیاس لیکرت 5درجهای (از 1=کاملاً مخالفم تا 5=کاملاً موافقم) جمعآوری میشوند. پوراث و همکاران روایی و پایایی مناسبی برای این ابزار به دست آوردند (Porath et al., 2012). در این پژوهش، ضریب آلفای کرونباخ آن 81/0 گزارش شده است.
سلامت روان مثبت: مقیاس تکبُعدی سلامت روان مثبت[1] (Lukat et al., 2016) برای ارزیابی سلامت روان مثبت استفاده شد. این مقیاس خودگزارشی شامل 9 جملۀ کلی است که برای اندازهگیری بهزیستی سعادتگرایانه[2] و لذتگرایانه[3] طراحی شدهاند (برای مثال، من اغلب بیخیال و خوشخلق هستم). از شرکتکنندگان خواسته شد تا میزان توافق خود را در یک مقیاس لیکرت 4امتیازی از 1 (کاملاً مخالفم) تا 4 (کاملاً موافقم) نشان دهند. نمرات میانگین بالاتر نشاندهندۀ سطح بالاتر سلامت روان مثبت است. این مقیاس در پژوهش ولتن و همکاران (Velten et al., 2018) اعتبار و روایی خوبی نشان داده است. آلفای کرونباخ برای مطالعۀ حاضر 77/0 بود.
روش اجرا و تحلیل دادهها: دادههای این پژوهش به صورت مقطعی و پس از اتمام جنگ ۱۲روزه جمعآوری شدند. شرکتکنندگان به صورت هدفمند از میان کارکنان یک سازمان نظامی انتخاب شدند. شرط اصلی ورود به مطالعه حضور مستقیم و عملیاتی در درگیریهای نظامی بود. نمونه شامل طیفهای درجهای مختلف بود که ۴۰ درصد در طیف درجهداری، ۳۵ درصد در طیف افسری جزء و ۲۵ درصد در طیف افسری ارشد درحال خدمت بودند. از نظر مواجهه، ۷۰ درصد گزارش دادند مستقیماً در معرض حملات قرار گرفتهاند و ۶۰ درصد شاهد آسیبدیدگی همکاران بودند. حمایتهای درونسازمانی در حین و پس از درگیری نیز ارزیابی شد: ۵۵ درصد از حمایت روانشناختی غیررسمی همتیمیها و فقط ۱۰ درصد از حمایتهای رسمی روانشناختی ساختاریافته بهره برده بودند. برای حفظ محرمانگی و امنیت، جمعآوری دادهها به صورت ناشناس و گروهی در پایگاه پس از اعلام فرماندهی انجام شد. پرسشنامهها علاوه بر ابزارهای اصلی، شامل یک بخش جمعیتشناختی تخصصی برای ثبت دقیق رده، سابقۀ خدمت، تحصیلات و دسترسی به حمایتها بودند. دادههای جمعآوریشده با استفاده از شاخصهای مرکزی و پراکندگی شامل میانگین و انحراف معیار و آزمون همبستگی پیرسون برای بررسی رابطۀ بین متغیرهای پژوهش تحلیل شدند. همچنین، برای بررسی برازش مدل مفهومی پژوهش از مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) با استفاده از نرمافزار AMOS و برای تحلیل میانجی از آزمون بوتاسترپ بهره گرفته شد. تمامی تحلیلهای آماری با استفاده از نرمافزارهای SPSS نسخۀ ۲۶ و AMOS نسخۀ ۲۴ انجام شد.
یافتهها
پیش از انجام تحلیلهای اصلی، پیشفرضهای نرمالبودن دادهها، خطیبودن روابط و عدم وجود همخطی بین متغیرهای پیشبین (5/2VIF <) بررسی و تأیید شدند.
جدول ۱
میانگین، انحراف معیار و ضرایب همبستگی متغیرهای پژوهش
Table 1
Means, Standard Deviations, and Correlation Coefficients of the Research Variables
|
4 |
3 |
2 |
1 |
انحراف معیار |
میانگین |
متغیر |
|
|
|
|
۱ |
۸/۶ |
۲/۳۸ |
۱. استفاده از نقاط قوت |
|
|
|
۱ |
۵۴/۰ |
۵/۷ |
۵/۳۲ |
۲. رشد پس از سانحه |
|
|
۱ |
۳۹/۰ |
۴۸/۰ |
۲/۳ |
۶/۱۸ |
۳. رضایت شغلی |
|
1 |
۴۳/۰ |
۶۱/۰ |
۵۲/۰ |
۱/۵ |
۳/۲۸ |
۴. سلامت روان مثبت |
|
۵۵/۰ |
۳۷/۰ |
۵۰/۰ |
۴۵/۰ |
۳/۶ |
۷/۳۵ |
۵. رشد در محیط کار |
)p<0.01(
جدول 1 نتایج توصیفی و همبستگی بین متغیرهای اصلی پژوهش را ارائه میدهد. میانگین نمرۀ استفاده از نقاط قوت (۲/۳۸ با انحراف معیار ۸/۶) نشاندهندۀ تمایل نسبتاً زیاد شرکتکنندگان به بهرهگیری از توانمندیهای شخصی در محیط کار است. رشد پس از سانحه با میانگین ۵/۳۲ (انحراف معیار ۵/۷) بیانگر تجربۀ قابل توجه تغییرات مثبت روانشناختی پس از مواجهه با تروما در نمونۀ مورد مطالعه است. رضایت شغلی با میانگین ۶/۱۸ (انحراف معیار ۲/۳) در سطحی متوسط قرار دارد، در حالی که سلامت روان مثبت (میانگین ۳/۲۸، انحراف معیار ۱/۵) و رشد در محیط کار (میانگین ۷/۳۵، انحراف معیار ۳/۶) نشاندهندۀ وضعیتی مطلوبتر در این ابعاد هستند. ضرایب همبستگی پیرسون در جدول 1 حاکی از روابط مثبت و معنادار (در سطح ۰۱/۰) بین تمامی متغیرهاست. قویترین رابطه بین استفاده از نقاط قوت و رشد پس از سانحه مشاهده شد (۵۴/۰=r) که تأییدکنندۀ نقش کلیدی توانمندیهای فردی در تسهیل سازگاری پس از تروماست. همچنین، رشد پس از سانحه با سلامت روان مثبت (۶۱/۰=r) و رشد در محیط کار (۵۰/۰=r) همبستگی زیادی داشت که همسو با نظریۀ تدسکی و کالهون مبنی بر تبدیل تجربیات منفی به تغییرات مثبت است (Tedeschi & Calhoun, 2004). رابطۀ استفاده از نقاط قوت با رضایت شغلی (۳۹/۰=r) و رشد در محیط کار (۴۵/۰=r) نیز از طریق مکانیسمهای افزایش خودکارآمدی و ارضای نیازهای روانشناختی قابل تبیین است.
جدول ۲
اثرات مستقیم استفاده از نقاط قوت و رشد پس از سانحه بر متغیرهای ملاک
Table 2
Direct Effects of the Use of Strengths and Post-Traumatic Growth on the Criterion Variables
|
سطح معناداری |
مقدار t |
اثر مستقیم (β) |
مسیر |
|
۰۰۱/۰> p |
۸۷/۵ |
52/۰ |
استفاده از نقاط قوت← رشد پس از سانحه |
|
۰۰۱/۰> p |
۳۲/۴ |
28/۰ |
استفاده از نقاط قوت← رضایت شغلی |
|
۰۰۱/۰> p |
۴۵/۶ |
35/۰ |
استفاده از نقاط قوت← سلامت روان مثبت |
|
۰۰۱/۰> p |
۱۲/۵ |
31/۰ |
استفاده از نقاط قوت← رشد در محیط کار |
|
۰۰۱/۰> p |
۹۸/۳ |
29/۰ |
رشد پس از سانحه ← رضایت شغلی |
|
۰۰۱/۰> p |
۲۱/۶ |
42/۰ |
رشد پس از سانحه← سلامت روان مثبت |
|
۰۰۱/۰> p |
۸۹/۴ |
35/۰ |
رشد پس از سانحه← رشد در محیط کار |
نتایج جدول ۲ نشان میدهد استفاده از نقاط قوت به صورت مستقیم و معنادار بر رشد پس از سانحه تأثیر میگذارد (۵۲/۰β=، ۰۰۱/۰p<) که این یافته با مبانی نظری پژوهش دربارۀ نقش توانمندیهای فردی در تسهیل سازگاری پس از تروما همسو است. همچنین، استفاده از نقاط قوت به طور مستقیم بر رضایت شغلی (۲۸/۰β=)، سلامت روان مثبت (۳۵/۰β=) و رشد در محیط کار (۳۱/۰β=) تأثیرگذار است که نشاندهندۀ نقش کلیدی این متغیر در ارتقای بهزیستی حرفهای و روانی است. از سوی دیگر، در جدول 2، رشد پس از سانحه نیز بهعنوان متغیر واسطهای قوی عمل میکند و اثرات مستقیم معناداری بر متغیرهای ملاک دارد، به ویژه بر سلامت روان مثبت (۴۲/۰β=) که تأییدکنندۀ این مفهوم است که تجربۀ رشد پس از سانحه میتواند به بهبود تابآوری و عملکرد شغلی منجر شود. مقادیر زیاد t (از ۹۸/۳ تا ۴۵/۶) و سطح معناداری کمتر از ۰۰۱/۰ در تمام روابط بر پایداربودن این یافتهها در جامعۀ آماری مورد مطالعه تأکید دارد. این نتایج از مدل نظری پژوهش مبنی بر تقویت بهزیستی روانی-شغلی از طریق بهکارگیری نقاط قوت و مکانیسمهای رشد پس از سانحه حمایت میکند.
شکل 1
الگوی مسیر متغیرهای پژوهش
Figure 1
The Path Model of the Variables
در شکل 1، الگوی تحلیل مسیر متغیرهای پژوهش، اثرات مستقیم و غیرمستقیم و ضرایب مسیر آورده شده است. بررسی شاخصهای برازش مدل در شکل 1 نشان میدهند مدل پیشنهادی از برازشی مطلوب با دادهها برخوردار است. شاخص χ²/df با مقدار ۱۵/۲ (کمتر از 3)، شاخص برازش تطبیقی (CFI) برابر با 97/۰ (بیشتر از 95/۰)، شاخص برازش نرمشده (NFI) برابر 96/۰ (بیشتر از 90/۰)، و ریشه میانگین مربعات خطای برآورد (RMSEA) برابر 04/۰ (کمتر از 06/۰) همگی حاکی از برازش عالی مدل هستند. همچنین، شاخص برازش افزایشی (IFI) با مقدار 98/۰ و شاخص برازش تاکر-لوئیس (TLI) برابر 97/۰ تأیید میکنند مدل از قدرت پیشبینی و انسجام درونی مناسبی برخوردار است. این نتایج نشان میدهد مدل پژوهش نه فقط از نظر آماری معنادار است، بلکه از نظر نظری نیز از قابلیت تبیین روابط بین متغیرها بهره میبرد.
جدول ۳
اثرات غیرمستقیم استفاده از نقاط قوت از طریق رشد پس از سانحه بر متغیرهای ملاک
Table 3
Indirect Effects of the Use of Strengths and Post-Traumatic Growth on the Criterion Variables
|
سطح معناداری (p) |
فاصله اطمینان ۹۵ درصد (CI) |
انحراف معیار (SE) |
مقدار t |
ضریب اثر (β) |
مسیر غیرمستقیم |
|
۰۰۱/۰> |
] ۰۹/۰, ۲۱/۰[ |
۰۳/۰ |
۲۱/۴ |
۱۵/۰ |
نقاط قوت ← رشد پس از سانحه ← رضایت شغلی |
|
۰۰۱/۰> |
] ۱۵/۰, ۲۹/۰[ |
۰۴/۰ |
۸۷/۵ |
۲۲/۰ |
نقاط قوت ← رشد پس از سانحه ← سلامت روان مثبت |
|
۰۰۱/۰> |
] ۱۲/۰, ۲۴/۰[ |
۰۳/۰ |
۹۵/۴ |
۱۸/۰ |
نقاط قوت ← رشد پس از سانحه ← رشد در محیط کار |
نتایج جدول ۳ نشان میدهد استفاده از نقاط قوت به صورت غیرمستقیم و از طریق رشد پس از سانحه تأثیری معنادار بر متغیرهای ملاک دارد. به طور مشخص، اثر غیرمستقیم نقاط قوت بر رضایت شغلی (۱۵/۰β=، ۰۰۱/۰p<)، سلامت روان مثبت (۲۲/۰β=، ۰۰۱/۰p<) و رشد در محیط کار (۱۸/۰β=، ۰۰۱/۰p<) از طریق مکانیسم رشد پس از سانحه تأیید شد. این یافتهها حاکی از آن است که رشد پس از سانحه به عنوان یک متغیر واسطهای قوی عمل میکند و مسیرهای غیرمستقیم از پایداری آماری برخوردار هستند، زیرا فواصل اطمینان ۹۵ درصد در هیچ یک از موارد شامل صفر نبودهاند و مقادیر t محاسبهشده (از ۲۱/۴ تا ۸۷/۵) همگی از حد بحرانی ۵۸/۲ فراتر رفتهاند. قویترین اثر غیرمستقیم مربوط به سلامت روان مثبت بود که نشان میدهد تجربۀ رشد پس از سانحه میتواند به ویژه در ارتقای بهزیستی روانی افراد نقش ایفا کند. این نتایج که با روش بوتاستراپ و با تعداد ۵۰۰۰ نمونه تأیید شده است، از این ایده حمایت میکند که بهکارگیری نقاط قوت شخصی نه فقط به صورت مستقیم، بلکه از طریق تسهیل فرایندهای رشد پس از سانحه نیز میتواند به بهبود پیامدهای شغلی و روانشناختی بینجامد. این یافتهها با مبانی نظری پژوهش دربارۀ نقش واسطهای رشد پس از سانحه و اهمیت سرمایهگذاری بر نقاط قوت فردی در محیطهای پرچالش کاملاً همسو است.
بحث
نتایج پژوهش حاضر نشان میدهد استفاده از نقاط قوت شخصی تأثیری معنادار بر بهبود متغیرهای ملاک شامل رضایت شغلی، سلامت روان مثبت و رشد در محیط کار دارد. بر اساس مدل تقاضا-منابع شغلی (Bakker & Demerouti, 2017)، نقاط قوت به عنوان یک منبع روانشناختی کلیدی عمل میکنند که از طریق مکانیسمهایی مختلف مانند افزایش خودکارآمدی، تقویت هیجانات مثبت و ارضای نیازهای روانشناختی اساسی (Ryan & Deci, 2000)، به بهبود پیامدهای شغلی و روانی منجر میشوند. مطالعات پیشین نیز نشان دادهاند بهکارگیری نقاط قوت با افزایش تابآوری (Miglianico et al., 2020)، ارتقای عملکرد شغلی (Van Woerkom et al., 2016) و کاهش نشانگان روانرنجوری (Bai et al., 2021) همراه است. بر اساس نظریۀ شناختی-اجتماعی باندورا و وسل (Bandura & Wessele, 1997) و مدل تقاضا-منابع شغلی (Bakker & Demerouti, 2017)، استفاده از نقاط قوت شخصی به صورت مستقیم و از طریق مکانیسمهای روانشناختی متعددی بر متغیرهای ملاک تأثیر میگذارد. این تأثیرات عمدتاً از طریق چهار سازۀ کلیدی سرمایۀ روانشناختی شامل خودکارآمدی، خوشبینی، امیدواری و تابآوری قابل تبیین است که به افزایش احساس شایستگی (Ryan & Deci, 2000)، تقویت هیجانات مثبت (Fredrickson, 2001) و ایجاد چالشهای یادگیری بهینه (Spreitzer, 1995) منجر میشوند. مطالعات تجربی همچون پژوهش ونورکوم و همکاران (Van Woerkom et al., 2016) و باکر و ونورکوم (Bakker & Van Woerkom, 2018) نشان دادهاند این مکانیسمها به طور مستقیم سبب ارتقای رضایت شغلی (از طریق ارضای نیازهای روانشناختی)، بهبود سلامت روان مثبت (با کاهش استرس ادراکشده) و تسهیل رشد حرفهای (از طریق تجربیات یادگیری) میشوند. از نظر عصبروانشناختی نیز، فعالسازی سیستم پاداش دوپامینی مغز هنگام بهکارگیری نقاط قوت (Dweck, 2017) میتواند تبیینکنندۀ پایههای زیستی این اثرات مستقیم باشد.
یافتههای این پژوهش نشان میدهد استفاده از نقاط قوت شخصی به صورت غیرمستقیم و از طریق مکانیسم رشد پس از سانحه به بهبود متغیرهای ملاک منجر میشود. بر اساس نظریۀ رشد پس از سانحۀ تدسکی و کالهون (Tedeschi & Calhoun, 2004)، مواجهه با رویدادهای آسیبزا میتواند در صورت وجود منابع روانشناختی کافی (مانند نقاط قوت شخصی) به بازسازی شناختی و ایجاد تغییرات مثبت در باورها و نگرشهای فرد منجر شود. در این فرایند، استفاده از نقاط قوت شخصی به عنوان یک منبع روانشناختی کلیدی عمل میکند که از طریق افزایش خودکارآمدی (Bandura & Wessels, 1997)، تقویت راهبردهای مقابلهای سازگارانه (Folkman, 2013) و تسهیل بازسازی طرحوارههای شناختی (Janoff-Bulman, 2004)، زمینه را برای تجربۀ رشد پس از سانحه فراهم میکند. مطابق مدل تقاضا-منابع شغلی (Bakker & Demerouti, 2017)، نقاط قوت شخصی به عنوان یک منبع روانشناختی ارزشمند، از طریق کاهش استرس ادراکشده و افزایش تابآوری (Masten, 2001)، میتوانند به افراد کمک کنند تا از تجربیات چالشبرانگیز (مانند شرایط جنگی) نه فقط بهبود یابند، بلکه به سطوحی بالاتر از عملکرد و بهزیستی دست پیدا کنند. این یافته با پژوهشهای اخیر (Bai et al., 2025) همسو است که نشان دادهاند استفاده از نقاط قوت میتواند از طریق تسهیل رشد پس از سانحه به بهبود پیامدهای شغلی و روانی منجر شود. به طور ویژه، اثر غیرمستقیم قویتر بر سلامت روان مثبت (β=0.22) میتواند نشاندهندۀ این باشد که رشد پس از سانحه بیشترین تأثیر را بر ابعاد روانشناختی بهزیستی دارد که با نظریههای روانشناسی مثبتنگر (Seligman, 2011) نیز سازگار است.
یافتههای این پژوهش به وضوح نشان میدهد استفاده از نقاط قوت شخصی، هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم از طریق رشد پس از سانحه، بر شاخصهای مختلف بهزیستی مرتبط با کار تأثیری معنادار دارد. با این حال، تجزیهوتحلیل ضرایب مسیر (β) حاکی از آن است که شدت این تأثیر بر ابعاد سهگانۀ بهزیستی یکسان نیست. سلامت روان مثبت به عنوان یک بُعد فراگیر و بنیادین از بهزیستی، بیشترین تأثیر را هم از مسیر مستقیم (β=0.35) و هم از مسیر غیرمستقیم واسطهای رشد پس از سانحه (β=0.22) پذیرفته است. این یافته نشان میدهد بهکارگیری نقاط قوت، بیش از هر چیز، بر وضعیت هیجانی-روانشناختی کلی فرد تأثیر میگذارد و با تقویت احساسات مثبت، کاهش استرس ادراکشده و افزایش تابآوری، زیربنای روانی لازم برای تجربۀ رضایت و شکوفایی در سایر حیطهها را فراهم میکند. به عبارت دیگر، نقاط قوت پیشنیاز سلامت روانی هستند و سلامت روان مثبت نیز به نوبۀ خود بستر را برای تجربۀ رضایت و رشد شغلی مهیا میکند.
در رتبۀ بعدی، رشد در محیط کار قرار دارد که هم از تأثیر مستقیم نقاط قوت (β=0.31) و هم از تأثیر غیرمستقیم آن (β=0.18) سود برده است. این بدان معناست که وقتی افراد از توانمندیهای خود استفاده میکنند، نه فقط احساس انرژی و سرزندگی بیشتری در کار میکنند (بُعد انرژی)، بلکه فرصتهای بیشتری برای یادگیری و توسعۀ مهارتهای جدید (بُعد یادگیری) نیز برای آنها فراهم میشود. این بُعد پویا و توسعهمحور از بهزیستی به طور ویژه از فرایند رشد پس از سانحه بهره میبرد، زیرا بازسازی شناختی ناشی از رشد پس از سانحه خود را در قبال پذیرش چالشهای جدید و اشتیاق برای یادگیری نشان میدهد. اگرچه رضایت شغلی نیز تحت تأثیر مثبت و معنادار استفاده از نقاط قوت قرار گرفته، ضریب تأثیر کلی (هم مستقیم و هم غیرمستقیم) بر این متغیر در مقایسه با دو بُعد دیگر کمتر است. این یافته میتواند حاکی از آن باشد که رضایت شغلی که عمدتاً یک ارزیابی شناختی از شرایط کار (مانند حقوق، مزایا، روابط با همکاران) است، در کوتاهمدت ممکن است تا حدی توسط عوامل سازمانی ثابت محدود شده باشد. با این حال، نقاط قوت شخصی و به ویژه تجربۀ رشد پس از سانحه، از طریق غنیسازی معنای کار و افزایش احساس تعلق و تعهد، میتوانند حتی در شرایط سخت سازمانی نیز سطوحی از رضایت درونی را برای فرد به ارمغان آورند.
نتایج این پژوهش نشان داد استفاده از نقاط قوت در کارکنان نظامی ابتدا و عمیقترین تأثیر خود را بر سلامت روان مثبت میگذارد (β کل = 57/0)، سپس بر رشد در محیط کار (β کل = 49/0) و در نهایت بر رضایت شغلی (β کل = 43/0). این الگو بیانگر آن است که بهبود سلامت روان مثبت پیشنیاز کلیدی برای شکوفایی حرفهای و رضایت پایدار در محیطهای پراسترس نظامی است. بنابراین، سازمانهای نظامی باید اولویت مداخلات خود را بر تقویت سلامت روان مثبت از طریق استفاده از نقاط قوت و تسهیل رشد پس از سانحه قرار دهند، زیرا این مسیر نه فقط بهزیستی فردی را ارتقا میدهد، بلکه در بلندمدت به افزایش عملکرد سازمانی، کاهش ترک خدمت و تقویت تابآوری جمعی منجر خواهد شد.
با توجه به یافتههای پژوهش که نشان داد استفاده از نقاط قوت بهتنهایی ۲۸ تا ۳۵ درصد از واریانس رضایت شغلی، سلامت روان مثبت و رشد در محیط کار را تبیین میکند، پیشنهاد میشود سازمانهای نظامی «نظام مدیریت نقاط قوت» را به صورت رسمی در واحد منابع انسانی اجرا کنند. این نظام شامل شناسایی سه نقطه قوت برتر کارکنان با استفاده از ابزارهای استاندارد، ثبت آنها در بانک اطلاعاتی دیجیتال منابع انسانی و تطبیق مأموریتهای عملیاتی و وظایف روزانه با دستکم یک نقطه قوت کلیدی فرد است؛ برای مثال، تخصیص افراد دارای قوت «شجاعت» به عملیات پیشرو یا افراد با قوت «رهبری» به تیمهای آموزشی که این امر نه فقط عملکرد را بهبود میبخشد، بلکه به صورت مستقیم بهزیستی شغلی را تقویت میکند.
با توجه به سهم جالب توجه استفاده از نقاط قوت در پیشبینی رشد پس از سانحه، طراحی و اجرای مداخلات روانشناختی-آموزشی یکپارچه توصیه میشود که به طور همزمان بر تقویت خودآگاهی از نقاط قوت، بازسازی روایت رویدادهای پراسترس و توسعۀ راهبردهای کاربردی برای بهکارگیری این نقاط قوت در محیط کار متمرکز باشند. اثربخشی چنین مداخلاتی میتواند در پژوهشهای آتی با طراحیهای تجربی (مانند کارآزماییهای کنترلشده) آزمون شود.
یافتههای مربوط به اثرات کل معنادار استفاده از نقاط قوت بر بهزیستی شغلی لزوم بازنگری در سیاستها و نظامهای پاداش، ارزیابی و توسعۀ شغلی برای نهادینهسازی فرهنگ و شناسایی و بهکارگیری نقاط قوت در سازمانهای با محیطهای پراسترس را پررنگ میکند. این امر میتواند شامل طراحی مکانیسمهای رسمی تقدیر از رفتارها و ابتکارات مبتنی بر نقاط قوت و گنجاندن معیارهای مرتبط در ارزیابیهای دورهای باشد.
برای عملیاتیسازی یافتهها و مدیریت مؤثر بهزیستی کارکنان، ایجاد سیستمهای پایش منظم و
دادهمحور توصیه میشود. این سیستمها میتوانند شاخصهای کلیدی سلامت روان و بهزیستی شغلی را رصد و بر مبنای آن، مداخلات هدفمند و بههنگام را برای واحدها یا گروههای در معرض خطر تسهیل کنند.
با توجه به توان تبیینی مدل پژوهش، تقویت ساختارهای تخصصی خدمات سلامت روان به صورت چندرشتهای پیشنهاد میشود. این خدمات ممکن است شامل ارزیابیهای دورهای، ارائۀ مشاورههای فردی و گروهی، و برنامههای پیگیری منظم برای تقویت مسیرهای روانشناختی شناساییشده در این پژوهش باشند.
این مطالعه با وجود دستاوردهای ارزشمند، دارای چندین محدودیت است که از جمله میتوان به نمونهگیری محدود از کارکنان نظامی مرد در اصفهان اشاره کرد که تعمیمپذیری نتایج را محدود میکند. همچنین، روش مقطعی پژوهش امکان استنباط روابط علّی را کاهش داده است و استفاده از ابزارهای خودگزارشی ممکن است به سوگیری در پاسخها منجر شده باشد. علاوه بر این، عدم کنترل برخی از متغیرهای مداخلهگر مانند سابقۀ تروما یا ویژگیهای شخصیتی از دیگر محدودیتهای این پژوهش محسوب میشود. نمونهگیری در دسترس ممکن است سوگیری انتخاب ایجاد کند. با وجود همگنی نمونه، نتایج به سایر گروههای نظامی (زنان، مناطق دیگر) با احتیاط تعمیم داده شود. برای مطالعات آینده، پیشنهاد میشود نمونهگیری گستردهتری شامل گروههای متنوعتر (زنان نظامی و نمونههای بینالمللی) انجام شود. انجام پژوهشهای طولی برای بررسی تأثیرات بلندمدت، ترکیب روشهای کیفی و کمّی برای درک عمیقتر پدیدهها، طراحی مداخلات آزمایشی مبتنی بر نقاط قوت، توجه به متغیرهای تعدیلکننده مانند سبکهای مقابلهای و حمایت سازمانی و استفاده از دادههای عینی در کنار خودگزارشدهی میتواند به غنای پژوهشهای آینده در این حوزه بیفزاید و بر محدودیتهای مطالعۀ حاضر فائق آید.
ملاحظات اخلاقی
رعایت اصول اخلاقی: پژوهش حاضر با رعایت کامل ملاحظات اخلاقی انجام شد. این موارد شامل تضمین محرمانگی هویت شرکتکنندگان، کسب رضایت آگاهانه از تمامی آنان، توضیح هدف پژوهش و ارسال نتایج پرسشنامه به درخواست افراد در قالب فایل PDF بود.
سهم نویسندگان: کلیۀ نویسندگان در تمامی مراحل و فرایندهای این مطالعه مشارکت کامل داشتند.
تعارض منافع: نویسندگان وجود هرگونه تعارض منافع را اعلام نمیدارند.
منابع مالی: این مطالعه بدون دریافت حمایت مالی از هیچ نهاد یا سازمانی انجام شده است.
سپاسگزاری
نویسندگان از تمامی شرکتکنندگان به خاطر وقت و مشارکت ارزشمندشان در این پژوهش قدردانی میکنند.
[1] The unidimensional Positive Mental Health scale
[2] eudaimonic
[3] hedonic
[1] Psychological well-being
[2] Post-traumatic stress disorder
[3] Post-Traumatic Growth
[4] Positive mental health
[5] Job satisfaction
[6] Thriving at work
[7] strength use
[8] The Strength Use Scale
[9] The Strength Use and Deficit Correction Questionnaire
[10] Post-Traumatic Growth Inventory-Short Form