Document Type : Research Paper
Authors
1 Ph.D Student, Department of Counseling, Arak Branch, Islamic Azad University, Arak, Iran.
2 Associate Professor, Department of Counseling, Khomein Branch, Islamic Azad University, khomein, Iran.
3 Associate Professor, Department of Psychology, Arak Branch, Islamic Azad University, Arak, Iran.
Abstract
Keywords
خانواده به عنوان بنیادیترین نهاد فرهنگی و اجتماعی، محل اصلی تأمین نیازهای روانی، جسمانی، معنوی و اجتماعی اعضای خود است و نگرشها، رفتارها، باورها و عواطف افراد عمیقاً تحت تأثیر بستر خانواده شکل میگیرند (Najafi et al., 2024)؛ بنابراین، کیفیت عملکرد خانواده سلامت اعضای خانواده و به تبع آن، اجتماع را تحت تأثیر قرار میدهد (Salari et al., 2024). در درون نظام خانواده نیز، استحکام و دوام زیرمنظومۀ همسری، کلید ثبات خانواده محسوب میشود (Goldenberg & Goldenberg, 2014/2023)؛ به گونهای که عملکرد این زیرمنظومه بر سلامت خانواده تأثیر فراوان میگذارد و مشکل آن به همۀ خانواده سرایت میکند (Zahrakar & Jafari, 2023). روانشناسان خانواده غالباً معیار خود را در بررسی کیفیت روابط زوجین، سطح رضایتمندی زناشویی آنها قرار دادهاند (Jahandoost et al., 2020). در واقع، رضایت زناشویی یکی از عواملی است که نقشی مهم در پایداری ازدواج و ثبات نظام خانواده ایفا میکند (Ghaibi et al., 2022). سازمان بهداشت جهانی نیز دو معیار رضایت و پایداری را به عنوان معیارهای خانوادۀ موفق در نظر گرفته است (Soltanolketabi & Dashti, 2023). منظور از رضایت زناشویی وضعیت تعاملات متقابل زوجین و ارزیابی ذهنی آنها از همۀ تجربیات عاطفی و شناختی خود در ازدواج است (Çelik et al., 2022). طحان و همکاران (2020) در پژوهشی نشان دادند همانطور که رضایت زناشویی موجب افزایش رضایت کلی از زندگی و نشاط میشود، نارضایتی از زندگی زناشویی نیز بر تعاملات اجتماعی و روانی بین زوجین و همچنین، رشد و تکامل فرزندان خانواده تأثیر منفی میگذارد. افرادی که رضایت زناشویی بالایی دارند، هیجانهای مثبت بیشتری تجربه میکنند و از رویدادهای پیرامون خود ارزیابی مثبتتری دارند؛ در حالی که افرادی که رضایت زناشویی پایینی دارند، خود، گذشته، آینده، دیگران و نیز رویدادها و موقعیتهای زندگی خود را نامطلوب ارزیابی میکنند و هیجانهای منفی بیشتری را تجربه میکنند (Greenberg & Goldman, 2008/2023; Whisman et al., 2021). با وجود اهمیت رضایت زناشویی، افزایش نرخ طلاق، به عنوان معتبرترین شاخص آشفتگی زناشویی، نشانگر آن است که رضایت زناشویی بهآسانی قابل دستیابی نیست (Nikouy et al., 2018) و بر اساس نتایج پژوهشها، از مجموعهای از عوامل درونفردی و بینفردی تأثیر میپذیرد (Jahandoost et al., 2020). یکی از عواملی که بر اساس نتایج پژوهشها، میتواند رضایت زناشویی زوجین را تحت تأثیر قرار دهد، میزان تمایزیافتگیخود[1] زوجین است (Azizi & Hajializadeh, 2023; Bashi Abdolabadi et al., 2022)؛ بهگونهای که به اعتقاد بوئن[2]، آنچه در یک رابطۀ زناشویی حائز اهمیت است، میزان هماهنگی و تناسب زوجین نیست، بلکه سطح تمایزیافتگی آنهاست (Asgharnia & Ramezani, 2021). تمایزیافتگی، به عنوان یک ویژگی شخصیتی، در دو سطح درونروانی و برونروانی نمایان میشود. تمایزیافتگی در سطح درونروانی به عنوان فرایندی که در درون فرد رخ میدهد، شامل مؤلفههای جایگاه من[3] و واکنشپذیری عاطفی[4] است؛ جایگاه من به معنای داشتن حس روشنی از خود و استقلال در افکار و باورهاست و واکنشپذیری عاطفی نیز به غلبۀ احساسهای فرد بر عقل و منطقش و پاسخگویی بر پایۀ هیجانها اشاره دارد (Seyyed Majidi et al., 2023). تمایزیافتگی در سطح برونروانی فرایندی در نظر گرفته میشود که در روابط بین افراد به وقوع میپیوندد و شامل مؤلفههای درهمآمیختگی با دیگران[5] و گسلش عاطفی[6] است. در هم آمیختگی با دیگران به از دست دادن استقلال خود و انحلال و درهمآمیختگی در روابط صمیمانه با دیگران، به ویژه افراد مهم زندگی اشاره دارد و گسلش عاطفی نیز بیانگر نوعی احساس تهدید و آسیبپذیری در روابط و گاه تمایل به اتخاذ رفتارهای دفاعی مانند فاصلهگرفتن، قطع ناگهانی رابطه و انکار اهمیت رابطهداشتن با دیگران است (Nilab et al., 2019). نتایج پژوهشها حاکی از آن است که افراد تمایزیافته ویژگیهایی دارند که میتوانند موجب بهبود زندگی زناشویی شوند. این افراد، زمانی که عواطف منفی شدیدی را تجربه میکنند، تحت تأثیر این عواطف قرار نمیگیرند و واکنشهایی کنترلشده دارند (Peleg & Messerchmidth-Grandi, 2019; Dastmardi et al., 2023)، به یکدیگر اجازۀ داشتن روابط صمیمانه و انعطافپذیر را میدهند، تفاوت عقاید یکدیگر را تحمل میکنند و در شرایط هیجانی کمتر تحت تأثیر هیجانات قرار میگیرند (Aryaee Azar et al., 2021)؛ این ویژگیها به کاهش تنشهای بین زوجین منجر میشوند و کیفیت زندگی زناشویی آنها را افزایش میدهند (Peleg & Messerchmidth-Grandi, 2019).
با توجه به اهمیت نهاد خانواده، روانشناسان و درمانگران خانواده از مداخلات متعددی برای کمک به زوجین برای دستیابی به روابط رضایتبخش و پایدار استفاده کردهاند. یکی از مداخلاتی که در درمان مشکلات شدید زناشویی و مشکلات رایج در تداوم روابط صمیمی و همچنین، افزایش سطح رضایت زناشویی زوجین به صورت وسیع استفاده و اثربخشی آن تأیید شده است، طرحوارهدرمانی و سایر مداخلات مبتنی بر طرحواره است. در رویکرد طرحوارهدرمانی یانگ و همکاران (2003/2024)، تمرکز اصلی بر طرحوارههای ناسازگار اولیه[7] یا طرحوارههای منفی است (Stevens & Roediger, 2016/2022)؛ با وجود این، طرحوارهها میتوانند مثبت یا منفی، سازگار یا ناسازگار، عملکردی یا غیرعملکردی باشند (Özhan, 2022). الیوت و لاسن (1997) معتقد هستند برای هر یک از طرحوارههای ناسازگار اولیه، یک طرحوارۀ سازگار وجود دارد. از سوی دیگر، با توجه به مراحل رشد روانی-اجتماعی در دیدگاه اریکسون (1950)، نیز میتوان چنین استدلال کرد که حل موفقیتآمیز هر یک از این مراحل رشد منجر به شکلگیری یک طرحوارۀ سازگار و شکست در آن مرحله باعث ایجاد یک طرحوارۀ ناسازگار میشود (Young et al., 2003/2024). بر این اساس، لاکوود و پریس (2012) مفهوم طرحوارههای سازگار اولیه[8] یا طرحوارههای مثبت را به عنوان مکمل[9] مثبت طرحوارههای ناسازگار اولیه در رویکرد یانگ و همکاران (2003/2024) مطرح کردند. این طرحوارهها نیز همانند طرحوارههای ناسازگار اولیه شامل الگوهای پایدار پردازش اطلاعات، افکار، هیجانات، خاطرات و اولویتهای توجه هستند؛ با این تفاوت که عملکردی مثبت دارند و منجر به رفتار سازگارانه میشوند. آنها معتقد هستند طرحوارههای مثبت نیز در خلال دوران کودکی، هنگامی که نیازهای هیجانی اساسی فرد به نحوی مناسب توسط والدین و سایر مراقبان اولیه ارضا شوند، آشکار میشوند (Videler et al., 2020). لاکوود و پریس (2012) معتقد هستند با توجه به اینکه طرحوارهها توسط محتواها و موضوعهایی متمایز تعریف میشوند، میتوان فرض کرد طرحوارههای مثبت و منفی سازههایی جداگانه هستند که توسط انواع مختلفی از تجربیات فعال میشوند. افراد، هر دو دستۀ طرحوارههای سازگار و ناسازگار را به صورت همزمان تجربه میکنند و رفتار و هیجاناتشان در هر لحظه بستگی دارد به اینکه کدام طرحوارۀ خاص در آن لحظۀ بهخصوص فعال باشد. علاوه بر این، اگرچه حضور و شدت یک طرحوارۀ ناسازگار اولیه، به صورت منفی، شدت طرحوارۀ سازگار اولیۀ متناظرش را پیشبینی میکند، کاهش شدت یک طرحوارۀ ناسازگار اولیه همیشه منجر به افزایش شدت طرحوارۀ سازگار اولیۀ متناظرش نخواهد شد. بنابراین، هر طرحوارۀ سازگار اولیه نمایانگر یک بُعد متفاوت است و صرفاً قطب مخالف طرحوارۀ ناسازگار اولیۀ متناظرش نیست (Louis et al., 2018). باخ و همکاران (2018) 18 طرحوارۀ سازگار اولیه را به عنوان همتاهای متناظر 18 طرحوارۀ ناسازگار اولیه در 4 حوزۀ ارتباط و پذیرش، خودگردانی و عملکرد سالم، مسئولیتپذیری و استانداردهای متعادل و محدودیتهای کافی مطرح کردند. لوئیس و همکاران (2018) پرسشنامۀ طرحوارۀ مثبت یانگ را به عنوان مکمل فرم کوتاه پرسشنامۀ طرحوارههای ناسازگار اولیۀ یانگ[10] تدوین کردند که نسخۀ نهایی این پرسشنامه با 56 پرسش، 14 عامل را به عنوان طرحوارههای مثبت یا طرحوارههای سازگار اولیه ارزیابی میکند. طرحوارههای مثبت شناساییشده در پژوهش لوئیس و همکاران (2018) عبارت بودند از: کامیابی هیجانی، موفقیت، توجه همدلانه، سلامتی و ایمنی اساسی، گشودگی هیجانی و خودانگیختگی، شفقت به خود، مرزهای سالم، تعلق اجتماعی، خویشتنداری، انتظارات واقعبینانه، هدفمندی خود، خودمراقبتی، دلبستگی پایدار و اعتمادبهنفس. آنها معتقد هستند این طرحوارههای مثبت با سلامت روان مرتبط هستند و نقش حفاظتی در برابر آسیب روانی دارند. پرسشنامۀ طرحوارۀ مثبت لوئیس و همکاران (2018) توسط مهرطلب و همکاران (2024)، در ایران اعتباریابی شد و در این مطالعه، پذیرش خود، دلبستگی پایدار، اعتماد، توجه همدلانه، خویشتنداری، خودجهتمندی، موفقیت، اعتمادبهنفس، جرئتمندی، سلامتی و ایمنی، مرزهای سالم، شفقت به خود و خودمراقبتی، به عنوان طرحوارههای مثبت شناسایی شدند (Mehrtalab et al., 2024).
از زمان معرفی طرحوارههای مثبت، پژوهشهایی متعدد در این زمینه انجام شدهاند که نتایج آنها حاکی از ارتباط مثبت و معنادار بین این طرحوارهها و پیامدهای مثبت روانشناختی همچون بهزیستی روانشناختی، سلامت روان (Louis et al., 2018)، تابآوری روانشناختی (Cinar et al., 2022)، رضایت از زندگی (Chi et al., 2022; Huckstepp et al., 2023) هستند. در واقع، طرحوارههای مثبت ساختاری در هستۀ مرکزی سیستم شناختی فرد هستند که در کارایی و بهزیستی روانشناختی افراد نقش دارند و به آنها در انجام مؤثر وظایف زندگی روزمره کمک میکنند (Özhan, 2022). با وجود اهمیت طرحوارههای مثبت، بررسی پیشینۀ پژوهشی نشان داد در بیشتر پژوهشهایی که اثربخشی مداخلات مبتنی بر طرحواره بر رضایت زناشویی و تمایزیافتگی زوجین را بررسی کردهاند، بر طرحوارههای ناسازگار اولیه تمرکز شده است و فقط در سه پژوهش نورمحمدی و پورسیدآقایی (2023)، نیکویی و همکاران (2019) و نیکویی و همکاران (2018)، اثربخشی مداخلات مبتنی بر فعالسازی طرحوارههای معنوی اسلامی بر رضایت زناشویی بررسی شده است و تا کنون پژوهشی بر روی رابطۀ بین طرحوارههای مثبت با مؤلفههای مرتبط با زندگی زوجی و زناشویی توسط پژوهشگران انجام نشده است. بنابراین، با توجه به لزوم تدوین و معرفی مداخلات و برنامههایی برای غنیسازی روابط زوجین و تأکید روانشناسی بالینی مثبتنگر مبنی بر اینکه مداخلات متمرکز بر افزایش جنبههای مثبت میتواند به اندازۀ مداخلات مبتنی بر کاهش جنبههای منفی در بهبود مشکلات روانشناختی و آسیبهای روانی موفقیتآمیز باشد (Louis et al., 2018)، هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامۀ توانمندسازی زناشویی مبتنی بر طرحوارههای مثبت بر رضایت زناشویی و تمایزیافتگی بود. فرضیههای پژوهش عبارتاند از: 1- برنامۀ توانمندسازی زناشویی مبتنی بر طرحوارههای مثبت بر رضایت زناشویی زوجین اثربخش است. 2- برنامۀ توانمندسازی زناشویی مبتنی بر طرحوارههای مثبت بر تمایزیافتگی زوجین اثربخش است.
روش
جامعه، روش نمونهگیری و حجم نمونه: این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل نابرابر و دورۀ پیگیری 45روزه بود. جامعۀ آماری شامل کلیۀ زوجین ساکن شهر اراک در سال 2024 بود که از بین آنها، 24 زوج به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. روش نمونهگیری به این ترتیب بود که ابتدا از طریق فراخوان عمومی، از زوجین برای شرکت در برنامۀ توانمندسازی زناشویی مبتنی بر طرحوارههای مثبت دعوت به عمل آمد. سپس، از بین زوجینی که برای شرکت در پژوهش اعلام آمادگی کرده بودند و با توجه به معیارهای ورود به پژوهش، 24 زوج انتخاب شدند که به صورت جایگزینی تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه (هر گروه 12 زوج) گمارده شدند. معیارهای ورود به پژوهش عبارت بودند از: رضایت آگاهانه و داوطلبانه برای شرکت در پژوهش و جلسات آموزشی، گذشت حداقل 1 و حداکثر 15 سال از زندگی مشترک، دامنۀ سنی زوجین بین 20 تا 45 سال، حداقل تحصیلات دیپلم، متأهلبودن و زندگی با همسر، حضور زوجین به صورت مشترک در جلسات آموزشی، نداشتن سابقۀ ابتلا به اختلالات محور یک و اختلالات شخصیت (بر اساس اطلاعات حاصل از مصاحبۀ بالینی اولیه)، نداشتن سابقۀ مشکلات ارتباطی وسیع و طولانیمدت (بر اساس اطلاعات حاصل از مصاحبۀ بالینی اولیه)، نداشتن سابقۀ سوءمصرف مواد مخدر، مشروبات الکلی و داروهای روانگردان، عدم استفاده از داروهای روانپزشکی در مدت شرکت در جلسات آموزشی، عدم شرکت در جلسات رواندرمانی و مشاورۀ همزمان با برگزاری جلسات آموزشی، عدم کسب نمرات بالا (5 و 6) در پرسشهای پرسشنامۀ طرحوارههای ناسازگار اولیۀ یانگ. معیار خروج از پژوهش نیز عبارت بود از: غیبت در بیش از سه جلسه از جلسات آموزشی.
ابزار سنجش: در این پژوهش، از سه پرسشنامۀ رضایت زناشویی، تمایزیافتگی خود و طرحوارههای ناسازگار اولیه استفاده شده است.
پرسشنامۀ رضایت زناشویی انریچ[11]: این پرسشنامه توسط اولسون[12] و همکاران در سال 1983 ساخته شده است (Oulia et al., 2023). نسخۀ اصلی آزمون دارای 115 پرسش است. فاورز[13] و اولسون در سال 1993 فرم 47سؤالی آن را طراحی کردند. این پرسشنامه در اصل یک نگرشسنج از نوع لیکرت است که به صورت پنجگزینهای (کاملاً موافق = 5، موافق = 4، نه موافق و نه مخالف = 3، مخالف = 2 و کاملاً مخالف = 1) طراحی شده است. در این پرسشنامه، پرسشهای 3، 5، 6، 7، 10، 13، 14، 18، 19، 21، 22، 23، 26، 27، 28، 29، 32، 33، 34 به صورت معکوس نمرهگذاری میشوند (Babasafari et al., 2023). نمرۀ کم در این پرسشنامه نارضایتی زناشویی و نمرۀ زیاد رضایت از رابطۀ زناشویی را نشان میدهد. حداقل و حداکثر نمره در این پرسشنامه بهترتیب 47 و 235 است و افرادی که نمرات آنها زیر 150 است، دارای میزانی از ناسازگاری زناشویی هستند. ضریب آلفای پرسشنامۀ انریچ در پژوهش سال 1983 اولسون و همکاران برابر 95/0 گزارش شده است (Masumi Tabar et al., 2020). در پژوهش حیدری و ساعدی (2019) نیز پایایی پرسشنامه با استفاده از دو روش آلفای کرونباخ و تصنیف 95/0 محاسبه شده است. در پژوهش حاضر، پایایی پرسشنامه به روش آلفای کرونباخ 81/0 به دست آمد (Heydari & Saedi, 2019).
پرسشنامۀ تمایزیافتگی خود[14]: پرسشنامۀ تمایزیافتگی خود یک ابزار 45سؤالی است که توسط اسکورن و فریدلندر[15] در سال 1998 به منظور سنجش تمایزیافتگی افراد طراحی و تدوین شده است. تمرکز این ابزار بر ارتباطهای مهم زندگی و روابط جاری افراد با خانوادۀ اصلی است. این پرسشنامه با مقیاس لیکرت در یک طیف 6گزینهای از 1 (ابداً در مورد من صحیح نیست) تا 6 (کاملاً در مورد من صحیح است) درجهبندی شده است. حداکثر نمرۀ پرسشنامه 276 است. نمرۀ کمتر در این پرسشنامه بیانگر سطوح پایینتر تمایزیافتگی است. در پژوهش فخاری و همکاران (2014)، ضریب پایایی با استفاده از روش آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه 78/0 محاسبه شد. در پژوهش حاضر، نیز ضریب آلفای کرونباخ 79/0 محاسبه شد که نشانگر پایایی زیاد این پرسشنامه است (Fakhari et al., 2014).
فرم کوتاه پرسشنامۀ طرحوارههای ناسازگار اولیه: این پرسشنامه یک ابزار خودگزارشدهی است که توسط یانگ در سال 2003 برای سنجش 15 طرحوارۀ ناسازگار اولیه تهیه شده و شامل 75 عبارت است که در مقیاس لیکرت 6نقطهای نمرهگذاری میشوند. نمرۀ فرد در هر یک از طرحوارهها با جمع نمرات 5 پرسش مربوط به آن طرحواره به دست میآید؛ بنابراین، دامنۀ نمرات فرد در هر طرحواره بین 6 تا 36 است. نمرات بالا نشاندهندۀ وجود طرحوارههای ناسازگار اولیه بیشتر در فرد هستند. اصل پرسشنامه به زبان انگلیسی است که در سال 2004 توسط صاحبی به فارسی برگردانده شده است ( Yousefi et al., 2020). ضریب آلفای کرونباخ این پرسشنامه در پژوهش خراسانیزاده و همکاران (2019) برای زیرمقیاسهای مختلف از 79/0 تا 93/0 (Khorasanizade et al., 2019) و در پژوهش صابونچی و همکاران (2020) 83/0 تا 89/0 محاسبه شده است. در پژوهش حاضر، پایایی این پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ 77/0 به دست آمد.
روش اجرا و تحلیل: قبل از اجرای پژوهش، کد اخلاق[16] اخذ شد. سپس از طریق فراخوان عمومی از زوجین برای شرکت در جلسات آموزشی برنامۀ توانمندسازی زناشویی مبتنی بر طرحوارههای مثبت دعوت به عمل آمد. از بین زوجینی که برای شرکت در پژوهش اعلام آمادگی کرده بودند و با توجه به معیارهای ورود به پژوهش، 24 زوج انتخاب شدند که به صورت جایگزینی تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه (هر گروه 12 زوج) گمارده شدند. به منظور رعایت ملاحظات اخلاقی، ابتدا موضوع، هدف، روش اجرای پژوهش و شرایط حضور در جلسات آموزشی برای شرکتکنندگان شرح و به پرسشهای آنها پاسخ داده شد. اصل محرمانهبودن اطلاعات توضیح داده شد و پژوهشگر متعهد شد که از دادههای پژوهش فقط در راستای اهداف پژوهش استفاده کند. سپس، رضایتنامۀ شرکت آگاهانه و داوطلبانه در پژوهش توسط شرکتکنندگان تکمیل شد. زوجین گروه آزمایشی به مدت 11 جلسۀ 90دقیقهای در جلسات آموزشی برنامۀ توانمندسازی زناشویی که به صورت هفتگی و گروهی برگزار شد، شرکت کردند. در ابتدای جلسات، زمان و مکان برگزاری جلسه با توافق شرکتکنندگان تعیین شد. زوجین گروه گواه در لیست انتظار قرار گرفتند و بعد از پایان پژوهش، برای زوجینی که تمایل داشتند، جلسات آموزشی طبق شیوهنامۀ تدوینی برگزار شد (9 زوج). از نمونۀ اولیه، 2 زوج از گروه آموزش به دلیل غیبت بیش از حد مجاز در جلسات آموزشی و 2 زوج از گروه گواه به دلیل عدم تکمیل پرسشنامههای مرحلۀ پسآزمون از نمونه حذف شدند. پرسشنامههای پژوهش در سه مرحله توسط اعضای گروه آزمایشی و گواه تکمیل شدند: مرحلۀ پیشآزمون، قبل از شروع جلسات؛ مرحلۀ پسآزمون، یک هفته بعد از برگزاری آخرین جلسۀ آموزشی و مرحلۀ پیگیری، 45 روز بعد از پایان جلسات. به منظور جلوگیری از تأثیرپذیری زوجین گروه آزمایشی و کنترل از یکدیگر، اعضای هر گروه به صورت جداگانه و در زمانهایی متفاوت برای تکمیل پرسشنامهها در مرحلۀ پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری در مرکز حاضر شدند.
برنامۀ توانمندسازی زناشویی مبتنی بر طرحوارههای مثبت که در پژوهش حاضر استفاده شد، یک برنامۀ پیشگیرانۀ سطح اول است که با استفاده از روش مطالعۀ اسنادی[17] توسط پژوهشگر تدوین شد. روش اسنادی یک روش کیفی است که در آن پژوهشگر تلاش میکند با استفادۀ نظاممند و منظم از دادههای اسنادی به کشف، استخراج، طبقهبندی و ارزیابی مطالب مرتبط با موضوع پژوهش خود اقدام کند. ساندلوسکی و باروس[18] روشی هفتگامی را برای مطالعۀ اسنادی معرفی میکنند که در پژوهش حاضر از این روش استفاده شده است (Askary & Dehghani, 2023). این هفت گام عبارتاند از:
خلاصۀ محتوای جلسات برنامۀ توانمندسازی زناشویی مبتنی بر طرحوارههای مثبت
Table 1
Summary of the Content of the Sessions of the Marital Empowerment Program based on Positive Schemas
|
جلسه |
طرحوارۀ مثبت |
هدف |
محتوای آموزشی |
فعالیت |
|
جلسۀ اول
|
- |
معارفه و آشنایی اعضای گروه بیان اهداف و قوانین گروه و آشنایی شرکتکنندگان با پنج نیاز اساسی و طرحوارهها |
معرفی پنج نیاز اساسی از دیدگاه یانگ ارتباط بین طرحوارهها و نحوۀ برآوردهشدن این نیازها تأثیر طرحوارهها در زندگی فرد |
- |
|
جلسۀ دوم |
پذیرش خود |
آشنایی زوجین با مفهوم پذیرش خود و انجام تمریناتی برای افزایش آن |
معرفی نیاز اساسی به ارتباط و پذیرش و پیامدهای برآوردهشدن این نیاز آشنایی با مفهوم پذیرش خود آموزش دربارۀ نقش همسران در برآوردهکردن نیاز یکدیگر به ارتباط و پذیرش |
تمرین ثبت افکار تمرین واقعیتزدایی از افکار تمرین قدردانی از ویژگیهای مثبت همسر و تأیید همسر |
|
جلسۀ سوم |
دلبستگی پایدار |
تقویت دلبستگی زوجین و کمک به ایجاد فضایی امن در خانواده |
آشنایی با مفهوم دلبستگی و راهکارهای تقویت دلبستگی زوجین |
تمرین ابراز نیاز تمرین در دسترس بودن تمرین پاسخگوبودن |
|
جلسۀ چهارم |
اعتماد |
تقویت اعتماد بینفردی زوجین |
آشنایی با مفهوم اعتماد اساسی و ریشههای تحولی آن کمک به زوجین در راستای ایجاد و تقویت اعتماد بینفردی |
شناسایی هشدارهای خودِ بیاعتماد و حرکت در جهت ارزشها |
|
جلسۀ پنجم |
اعتمادبهنفس موفقیت |
تقویت اعتمادبهنفس و افزایش احساس خودکارآمدی و موفقیت شرکتکنندگان |
آشنایی با مفهوم اعتمادبهنفس، موفقیت و خودکارآمدی و راههای افزایش آنها |
استفاده از تکنیک گامهای موفقیت و اصول مدیریت زمان در زندگی روزانه و به کار بردن تکنیک ثبت موفقیتها و موهبتها به صورت روزانه |
|
جلسۀ ششم |
جرئتمندی |
آشنایی با مفهوم جرئتمندی و مؤلفههای آن
آموزش به زوجین به منظور افزایش رفتارهای جرئتمندانه |
تعریف جرئتمندی معرفی انواع سبکهای ارتباطی تظاهرات جرئتمندی خودآگاهی الگوی جدید رفتاری (عمل جرئتمند) موانع جرئتمندی |
تمرین رفتار جرئتمندانه و شناسایی موانع رفتار جرئتمندانه در زندگی روزمره و یافتن راهحل |
|
جلسۀ هفتم |
سلامتی و ایمنی |
آشنایی با طرحوارۀ سلامتی و ایمنی |
تعریف ذهنآگاهی استعارۀ ذهن خروشان |
تمرینهای ذهنآگاهی
|
|
جلسۀ هشتم |
مرزهای سالم/ خودتحولیافته |
آشنایی زوجین با انواع مرزها و حریمهای محافظتکننده از زندگی زوجی و خانوادگی آموزش به زوجین برای حفظ هویت فردی و حریم شخصی با همسر |
استعارۀ تخممرغ اهمیت مرزها توضیح انواع مرزها: درونسیستمی و برونسیستمی |
بازنگری زندگی فردی و خانوادگی خود و یافتن راههایی برای حفظ مرزهای فردی و خانوادگی |
|
جلسۀ نهم |
توجه همدلانه |
آشنایی با مفهوم همدلی و راههای افزایش آن در رابطۀ زوجین |
تعریف همدلی تعریف گفتوگوی مؤثر سالم درک چارچوب ذهنی دیگران انواع شنیدن و گوشدادن موانع همدلی |
تمرین گفتوگوی مؤثر سالم تمرین گوشدادن فعال تمرین گوشدادن حکایتی |
|
جلسۀ دهم |
خویشتنداری و خودجهتمندی |
آشنایی با مفهوم خویشتنداری و خودجهتمندی و راههای افزایش آن |
تعریف خویشتنداری تعریف عمل ارزشمحور
|
خودکنترلی هیجانی خودکنترلی رفتاری تصریح ارزشها |
|
جلسۀ یازدهم |
شفقت به خود و خودمراقبتی |
آشنایی با مفهوم شفقت به خود و خودمراقبتی |
تعریف شفقت به خود و اجزای آن آشنایی با مفهوم خودمراقبتی و راههای انجام خودمراقبتی |
تمرین اجزای سهگانۀ شفقت به خود در زندگی روزانه انجام رفتارهای خودمراقبتی |
یافتهها
در این پژوهش، میانگین سنی زوجین گروه آموزش 25/37 با انحراف معیار 2/6 و میانگین سنی زوجین گروه گواه 65/35 با انحراف معیار 36/6 بود. میانگین مدت زندگی مشترک زوجین گروه آموزش 10 سال با انحراف معیار 5/4 و در گروه گواه 4/9 سال با انحراف معیار 13/4 بود. سطح تحصیلات زوجین گروه آموزش 20 درصد دیپلم، 50 درصد کارشناسی و 30 درصد کارشناسی ارشد و در گروه گواه 20 درصد دیپلم، 65 درصد کارشناسی و 15 درصد کارشناسی ارشد بود.
جدول (2) میانگین و انحراف معیار گروه آموزش و گروه گواه در متغیرهای تمایزیافتگی و رضایت زناشویی در سه دورۀ زمانی پیشآزمون، پسآزمون و مرحلۀ پیگیری را نشان میدهد.
جدول 2
مقادیر شاخصهای توصیفی متغیرهای پژوهش
Table 2
Descriptive Index Values of Research Variables
|
مرحله |
متغیر |
گروه آزمایشی گروه گواه |
|||
|
|
|
میانگین |
انحراف معیار |
میانگین |
انحراف معیار |
|
پیشآزمون |
تمایزیافتگی |
25/140 |
70/3 |
10/142 |
08/4 |
|
رضایت زناشویی |
50/139 |
27/2 |
45/140 |
5/2 |
|
|
پسآزمون |
تمایزیافتگی |
90/158 |
90/4 |
10/145 |
9/3 |
|
رضایت زناشویی |
55/158 |
56/2 |
65/139 |
53/2 |
|
|
پیگیری |
تمایزیافتگی |
70/155 |
52/5 |
144 |
68/4 |
|
رضایت زناشویی |
30/151 |
70/4 |
05/143 |
50/4 |
|
پژوهش حاضر درصدد ارزیابی اثربخشی آموزش برنامۀ توانمندسازی زناشویی مبتنی بر طرحوارههای مثبت بر تمایزیافتگی و رضایت زناشویی زوجین بود.
نتایج آزمون شاپیرو-ویلک نشان داد نمرههای متغیر تمایزیافتگی در گروه آموزش (90/0=Z، 10=df و 23/0=p) و گروه گواه (93/0=Z،10=df و 53/0=p)، همچنین متغیر رضایت زناشویی در گروه آموزش (95/0=Z، 10=df و 87.=p) و گروه گواه (96/0=Z، 10=df و 83/0=p) از توزیع بههنجار برخوردار است. نتایج آزمون لوین نشان داد سطح معناداری برای متغیر تمایزیافتگی در پیشآزمون (33/0=F، 1،18=df1,2، 57/0=p)، پسآزمون (65/1=F، 1،18=df1,2، 21/0=p)، مرحلۀ پیگیری (69/0=F، 1،18=df1,2، 89/0=p) و برای متغیر رضایت زناشویی در پیشآزمون (01/0=F، 1،18=df1,2، 21/0=p)، پسآزمون (002/0=F، 1،18=df1,2، 91/0=p) و در مرحلۀ پیگیری (03/0=F، 1،18=df1,2، 84/0=p) است که بیشتر از 05/0 و بیانگر همگنی واریانس بینگروهی است. نتایج آزمون مچلی دربارۀ کرویت درونگروهی نشان داد برای متغیر تمایزیافتگی (96/0=W، 66/0= χ2، 2=df و 71/0=p) و برای متغیر رضایت زناشویی (93/0=W، 21/1= χ2، 2=df و 54/0=p) است که میتوان نتیجه گرفت کرویت فرض شده است. نتایج آزمون ام باکس نیز نشان داد فرض صفر مبنی بر همسانی ماتریس کوواریانسها رعایت شده است (70/38=M Box,s، 19/1=F و 671191 و 21=2و1df، 25/0=p).
نتایج آزمون اثر پیلایی در جدول (3) آورده شده است. همانطور که نتایج نشان میدهد، اثر چندمتغیری معناداری برای زمان (پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری) وجود دارد (85/60=F4,15، 001/0<p، 94/0=V). همچنین، اثر معنادار چندمتغیری بین گروهها (گروه آموزش و گروه گواه) وجود دارد (24/51=F2,17، 001/0<p، 86/0=V). نتایج برای تعامل بین گروهها و زمان اثر چندمتغیری معناداری را نشان میدهد (27/54=F4,15، 001/0<p، 94/0=V).
جدول 3
آمارههای چندمتغیری
Table3
Multivariate Statistics
|
اثر |
مقدار |
F |
df فرضیه |
Df خطا |
p |
اندازۀ اثر |
||
|
بینگروهی |
Intercept |
اثر پیلایی |
1 |
60345 |
2 |
17 |
001/0 |
1 |
|
گروه (مداخله) |
اثر پیلایی |
85/0 |
24/51 |
2 |
17 |
001/0 |
86/0 |
|
|
درونگروهی |
زمان |
اثر پیلایی |
95/0 |
85/60 |
4 |
15 |
001/0 |
94/0 |
|
زمان*مداخله |
اثر پیلایی |
93/0 |
27/54 |
4 |
15 |
001/0 |
94/0 |
|
جدول 4
نتایج تحلیل واریانس درونگروهی تکمتغیری و تعامل
Table 4
Results of Intragroup Analysis of Variance of Single Variable and Interaction
|
منبع |
متغیر |
SS |
Df |
MS |
F |
P |
اندازه اثر |
|
زمان |
تمایزیافتگی Greenhouse-Geisser |
72/1313 |
92/1 |
18/682 |
97/76 |
001/0 |
81/0 |
|
رضایت زناشویی Greenhouse-Geisser |
40/925 |
87/1 |
60/494 |
36/51 |
001/0 |
74/0 |
|
|
زمان*گروه |
تمایزیافتگی Greenhouse-Geisser |
55/721 |
92/1 |
68/374 |
27/42 |
001/0 |
70/0 |
|
رضایت زناشویی Greenhouse-Geisser |
8/986 |
87/1 |
42/527 |
77/54 |
001/0 |
75/0 |
|
|
خطا (زمان) |
تمایزیافتگی Greenhouse-Geisser |
21/307 |
66/34 |
86/8 |
|
|
|
|
رضایت زناشویی Greenhouse-Geisser |
28/324 |
67/33 |
62/9 |
|
|
|
نتایج جدول (4) نشان میدهد تفاوت معناداری در زمان (پیشآزمون، پسآزمون و مرحلۀ پیگیری) برای متغیر تمایزیافتگی (97/76=F1/92,34/66، 001/0<p، 81/0=V) و رضایت زناشویی (36/51=F1/87,33/67، 001/0<p، 74/0=V) وجود دارد. همچنین، تعامل معناداری بین زمانهای اندازهگیری (پیشآزمون، پسآزمون و مرحلۀ پیگیری) و گروهها (آموزش و گواه) برای متغیر تمایزیافتگی (27/42=F1/92,34/66، 001/0<p، 70/0=V) و رضایت زناشویی (77/54=F1/87,33/67، 001/0<p ، 75/0=V) وجود دارد.
سپس، میانگین و انحراف معیار تعدیلشدۀ متغیرهای وابسته به تفکیک زمانهای اندازهگیری محاسبه شدند. میانگین متغیر تمایزیافتگی در سه دورۀ زمانی بهترتیب (85/149، 152، 17/141=M) و انحراف معیار (14/1، 99/0، 87/0=SD) و میانگین متغیر رضایت زناشویی بهترتیب (17/147، 10/149، 97/139=M) و انحراف معیار آن (03/1، 57/0، 49/0=SD) است.
میانگین و خطای معیار تعامل بین گروه و زمان برای متغیرهای وابسته در جدول (5) آورده شده است.
جدول 5
میانگین و خطای معیار تعامل بین گروه و زمان برای متغیرهای وابسته
Table 5
Mean and Standard Error of Interaction between Group and Time for Dependent Variables
|
|
|
تمایزیافتگی |
رضایتزناشویی |
||
|
گروه |
زمان |
میانگین |
خطای معیار |
میانگین |
خطای معیار |
|
آموزش |
پیشآزمون |
25/140 |
23/1 |
50/139 |
70/0 |
|
پسآزمون |
90/158 |
40/1 |
55/158 |
81/0 |
|
|
پیگیری |
70/155 |
61/1 |
30/151 |
45/1 |
|
|
گواه |
پیشآزمون |
10/142 |
23/1 |
45/140 |
70/0 |
|
پسآزمون |
10/145 |
40/1 |
65/139 |
81/0 |
|
|
پیگیری |
144 |
61/1 |
05/143 |
45/1 |
|
جدول 6
مقایسۀ زوجی میانگین و انحراف معیار تعدیلشدۀ متغیرهای وابسته به تفکیک زمانهای اندازهگیری
Table 6
Pairwise Comparison of Mean and Adjusted Standard Deviation of Variables Dependent on the Separation of Measurement Times
|
متغیر |
گروه |
تفاوت میانگین |
انحراف معیار |
P |
|
تمایزیافتگی |
پیشآزمون-پسآزمون |
82/10- |
1 |
001/0 |
|
پیشآزمون-پیگیری |
67/8- |
91/0 |
001/0 |
|
|
پسآزمون-پیگیری |
15/2 |
84/0 |
06/0 |
|
|
رضایت زناشویی |
پیشآزمون-پسآزمون |
12/9- |
84/0 |
001/0 |
|
پیشآزمون-پیگیری |
2/7- |
93/0 |
001/0 |
|
|
پسآزمون-پیگیری |
92/1 |
05/1 |
25/0 |
همانطور که نتایج جدول (6) نشان میدهد، در متغیر تمایزیافتگی و رضایت زناشویی، بین میانگین نمرات مرحلۀ پیشآزمون و پسآزمون تفاوتی معنادار وجود دارد، اما بین میانگین نمرات مرحلۀ پسآزمون و مرحلۀ پیگیری متغیرهای تمایزیافتگی و رضایت زناشویی تفاوتی معنادار وجود ندارد.
بحث
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامۀ توانمندسازی زناشویی مبتنی بر طرحوارههای مثبت بر رضایت زناشویی و تمایزیافتگی زوجین بود. نتایج نشان داد برنامۀ توانمندسازی زناشویی مبتنی بر طرحوارههای مثبت بر رضایت زناشویی و تمایزیافتگی زوجین گروه آموزش در مقایسه با گروه گواه تأثیری معنادار داشته و این تأثیر در مرحلۀ پیگیری نیز پایدار بوده است. عدم انجام پژوهشهای مشابه در رابطه با اثربخشی طرحوارههای مثبت بر مؤلفههای مربوط به زندگی زوجی، مقایسۀ نتایج پژوهش حاضر با پژوهشهای قبلی را دشوار میکند. با وجود این، اثربخشی برنامۀ توانمندسازی زناشویی بر میزان رضایت زناشویی زوجین را میتوان اینگونه تبیین کرد که این برنامه بر مبنای نیازهای بنیادین روانشناختی و طرحوارههای مثبت پذیرش خود، دلبستگی پایدار، اعتماد، توجه همدلانه، خویشتنداری، خودجهتمندی، موفقیت، اعتمادبهنفس، جرئتمندی، سلامت و ایمنی، مرزهای سالم، شفقت به خود و خودمراقبتی طراحی شده است که نقش هر یک از طرحوارهها در افزایش رضایت زناشویی زوجین بر اساس مبانی نظری و پژوهشی تأیید شده است. در واقع، آشنایی زوجین با مفهوم نیازهای روانشناختی میتواند به زوجین کمک کند تا با وصلشدن به نیازهای خود و همسرشان در هر لحظه و برآوردهکردن بهموقع و مناسب آنها، زمینه را برای شکوفایی قابلیتهای وجودی و افزایش شادکامی و رضایت در زندگی فراهم کنند. علاوه بر این، از آنجا که یک رابطۀ سالم بر پایۀ دو بزرگسال سالم ساخته میشود، آشنایی زوجین با نیازهای بنیادین روانشناختی و آموختن راههایی برای فعالسازی طرحوارههای مثبت به آنها کمک میکند تا بخشهای سالم شخصیت خود را تقویت کنند، با نشاندادن توجه و درک همدلانه، میان نیازهای خود و همسرشان توازن ایجاد کنند، نیازشان به دلبستگی را با میزانی از استقلال و جرئتمندی تعدیل کنند، در عین مراقبت از خود، دیگران را هم در نظر گیرند، دست از سرزنش خود و دیگری بردارند، هیجانات خود را مدیریت کنند، از ارزشهای شخصی بنیادی خود آگاه شوند، به آنها متعهد بمانند و مسئولانه رفتار کنند (Stevens & Roediger, 2016/2022). علاوه بر این، نتایج پژوهش حاکی از اثربخشی آموزش برنامۀ توانمندسازی زناشویی مبتنی بر طرحوارههای مثبت بر تمایزیافتگی زوجین بود. در تبیین این یافته، میتوان گفت با توجه به اینکه در دیدگاه بوئن، تمایزیافتگی، به عنوان کلید سلامت روان، بیانگر توانایی فرد در ایجاد تعادل بین فرایندهای عقلانی و هیجانی از یک سو و استقلال و صمیت از سوی دیگر است، هر عاملی که بتواند ابعاد درونروانی و بینفردی تمایزیافتگی را تحت تأثیر قرار دهد، بر میزان تمایزیافتگی زوجین مؤثر خواهد بود. یکی از طرحوارههای مثبتی که در این برنامه بررسی شد، دلبستگی پایدار بود که از منظر رویکرد هیجانمدار، نقشی مهم در تنظیم عواطف به عهده دارد و اصولاً انسانها در روابط در جستوجوی درکشدن، همدلی و تنظیم عواطف و احساسات خود هستند (Greenberg & Goldman, 2008/2023). بنابراین، آشنایی با اصول ابراز نیاز و هیجان، در دسترس بودن و پاسخگوبودن در مبحث دلبستگی پایدار به زوجین کمک میکند در روابط خود احساس امنیت کنند و از طریق تنظیم دوتایی عواطف، آنچه را که بهتنهایی قادر به پردازش هیجانی آن نیستند، به سرانجام برسانند. بنابراین، میتوان استنباط کرد طرحوارۀ مثبت دلبستگی پایدار، از راه تأثیر بر بُعد درونفردی، توانسته میزان تمایزیافتگی زوجین را افزایش میدهد. به همین ترتیب، استفاده از فنون ذهنآگاهی در طرحوارۀ مثبت سلامتی و ایمنی اساسی، میتواند سازگاری درونی و بیرونی فرد را در شرایط چالشبرانگیز افزایش دهد و وی را قادر سازد بدون آسیبپذیری زیاد، با شرایط چالشبرانگیز مقابله کند، با آن شرایط سازگار شود و به صورت انعطافپذیر واکنش نشان دهد؛ بنابراین، میتواند بر بُعد درونروانی تمایزیافتگی، یعنی ایجاد تعادل بین سیستم عقلانی و هیجانی و در نتیجه، میزان تمایزیافتگی افراد تأثیری مثبت داشته باشد. علاوه بر این، از نظر مایر (2020)، خویشتنداری به معنای توانایی تنظیم احساسات و کاربرد صحیح هیجانات است (Greenberg & Goldman, 2008/2023). بر این اساس، در مبحث خویشتنداری برنامۀ توانمندسازی زناشویی، زوجین با هیجانات و فرایند تنظیم هیجان آشنا شدند تا بتوانند هیجانات زودگذر خود را بهخوبی مدیریت و رهبری کنند و این امر میتواند بر بُعد درونفردی تمایزیافتگی و جداسازی فرایند شناختی از فرایند هیجانی و اجتناب از تبعیت خودکار از احساسات مؤثر باشد. در خودجهتمندی، زوجین با ارزشهای شخصی خود در زندگی آشنا شدند که این آگاهی باعث میشود حس روشنی از افکار و باورهای خود به دست آورند و بهجای همنوایی با عقاید و انتظارات دیگران، بر اساس ارزشهای شخصی خود عمل کنند و تحت تأثیر فشار و اجبار گروه قرار نگیرند؛ بنابراین، میتواند بر مؤلفۀ جایگاه من تمایزیافتگی مؤثر باشد. شفقت به خود یکی دیگر از طرحوارههای مثبتی است که میتواند در افزایش تمایزیافتگی زوجین مؤثر باشد. گیلبرت[1] معتقد است شفقت به خود باعث ایجاد تعادل بین سیستمهای سهگانۀ تنظیم هیجان میشود و به افراد کمک میکند هنگام مواجهه با رویدادهای استرسآور، هیجانات خود را تعدیل کنند و کمتر دچار آشفتگی هیجانی شوند (Dastmardi et al., 2023)؛ بنابراین، میتواند بر میزان تمایزیافتگی زوجین نیز مؤثر باشد. از سوی دیگر، بُعد بینفردی تمایزیافتگی بیانگر این است که افراد تمایزیافته مرزهایی مشخص و تعریفشده با دیگران دارند و میتوانند ضمن حفظ استقلال خود، با افراد مهم زندگی خویش نیز در ارتباط باشند (Seyyed Majidi et al., 2023)؛ بنابراین، آموزش مفهوم مرزهای روانشناختی، انواع مرزها و کارکردهای آنها و اقدامات لازم برای حفاظت از مرزهای درونسیستمی و برونسیستمی در برنامۀ توانمندسازی زناشویی به زوجین در تعریف مرزهای شخصی سالم در روابط بینفردی کمک میکند و از این طریق، بر افزایش میزان تمایزیافتگی زوجین مؤثر بوده است. بنابراین، میتوان گفت طرحوارههای مثبت دلبستگی پایدار، سلامتی و ایمنی اساسی، خودتحولیافته، خویشتنداری، خودجهتمندی و شفقت به خود، بر افزایش تمایزیافتگی زوجین مؤثر بودهاند. در نتیجه، برنامۀ توانمندسازی زوجین بر شکلدهی و تقویت یک ذهنیت و نگرش بالغانه، همدلانه و پذیرا در زوجین از طریق فعالسازی و تقویت طرحوارههای مثبت تأکید و تمرکز دارد و با توجه به نتایج بهدستآمده، این برنامه از روایی آموزشی لازم برای افزایش تمایزیافتگی و رضایت زناشویی زوجین به عنوان یک برنامۀ پیشگیرانۀ سطح اول برخوردار است.
از محدودیتهای پژوهش حاضر میتوان به دسترسی دشوار به جامعۀ آماری مدنظر به دلیل عدم تمایل آقایان برای شرکت در جلسات آموزش گروهی، استفاده از روش نمونهگیری در دسترس و در نتیجه، محدودبودن نمونۀ پژوهش به زوجین داوطلب ساکن شهر اراک اشاره کرد. بر این اساس، پیشنهاد میشود به منظور افزایش قدرت تعمیمپذیری نتایج، اثربخشی برنامۀ توانمندسازی زناشویی مبتنی بر طرحوارههای مثبت در نمونههای پژوهشی مختلف ارزیابی شود.
سپاسگزاری
به این وسیله از همۀ متخصصان و شرکتکنندگانی که در انجام این پژوهش همکاری کردند، صمیمانه تشکر و قدردانی میشود.
[1] Gilbert
[1] differentiation of self
[3] my position
[4] emotional reactivity
[5] emotional fusion
[6] emotional cutoff
[7] early maladaptive schema (EMS)
[8] early adaptive schema (EAS)
[9] counterpart
[10] Young Schema Questionnaire-3 Short Form (YSQ-S3)
[11] Enrich's marital satisfaction questionnaire
[12] Olson
[13] Fowers
[14] differentiation of self inventory
[15] Skowron & Friedlander
[16] کمیتۀ اخلاق دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک، این پژوهش را با کد اخلاق IR.IAU.ARAK.REC.1400.045تصویب کرده است.
[17] documentary research method
[18] Sandelowski & Barros
[19] critical appraisal skills programme (CASP)