Document Type : Research Paper
Authors
1 Ph.D. Student in Counseling, Department of Counseling, Faculty of Psychology and Educational Sciences, Kharazmi University, Tehran, Iran.
2 Professor, Department of Counseling, Faculty of Psychology and Educational Sciences, Kharazmi University, Tehran, Iran.
3 Associate professor, Department of Counseling, Faculty of Psychology and Educational Sciences, Kharazmi University, Tehran, Iran.
Abstract
Keywords
نهاد خانواده و نقش سرپرست در خانواده اهمیت زیادی دارد، زیرا سرپرست خانوار باید تأمینکنندۀ مایحتاج خانواده باشد. در جامعۀ ایران سرپرستی خانوار معمولاً به عهدۀ مردان است، مگر اینکه مرد به دلایلی همچون فوت، ازکارافتادگی، بیکاری و طلاق حضور نداشته باشد و زن سرپرستی خانواده را به عهده گیرد (Abedi Diznab et al., 2018). زنان سرپرست خانوار[1] در کشورهای در حال توسعه افزایش یافتهاند و این مسأله باعث نگرانی در تغییرات ساختاری جامعه شده است. این تغییرات ساختاری شامل تغییر در سطح اقتصادی مانند تغییر در الگوهای اشتغال زنان و موقعیتهای عمومی اقتصادی آنها در خانواده و تغییرات اجتماعی فرهنگی در موقعیتهای زنان در خانوارها به عنوان سرپرست میشوند که پیامدهای بسیار فراتر از توانمندسازی زنان برای توسعۀ اقتصادی عمومی دارند (Asiedue et al., 2024). ادبیات اولیه دربارۀ زنان سرپرست خانوار عمدتاً چنین خانوادههایی را آسیبپذیر و مضر توصیف میکند، زیرا آنها معمولاً درآمد کمتری دارند و دسترسی محدودی به خدمات ضروری دارند. زنان بخشی فزاینده از افراد فقیر را تشکیل میدهند، اما یکی از مهمترین پیامدهای سرپرستی خانوار در زنانی که مادر هستند ممکن است بر سلامت جسمی و روانی فرزندانشان باشد که این مسأله به ساعات طولانی حضور زن سرپرست خانوار در خارج از منزل و محیط کار مربوط میشود (Wendt et al., 2021). کوهن و همکاران بیان کردند زنان سرپرست خانوار به دلیل عدم حمایتهای لازم آسیبپذیری بیشتری نسبت به سایر زنان دارند (Kuhn et al., 2023). انجام چند نقش به طور همزمان توسط زنان سرپرست خانوار منجر به تعارض و کشمکشهای روانی و انواع استرسها میشود. با وخیمترشدن شرایط اقتصادی، اشتغال زنان سرپرست خانوار تأثیرات منفی بر سلامت جسمی و روحیشان دارد (Nazari et al., 2023). با توجه به اینکه زنان سرپرست خانوار ممکن است در برآوردن نیازهای اساسی خود با چالش مواجه شوند، بیشتر در معرض استرس و افسردگی قرار دارند (Safari et al., 2023).
زنان سرپرست خانوار با عوامل خطر روانی - اجتماعی شامل ساعات طولانی، عدم کنترل بر حجم کار، شرایط بد فیزیکی کار، حقوق کم یا عدم شناخت و تبعیض در دریافت حقوق نسبت به مردان مواجه هستند که این مسأله منجر به کاهش بهزیستی روانشناختی آنان میشود (Lim et al., 2024). پایینبودن سطح بهزیستی روانشناختی منجر به کاهش تابآوری میشود (Hasanzadeh Namin et al., 2019). تابآوری به سازگاری افراد به هنگام روبهروشدن در شرایط سخت کمک میکند تا بتوانند موقعیتهای استرسآمیز را مدیریت کنند (Gao et al., 2019). تابآوری، اکتسابی و سازهای شناختی است و عامل اصلی شکل گیری آن خانواده است. اینکه یک خانواده بتواند در مواجهه با چالشها خود را مدیریت و تنظیم کند منجر میشود تا تابآوری همۀ اعضای خانواده افزایش یابد (Dadashi et al., 2021). در واقع، تابآوری خانواده[2] حکم پیشگیری در بروز مشکلات را دارد و زمانی که خانواده خود را اصلاح کند یک فرایند تابآوری خانوادگی در بین اعضا شکل میگیرد که اعضا را کارآمدتر میکند (Walsh, 2016). تابآوری خانواده دربرگیرندۀ وجود بحرانهایی که عملکرد خانواده را بر هم میزنند، بهکارگیری منابع داخلی و خارجی خانواده هنگام روبهروشدن با چالشها و درگیرشدن خانواده با چالشهاست (Zahrakar et al., 2014). از جملۀ عوامل افزایشدهندۀ تابآوری خانواده حضور و نقش پدر به ویژه حمایت عاطفی پدر (حمایت، پاسخگویی و گرمی) است (Mahedy et al., 2019)، اما زمانی که پدر حضور ندارد و نقش سرپرستی خانواده به عهدۀ زن است، تابآوری اعضای خانواده کاهش مییابد و این مسأله پیشبینیکنندۀ اختلالات روانی است که کارکرد خانواده را مختل میکند (Rezaei et al., 2017).
نقشهای متعددی که زنان سرپرست خانوار در طول روز ایفا میکنند معمولاً آنان را دچار احساس خستگی میکند. این خستگی با نابهسامانی اقتصادی دو چندان میشود و زمینۀ افسردگی را افزایش و تابآوری را کاهش میدهد (Ghaderi et al., 2021). زمانی که تابآوری کاهش مییابد، فرد در مواجهه با رویدادهای تهدیدکننده عملکردی ضعیف از خود نشان میدهد و با موقعیتهای استرسزا به طرزی نامناسب مقابله میکند، اما تابآوری زیاد منجر به عملکرد بهتر در شرایط استرسزا میشود که این امر بر روی عزتنفس، خودکارآمدی و روابط بینفردی فرد تأثیری مثبت دارد (Yang et al., 2019). تابآوری معمولاً منجر به سرسختی میشود و عمدتاً این دو مفهوم با هم همراه هستند، با این تفاوت که افراد سرسخت حس قوی نسبت به زندگی و تعهد کاری و احساس کنترل بیشتر (و آزاد بودن) نسبت به تغییرات و چالشهای زندگی دارند (Chuning et al., 2024). سرسختی دربرگیرندۀ مجموعهای از صفات شخصیتی است که باعث بهبود سلامت روان میشوند (Krauss et al., 2019). سرسختی زیاد با افسردگی کم و سرسختی کم با افسردگی زیاد در ارتباط است (Wen & Goh, 2023). یکی از عوامل شکلدهندۀ صفت سرسختی در افراد، خانواده است. از دیدگاه مککوئین، سرسختی خانواده[3] باعث دوام خانواده در برابر تنشها و توانایی مدیریت آنها میشود (Pardar et al., 2021). سرسختی خانواده منجر به استرس کمتر والدین میشود و رابطهای مثبت با سلامت جهانی، بهزیستی و شیوههای فرزندپروری والدین دارد. سرسختی خانواده از دیدگاه مککوئین دارای سه جزء تعهد، چالشطلبی و کنترل است، اما وجود یا عدم وجود یکی از اعضای خانواده، یعنی پدر، میتواند در سرسختی خانواده اثرگذار باشد. درک سرسختی خانواده به عنوان یک عامل محافظ در برابر حوادث استرسزای زندگی و عملکرد فردی اعضای خانواده منجر به کاهش عملکرد منفی خانواده میشود (Dunst, 2021).
افزایش سرسختی و تابآوری در خانواده موجب میشود تا فرزندان بر زندگی خود کنترل بیشتری داشته باشند و توانایی مبارزه با مشکلات و حل آنها را در خود ببینند. با وجود این، تابآوری و سرسختی میتواند در زنان بعد از مسئولیت سرپرستی دستخوش تغییراتی شده باشد. زنان سرپرست خانوار به علت مشغلههایی که دارند بیشتر دچار فرسودگی روانشناختی میشوند و نیاز دارند تا صفت سرسختی را در خود افزایش دهند (Aflaki Fard et al., 2022). بر این اساس، لازم است تا به کمک روشهای درمانی روانشناسی این دو ویژگی را در آنان افزایش دهیم. شفقتدرمانی[4] روش درمانی است که به فرد کمک میکند تا خود را در برابر تنش و سختی محافظت کند. استفاده از این روش درمانی برای زنان سرپرست خانوار که عمدتاً بدون حمایت مناسب از طرف خانواده و اطرافیان هستند، ضروری به نظر میرسد، زیرا بر این ایده استوار است که احساس رضایت، امنیت، اطمینان و رفاه زیربنای سه سیستم تنظیم عاطفی شامل سیستم تهدید، سیستم محرک و سیستم تسکیندهنده است (Millard et al., 2023). درمان مبتنی بر شفقت رویکردی است که خوداطمینانبخشی فرد را نسبت به خودانتقادی تقویت میکند. اساس این روش درمانی تجسم تصاویر مشفقانه به خود همراه با آموزش روانی و تمرینات تنفسی است (Heriot-Maitland et al., 2019). افرادی که مشفقانه نسبت به خود رفتار میکنند علائم افسردگی و اضطراب را کمتر تجربه میکنند (Kavehfarsani et al., 2020). تا کنون پژوهشهایی متعدد در راستای اثربخشی این درمان بر روی زنان انجام شدهاند. برای نمونه، پژوهش طاهر کرمی و همکاران (2018) نشان داد شفقت به خود منجر به افزایش تابآوری، امیدواری، بهزیستی روانشناختی و کاهش خودگسستگی در زنان میشود. پژوهش فرانکو و کریستی بیانگر آن است که شفقتدرمانی با اثرگذاری بر روی عوامل استرسزا، تابآوری را در زنان افزایش میدهد (Franco & Christie, 2021). پژوهش طلعتی و همکاران (2021) بیانگر آن است که شفقتدرمانی باعث افزایش شادکامی و انگیزه در زنان سرپرست خانوار میشود. عزیز محمدی و همکاران (2019) شفقت به خود را از عوامل تأثیرگذار بر سلامت اجتماعی زنان سرپرست خانوار میدانند. مهدوی و همکاران (2024) و کهکی و همکاران (2023) درمان مبتنی بر شفقت را باعث افزایش سرسختی روانشناختی دانستند. موسیوچ و همکاران شفقتدرمانی را به عنوان یک منبع برای مدیریت منابع دشوار در زنان در نظر میگیرند که میتواند سطح استرس آنان را کاهش دهد (Mosewich et al., 2019). اما پژوهشی که اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر تابآوری و سرسختی خانوادۀ زنان سرپرست خانوار را بررسی کرده باشد مشاهده نشد. حال با توجه به اینکه با تغییر شکل خانواده و افزایش خانواده با سرپرستی زنان مواجه هستیم، باید در نظر داشته باشیم که سرپرستی خانواده همیشه به عهدۀ مرد بوده است؛ اما پذیرش مسئولیت سرپرستی خانواده توسط زنان به هر دلیلی میتواند کل زندگی افراد خانواده و فرزندان را تحت تأثیر قرار دهد، زیرا این زنان با مشکل ایفای نقشهای دوگانه در داخل و خارج از خانه مواجه هستند. این نقشها شامل ایفای نقش مادری، رسیدگی به منزل و خانهداری و شغل بیرون از منزل هستند که باید نابرابری در دریافت حقوق نسبت به مردان را به آنها اضافه کرد (Shahpari Sani et al., 2021). در نتیجه، این زنان با مشکلات سلامت جسمی و روانی مواجه هستند؛ بنابراین لازم
است با روشهای درمانی مناسبی سطح سلامت روان آنان را بالا برد، زیرا زمانی که زن به عنوان سرپرست خانوار در شرایط روحی و روانی مناسبی نباشد بر روی سایر اعضا خانواده و فرزندان اثر منفی خواهد گذاشت. بنابراین، فرضیههای پژوهش عبارتاند از: ۱. درمان مبتنی بر شفقت بر تابآوری خانوادۀ زنان سرپرست خانوار مؤثر است. ۲. درمان مبتنی بر شفقت بر سرسختی خانوادۀ زنان سرپرست خانوار مؤثر است.
روش
روش پژوهش، جامعۀ آماری و نمونه: پژوهش حاضر از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعۀ آماری پژوهش شامل کلیۀ زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیتۀ امداد امام خمینی (ره) شهرستان یزد بودند. گروه نمونۀ پژوهش شامل 30 زن سرپرست خانوار بودند که به صورت در دسترس و با جایگزینی تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت شفقتدرمانی قرار گرفتند، در حالی که بر روی گروه گواه درمانی انجام نشد. ملاکهای ورود به پژوهش عبارت بودند از: سرپرست خانوار بودن، داشتن سلامت جسمی و روانی، داشتن سواد خواندن و نوشتن و ملاکهای خروج شامل غیبت بیش از دو جلسه در جلسات درمانی و عدم همکاری و تعهد به انجام وظایف و تکالیف بودند. قبل از شروع دوره و پس از پایان دوره، زنان سرپرست خانوار به عنوان نمونۀ آماری به پرسشنامۀ تابآوری خانواده سیکسبی (FRAS)[5] وسرسختی خانواده مککوبین و همکاران (FHI)[6] در پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری پاسخ دادند. سپس، گروههای آزمایش در 24 جلسۀ 90دقیقهای، هفتهای دو بار در جلسات درمانی شرکت کردند، در حالی که بر روی گروه گواه هیچ مداخلهای انجام نشد. پس از سه ماه از اجرای آزمون مجدد، آزمون پیگیری روی شرکتکنندگان اجرا شد.
ابزار سنجش: پرسشنامۀ تابآوری خانواده سیکسبی در سال 2005 ساخته شد که مبتنی بر مدل تابآوری خانواده والش است. این ابزار یک مقیاس چهاردرجهای لیکرتی از بهشدت مخالفم: ۱ تا بهشدت موافقم: ۴ است. نمرات این مقیاس بین ۵۴ تا ۲۱۶ هستند. سیکسبی پایایی این مقیاس به روش آلفای کرونباخ را 96/0 به دست آورد و اعتبار این پرسشنامه با شاخص معنای شخصی (PMI)[7] و ابزار سنجش خانواده فرم ۱ (FAD)[8] متوسط ارزیابی شده است (Sixbey, 2005) در ایران، زهراکار و همکاران (2014) این پرسشنامه را مورد ارزیابی روانسنجی قرار دادند و برای اجرای تحلیل عاملی با محاسبۀ شاخص کفایت نمونهگیری (KMO)[9] و آزمون کرویت بارتلت[10] استفاده کردند. در ماتریس ساختار عاملی، پرسشهای با بار عاملی کمتر حذف شدند و از ۵۴ پرسش به ۴۸ پرسش کاهش یافتند. خردهمقیاسهای نسخۀ 48پرسشی شامل ارتباط و حلمسأله (2، 5، 6، 8، 9، 14، 15، 19، 22، 23، 24، 25، 26، 27، 28، 29، 32، 41، 42، 46، 47)، چشمانداز مثبت (12، 13، 16، 20، 21، 33، 34، 37، 45)، منابع اقتصادی و اجتماعی (18، 30، 31، 35، 44)، معنویت خانواده (10، 11، 38، 39، 40)، انعطافپذیری خانواده (1، 3، 4، 7، 17) و ابراز هیجانی/ همبستگی (36، 43، 48) هستند. زهراکار و همکاران (2014) پایایی این پرسشنامه با آلفای کرونباخ و بازآزمایی کل پرسشنامه را بهترتیب 92/0 و 88/0 به دست آوردند و ضرایب روایی همگرای این پرسشنامه را با پرسشنامۀ عملکرد خانواده نسخۀ 1 (FAD)، مقیاس عملکرد خانواده نسخۀ 2 (FAD)، مقیاس انسجام خانواده و پرسشنامۀ تابآوری کانر-دیویدسون، بهترتیب 88/0-، 73/0- ، 65/0 و 45/0 به دست آوردند.
پرسشنامۀ سرسختی خانواده توسط مککوبین و همکاران (1996) ساخته شد و شامل ۲۰ پرسش در سه خردهمقیاس شامل تعهد (۴، ۷، ۸، ۹، ۱۰، ۱۱، ۱۳، ۱۸)، چالشطلبی (۳، ۵، ۱۲، ۱۴، ۱۵، ۱۷) و کنترل (۱، ۲، ۶، ۱۶، ۱۹، ۲۰) است که پرسشهای (۱، ۲، ۳، ۸، ۱۰، ۱۴، ۱۶، ۲۰) معکوس نمرهگذاری میشوند. شیوۀ نمرهگذاری این پرسشنامه در لیکرت ۴درجهای از کاملاً غلط: صفر تا کاملاً صحیح: ۳ است. مککوبین و همکاران (1996) آلفای کرونباخ را 82/0 و گسترۀ ضریب اعتبار ملاکی با رضایت از زندگی و انعطافپذیری را بین 20/0 تا 23/0 گزارش کردند (McCubbin et al., 1996). در ایران نیز ضریب همبستگی این ابزار با ابزار سنجش خانواده نسخۀ دوم (FADII) 40/0 و ضریب پایایی با روش آلفای کرونباخ 78/0 محاسبه شد (Seydi & Bagherian, 2011).
روش اجرا و تحلیل: پس از اخذ کد اخلاق2 از طریق کمیتۀ امداد امام خمینی (ره) با مراجعه به ادارات اجرایی شهرستان یزد، زنان سرپرست خانوار شناسایی شدند و زنانی که مایل به شرکت در طرح بودند و همچنین معیارهای ورود به طرح را داشتند، به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و سپس با جایگزینی تصادفی در دو گروه (گروه آزمایش و گروه کنترل) قرار گرفتند. از پرسشنامههای مقیاس تابآوری خانواده و شاخص سرسختی خانواده برای به دستآوردن نمرههای پیشآزمون (پیش از اجرای مداخله) در گروه آزمایش و گروه گواه استفاده شد. سپس درمان متمرکز بر شفقت (Gilbert, 2014) در 24 جلسۀ 90دقیقهای هفتهای دو بار بر اساس جدول (1) برای گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترل مداخلهای دریافت نکردند و پس از پایان جلسات رواندرمانی گروهی، هر دو گروه به همان دو پرسشنامه برای به دست آوردن نمرههای پسآزمون و سرانجام پس از دو ماه، مجدداً هر دو گروه برای کسب نمرههای پیگیری ارزیابی شدند. سپس، دادهها به کمک نرمافزار Spss22 با آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر وآزمون تعقیبی بن فرونی تجزیهوتحلیل شد.
جدول 1
ساختار پروتکل درمان مبتنی بر شفقت (Gilbert, 2014)
Table 1
Structure of Compassion Therapy Protocol (Gilbert, 2014)
|
جلسه |
عنوان جلسات |
خلاصۀ جلسات، تکالیف و تمرینها |
|
اول |
قوانین زیربنایی گروه و توضیحات اولیه |
خوشآمدگویی گروهی، واکنش شما به خود زندگی خود چگونه است؟، واکنش شما به خودتان نوعاً چگونه است؟، واکنش شما به مشکلات زندگی نوعأ چگونه است؟، ذهن تکاملیافته و درمان متمرکز بر شفقت، تمرین ریتم تنفس آرامشبخش |
|
دوم |
دلبستگی و اهمیت مراقبت |
مرور مطالب جلسۀ قبل، اهمیت محبت، حوزههای چندگانۀ مراقبت، اثرات شیمیایی مراقبت، قدرت نوازش ملایم، تمرین بغلکردن |
|
سوم |
تنظیم عاطفه |
مرور مطالب جلسۀ قبل، تنظیم عاطفه: 3 سیستم تنظیم عاطفه، مراقبت و درمان |
|
چهارم |
پذیرابودن، ملایمت محبت |
مرور مطالب جلسۀ قبل، توضیح پذیرابودن، ملایمت محبت |
|
پنجم |
عناصر کلیدی در فرمولبندی درمان متمرکز بر شفقت |
مرور مطالب جلسۀ قبل، تأثیرات تاریخچهای و ذاتی منجر به اختلالات، ترسها و تهدیدهای اصلی درونی و بیرونی منجر به اختلالات، راهبردهای ایمنیطلبی و جبرانی درونی و بیرونی منجر به اختلالات، عواقب و نتایج ناخواسته و غیرعمدی از جمله خودانتقادگری که منجر به آشفتگی، راهبردهای ایمنیطلبی و مشکلات بیشتر میشوند |
|
ششم |
شفقت به خود و شرم |
مرور مطالب جلسۀ قبل، شرم ناشی از محرومیت، شرم ناشی از تعدی و مزاحمت، خاطرۀ شرم، باورهای مرکزی منفی، تمرین مواجهه با باورهای مرکزی منفی، تمرین مواجهه با شرم، برچسبزدن به باورهای اساسی، آگاهی از شرم در بدن |
|
هفتم |
خودانتقادگری |
مرور مطالب جلسۀ قبل، تحلیل کارکردی، خودنظارتگری و خودسرزنشگری به عنوان راهبردهای ایمنیطلبی، تمرین توصیف و آموزگار، تمرین تغییر خودانتقادی، تمرین خود را همانطور که هستید، ببینید. |
|
هشتم |
شرم، احساس گناه و تحقیر |
مرور مطالب جلسۀ قبل، تفاوت شرم، احساس گناه و تحقیر، مسؤلیتپذیری در برابر تقصیرجویی خودانتقادگرانه، متمایزکردن خوداصلاحگری مشفقانه از حمله به خود ناشی از شرم |
|
نهم |
انگیزۀ خود مشفق |
مرور مطالب جلسۀ قبل، من چقدر خود مشفق هستم؟، با دوستم چطور رفتار میکنم؟، یافتن صدای مشفقتان، شناسایی صدای منتقد درونیتان |
|
دهم |
ترویج خود مشفق |
مرور مطالب جلسۀ قبل، رویکرد ایفای نقش، گسترش شفقت نسبت به خود آسیبپذیر |
|
یازدهم |
نامۀ مشفقانه |
مرور مطالب جلسۀ قبل، دستورالعملهایی برای نوشتن نامۀ مشفقانه |
|
دوازدهم |
تفکر و استدلال مشفقانه |
مرور مطالب جلسۀ قبل، کار با افکار متمرکز بر تهدید، ذهنیسازی، ایجاد ارتباط بین کار فکری و درک مشفقانه |
|
سیزدهم |
تجسم مشفقانه |
مرور مطالب جلسۀ قبل، ایجاد مکانی امن، تمرین تجسم مشفقانۀ ایدهآل، شفقت نسبت به پریشانی، احساس تهدید و درد |
|
چهاردهم |
تجسم شفقت |
مرور مطالب جلسۀ قبل، صندلی مشفقانه، صندلی خالی، کار بر روی دو صندلی، تسهیل ارتباط بین خود مشفق و خود آسیبپذیر، تسهیل ارتباط بین خود مشفق و خود آسیبپذیر و خود منتقد |
|
پانزدهم |
شفقت به خود و بدن ما |
مرور مطالب جلسۀ قبل، تمرین پذیرش بدنمان به کمک شفقت به خود، پویش مشفقانۀ بدن |
|
شانزدهم |
رویارویی با احساسات دشوار |
مرور مطالب جلسۀ قبل، برچسبزدن به احساسات و تمرین آن، آگاهی از احساسات در بدن و تمرین آن، تلطیفکردن، تسلیدادن، اجازهدادن و تمرین آن، تمرین احساسکردن کف پا |
|
هفدهم |
ژرفزیستن |
مرور مطالب جلسۀ قبل، کشف ارزشهای اساسی، تمرین نیمۀ پر لیوان |
|
هجدهم |
دستیابی به ذهنیت بزرگسال سالم |
مرور مطالب جلسۀ قبل، افزایش آگاهی از رفتارهای ذهنیت بزرگسال سالم، انتخاب ذهنیت و توصیف آن در قالب اصطلاحات آگاهی، آفریدن موقعیت، شکلگیری دیدگاه والد خوب، طراحی برنامۀ عملیاتی برای ذهنیت بزرگسال سالم و تشخیص توانمندیها و مهارتهای لازم |
|
نوزدهم |
هوشیاربودن نسبت به آنچه هست |
مرور مطالب جلسۀ قبل، توقف اعلان لحظات بخشش، دوری از احساسات دردناک، آگاهی از آگاهی، درخشش نور هوشیاری، تمرین توجه |
|
بیستم |
ادامۀ هوشیاربودن نسبت به آنچه هست |
مرور مطالب جلسۀ قبل، پاسخ بهجای واکنش، تمرین مقابلۀ هوشیارانه نسبت به درد، یاد بگیریم هوشیار باشیم، تمرین هوشیاری در زندگی روزمره، یادداشت روزانۀ شفقت به خود |
|
بیستویکم |
ما همه با هم هستیم |
مرور مطالب جلسۀ قبل، منزوی و تنها، نیاز به تعلق و دلبستگی، بازی مقایسه، ما در مقابل آنها |
|
بیستودوم |
ادامۀ ما همه با هم هستیم |
مرور مطالب جلسۀ قبل، توهم کمال، درهمتنیدگی، تمرین رهاشدن از خودتعریفی از طریق شناسایی درهمتنیدگیمان |
|
بیستوسوم |
شفقت نسبت به دیگران |
مرور مطالب جلسۀ قبل، نگاه واقعبینانه، خستگی از شفقت به خود، شفقت به خود و بخشش، تمرین بخشیدن کسی که ما را آزار داده است، ترویج و نهادینهسازی عشق و مهربانی، تمرین هدایت عشق - محبت به سمت رنجهایمان |
|
بیستوچهارم |
حمایت از دیگران بدون در نظر نگرفتن دیگران |
مرور مطالب جلسۀ قبل، دادن و گرفتن شفقت، لذت افراطی از تنفس، گرمکردن آگاهی، داخل برای من - بیرون برای تو، گوشدادن مشفقانه |
جدول 2
شاخصهای توصیفی متغیرهای پژوهش به تفکیک دو گروه و سه مرحلۀ پژوهش
Table 2
Descriptive Indices of the Research Variables, Separated into Two Groups and Three Phases of the Research
|
متغیرها |
گروهها |
پیشآزمون |
پسآزمون |
پیگیری |
|||
|
|
|
میانگین |
انحراف معیار |
میانگین |
انحراف معیار |
میانگین |
انحراف معیار |
|
تابآوری |
آزمایش |
67/71 |
97/4 |
123 |
79/7 |
47/125 |
10/8 |
|
گواه |
53/73 |
12/6 |
73/74 |
30/7 |
60/73 |
46/5 |
|
|
سرسختی خانواده |
آزمایش |
07/12 |
49/1 |
40/20 |
92/2 |
13/23 |
14/4 |
|
گواه |
67/12 |
45/1 |
27/13 |
40/2 |
13/13 |
81/1 |
|
یافتهها
میانگین سن شرکتکنندگان در گروه آزمایش 73/33 و در گروه کنترل 93/34 سال بوده است. همچنین، 6/55 درصد از شرکتکنندگان تحصیلات لیسانس داشتهاند و 4/44 درصد از شرکتکنندگان دارای مدرک دیپلم بودند. در نمونۀ این پژوهش تحصیلات بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت. یافتههای توصیفی مربوط به نمرات پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری تابآوری و سرسختی خانوادۀ زنان در گروههای آزمایش و گواه در جدول (2) آمده است.
قبل از ارائۀ نتایج تحلیل آزمون تحلیل واریانس مکرر، پیشفرضهای آزمونهای پارامتریک مورد سنجش قرار گرفتند. بر همین اساس، نتایج آزمون شاپیر و ویلک بیانگر آن بود که پیشفرض نرمالبودن توزیع نمونهای دادهها در متغیر تابآوری و سرسختی خانوادۀ زنان سرپرست خانواده در گروههای آزمایش و گواه در مرحلۀ پیشآزمون رد نشد (05/0<p). همچنین، پیشفرض همگنی واریانس نیز توسط آزمون لوین مورد سنجش قرار گرفت که نتایج آن معنادار نبود که این یافته نشان میداد پیشفرض همگنی واریانسها رد نشد (05/0<p). از طرفی، نتایج آزمون t نشان داد تفاوت نمرههای پیشآزمون گروههای آزمایش و گواه در متغیرهای وابسته (تابآوری و سرسختی خانوادۀ زنان سرپرست خانواده) معنادار نبوده است (05/0<p). همچنین، نتایج آزمون موچلی بیانگر آن بود که پیشفرض کرویت دادهها در متغیر تابآوری و سرسختی خانوادۀ زنان سرپرست خانواده رد نشد (05/0<p).
جدول 3
تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر برای بررسی تأثیرات درون و بینگروهی برای متغیرهای تابآوری و سرسختی خانواده
Table 3
Analysis of Variance with Repeated Measures to Examine the Effects Within and between Groups of Variables
|
متغیر |
منبع تغییر |
مجموع مجذورات |
درجۀ آزادی |
میانگین مجذورات |
مقدارF |
سطح معناداری |
اندازۀ اثر |
توان |
|
تابآوری |
زمان |
867/14157 |
2 |
933/7078 |
798/213 |
001/0 |
914/0 |
1 |
|
گروه |
844/24140 |
1 |
844/24140 |
144/347 |
001/0 |
925/0 |
1 |
|
|
زمان Ðگروه |
956/13533 |
2 |
978/6766 |
377/204 |
001/0 |
914/0 |
1 |
|
|
سرسختی خانواده |
زمان |
956/548 |
2 |
478/274 |
436/50 |
001/0 |
799/0 |
1 |
|
گروه |
378/683 |
1 |
378/683 |
229/79 |
001/0 |
739/0 |
1 |
|
|
زمان Ðگروه |
956/450 |
2 |
478/225 |
432/41 |
001/0 |
799/0 |
1 |
بر اساس نتایج جدول (3) و با توجه به میانگین نمرات مراحل مختلف آزمون، مشاهده شد در مرحلۀ پیشآزمون، میانگین نمرات تابآوری و سرسختی خانواده در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معنادار نداشت، اما در مراحل پسآزمون و پیگیری، تفاوت معنادار به نفع گروه آزمایش مشاهده شد (05/0>p، 798/213=F) در متغیر سرسختی خانواده نیز میانگین گروه آزمایش در پسآزمون و در پیگیری افزایش یافت، در حالی که در گروه گواه تغییر چشمگیری مشاهده نشد. بنابراین، این یافتهها نشان میدهد دو گروه در پیشآزمون تفاوتی نداشتند، اما در پسآزمون و پیگیری تفاوت معنادار به نفع گروه آزمایش ایجاد شد (05/0>p، 478/274=F). بر این اساس، فرضیۀ اول مبنی بر تأثیر درمان مبتنی بر شفقت به خود بر افزایش تابآوری تأیید شد. فرضیۀ دوم مبنی بر تأثیر این درمان بر افزایش سرسختی خانواده نیز تأیید شد. همچنین، اثر تعاملی زمان و گروه بر هر دو متغیر نشان داد مداخلۀ درمانی موجب بهبود در مراحل پسآزمون و پیگیری شده است.
بحث
این پژوهش با هدف اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر تابآوری و سرسختی خانوادۀ زنان سرپرست خانوار انجام شد. با توجه به نتایج بهدستآمده، شفقتدرمانی بر تابآوری خانوادۀ گروه آزمایش مؤثر بوده است. این نتایج با پژوهش طاهر کرمی و همکاران (2018) صفحۀ پنجم خط اول همسو بود. پژوهش فرانکو و کریستی (2021) نیز همسو با این نتایج بیانگر این است که زنان سرپرست خانوار به دلیل نقشهای چندگانهای که دارند ممکن است تابآوری کمی داشته باشند. پژوهش طلعتی و همکاران (2021) بیانگر این است که پایینبودن سطح تابآوری یک زن سرپرست خانوار میتواند بر روی سایر اعضای خانواده اثرگذار باشد، اما زمانی که زن سرپرست خانوار یاد میگیرد با خود مشفقانه رفتار کند، این امر منجر میشود تا خودسرزنشی در او کاهش یابد، خودآگاهی و خودپذیری در او افزایش یابد و الگوهای ناسازگاری فکری خود را اصلاح و در نتیجه با مهربانی بیشتری با خود رفتار کند. شفقت به معنای ظرفیت توجه و آگاهی نسبت به رنج، همراه با انگیزه یا انگیزه برای کاهش این رنج هم در خود و هم در دیگران و همچنین ایجاد شفقت برای خود است. شفقت به خود منجر به آگاهترشدن از نحوۀ واکنش شما به لحظههای دردناک میشود و موجب پرورش مهربانی، احترام و رفتارهای آرام با خود و دیگران میشود که این امر شکلدهندۀ تابآوری روانشناختی است. شفقت به خود اثرات روانی و فیزیولوژیکی قوی دارد و منجر به بهبود رفتار اجتماعی و افزایش بهزیستی روانشناختی میشود (Fraser & Gregory, 2024). با توجه به اینکه یکی از ویژگیهای تابآوری مقاومت است، درمان متمرکز بر شفقت با افزایش مهربانی نسبت به خود باعث میشود تا فرد در مقابله با مشکلات زندگی، با رفتار مناسب با خود، تابآوری بیشتری داشته باشد و با افزایش شفقت فرد به خود، شفقت به دیگران افزایش یابد و سایر اعضای خانواده تابآوری بیشتری داشته باشند (Kavehfarsani et al., 2020). شفقت به خود در زنان سرپرست خانوار منجر به افزایش اشتیاق به زندگی و انگیزههای درونی میشود تا در برابر مشکلات و ناکامی ها کمتر بهراسند. در نتیجه، با افزایش شفقت در زنان سرپرست خانوار، چرخۀ در خود فرورفتن میشکند و بههمپیوستگی و ارتباطات اجتماعی افزایش مییابد (Azizmohammadi et al., 2019).
همچنین، نتایج پژوهشی نشانگر آن است که شفقتدرمانی بر سرسختی خانوادۀ زنان سرپرست خانوار مؤثر بوده است. همسو با این نتایج، مهدوی و همکاران (2024) به این نتیجه رسیدند که کاهش سرسختی منجر به کاهش سلامت روان و افزایش افکار خودکشی میشود. بر این اساس، شفقتدرمانی میتواند با افزایش سرسختی، سلامت روان را افزایش دهد. کهکی و همکاران (2023) به این نتیجه رسیدند که درمان مبتنی بر شفقت باعث افزایش امید به زندگی و سبک زندگی میشود و ارتقادهندۀ سلامت افراد است. موسیویچ و همکاران (2019) در پژوهش خود نشان دادند زنانی که از شفقت به خود بیشتری برخوردار هستند، پیشرفت بیشتری در هدف، تأثیر مثبتتر و تأثیر منفی کمتری دارند و به طور کلی، شفقت به خود سازگاری و سرسختی را در افراد افزایش میدهد. در تبیین این یافتۀ پژوهشی، باید اشاره کرد زنان سرپرست خانوار زنانی عهدهدار تأمین معاش مادی و معنوی خود و اعضای خانوار هستند. این زنان بدون حضور منظم یا حمایت یک مرد بزرگسال سرپرستی خانوار را به عهده میگیرند و مسئولیت ادارۀ اقتصادی خانواده، تصمیمگیریهای عمده و حیاتی با آنهاست. این زنان به دلیل ایفای نقش دوگانه (پدر و مادر) برای فرزندان با مشکلاتی از جمله از دست دادن درآمد، تربیت فرزندان، ادارۀ امور خانه، کار در خارج از خانه با دستمزد کم و ... مواجه میشوند و تحمل این مشکلات زندگی به سبب سبک زندگی متفاوتی که نسبت به سایر زنان دارند منجر به عواملی میشود که در آنها رخنمایی کردهاند. در این خصوص، یافتههای پژوهش افلاکی فرد و همکاران (2022) نشان داد میانگین سرسختی روانشناختی و فرسودگی روانشناختی در بین زنان سرپرست خانوار بیشتر از زنان عادی است. بنابراین، این زنان برای اینکه بتوانند از پسِ مسئولیتهای بسیاری که بر دوش آنهاست برآیند نیازمند سرسختی روانشناختی و خانوادگی زیادی هستند و بر این اساس، درمان مبتنی بر شفقت میتواند افزایشدهندۀ سرسختی در آنها باشد. اساس این درمان بر آموزش روانی، وضعیت بدن و سپس تمرینات تنفس و تن صدا قرار دارد. در این درمان، افراد تصورات مشفقانه را دربارۀ خود تمرین میکنند و ایجاد و خلق این طرحهای مشفقانه منبع تغییر و رشد میشود (Heriot-Maitland et al., 2019). توجه مشفقانه به معنای متمرکزکردن توجه توأم با حمایت است و این تکنیک به زنان سرپرست خانوار کمک کرد تا بهتر بتوانند موقعیت خود، شرایط و مشکلات را درک کنند، بیشتر برای خود ارزش و احترام و مهربانی قائل باشند و از لحاظ درونی و روانی، سرسختی بیشتری در زندگی داشته باشند.
در مجموع، نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن است که درمان مبتنی بر شفقت بر تابآوری و سرسختی خانوادۀ زنان سرپرست خانوار مؤثر است. از جملۀ محدودیتهای این پژوهش استفاده از روش نمونهگیری در دسترس و داوطلب و وجود شرایط ویژه برای انتخاب آزمودنیها، تعداد کم حجم نمونه و عدم توانایی کنترل متغیرهایی همچون وضعیت اقتصادی، شغل و عوامل استرسزا بود. بر این اساس، پیشنهاد میشود در پژوهشهای بعدی از روش نمونهگیری تصادفی، کنترل متغیرهای مداخلهگر، استفاده از ابزارهایی همچون مصاحبه و مشاهده استفاده شود. از دیگر محدودیتهای این پژوهش تمرکز صرف بر روی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیتۀ امداد امام خمینی (ره) شهرستان یزد بود. بنابراین، تعمیم نتایج به زنان سرپرست خانواری که تحت پوشش کمیتۀ امداد امام خمینی (ره) نبودند باید با جانب احتیاط رعایت شود و پیشنهاد میشود درمان مبتنی بر شفقت بر روی زنان سرپرست خانواری که مددجو نیستند نیز اجرا شود.
سپاسگزاری
از کمیتۀ امداد امام خمینی (ره) یزد به خاطر کمک و همراهی در اجرای این پژوهش کمال تشکر را داریم.
[1] Female-Headed Households
[2] Family Resilience
[3] Family Hardiness
[4] Compassion-Focused Therapy
[5] Family Resilience Scale
[6] Family Hardiness Index
[7] Purchasing Managers' Index
[8] Family Assessment Device
[9] Kaiser-Meyer-Olkin Measure of sampling adequacy
[10] Bartlett's Test of Sphericity
2 کمیتۀ اخلاق دانشگاه خوارزمی تهران این پژوهش را با کد اخلاق IR.KHU.REC.1400.041 تصویب کرد.