Document Type : Research Paper
Authors
1 M.Sc. in the Department of Psychology, Isfahan Branch (Khorasgan), Islamic Azad University, Isfahan, Iran
2 Assistant Professor, Department of Psychology, Islamic Azad University, Isfahan Branch (Khorasgan), Isfahan, Iran
Abstract
Keywords
نوجوانی[1]، گذار از دورۀ کودکی به بزرگسالی، همراه با یک سری از حساسیتهای برجسته است، به طوری که فرد از امنیت زمان کودکی به پذیرش نقشهای مختلف و مسئولیتپذیری دوران بزرگسالی گام بر میدارد (Al Ketbi et al., 2025). همچنین، از آنجا که نوجوانی دورۀ بحرانی رشد است که در آن شرایط زیستی در نوسان است، پیامد آن ممکن است افزایش برخی از مشکلات سلامت روان مانند افسردگی، اضطراب و مشکلات رفتاری باشد (Francisco et al., 2023). بنابراین، بهبود باورها و مهارتهای مقابلهای نوجوانان برای تعدیل تأثیر رویدادهای استرسزای زندگی بر سلامت و عملکرد ذهنی و جسمی آنها بسیار مهم است (Marien et al., 2020). در این دوره، نیاز به تعادل هیجانی و عاطفی به ویژه تعادل بین عواطف و عقل، درک ارزش وجودی خویشتن، خودآگاهی با انتخاب اهداف واقعی در زندگی، استقلال عاطفی از خانواده، حفظ تعادل روانی و عاطفی خویش در مقابل عوامل فشارزای زندگی و محیطی و برقراری روابط سالم با دیگران، کسب مهارتهای اجتماعی لازم، شناخت زندگی سالم و مؤثر و چگونگی برخورداری از آن، مهمترین نیاز نوجوانان است. در این بین، بلوغ عاطفی و تحمل پریشانی از جملۀ متغیرهایی هستند که به نظر میرسد میتوانند سازگاری اجتماعی و هیجانی و تحصیلی را در نوجوانان تحت تأثیر قرار دهند (Okayama et al., 2024; Rafieipour et al., 2021).
تحمل پریشانی هیجانی مربوط به توان بررسی و کسب شناخت از وضعیت کنونی هیجانات، افکار و نگرشها در موقعیت، بدون اقدام به تغییر یا کنترل هرگونه عامل محیطی که سببساز این پریشانی است، و نیز به عنوان یک متغیر در تفاوتهای فردی مطرح است که به ظرفیت تجربه و مقاومت در برابر ناراحتی هیجانی اشاره دارد (Abbasi Abarzgeh et al., 2021). از آنجا که نوجوانی زمان تشدید پریشانی عاطفی است، نوجوانان با تغییرات عاطفی، اجتماعی و فیزیکی قابل ملاحظهای روبهرو هستند، به طوری که شیوع کلی پریشانی عاطفی به طرزی چشمگیر در این دوره افزایش مییابد (Shaw & Kelly, 2024) و اگر با موفقیت مدیریت نشود، میتواند خطر ابتلا به بیماری روانی را افزایش دهد (O'Neill et al., 2020). در این بین، افراد با تحمل پریشانی کم در یک تلاش اشتباه برای رویارویی با هیجانات منفی خود، درگیر بینظمی رفتاری میشوند و با توجه به برخی از رفتارهای مخرب مانند رفتارهای پرخطر و خودآسیبرسان به تسکین هیجانی خود برمیآیند (Abbasi Abarzgeh et al., 2021). علاوه بر آن، این افراد تقویت منفی را در پیش میگیرند که میتواند باعث ایجاد مقابله به صورت ناسازگارانه شود. از این رو، میتوان اینگونه استنباط کرد که تحمل پریشانی کم میتواند باعث بروز علائم ناسازگار منسوب به روان از جمله اضطراب، افسردگی، وسواس فکری عملی، سوءمصرف مواد، اختلال خوردن و اختلال شخصیت مرزی شود (Probert-Lindstrom & Perrin, 2023).
همچنین، انسان همواره سعی میکند تا مهارتهایی برای تسهیل ارتباط خود با دیگران کسب کند و بر تکامل شخصی خود بیفزاید که مهارت جرئتمندی از آن جمله است. در این میان، آموزش و ارتقای مهارت جرئتورزی به نوجوانان احساس خودکارآمدی میدهد که در روابط متقابل او با دیگران و ایجاد اعتماد و عزتنفس در وی تأثیر مثبت خواهد داشت (Rahbari et al., 2019). جرئتمندی به معنای احترامگذاشتن به خویشتن و دیگران است و اینکه عقاید، باورها و افکار و احساسات ما و دیگران از اهمیتی یکسان برخوردار هستند (Fathi et al., 2019). به طور سنتی، جرئتمندی به عنوان یک تمجید و یک فرایند بررسی شده و چشمانداز آن به عنوان یک تمجید، مستلزم استانداردهای عینی و خارجی برای ایجاد ریسک عینی و تعریف یک اقدام شجاعانه است و در این تعریف، قاطعیت به عنوان یک ویژگی تلقی میشود (Parola & Marcionetti, 2022). بنا بر آنچه اذعان شد، اهمیت جرئتمندی در ارتباطات بینفردی و نقش مؤثر آن در تعاملات اجتماعی نشان داده است این توانایی موجب بهبود احساس خودکارآمدی، اعتماد، عزتنفس و خودمختاری میشود (Fathi et al., 2019).
شفقت به خود از جملۀ متغیرهای مطرح دیگر در پژوهش است. شفقت به خود توانایی تبدیل دلسوزی به درون با استفاده از مراقبت و پذیرش نسبت به خویش در هنگام مواجهه با پریشانی یا دشواری تعریف میشود و ریشۀ اصلی آن فشارها و شرایط استرسزای زندگی است، به طوری که این مؤلفه پیش از اینکه به عنوان یک الگوی هیجانی منفی و خنثی مطرح باشد، به مثابۀ یک راهبرد تنظیم هیجانی مؤثر است و زمینۀ ایجاد احساسات مثبت را فراهم میکند (Li et al., 2023). در واقع، شفقت به خود یک ساختار چندوجهی است که در سه دستۀ چگونگی واکنش مردم از نظر عاطفی به رنج (مهربانی در مقابل قضاوت)، چگونگی درک و شناخت مشکلات یا ناملایمات خود (به عنوان احساس انسانیت مشترک در مقابل انزوا) و چگونگی توجه به رنج (در حالتی آگاهانه یا بیش از حد شناساییشده) سازماندهی شده است (Gabacos et al., 2023). در واقع، با کمک ذهن مشفق، میتوان از طریق متمرکزشدن مشفقانۀ توجه، افکار و احساسات در رابطه با خویشتن و دیگران را ایجاد کرد (Hatami-Musaabadi et al., 2022). از این رو، دلسوزی به خود، به افراد به ویژه نوجوانان که شکستهای خویش را نمیپذیرند و خود را سرزنش قرار میکنند، کمک میکند تا شکست را قسمتی از تجربههای زندگی خود تصور کنند و خود را مورد شفقت و مهربانی قرار دهند (Tali et al., 2023). همچنین، مطالعات نشان داده است جوانان با میزان کم شفقت نسبت به خود، در مقایسه با جوانان با شفقت به خود، بیشتر محتمل است علائم افسردگی، اضطراب، آسیبهای ناشی از مصرف الکل و اقدام به خودکشی را تجربه کنند (Grummitt et al., 2023).
همدلی از دیگر متغیرهای مهم در نوجوانی است که باعث میشود تعاملات فرد به مسیری درست هدایت شود (Mesbahi et al., 2020). همدلی یکی از مهمترین متغیرهای درونفردی از نظر مهارتهای عاطفی است که به عنوان توانایی قراردادن خود در موقعیت دیگران و درک دیدگاه و احساسات آنان تعریف میشود و متشکل از سه جزء اساسی درک موقعیت دیگری، درونیکردن وضعیت دیگری و فرض موقعیت دیگری به عنوان موقعیت خود است (Usan Supervia et al., 2022). در نگاهی دیگر، همدلی یک ساختار چندبُعدی است که رشد آن در اوان زندگی آغاز میشود (Milone et al., 2019) که میتوان در آن همدلی را به دو مدل شناختی و عاطفی تقسیمبندی کرد. در همدلی شناختی، به الگوپذیری در روابط بینفردی، و در همدلی عاطفی بر گرایش به تمرکز در مشارکت فرد تأکید میشود (Usan Supervia et al., 2022).
آموزش ذهن دلسوز[2]، دلسوزی را افزایش و پرورش حساسیت به رنج خود و دیگران همراه با پایبندی نسبت به تسکین آن میداند که مبنای آن، پژوهشهای بیشماری است که نشاندهندۀ اثرات مثبت تمرینات دلسوزی بر کاهش خودانتقادی، اضطراب، خشم، افسردگی و افزایش سطح بهزیستی و رضایت افراد از روابط هستند. در این بین، بسیاری از تمرینهای ذهن دلسوز از طریق کار با افراد با دامنهای از مشکلات هیجانی و در خلال درمان متمرکز بر دلسوزی گسترش پیدا کردهاند. آموزش پرورش ذهن دلسوز شامل تمرینهای آموزش ذهن، بررسی شیوۀ کار ذهن، برجستهکردن ویژگیهای سودمند در ساخت ذهن دلسوز و سه جریان دلسوزی (دلسوزی نسبت به دیگران، پذیرش دلسوزی دیگران نسبت به خود و دلسوزی نسبت به خود)، تمرکز بر ایجاد مبانی مستحکم دلسوزی، گسترش ذهن دلسوز از طریق یادگیری تمرینهای آموزش ذهن دلسوز و شکلدادن آن به شیوههای مختلف از طریق انگیزش، توجه، تفکر، احساس و رفتار برای مدیریت مشکلات و پریشانیهای نوجوان است (Dahmardeh, 2024). در نگاهی دیگر، در آموزش ذهن دلسوز، تمرینهای ساختارمند آموزش ذهن مانند آموختن توجه به شیوهای خاص، تمرینهای رفتاری و تصوری که باعث تحریک مغز و جسم افراد میشود و ایجاد هویتی بر اساس ویژگیهای دلسوزی آموزش داده میشوند (Irons & Beaumount, 2021/2022). بنا بر آنچه بیان شد، پژوهشهای انجامشده نشان داد شفقت به خود بر تحمل پریشانی اثربخشی بیشتری بر عدم شفقت به خود دارد (Shaw & Kelly, 2024). حسینیمهر و همکاران (2021) نیز بیان کردند آموزش مبتنی بر شفقت تأثیری معنادار بر خودکارآمدی اجتماعی، تحمل پریشانی و خودانتقادی داشته است. همچنین، سعیدینیا و آزموده (2024) نشان دادند برنامۀ شفقت به خود ذهنآگاهانه در افزایش تحمل پریشانی، ابراز هیجانی و انعطافپذیری روانشناختی افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی میتواند موثر باشد. اسمیت و همکاران نشان دادند وجود شفقت موجب تقویت جرئتمندی در مواجهه با مشکلات میشود (Smith et al., 2020). مارشال و همکاران نشان دادند آموزش راهبرد خوددلسوزی بر رشد دلسوزی همدلی اثرگذار است (Marshall et al., 2020). در نهایت، استینویک و همکاران (2024) و کاشانیان و همکاران (2023) نشان دادند آموزش راهبردهای مبتنی بر شفقت موجب بهبود خودمهربانی و همدلی میشود.
با توجه به آنچه بیان شد و با در نظر گرفتن خلأ پژوهشی در راستای عدم بررسی همزمان متغیرهای پژوهش با یکدیگر در این زمینه و نوآوری پژوهش دال بر اینکه پژوهشهای قبلی در این بازۀ سنی انجام نشدهاند و اهمیت توجه به دوران نوجوانی، این پژوهش در راستای پاسخگویی به فرضیههای زیر بود:
1- آموزش ذهن دلسوز بر تحمل پریشانی نوجوانان 18-16ساله مؤثر است.
2- آموزش ذهن دلسوز بر جرئتمندی نوجوانان
18-16ساله مؤثر است.
3- آموزش ذهن دلسوز بر خوددلسوزی نوجوانان 18-16ساله مؤثر است.
4- آموزش ذهن دلسوز بر همدلی نوجوانان
18-16ساله مؤثر است.
روش
روش پژوهش، جامعۀ آماری و نمونه: روش پژوهش نیمهآزمایشی از نوع پیشآزمون-پسآزمون به همراه مرحلۀ پیگیری 45روزه با گروه کنترل بود. جامعۀ آماری را نوجوانان 18-16سالۀ مدارس شهر اصفهان در بازۀ زمانی بهار 1403 تشکیل دادند.
برای انتخاب نمونه ابتدا با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای ساده، از بین نواحی 4، 7 و 10 آموزشوپرورش شهر اصفهان، چهار مدرسۀ دخترانه و پسرانه انتخاب شدند و از بین دانشآموزان داوطلب شرکت در پژوهش، به روش تصادفی ساده، 40 نفر انتخاب شدند و در گروه آزمایش و گواه (هر گروه 20 نفر) قرار گرفتند. به منظور رعایت ملاحظات اخلاقی، رضایتنامۀ کتبی آگاهانه از والدین دانشآموزان اخذ شد و محرمانهبودن کلیۀ اطلاعات کتباً اعلام شد.
ملاکهای ورود به پژوهش عبارت بودند از: نداشتن سابقۀ بیماری روانشناختی یا روانی، نداشتن سابقۀ بستری در بیمارستان با استفاده از مصاحبۀ بالینی و بررسی پروندۀ دانشآموزان، توانایی شرکت در جلسات گروهدرمانی و تمایل به همکاری.
ملاکهای خروج از مطالعه برای گروه آزمایش به شرح زیر بودند: داشتن غیبت در جلسات مداخله بیش از دو جلسه، و به هر دلیل نداشتن تمایل به ادامۀ مشارکت در جلسات مداخله.
ابزار سنجش: پرسشنامۀ تحمل پریشانی (DTS)[3]: این مقیاس یک شاخص خودسنجی تحمل پریشانی هیجانی است که توسط سیمون و گاهر (2005) ساخته شده و دارای 15 ماده و 4 خردهمقیاس تحمل پریشانی هیجانی با پرسشهای 1، 3 و 5، خردهمقیاس جذبشدن به وسیلۀ هیجانات منفی با گویههای 2، 4 و 15، خردهمقیاس ارزیابی برآورد ذهنی پریشانی با مادههای 6، 7، 9، 10، 11 و 12 و نیز خردهمقیاس تنظیم تلاشها برای تسکین پریشانی با پرسشهای 8، 13 و 14 است. عبارتهای این ابزار روی یک مقیاس 5درجهای نمرهگذاری میشوند. کمترین و بیشترین نمرۀ آزمودنی در این مقیاس بهترتیب 15 و 75 است. نمرۀ زیاد در این مقیاس بیانگر تحمل پریشانی زیاد و نمرۀ کم بیانگر تحمل پریشانی کم است. ضریب پایایی کل برای تحمل پریشانی توسط سازندگان به روش بازآزمایی 81/0 و برای خردهمقیاسهای تحمل پریشانی هیجانی 72/0، جذبشدن به وسیلۀ هیجانات منفی 87/0، ارزیابی برآورد ذهنی پریشانی 86/0 و خردهمقیاس تنظیم تلاشها برای تسکین پریشانی 89/0 گزارش شد (Simons & Gaher, 2005). همچنین، این پرسشنامه دارای روایی ملاکی و همگرای اولیۀ خوبی توسط سازندگان گزارش شد (Simons & Gaher, 2005). همچنین، در پژوهش رفیعیپور و همکاران (2021) آلفای کرونباخ این مقیاس نیز برای نمرۀ کل 72/0 و برای خردهمقیاسهای تحمل پریشانی هیجانی، جذب، تنظیم و تسکین پریشانی بهترتیب 91/0، 78/0، 79/0 و 94/0 و برای کل مقیاس 90/0 گزارش شده است. در این پژوهش، پایایی پرسشنامه به روش ضریب آلفای کرونباخ 90/0 و برای خردهمقیاسهای تحمل پریشانی هیجانی، جذب، ارزیابی و تنظیم بهترتیب 83/0، 79/0، 74/0 و 91/0 گزارش شد.
پرسشنامۀ ابراز وجود[4] (جرئتمندی) توسط گریمبل و ریچ (1975) که شامل 40 پرسش است و برای اندازهگیری سه بُعد ابراز وجود بررسی شد که شامل ناراحتی از ابراز وجود، احتمال پاسخ درگیرشدن در رفتار ابراز وجود و تشخیص ابراز وجود هستند. پاسخگویی به پرسشهای این پرسشنامه بر اساس طیف لیکرت 5درجهای و به صورت خیلی زیاد=5، زیاد=4، متوسط=3، کم=2 و خیلی کم=1 نمرهگذاری میشود. این پرسشنامه دارای دو قسمت احتمال انجام عمل قاطعانه و میزان ناراحتی ناشی از انجام عمل قاطع است. مقدار ضریب پایایی این ابزار را گریمبل و ریچ (1975) برابر 81/0 گزارش کردهاند. گریمبل و ریچ معتقد هستند از نظر میزان اعتبار، همبستگی زیادی بین مادههای این آزمون با یکدیگر وجود دارد. اعتبار عاملی مادههای مختلف آزمون اصلی به وسیلۀ آنها بین 39/0 تا 70/0 و ضریب پایایی این آزمون توسط سازندگان 81/0 گزارش شده است (Gambrill & Richey, 1975). در ایران، صاحبنظران دانشگاهی روایی این پرسشنامه را در مطالعات متعدد از جمله پودینه و همکاران (2016) تأیید کردهاند و مقدار ضریب آلفای کرونباخ آن نیز 80/0 گزارش شده است. برای تأیید پایایی پرسشنامۀ یادشده از آلفای کرونباخ استفاده شد که مقدار آن در پژوهش ضریب 79/0 به دست آمد.
پرسشنامۀ همدلی کودکان و نوجوانان (AMES)[5]: این مقیاس توسط وسن و همکاران (2015) طراحی، تدوین و اعتباریابی شده و دارای 12 پرسش و سه خردهمقیاس همدلی شناختی، همدلی عاطفی و همدردی است. شیوۀ نمرهگذاری آن بر اساس طیف لیکرت 5گزینهای هرگز=1 تا همیشه=5 است. کمترین امتیاز 1 و بیشترین 5 است. برای به دست آوردن امتیاز مربوط به هر مقیاس، مجموع امتیازات مربوط به تکتک پرسشهای آن مقیاس با هم محاسبه میشوند؛ کمترین نمره در هر خردهمقیاس 4 و بیشترین نمره 20 است که نمرۀ بیشتر نشاندهندۀ همدلی و همدردی بیشتر است. ویژگیهای روانسنجی این مقیاس در نوجوانان بررسی شدهاند. در یک مطالعه بر روی 499 نوجوان سنین 10-15 سال، ساختار عاملی این مقیاس بررسی و در مطالعهای دیگر روی 450 نوجوان، پایایی آزمون و روایی سازۀ آن مطالعه شده است. نتایج نشاندهندۀ پایایی و روایی استاندارد مقیاس همدلی و همدردی است. وسن و همکاران ضریب آلفای کرونباخ سه خردهمقیاس همدلی شناختی، همدلی عاطفی و همدردی را بهترتیب برابر 86/0، 75/0 و 76/0 به دست آوردهاند (Vossen et al., 2015). در پژوهش عاشوری و آقازیارتی (2023)، پایایی پرسشنامه به روش ضریب آلفای کرونباخ 87/0 گزارش شد. همچنین، ضریب پایایی پرسشنامه به روش ضریب آلفای کرونباخ 81/0 و برای خردهمقیاس همدلی شناختی 79/0، همدلی عاطفی 87/0 و همدردی 90/0 به دست آمد.
پرسشنامۀ خوددلسوزی، فرم کوتاه (SCS-SF)[6]: این مقیاس 12مادهای توسط نف و مکگین (2010) ساخته شده و شامل 6 عامل دووجهی مهربانی با خود در مقابل قضاوت دربارۀ خود، احساس مشترکات انسانی در مقابل انزوا و نیز ذهنآگاهی در مقابل فزون-همانندسازی[7] است. پاسخدهندگان باید در طیف لیکرت 5درجهای هرگز=1، تقریباً هرگز=2، نظری ندارم=3، تقریباً همیشه=4 و همیشه=5 به عبارتها پاسخ دهند. کمترین و بیشترین نمرۀ این ابزار بهترتیب 12 و 60 است که نمرۀ بیشتر سطح بالاتر خوددلسوزی را نشان میدهد. در ضمن، مادههای خردهمقیاسهای قضاوتکردن خود، انزوا و همانندسازی افراطی به صورت معکوس نمرهگذاری میشوند (Neff & McGhee, 2010). در پژوهش نف، ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 92/0 و برای خردهمقیاسهای ششگانه از 75/0 تا 81/0 به دست آمد. همچنین، ضریب بازآزمایی این ابزار به فاصلۀ سه هفته برای کل مقیاس 93/0 و برای خردهمقیاسهای ششگانۀ بالا از 80/0 تا 88/0 (100/0 > p) و برای عاملهای ششگانه از 77/0 تا 92/0 گزارش شد و در نهایت، ضریب روایی همزمان آن با پرسشنامۀ سلامت عمومی 45/0-=r (100/0 > p) و تأیید مدل ششعاملی (تحلیل عاملی تأییدی) تأیید شد (Neff, 2003). رائس و همکاران بین فرمهای بلند و کوتاه SCS همبستگی معنادار گزارش دادند (Raes et al., 2011). ضریب آلفای کرونباخ در پژوهش شیخالاسلامی و همکاران (2023) 81/0 به دست آمد. همچنین، ضریب آلفای کرونباخ در این پژوهش 89/0 به دست آمد.
روش اجرا و تحلیل: پژوهشگر پس از کسب کد اخلاق[8] و کسب معرفینامه از معاونت پژوهشی دانشگاه، به مدارسی که انتخاب شده بودند مراجعه کرد. از میان دانشآموزانی که علاقهمند به شرکت در پژوهش بودند، تعداد مدنظر انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. هر دو گروه در مرحلۀ پیشآزمون به وسیلۀ ابزارهای پژوهش مورد سنجش قرار گرفتند.
گروه آزمایش به صورت گروهی در برنامۀ آموزش ذهن دلسوز در 10 جلسۀ 90دقیقهای شرکت کردند و در پایان جلسات درمانی، بار دیگر هر دو گروه در مرحلۀ پسآزمون و همچنین 45 روز بعد در مرحلۀ پیگیری به ابزارهای پژوهش پاسخ دادند. به دلیل رعایت اخلاق پژوهش، پس از اتمام سنجش پسآزمون، آن دسته از شرکتکنندگان گروه کنترل که مایل به دریافت آموزش یادشده بودند، برای شرکت در دورۀ آموزشی دعوت شدند. شرح جلسات پروتکل آموزش ذهن دلسوز در جدول (1) ارائه شده است.
جدول 1
ساختار پروتکل راهبرد پرورش ذهن دلسوز آیرونز و بیوماونت (2021/2022)
Table 1
Compassionate Mind Cultivation Strategy Protocol Structure of Irons & Beaumount )2021/2022)
|
جلسه |
هدف |
شرح جلسات |
|
اول |
1. معرفی و آشنایی بهتر طرفین. 2. کاهش اضطراب مراجع. |
مصاحبه و آشنایی ابتدایی، پیشآزمون. |
|
دوم |
1. درک شیوۀ کار ذهن. 2. درک اینکه ذهن با وجود توانایی شگفتانگیزش به دلیل تکامل دچار مشکلاتی شده است. 3. پذیرش مسئولیت ذهن. |
بررسی تکالیف جلسۀ قبل - چرا به دلسوزی نیاز داریم؟ (1. مغز فریبکاری، 2. شکلگیری از طریق هیجانات، 3. درک هیجانات، 4. درک چرایی و چگونگی بروز مشکلات) - ارائۀ تکلیف جدید. |
|
سوم |
1. درک کامل دلسوزی. 2. درک موانع و ترسهای مسیر دلسوزی برای بهبود شفقت. |
بررسی تکالیف جلسۀ قبل - درک دلسوزی (1. دلسوزی چیست؟، 2. سه جریان دلسوزی، 3. چرا دلسوزی ممکن است دشوار باشد؟) - ارائۀ تکلیف جدید. |
|
چهارم |
1. ایجاد مبانی مستحکم برای دلسوزی برای تقویت ذهن دلسوز. 2. تقویت سیستم هیجانی مثبت برای مدیریت پریشانیها. 3. تقویت مهارتهای لازم در این زمینه. |
بررسی تکالیف جلسۀ قبل - توانافزایی (بهبود بنیانهای ذهن دلسوز) (1. توجه و توجهآگاهی، 2. تقویت سیسم آرامبخش، تمرکز بر بدن و تنفس، 3. تقویت سیستم آرامبخش، استفاده از تصویرسازی ذهنی و خاطرهپردازی، 4. ساخت سیستم سائق) - ارائۀ تکلیف جدید. |
|
پنجم |
1. گسترش ذهن دلسوز. 2. آموزش تمرینهای ذهن دلسوز برای مدیریت مشکلات به شیوهای متفاوت. |
بررسی تکالیف جلسۀ قبل - تقویت ذهن دلسوز (1. تقویت خود دلسوز، 2. پرورش دیگری دلسوز، 3. پرورش تیم دلسوز) - ارائۀ تکلیف جدید. |
|
ششم |
1. نمود دلسوزی در سه جریان که هر کدام باید مانند پایه های صندلی، محکم و استوار شوند. 2. ارائۀ شیوههایی برای افزایش این توانایی در فرد. |
بررسی تکالیف جلسۀ قبل – بهکارگیری ذهن دلسوز (در نظر گرفتن دلسوزی به مثابۀ جریان) (1. دلسوزی نسبت به دیگران، 2. تجربۀ دریافت دلسوزی از دیگران، 3. خوددلسوزی) - ارائۀ تکلیف جدید. |
|
هفتم |
1. ذهن دلسوز شکلگرفتهشده را از طریق انگیزش، توجه، تفکر، احساس و رفتار، برای مدیریت مشکلات و پریشانیهای فرد متمرکز میکنیم. |
بررسی تکالیف جلسۀ قبل - تقویت مهارتهای ذهن دلسوز (1. عملیکردن ذهن دلسوز؛ توجه دلسوزانه، 2. عملیکردن ذهن دلسوز؛ تفکر دلسوزانه، 3. استفاده از ذهن دلسوز در کار دلسوزانه با هیجانات، 4. عملیکردن ذهن دلسوز؛ رفتار دلسوزانه، 5. ذهن دلسوز؛ جمعبندی مطالب و نامهنویسی دلسوزانه) - ارائۀ تکلیف جدید. |
|
هشتم |
1. پس از کسب زمینهای از ویژگیها و مهارتهای ذهن دلسوز، تمرکزمان بر روی بهکارگیری این مهارتها در حل مشکلات رایج (مشکلات با خودانتقادی و مدیریت هیجانات) است. |
بررسی تکالیف جلسۀ قبل - کار بر روی مشکلات رایج با استفاده از ذهن دلسوز (1. کار بر روی مشکلات رایج؛ درک دلسوزی و بهکارگیری آن در رابطه با خودهای چندگانه، 2. کار بر روی مشکلات رایج؛ بهکارگیری ذهن دلسوز در رابطه با شرم و خودانتقادی، 3. کار بر روی مشکلات رایج؛ چگونه ترسها، موانع یا عوامل مسدودکنندۀ دلسوزی را مدیریت کنیم؟) - ارائۀ تکلیف جدید. |
|
نهم |
1. چگونگی مداومت در پرورش ذهن دلسوز. 2. بررسی پسرفتها و موانع. 3. پیشنهاد شیوههایی برای مدیریت پسرفتها و موانع موجود. 4. تمرکز بر نیت و قصد فرد برای حمایت از خود در مسیر پیش رو. |
بررسی تکالیف جلسۀ قبل - نگاهی به آینده؛ مداومت در استفاده از ذهن دلسوز - ارائۀ تکلیف جدید. |
|
دهم |
1. بررسی و ارزیابی پیشرفت فرد در مسیر پرورش ذهن دلسوز. |
بررسی تکالیف جلسۀ قبل - مصاحبه و پسآزمون، ختم جلسه. |
دادههای حاصل با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تحلیل شدند.
یافتهها
در هر دو گروه آزمایش و کنترل، 10 نفر (50 درصد) دختر و 10 نفر(50 درصد) پسر بودند. در گروه آزمایش، 5 نفر (25 درصد) از مادران تحصیلات زیردیپلم و دیپلم، 12 نفر (60 درصد) تحصیلات فوقدیپلم و لیسانس و 3 نفر (15 درصد) تحصیلات فوقلیسانس و بالاتر داشتند. در حالی که در گروه کنترل، 4 نفر (20 درصد) تحصیلات زیردیپلم و دیپلم، 14 نفر (70 درصد) تحصیلات فوقدیپلم و لیسانس و 2 نفر تحصیلات فوقلیسانس و بالاتر داشتند. فراوانی و درصد فراوانی تحصیلات پدران نیز نشان داد در گروه آزمایش، 8 نفر (40 درصد) از آنها تحصیلات زیردیپلم و دیپلم، 10 نفر (50 درصد) فوقدیپلم و لیسانس و 2 نفر (10 درصد) فوقلیسانس داشتهاند. در گروه کنترل، نیز تحصیلات 6 نفر (30 درصد) از پدران زیردیپلم و دیپلم، 9 نفر (45 درصد) فوقدیپلم و لیسانس و 5 نفر (25 درصد) فوقلیسانس و بالاتر بوده است.
یافتههای توصیفی متغیرهای پژوهش در جدول (2) ارائه شده است.
در جدول (2) مشاهده میشود یافتههای توصیفی میانگین نمرات متغیرهای پژوهش شامل تحمل پریشانی، جرئتمندی، خوددلسوزی و همدلی در گروه آزمایش نسبت به کنترل افزایش بیشتری در مرحلۀ پسآزمون و پیگیری نسبت به پیشآزمون داشته است.
استفاده از آزمون پارامتریک اندازههای تکراری مستلزم رعایت چند پیشفرض اولیه از جمله نرمالبودن دادهها، برابری واریانسها و برابری ماتریس کوواریانس است که در صورت نامساویبودن یا کمتر از 40 نفر بودن حجم نمونه با رعایت پیشفرضها و تأیید آنها میتوان از این آزمون استفاده کرد (Molavi, 2007).
جدول 2
شاخصهای توصیفی متغیرهای پژوهش به تفکیک دو گروه و سه مرحلۀ پژوهش
Table 2
Descriptive Indices of the Research Variables, Separated into Two Groups and Three Phases of the Research
|
متغیر |
آزمایش |
کنترل |
|||||
|
پیشآزمون |
پسآزمون |
پیگیری |
پیشآزمون |
پسآزمون |
پیگیری |
||
|
تحمل پریشانی Distress tolerance |
میانگین |
6/37 |
8/53 |
05/54 |
6/39 |
7/38 |
2/39 |
|
انحراف معیار |
65/12 |
57/14 |
39/14 |
4/10 |
39/11 |
005/11 |
|
|
جرئتمندی Boldness |
میانگین |
10/106 |
50/139 |
95/140 |
15/108 |
95/110 |
00/110 |
|
انحراف معیار |
86/21 |
69/24 |
42/24 |
82/22 |
34/22 |
64/21 |
|
|
خوددلسوزی Selfcompassion |
میانگین |
75/30 |
85/42 |
80/43 |
75/31 |
65/31 |
25/31 |
|
انحراف معیار |
80/6 |
92/5 |
38/6 |
01/7 |
70/7 |
66/7 |
|
|
همدلی Empathy |
میانگین |
35/30 |
0/43 |
10/42 |
50/29 |
85/31 |
65/31 |
|
انحراف معیار |
79/6 |
95/6 |
98/6 |
69/6 |
65/6 |
49/6 |
|
به منظور بررسی نرمالبودن توزیع نمرات از آزمون کلموگروف-اسمیرنوف (KS)[1] استفاده شد. نتایج تحلیل نشان داد پیشفرض در مرحلۀ پیشآزمون در هر دو گروه (05/0 < p) رد نشده است.
به منظور بررسی پیشفرض برابری واریانسها از آزمون لوین[2] استفاده شد و نتایج آزمون لوین نشان داد تحمل پریشانی در پیشآزمون (124/0 < p، 47/2 = F)، پسآزمون (098/0<p ، 59/ 2 =F1,38 ) و پیگیری (131/0< p، F1,38)، در متغیر جرئتمندی (667/0 < p، 188/ 0=F )، پسآزمون (694/0< p، 157/0= F1,38) و پیگیری (3/0 < p، 587/0 =F1,38 )، پیشآزمون در متغیر خوددلسوزی (911/0< p، 013/0 = F)، پسآزمون (155/0<p ، 101/2=F1,38 ) و پیگیری (221/0< p، 55/1 =F1,38 ) و همدلی در پیشآزمون (944/0< p، 005/0= F)، پسآزمون (707/0<p ، 143/0= F1,38) و پیگیری (897/0< p، 017/0=F1,38) به دست آمد که این نتایج نشان میدهد پیشفرض برابری واریانسها رد نشده است. نتایج آزمون ماچلی برای بررسی پیشفرض یکنواختی کوواریانسها یا برابری کوواریانسها با کواریانس کل نیز رد نشده است (05/0 p <).
نتایج تحلیل اثرات درونآزمودنی و بینآزمودنی در آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیریهای مکرر در جدول (3) آمده است.
جدول 3
نتایج تحلیل اثرات بین آزمودنی و درون آزمودنی در متغیرهای پژوهش
Table 3
The Results of the Analysis of Between-Subject and Within-Subject Effects in Research Variables
|
متغیر |
اثر |
منبع |
مجموع مجذورات |
درجۀ آزادی |
میانگین مجذورات |
مقدار F |
معناداری |
اندازۀ اثر |
توان آماری |
|
تحمل پریشانی |
بینآزمودنی |
گروه |
008/2604 |
1 |
008/2604 |
64/6 |
014/0 |
149/0 |
809/0 |
|
درونآزمودنی |
اثر زمان |
85/1640 |
1 |
85/1640 |
116/41 |
001/0 |
520/0 |
000/1 |
|
|
اثر زمان × گروه |
31/1921 |
1 |
31/1921 |
144/48 |
001/0 |
559/0 |
000/1 |
||
|
جرئتمندی |
بینآزمودنی |
گروه |
675/11001 |
1 |
675/11001 |
32/7 |
01/0 |
162/0 |
820/0 |
|
درونآزمودنی |
اثر زمان |
60/8858 |
1 |
60/8858 |
292/106 |
001/0 |
737/0 |
000/1 |
|
|
اثر زمان × گروه |
40/6770 |
1 |
40/6770 |
236/81 |
001/0 |
681/0 |
000/1 |
||
|
خوددلسوزی |
بینآزمودنی |
گروه |
208/1725 |
1 |
208/1725 |
17/13 |
001/0 |
257/0 |
943/0 |
|
درونآزمودنی |
اثر زمان |
017/1006 |
000/1 |
017/1006 |
988/72 |
001/0 |
658/0 |
000/1 |
|
|
اثر زمان × گروه |
217/1114 |
000/1 |
217/1114 |
838/80 |
001/0 |
680/0 |
000/1 |
||
|
همدلی |
بینآزمودنی |
گروه |
008/1680 |
1 |
008/1680 |
28/16 |
001/0 |
3/0 |
976/0 |
|
درونآزمودنی |
اثر زمان |
067/1398 |
000/1 |
067/1398 |
967/40 |
001/0 |
519/0 |
000/1 |
|
|
اثر زمان × گروه |
467/662 |
000/1 |
467/662 |
412/19 |
001/0 |
338/0 |
990/0 |
بر اساس یافتههای بهدستآمده در جدول (3)، در تحلیل بینآزمودنی، میانگین نمرات متغیرهای تحمل پریشانی، جرئتمندی، خوددلسوزی و همدلی در گروه آزمایش و گواه تفاوتی معنادار دارد (05/ 0> p). نتایج نشان میدهد 9/14 درصد از نمرات تحمل پریشانی، 2/16 درصد از نمرات جرئتمندی، 7/25 درصد از نمرات خوددلسوزی و 30 درصد از نمرات همدلی به تفاوت بین دو گروه مربوط است. بر اساس نتایج در تحلیلهای درونآزمودنی، بین میانگین نمرات هر چهار متغیر تحمل پریشانی، جرئتمندی، خوددلسوزی و همدلی در مراحل پسآزمون و پیگیری به طور کلی تفاوتی معنادار وجود دارد (05/0 > p). نتایج حاکی از آن است که تعامل اثر زمان و عضویت گروهی در هر چهار متغیر تحمل پریشانی، جرئتمندی، خوددلسوزی و همدلی معنادار است (05/0 > p). این نتایج نشان میدهد تغییرات در متغیرهای تحمل پریشانی، جرئتمندی، خوددلسوزی و همدلی در مراحل پژوهش در گروهها تفاوت دارد.
نتایج آزمون تعقیبی برای مقایسۀ گروههای آزمایش و کنترل در مراحل پژوهش در متغیرهای پژوهش در جدول (4) ارائه شده است.
جدول 4
نتایج برآورد پارامترها برای مقایسۀ دو گروه به تفکیک متغیرهای وابسته در مراحل پژوهش
Table 4
The Results of Parameter Estimation to Compare Two Groups Acording to Dependent Variables in Research Stages
|
متغیر |
مراحل |
تفاوت میانگین |
خطای انحراف استاندارد |
t |
معناداری |
حجم اثر |
توان آماری |
|
تحمل پریشانی |
پسآزمون |
1/15 |
65/3 |
13/4 |
001/0 |
31/0 |
981/0 |
|
پیگیری |
85/14 |
05/4 |
66/3 |
001/0 |
261/0 |
946/0 |
|
|
جرئتمندی |
پسآزمون |
55/28 |
44/7 |
83/3 |
001/0 |
279/0 |
962/0 |
|
پیگیری |
95/30 |
29/7 |
24/4 |
001/0 |
321/0 |
985/0 |
|
|
خوددلسوزی |
پسآزمون |
2/11 |
17/2 |
15/5 |
001/0 |
411/0 |
999/0 |
|
پیگیری |
55/12 |
23/2 |
62/5 |
001/0 |
454/0 |
000/1 |
|
|
همدلی |
پسآزمون |
15/11 |
15/2 |
18/5 |
001/0 |
414/0 |
999/0 |
|
پیگیری |
45/10 |
13/2 |
9/4 |
001/0 |
387/0 |
998/0 |
*P< 0/05 , **P<0/01
نتایج در جدول (4) نشان میدهد در هر چهار متغیر تحمل پریشانی، جرئتمندی، خوددلسوزی و همدلی، تفاوت گروه آزمایش با گروه کنترل در مرحلۀ پسآزمون و در مرحلۀ پیگیری معنادار است (001/0 >p ). به عبارت دیگر، راهبرد پرورش ذهن دلسوز بر تحمل پریشانی در دو مرحلۀ پسآزمون (001/0 >p، 13/4 = t) و پیگیری (001/0 > p، 66/3 = t)، بر جرئتمندی در دو مرحلۀ پسآزمون (001/0 >p، 83/3 = t) و پیگیری (001/0 > p، 24/4 = t)، بر خوددلسوزی در دو مرحلۀ پسآزمون (001/0 >p، 15/5 = t) و پیگیری (001/0 > p، 62/5 = t) و در همدلی در دو مرحلۀ پسآزمون (001/0 >p، 18/5 = t) و پیگیری (001/0 > p، 9/4 = t) نوجوانان 16-18سالۀ مدارس شهر اصفهان اثربخش است و اثرات درمان در مرحلۀ پیگیری نیز معنادار دیده میشود. نمودار مقایسۀ گروهها در مراحل پژوهش به
تفکیک چهار متغیر در شکل (1) ارائه شده است. بر اساس نتایج بهدستآمده و معناداری تعامل اثر زمان و گروه که در شکل (1) نیز نشان داده شده است، میتوان گفت هر چهار فرضیۀ پژوهش تأیید شدهاند که عبارتاند از: راهبرد پژوهشی ذهن دلسوز بر تحمل پریشانی نوجوانان 16-18ساله مؤثر است. راهبرد پژوهشی ذهن دلسوز بر جرئتمندی نوجوانان 16-18ساله مؤثر است. راهبرد پژوهشی ذهن دلسوز بر خوددلسوزی نوجوانان 16-18ساله مؤثر است. راهبرد پژوهشی ذهن دلسوز بر همدلی نوجوانان 16-18ساله مؤثر است؛ به گونهای که راهبرد پرورش ذهن دلسوز در هر چهار متغیر تحمل پریشانی، جرئتمندی، خوددلسوزی و همدلی در پسآزمون اثربخش بوده و اثرات آن در مرحلۀ پیگیری نیز باقی مانده است.
شکل 1
مقایسه میانگین نمرات متغیرهای پژوهش در دو گروه در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری
Figure1
Comparison of the Means of Research Variables in Two Groups in the Pre-Test, Post-Test, and Follow-Up Stages
بحث
نتایج نشان داد راهبرد پرورش ذهن دلسوز بر تحمل پریشانی نوجوانان مؤثر است. نتایج حاصل با سایر نتایج مطالعات، همچون پژوهش شاو و کیلی (2024)؛ حسینیمهر و همکاران (2021) و سعیدینیا و آزموده (2024) همسو است. در تبیین این همسویی، میتوان گفت متغیر تحمل پریشانی نمایندهای برای تقویت واکنش مثبت در شرایط استرسزا محسوب میشود و سطوح پایین آن منجر به آسیبپذیرشدن فرد در مقابل بسیاری از آسیبهای روانشناختی میشود (Rafieipour et al., 2021). بنابراین، باید گفت راهبرد پرورش ذهن دلسوز افراد را در مقابل مشکلات عملکردی که با استرس و اضطراب ناشی از بحرانهای نوجوانی همراه است، محافظت میکند (Hosseini Mehr et al., 2021). در واقع، آموزش ذهن دلسوز مانند فیزیوتراپی ذهن عمل میکند که سیستم تهدید را خنثی و سیستم تسکین را فعال میکند؛ در نتیجۀ تحول این سیستم، تابآوری فرد افزایش مییابد و در نهایت، به بهبود سطح تحمل پریشانی منجر میشود. از این رو، افرادی که نسبت به خود شفقت دارند، بهتر میتوانند با وقایع ناراحتکننده کنار بیایند؛ زیرا از توانایی پذیرش بیشتری نسبت به دیگر افراد برخوردار هستند؛ بنابراین، آشفتگی عاطفی در این افراد کاهش مییابد و تحمل آشفتگی افزایش مییابد که در نهایت، توانایی تسکین و کنترل زیاد خویشتن را برای افراد محقق میکند.
نتایج نشان داد راهبرد پرورش ذهن دلسوز بر جرئتمندی نوجوانان مؤثر است. این یافته با نتایج پژوهش اسمیت و همکاران همسو است (Smith et al., 2020). در واقع، رشد و پرورش جرئتمندی در
نوجوانان از طریق شفقت به خود باعث ارتقای کیفیت زندگی و در نهایت افزایش کارآمدی آنان در جامعه میشود. در نتیجه، به دنبال ایجاد احساس رضایت بیشتر در نوجوانان، احساس هدفمندی و معناداری در آنان شکل میگیرد و در نهایت، نسبت به تغییرات زندگی پذیراتر و نسبت به آینده امیدوارتر خواهند بود (Bell, 2025). در این آموزش، شرکتکنندگان علاوه بر آنکه در معرض القای مؤلفههای دلسوزی قرار گرفتند، به صورت ضمنی در معرض این باور بودند که حادثههای توصیفشده در دوران نوجوانی صرفاً یک تجربه و رفتار بودهاند و تمرکزشان از ارزیابی منفی معطوف به خود که معمولاً در احساس عدم خودباوری و عزتنفس آنها اتفاق میافتد، برداشته و بر تجربۀ یادشده متمرکز شد. در تبیین این یافته، میتوان به رویکرد دیدریچ و همکاران اشاره کرد؛ بر اساس این رویکرد، آموزش ذهن دلسوز همانند یک سبک تنظیم هیجانی مثبت عمل میکند و هیجانات منفی فرد را کاهش میدهد و هیجانات مثبت را جایگزین آن می کند (Diedrich et al., 2014). بنابراین، به نظر میرسد به واسطۀ این خودتنظیمی هیجانی، شرم و خودانتقادگری فرد کاهش مییابد و در مقابل آن، احساس جرئتمندی افزایش پیدا میکند (Neff & McGhee, 2010). در تبینی دیگر، نیز میتوان به ماهیت و محتوای تمرینهای ذهن دلسوز و مشفق استناد کرد؛ زیرا در تمرینهای مشفقانه بر آرامسازی، ذهن آرام و مشفق و ذهنآگاهی تأکید میشود که نقشی بهسزا در آرامش فرد، کاهش استرس و افکار خودآیند منفی دارد (Ghorbani et al., 2013). در نهایت، به واسطۀ رویکرد آموزش ذهن دلسوز، نوجوانان از ماهیت خشن و انتقادآمیز این دوران نسبت به خویشتن آگاهی بیشتری مییابند و همین امر موجب بهبود توانمندی آنان در درک بیشتر خود، درک بدون قضاوت و ایجاد ندای درونی در راستای این باور و جرئت که آنان هم حق دارند، میشود.
نتایج نشان داد راهبرد پرورش ذهن دلسوز بر خوددلسوزی نوجوانان مؤثر است. این یافته با نتیجۀ پژوهش مارشال و همکاران همسو است (Marshall et al., 2020). در تبیین این یافته، میتوان بیان کرد آموزشها و تمـرینهـایی کـه بـا هـدف افـزایش خودشـفقتی در نوجوانان انجام میشوند، میتوانند در بهبود اشکالی مختلف از آشفتگیهای دوران نوجوانی مؤثر باشند و موجب پیامدهای مثبت همچون تقویت خودمهربانی و شفقت شوند (Gilbert, 2010) و در نهایت، موجباتی برای رشد، گرمی، پذیرش، مراقبت و نگـرش مناسـب بـه سوی تجربیات درونی را فراهم میآورند (Braehler et al, 2013). در نهایت، بر اساس آموزش ذهن دلسوز، تکنیکهایی از جمله مهربانی با خود و ذهنآگاهی به نوجوانان به وسیلۀ پژوهشگر آموزش داده شدند تا تمایل به حملهکردن به خودشان به خاطر چیزهایی که انتخاب و طراحی خودشان نبوده است را کمکم رها کنند و کمکم تأثیر تجربهها و رفتارهای خود را در زندگیشان لمس کنند. بنابراین، صحنهای برای آنها ایجاد شد تا به صورت مشفقانه مسئول زندگیشان شوند و بهترین زندگی را برای خودشان بسازند و به زندگیشان تعهد داشته باشند که همۀ این عوامل موجب بهبود شفقت به خویشتن شدند.
همچنین، نتایج نشان داد راهبرد پرورش ذهن دلسوز بر همدلی نوجوانان مؤثر است. این یافته با نتایج کاشانیان و همکاران (2023) و استینویک و همکاران (2024) همسو است. در تبیین یافتهها، میتوان گفت در آموزش ذهن دلسوز، نوجوانان میآموزند از احساسات دردناک خود اجتناب نکنند و آنها را سرکوب نکنند، بنابراین میتوانند در گام اول تجربه خود را بشناسند و نسبت به آن احساس شفقت داشته باشند. در این رویکرد آموزشی، بهجای تمرکز بر تغییر خودارزیابی افراد، رابطۀ افراد با خودارزیابی آنان تغییر مییابد. در تمرینهای دلسوزی، بر آرمیدگی، ذهن آرام و دلسوز و ذهنآگاهی تأکید میشود که نقشی بهسزا در آرامش ذهن فرد، کاهش استرس و افکار خودآیند منفی خواهد داشت. پژوهشگر از تکنیکهایی مختلف در پژوهش از جمله تکنیک صندلی خالی استفاده کرد. با استفاده از تکنیک صندلی خالی به آنها آموزش داده شد یک صندلی خالی روبهروی خود بگذارند و هر چیزی که عامل و باعث ناراحتی و خشم و احساس بد در زندگیشان شده و امیدی برایشان نگذاشته است را به صورت تجسمی بر آن قرار دهند و بعد شروع کنند با این تجسم نشسته روی صندلی خالی مانند یک موجود واقعی و زنده صحبتکردن و تماس احساسی برقرارکردن! بنابراین، با احساس تلخ پنهان در وجودشان آشنا شدند و به آنها گفتند این احساسات تلخ آنها را رنج میدهند و از حضور آنها راضی نیستند و به آنها اجازه دادند بروند و برنامهریزی جدیدی برای زندگیشان داشته باشند و در نهایت به خودشفقتی رسیدند. بنابراین، این تکنیک در افزایش همدلی با خودشان و عدم سرکوب احساساتشان کمک کرد (Steinvik et al., 2024). همچنین، در مؤلفۀ برنامهریزی و اراده و عاملیت از تکنیک نشستن استفاده شد که به واسطۀ آن افراد آگاه شدند همیشه قرار نیست با دندۀ تند حرکت کنند و بعضی اوقات باید با دندۀ آهسته حرکت کنند و با همه چیز در ارتباط و در لحظۀ حال باشند و هرگونه عوامل خارجی که به سمتشان میآیند را بتوانند شناسایی و از افکارشان جدا کنند، رنجها را دور و با فکری آسوده و مهربانی نسبت به خودشان برای زندگیشان برنامهریزی کنند و در راستای آن گام بردارند و امید به زندگی داشته باشند. در نهایت، این تکنیکها موجب بهبود همدلی شدند.
این پژوهش همچون سایر پژوهشها دارای محدودیتهایی است، از جمله اینکه جامعۀ آماری محدود به نوجوانان 16-18سالۀ شهر اصفهان بوده است. بنابراین، در تعمیم نتایج به سایر گروهها باید احتیاط لازم صورت گیرد. همچنین، مهمترین محدودیت این پژوهش استفاده از آموزش ذهن دلسوز در ناحیهای ویژه از نواحی ششگانۀ آموزشوپرورش است؛ از این رو، این پژوهش در بافتهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی گوناگون بررسی نشده است.
از این رو، پیشنهاد میشود مشاوران و روانشناسان حوزۀ کودک و نوجوان بستههای آموزشی ذهن دلسوز را تهیه و تدوین کنند و آنها را در میان نوجوانان در راستای تقویت همدلی، جرئتمندی و شفقت به خود به کار گیرند و در نهایت، این رویکرد آموزشی بر گروههای دیگر مورد آزمون قرار گیرد تا اعتبار آن با اطمینان بیشتری برآورد شود.
[1] Kolmogorov-Smirnov’s (KS) test
[2] Levene's test
[1] adolescent
[2] Training a compassionate mind
[3] Distress Tolerance Scale (DTS)
[4] Self-Expression Questionnaire
[5]- Adolescent Measure Of Empathy and Sympathy (AMES)
[6] Self-Compassion Scale-Short Form
[7] Multiplication - replication
[8] Obtaining the Code of Ethics with the number IR.IAU.KHUISF.REC.1403.448