Document Type : Research Paper
Authors
1 PhD Candidate of Clinical Psychology, Department of Psychology, Psychology and Educational Science Faculty, University of Shahid Beheshti, Tehran, Iran.
2 Professor, Department of Psychology, Psychology and Educational Science Faculty, University of Shahid Beheshti, Tehran, Iran.
3 Assistant Professor, Family Research Institute, University of Shahid Beheshti, Tehran, Iran.
4 PhD of Psychology, Department of Psychology, Psychology and Educational Science Faculty, University of Alzahra, Tehran, Iran.
Abstract
Keywords
بررسی و ارتقای بهزیستی ذهنی در جمعیت دانشجویان، همواره مسئلهای بسیار مورد توجه و تقاضا بوده است ( Hughes & Spanner, 2019; Universities UK, 2020)؛ زیرا زندگی دانشگاهی میتواند برای دانشجویان چالشبرانگیز باشد. آنها با افزایش تقاضاهای تحصیلی، سازگاری اجتماعی، بروز عوامل استرسزای جدید، اضطراب، افسردگی و حتی فرسودگی شغلی جدید روبهرو میشوند ( Marôco et al., 2020; Pereira et al., 2020; Verger et al., 2009). در ایران مطالعات طولی روی 114034 دانشجو در سراسر کشور نشان داد در سال تحصیلی 86-85 حدود 5/13 درصد دانشجویان از مشکلات روانشناختی مختلف رنج میبردند. ادامه این مطالعه در سال تحصیلی 87-86 گزارش داد 1/22 درصد دانشجویان مشکوک به مشکلات سلامت روان هستند (Omidi et al., 2012). این در حالی است که با توجه به افزایش فشارهای محیطی در سالهای اخیر به دلیل مسایلی همچون همهگیری کرونا و قرنطینه ( Barros, 2021; Marôco et al., 2020; Pereira et al., 2020)، مشکلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در جامعه میتوان انتظار داشت این آمارها افزایش نیز یافته باشند؛ از این روی، شناخت عوامل موثر بر بهزیستی ذهنی دانشجویان، میتواند قدم اول برای رسیدن به این مهم باشد. بهزیستی ذهنی در علوم اجتماعی و روانشناختی، عمدتاً مبتنی بر ارزیابی درونی خودِ فرد از کیفیت زندگیاش تعریف میشود. این امر آن را از معیارهای عینی و ارزیابیشده خارجی مانند میزان ثروت یا سطح تحصیلات متمایز میسازد. ادبیات مربوط به بهزیستی[1] ذهنی دو دیدگاه اصلی و نزدیک به هم را مطرح میکند: دیدگاه لذتگرا که بهزیستی را مترادف با «احساسات» مثبت درباره زندگی (بهزیستی عاطفی) میداند و دیدگاه فضیلتگرا که بهزیستی را بر حسب سطح عملکرد و روابط مثبت یک فرد در زندگی، ازجمله میزانی در نظر میگیرد که او میتواند پتانسیل واقعی خود و نیازهای اجتماعی خود را درک کند ( Keyes, 2014; Ryan & Deci, 2001).
یکی از عوامل مرتبط با بهزیستی ذهنی طبق مطالعات گسترده، ترس از ارزیابی منفی است ( Baghaei et al., 2019; Dryman & Heimbrg, 2015; Nonterah et al., 2015; Leary, 1983; Ghandeharizadeh et al., 2018). ترس از ارزیابی منفی بهعنوان «وحشت از ارزیابیهای دیگران[2]، پریشانی از ارزیابیهای منفی آنها، اجتناب از موقعیتهای ارزیابی و انتظار اینکه دیگران فرد را بهطور منفی ارزیابی خواهند کرد» تعریف میشود (Watson & Friend R, 1969). با توجه به محیط تعاملی و رقابتی دانشگاه و نیز ویژگی مقطع سنی دانشجویان که در ابتدای دوره جوانی قرار دارند و در این دوره نگرانی درباره چگونه به نظر رسیدن، افزایش مییابد ( Rodebaugh et al., 2012; Penuel & Wertsch, 2010)، ضرورت پرداختن به ترس از ارزیابی منفی در این جمعیت برجسته میشود. تاکنون مطالعات متعددی نشان دادهاند ترس از ارزیابی منفی با مؤلفههای مرتبط با بهزیستی ذهنی، ازجمله سلامت روان، اضطراب، افسردگی ( Ingraffia, 2022; Button et al., 2015; Kane et al., 2018; Taniguchi, 2018)، تواناییهای مقابلهای افراد در زندگی روزمره (Gill et al., 2018)، عملکرد اجتماعی و روانشناختی (Rapee & Heimberg, 1997) و نیز تنهایی (Liu et al., 2020) رابطه دارد. ترس از ارزیابی منفی مشخصه اصلی و بهترین پیشبین اضطراب اجتماعی است ( Watson & Friend, 1969; Teachman & Allen, 2007) و ارتباط معناداری با افکار خودکشی دارد (Preston et al., 2023). بنابر آنچه گفته شد، گرچه ارتباط ترس از ارزیابی منفی با بهزیستی ذهنی بهخوبی مستند شده است، مکانیسمهای خاصی که ازطریق آنها این ترس بر بهزیستی ذهنی اثر میگذارد، بهطور کامل بررسی نشدهاند. یافتههایی که در ادامه ذکر میشوند این فرض را تقویت میکنند که ممکن است خوداطمینانبخشی و خودانتقادی ازجمله متغیرهای میانجی در این رابطه باشند.
زمانی که اوضاع بهخوبی پیش نمیرود (شرایطی همچون بروز مشکل، شکست، خطا و پسرفت)، افراد میتوانند به شیوههای مختلفی شامل خوداطمینانبخشی و خودانتقادی با خویش برخورد کنند. خودانتقادی و خوداطمینانبخشی دو فرآیند متمایز، اما مرتبط به یکدیگرند. خوداطمینانبخشی،توانایی مقابله با افکار منفی و حفظ تصویر مثبت از خود هنگامی است که اوضاع خوب پیش نمیرود. درمقابل، خودانتقادی به درگیرشدن در ارزیابی خشن با تمرکز بر نقصها و نارساییهای ادراکشده از خود اشاره دارد و به دو شکل خودنابسندگی[3] و تنفر از خود[4] ممکن است رخ بدهد. خودنابسندگی بر احساس بیکفایتی و ناامیدی فرد از خودش تمرکز دارد و تنفر از خود نیز به معنای تمایل فرد به آسیبرساندن به خود یا اذیتکردن خویش است. از آنجایی که تنفر از خود نشاندهنده شکل شدیدتری از آسیب روانی است و در جمعیت غیربالینی کمتر مرتبط تلقی میشود (Gilbert et al., 2004b)، در این پژوهش استفاده نشد.
نحوهای که افراد در هنگام تجربه استرس، مشکل یا شکست با خود برخورد میکنند، میتواند پیشبینی قوی برای بهزیستی ذهنی آنها باشد (Gilbert et al., 2017)؛ برای مثال، یافتههای پژوهشی گسترده نشان میدهند خودانتقادی اثرات منفی شدیدی بر بهزیستی ذهنی دارد (Kotera et al., 2019a; Kotera et al., 2019b; Kotera & Maughan, 2020) و بهشدت با آسیبشناسی روانی (McIntyre et al., 2018)، افسردگی و اضطراب مرتبط است ( Gilbert et al., 2004b; Gilbert et al., 2010). درمقابل، بین خوداطمینانبخشی و بهزیستی ذهنی رابطه مثبتی وجود دارد و خوداطمینانبخشی یک عامل محافظتی در برابر آسیبشناسی روانی محسوب میشود ( Gilbert et al., 2004b; Gilbert et al., 2017; Gilbert, 2014; Barnard & Curry, 2011; Sommers-Spijkerman et al., 2018). از سوی دیگر، میان ترس از ارزیابی منفی و خودانتقادی نیز رابطه مثبتی وجود دارد؛ به این معنا که افراد با ترس از ارزیابی بالا ممکن است خودانتقادی بیشتری داشته باشند؛ البته این مطالعاتِ اندک، اغلب در جمعیتهای ویژهای همچون افراد دارای چاقی یا پوست تیره انجام شده است ( Cox et al., 2000; Cox et al., 2002; Asif et al., 2023; Khan & Naqvi, 2016 ) و برای تعمیم به سایر جمعیتها نیاز به انجام پژوهشهای بیشتر وجود دارد. همچنین، طبق جستجوهای انجامشدۀ محققان، مطالعهای درباره رابطه ترس از ارزیابی منفی با خوداطمینانبخشی یافت نشد؛ اما میتوان به یافتههای پژوهشی در زمینه رابطه میان ترس از ارزیابی منفی با متغیری مرتبط با خوداطمینانبخشی، یعنی شفقت به خود اشاره کرد که در مطالعات پیشین رابطه منفی میان این دو یافته شده است ( Huang & Wang, 2024; Liu et al., 2020; Long & Neff, 2018; Gillt et al., 2018). شفقت به خود و خوداطمینانبخشی هر دو راههایی برای ارتباط با خود، همراه با مراقبت و نگرانی در زمینه بیکفایتیهای شخصی، شکستها و کشمکشهای دشوار زندگی هستند. گرچه خوداطمینانبخشی و شفقت به خود بهوضوح با هم همپوشانی دارند، در عین حال متمایز از هم هستند. درواقع، خوداطمینانبخشی شامل بخش محدودتری از شفقت به خود یعنی تنها توانایی گرم و مهربان بودن با خود و اطمینانبخشیدن به خویش در مواجهه با پسرفتها است (Gilbert et al., 2004b) و سایر مؤلفهها و توانمندیهای شفقت همچون همدلی، درک ماهیت مشترک انسانی، توجه به پریشانی به جای اجتناب یا غرق شدن در آن و تلاش برای تسکین آن (Neff, 2003 Gilbert et al., 2017;) را در بر نمیگیرد. به بیان دیگر، خوداطمینانبخشی بر چگونگی برخورد ما با رنجبردن تمرکز نمیکند؛ بلکه بر نحوهای متمرکز است که ما ویژگیهای مثبت خود را در هنگام اشتباهات به خاطر میسپاریم (Gilbert et al., 2017)؛ از این روی، انجام مطالعات بیشتر برای بررسی رابطه بین ترس از ارزیابی منفی و خوداطمینانبخشی که هر دو تأثیر جدی در بهزیستی ذهنی و آسیبشناسی روانی دارند، ضروری است.
در این میان، نکته شایان توجه، تأثیر فرهنگ بر متغیرهای مدنظر در این مطالعه است. طبق نتایج مطالعات، بهزیستی ذهنی در جمعیتها و فرهنگهای مختلف میتواند به عوامل مختلفی وابسته باشد (Crinson & Martino, 2017). همچنین، در فرهنگهای جمعگرا افراد نگرانی بیشتری از ارزیابی منفی شدن توسط دیگران دارند و در صورت ارزیابی منفی شدن نیز هیجانات منفی بیشتری ازجمله شرم را تجربه میکنند (Rodriguez et al., 2002). از سوی دیگر، تحقیقات قبلی نشان دادهاند فرهنگ میتواند بر شفقت و خودانتقادی اثرگذار باشد و میزان شفقت و خودانتقادی در فرهنگهای مختلف، متفاوت به دست آمده است (Arimitsu, 2023). در فرهنگهای فردگرا، جایی که بر استقلال شخصی و اتکا به خود تأکید میشود، خودانتقادی ممکن است بهعنوان نشانهای از خودآگاهی و انگیزه برای پیشرفت تلقی شود؛ با این حال، در فرهنگهای جمعگرا که هماهنگی گروهی و انطباق اجتماعی ارزشمند است، خودانتقادی میتواند نشانهای از ضعف و ناهماهنگی باشد (Markus & Kitayama, 1991).
درمجموع، با توجه به اهمیت بالای بهزیستی ذهنی در بین دانشجویان، شناسایی عوامل مؤثر بر آن ضروری است. بنابر آنچه گفته شد ادبیات پژوهشی موجود توانسته است رابطه معناداری را بین ترس از ارزیابی منفی با بهزیستی ذهنی نشان دهند؛ با این حال، این سؤال مطرح است که آیا میتوان خوداطمینانبخشی و خودانتقادی را بهعنوان میانجی در این رابطه در نظر گرفت. علاوه بر این، از آنجا که عوامل فرهنگی و اجتماعی میتوانند نقش مهمی در شکلدادن به این سازهها ایفا کنند، درک تأثیر متقابل خاص این سازهها در بافت فرهنگی ایران برای توسعه مداخلات حساس فرهنگی و برنامههای حمایتی برای رسیدگی به نیازهای بهزیستی ذهنی این جمعیت آسیبپذیر ضروری به نظر میرسد؛ درنتیجه، این پژوهش درصدد آزمون فرضیات ذیل برآمد:
شکل1
مدل پیشنهادی پژوهش
Figure 1
|
ترس از ارزیابی منفی |
|
خودانتقادی |
|
خوداطمینان بخشی |
|
بهزیستی ذهنی |
Proposed Research Model
روش
روش پژوهش، جامعه آماری، و نمونه: این پژوهش از نوع پیمایش مقطعی و جامعه آماری آن شامل کلیه دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی در همه مقاطع تحصیلی بود. معیار ورود به این پژوهش، اشتغال به تحصیل در دانشگاه شهید بهشتی و معیار خروج از آن، عدم تمایل به شرکت در پژوهش بود. براساس دیدگاه کلاین (2023) در روش تحلیل مسیر، دستکم 200 نفر برای حجم نمونه لازم است. بر این اساس، 291 نفر (178 زن و 113 مرد) به روش در دسترس انتخاب شدند که از این تعداد 8/38 درصد مرد (113 نفر) و 2/61 درصد زن (178 نفر) بودند. همچنین، 2/94 درصد مجرد (274 نفر) و 8/5 درصد (17 نفر) متأهل بودند. علاوه بر این، 3/75 درصد (219 نفر) شرکتکنندگان مدرک تحصیلی کارشناسی، 9/19 درصد (58 نفر) کارشناسی ارشد و 8/4 درصد (14 نفر) دکتری داشتند.
ابزارهای سنجش: مقیاس بهزیستی ذهنی وارویک ادینبورگ[5]: تنانت و همکاران این مقیاس را در سال 2007 ساختند و دارای 14 گویه و 3 خردهمقیاس خوشبینی، روابط مثبت با دیگران و انرژیک بودن است. این مقیاس هر دو جنبه بهزیستی ذهنی شامل بهزیستی لذتگرا و بهزیستی فضیلتگرا را پوشش میدهد. پاسخدهندگان ازطریق یک لیکرت 5 درجهای (ابدا= 1 تا همه اوقات= 5) به آن پاسخ میدهند. نمره کل آزمون از مجموع نمرات کل سؤالات و نمره خردهمقیاسها نیز از مجموع نمرات سؤالات مربوطه به دست میآید. کمینه و بیشینه نمره در این مقیاس بـهترتیب از 14تا 71 متغیر است و نمره بالا بیانکنندۀ سطح بالاتر بهزیستی ذهنی است. در پژوهش سازندگان (Tennant et al., 2007)، شاخصهای بزارش مدل برای ساختار تک عاملی مقیاس با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی مناسب بود. ضریب آلفای کرونباخ این مقیاس برای نمونه دانشآموزی 89/0 و برای افـراد جامعـه 91/0 و ضریب پایایی بازآزمایی (به فاصـله 1 هفتـه) 83/0 به دست آمد. همسانی درونی آن از 51/0 تا 80/0 و ضریب روایی همزمان بــا مقیاسهای بهزیســتی روانشناختی 74/0، رضایت از زندگی 72/0 و بهداشـت جهانی 77/0 گزارش شد (Tennant et al., 2007). در نسخه فارسی اعتباریابیشده، ضریب آلفای کرونباخ این مقیاس برای نمره کل 78/0 و برای خردهمقیاسها 75/0 تا 55/0 بود. همچنین، مقیاس بهزیستی ذهنی با کیفیت زندگی رابطه مثبت معنادار داشت. علاوه بر این، ابعاد بهزیستی ذهنی نیز با کیفیت زندگی رابطه مثبت معنادار داشت (Khodadadi & Forouzande, 2015). در این پژوهش، آلفای کرونباخ 89/0 به دست آمد.
مقیاس اَشکال خود انتقادگری و خوداطمینانبخشی[6]: گیلبرت و همکاران این مقیاس را در سال 2004 طراحی کردند و گویههای آن از کار بالینی سازندگان با مراجعان افسرده به دست آمده است. این مقیاس 22 گویه و 3 خردهمقیاس دارد که دوتای آن مربوط به اَشکال خودانتقادی، شامل خودنابسندگی (سؤالات 1، 2، 4، 6، 7، 14، 17، 18 و 20) و تنفر از خود (سؤالات 9، 10، 12، 15و 22) و یک خردهمقیاس مربوط به خوداطمینانبخشی (سؤالات 3، 5، 8، 11، 13، 16، 19 و 21) است. نمرهگذاری روی طیف لیکرت پنجتایی (0= اصلاً شبیه من نیست تا 4= بهشدت شبیه من است) صورت میگیرد. ازطریق محاسبه جمع نمرات هر خردهمقیاس میتوان نمره آن را محسابه کرد. حداقل نمره هر خردهمقیاس 0 و حداکثر آن بهترتیب 45، 20 و 40 است. در مطالعه سازندگان (Gilbert et al., 2004b) با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی 3 عامل یافت شد. آلفای کرونباخ برای خودنابسندگی 9/0، برای تنفر از خود 86/0 و خوداطمینانبخشی 86/0 به دست آمد. همبستگی معنادار و مثبت میان خودنابسندگی و تنفر از خود با افسردگی، خودانتقادی درونیسازیشده[7] و خودانتقادی مقایسهگرانه[8] وجود داشت. همچنین، همبستگی معنادار و منفی میان خوداطمینانبخشی با افسردگی، خودانتقادی درونیسازیشده و خودانتقادی مقایسهگرانه وجود داشت (Gilbert et al., 2004b). اثباتی (2016) این مقیاس را در ایران اعتباریابی کرده است و آلفای کرونباخ برای خودنابسندگی 86/0، تنفر از خود 82/0، خردهمقیاس خوداطمینانبخشی 81/0 و کل مقیاس 90/0 به دست آمد.[9] در این پژوهش، آلفای کرونباخ خوداطمینانبخشی 86/0، خودنابسندگی 90/0 و تنفر از خود 84/0 بود (Esbati, 2016). از آنجا که تنفر از خود نشاندهنده شکل شدیدتری از آسیب روانی است و در جمعیت غیربالینی کمتر مرتبط تلقی میشود (Gilbert et al., 2004b)، در این پژوهش استفاده نشد.
نسخه کوتاه مقیاس ترس از ارزیابی منفی - گویه مستقیم[10]: این مقیاس دارای 8 گویه است و برای سنجش باورهـــای تـــرسناک درباره ارزیابی منفی شدن توسط دیگران استفاده میشود. این مقیاس از گویههای مستقیم نسخه کوتاه مقیاس ترس از ارزیابی منفی به دست آمد که 12 سؤال داشت و لیری در سال 1983 طراحی کرده بود (Leary, 1983)؛ زیرا طبق مطالعات چهار گویه معکوس در نسخه کوتاه مقیاس ترس از ارزیابی منفی، نتایج کلی مقیاس را بیثبات میکرد. در نسخه کوتاه مقیاس ترس از ارزیابی منفی - گویه مستقیم هر گویه در یک مقیاس 5 درجهای لیکرتی، از 0 (اصلاً مشخصه من نیست) تا 4 (بسیار مشخصه برای من) رتبهبندی میشود. کمینه و بیشینه نمره در این مقیاس بـهترتیب از صفر تا 32 متغیر است و نمـــره بالاتـــر نشاندهنده تـــرس از ارزیابـی منفـی بیشـتر اسـت. نسخه کوتاه مقیاس ترس از ارزیابی منفی - گویه مستقیم در مقایسه با نسخه کوتاه مقیاس ترس از ارزیابی منفی و نسخه کوتاه مقیاس ترس از ارزیابی منفی - 2 (در این مقیاس 12 سؤالی، آن 4 سؤال معکوس به شیوه مستقیم برگردانده شدند)، برای سنجش ترس از ارزیابی منفی برتری دارد. این مقیاس پایایی همسانی درونی عالی (96/0 = α) را در نمونههای بالینی نشان داد و شواهد از اعتبار آن حمایت میکنند (Carleton et al,. 2011). در ایران نیز تولی و منتظری (2020) ویژگیهای روانسنجی نسخه فارسی این مقیاس را بررسی کردند. نتایج پژوهش آنها سازگاری درونی مطلوبی (آلفای کرونباخ 89/0) را برای مقیاس نشان داد. همچنین، رابطه مثبت معنادار میان این مقیاس با پرسشنامه فوبیای اجتماعی به دست آمد. تجزیهوتحلیل عاملی تأییدی نیز ساختار عاملی واحدی را برای مقیاس نشان داد (Tavoli & Montazeri, 2020). در این پژوهش، آلفای کرونباخ این مقیاس 92/0 به دست آمد.
روش اجرا و تحلیل: روش اجرای پژوهش به این صورت بود که لینک آنلاین مقیاسهای پژوهش، در دانشکدههای مختلف دانشگاه شهید بهشتی بهصورت دردسترس بین دانشجویان، توزیع و از آنها خواسته شد علاوه بر پاسخگویی، لینک را برای همکلاسیهایشان نیز ارسال کنند. دادههای گردآوریشده، با استفاده از روش همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در برنامههای SPSS26 و Amos24 تجزیهوتحلیل شدند. کمیته اخلاق در پژوهش دانشگاه شهید بهشتی با کد IR.SBU.REC.1402.060 این مطالعه را تأیید کرد. ملاحظات اخلاقی این پژوهش بدین شرح بودند: 1- به همه شرکتکنندگان اطلاعاتی دربارۀ پژوهش ارائه شد و آنها در صورت تمایل در پژوهش شرکت کردند. 2- این اطمینان به شرکتکنندگان داده شد که تمام اطلاعات محرمانهاند و تنها بهصورت عدد و آمار کلی برای امور پژوهشی استفاده میشوند. 3- بهمنظور رعایت حریم خصوصی، نام و نام خانوادگی شرکتکنندگان ثبت نشد. 4- افرادی که تمایل به اطلاع از نتیجه پاسخنامه خود داشتند، نتایج به همراه توضیحات مورد نیاز، در یک فایلPDF برایشان ارسال شد.
یافتهها
شاخصهای توصیفی متغیرهای پژوهش در جدول 1 نمایش داده شدهاند. برای وارسی دادههای پرت و نرمالبودن توزیع دادهها از شاخصهای چولگی و کشیدگی استفاده شد. طبق جدول 1، بررسی میزان کجی و کشیدگی توزیع متغیرها نشان میدهد میزان کجی در دامنه 07/0- تا 23/0 و میزان کشیدگی در دامنه 28/0- تا 79/0- قرار دارد که نشاندهنده نرمالبودن توزیع دادهها است.
بهمنظور بررسی رابطه میان متغیرهای پژوهش از روش همبستگی پیرسون استفاده شد که نتایج آن در جدول 2 گزارش شده است. طبق نتایج جدول 2، ترس از ارزیابی منفی با خودانتقادی رابطه مثبت و با خوداطمینانبخشی و بهزیستی ذهنی رابطه منفی دارد. از سوی دیگر، بهزیستی ذهنی رابطه مثبت با خوداطمینانبخشی و رابطه منفی با خودانتقادی دارد. ضرایب همبستگی میان متغیرهای پژوهش در سطح 01/0 معنادارند.
جدول 1
شاخصهای توصیفی متغیرهای پژوهش
Table 1
Descriptive Indices of Research Variables
|
متغیرها |
نقش متغیر |
میانگین |
انحراف استاندارد |
کمینه |
بیشینه |
چولگی |
کشیدگی |
||
|
ترس از ارزیابی منفی |
پیشبین |
40/17 |
99/7 |
0 |
32 |
21/0- |
79/0- |
||
|
خوداطمینانبخشی |
میانجی |
81/12 |
58/6 |
0 |
31 |
23/0 |
51/0- |
||
|
خودانتقادی |
میانجی |
97/18 |
56/8 |
0 |
36 |
02/0 |
66/0- |
||
|
بهزیستی ذهنی |
ملاک |
02/42 |
80/9 |
14 |
66 |
07/0- |
28/0- |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
چندمتغیره 52/0- |
||
جدول 2
ماتریس همبستگی متغیرهای پژوهش
Table 2
Correlation matrix of research variables
|
|
ترس از ارزیابی منفی |
خوداطمینانبخشی |
خودانتقادی |
بهزیستی ذهنی |
|
ترس از ارزیابی منفی |
1 |
|
|
|
|
خوداطمینانبخشی |
**36/0- |
1 |
|
|
|
خودانتقادی |
**54/0 |
**57/0- |
1 |
|
|
بهزیستی ذهنی |
**31/0- |
**63/0 |
**55/0- |
1 |
** معناداری در سطح 01/0
دادهها با استفاده از روش تحلیل مسیر در نرمافزار 24 AMOS بهوسیله روش برآورد بیشینه درستنمایی تجزیهوتحلیل شدند. سطح معناداری ضرایب رگرسیونی در تمامی محاسبات 05/0 در نظر گرفته شد. در اﯾﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ، از شاخصهای نیکویی برازش X2/df،GFI ، CFI، NFI، IFI و RMSEA اﺳﺘﻔﺎده شد. از آنجایی که شاخصهای برازش در ابتدا چندان مناسب نبودند (84/73X2/df= ، 89/0GFI= ، 81/0 CFI=، 81/0 NFI=، 81/0IFI= و 50/0 RMSEA=) و با توجه به معنادارنشدن اثر مستقیم ترس از ارزیابی منفی بر بهزیستی ذهنی، در گام نخست این مسیر از مدل حذف شد. پس از حذف این مسیر، گرچه برخی از شاخصهای برازش مدل اندکی بهبود یافتند، باز هم پذیرفتنی نشدند (98/36X2/df= ، 89/0GFI= ، 81/0 CFI=، 81/0 NFI=، 81/0 IFI= و 35/0 RMSEA=)، درنهایت، براساس شاخصهای اصلاح نرمافزار به برقراری کواریانس خطا میان خوداطمینانبخشی و خودانتقادی پرداخته شد (Tabachnick & Fidel, 2015) که مطابق با پیشینه نظری و پژوهشی، مبنی بر وجود رابطه میان خودانتقادی و خوداطمینانبخشی نیز میبود ( Gilbert et al., 2004b; Gilbert, 2014). پس از انجام اصلاح، برازش مدل بهبود یافت (13/0X2/df= ، 00/1GFI= ، 00/1 CFI=، 00/1 NFI=، 00/1IFI= و 0 RMSEA=). مدل بررسیشده در این پژوهش همراه با ضرایب رگرسیونی استانداردشده در شکل 2 آورده شده است.
طبق شکل 2، متغیرهای پیشبین بهترتیب 30، 13 و 45 درصد از واریانس خودانتقادی، خوداطمینانبخشی و بهزیستی ذهنی را تبیین میکنند. در جدول 3، اثرات مستقیم و غیرمسقیم متغیرهای پژوهش و سطح معناداری آنها گزارش شده است. بهمنظور تعیین اثر مسیرها در مدل، آزمون بوت استرپینگ با 10000 نمونه و فاصله اطمینان 95 درصدی به کار گرفته شد.
شکل 2
مدل پژوهش همراه با ضرایب رگرسیونی استانداردشده
Figure 2
Research Model with Standardized Regression Coefficients
|
37/0- |
|
ترس از ارزیابی منفی |
|
خودانتقادی |
|
خوداطمینان بخشی |
|
بهزیستی ذهنی |
|
55/0 |
|
29/0- |
|
47/0 |
|
47/0- |
|
R2= 13 |
|
R2= 45/0 |
|
R2= 30/0 |
جدول 3
اثرات مستقیم و غیرمسقیم متغیرهای پژوهش
Table 3
Direct and Indirect Effects of Research Variables
|
اثرات |
Estimate |
Lower |
Upper |
P |
|
ترس از ارزیابی منفی ---> خوداطمینانبخشی |
30/0- |
39/0- |
19/0- |
002/0 |
|
ترس از ارزیابی منفی ---> خودانتقادی |
58/0 |
45/0 |
69/0 |
003/0 |
|
خوداطمینانبخشی ---> بهزیستی ذهنی |
70/0 |
54/0 |
86/0 |
003/0 |
|
خودانتقادی ---> بهزیستی ذهنی |
33/0- |
46/0- |
19/0- |
002/0 |
|
ترس از ارزیابی منفی ---> خوداطمینانبخشی ---> بهزیستی ذهنی |
21/0- |
32/0- |
13/0- |
002/0 |
|
ترس از ارزیابی منفی ---> خودانتقادی ---> بهزیستی ذهنی |
19/0- |
28/0- |
10/0- |
002/0 |
|
ترس از ارزیابی منفی ---> خوداطمینانبخشی و خودانتقادی ---> بهزیستی ذهنی |
40/0- |
54/0- |
28/0- |
002/0 |
طبق جدول 3، ترس از ارزیابی منفی بر خوداطمینانبخشی و خودانتقادی اثر مستقیم و منفی معنادار دارد (تأیید فرضیات دوم و سوم پژوهش)؛ اما تأثیر مستقیم ترس از ارزیابی منفی بر بهزیستی ذهنی معنادار نیست و فرضیه اول این پژوهش تأیید نشد. همچنین، خوداطمینانبخشی تأثیر معنادار مثبت و خودانتقادی تأثیر معنادار منفی بر بهزیستی ذهنی دارند و فرضیات چهارم و پنجم این پژوهش تأیید شد. افزون بر این، اثر غیرمستقیم ترس از ارزیابی منفی بر بهزیستی ذهنی با میانجیگری خوداطمینانبخشی و خودانتقادی نیز معنادار است و فرضیات ششم و هفتم این پژوهش تأیید شد؛ به این معنا که افراد با ترس از ارزیابی منفی بالاتر، خودانتقادی بیشتری گزارش میکنند و درنتیجه، بهزیستی ذهنی کمتری دارند و درمقابل، افرادی که ترس از ارزیابی منفی کمتری دارند، خوداطمینانبخشی
بیشتری گزارش میکنند و از بهزیستی ذهنی بالاتری برخوردارند؛ در نتیجه، تمامی فرضیات مطرحشده در این پژوهش، به جز فرضیه اول آن، تأیید شدند.
بحث
این پژوهش، با هدف پیشبینی بهزیستی ذهنی براساس ترس از ارزیابی منفی با میانجیگری خوداطمینانبخشی و خودانتقادی در دانشجویان انجام شد. نتایج بهدستآمده، از فرضیه مورد انتظار پژوهش حمایت کردند. یافته شایان توجه اینکه در این پژوهش گرچه بین ترس از ارزیابی منفی و بهزیستی ذهنی همبستگی منفی معنادار یافت شد و همچنین، گرچه اثر غیرمستقیم ترس از ارزیابی منفی بر بهزیستی ذهنی با میانجیگری خودانتقادی و خوداطمینانبخشی معنادار به دست آمد، ترس از ارزیابی منفی اثر مستقیم معنادار بر بهزیستی ذهنی نداشت.
همبستگی منفی یافتشده میان ترس از ارزیابی منفی با بهزیستی ذهنی همسو با نتایج مطالعات پیشین است ( Baghaei et al., 2019; Dryman & Heimbrg, 2015; Nonterah et al., 2015; Leary, 1983; Ghandeharizadeh et al., 2018). در تبیین این یافته میتوان گفت سطوح بالای ترس از ارزیابی منفی معمولاً با افسردگی، استرس، اضطراب و بهویژه اضطراب اجتماعی ( Ingraffia, 2022; Button et al., 2015; Kane et al., 2018; Taniguchi, 2018) همراه است که تأثیر منفی بر بهزیستی ذهنی دارند. در همین راستا، نتایج مطالعات پیشین نشان دادهاند ترس از ارزیابی منفی میتواند بر تواناییهای مقابلهای افراد در زندگی روزمره تأثیر گذارد (Gill et al., 2018) و عملکرد اجتماعی و روانشناختی آنها را مختل کند (Rapee & Heimberg, 1997). همچنین، پاسخ اجتناب از محیطهای اجتماعی و تعامل با دیگران یک روش ناسالم رایج (اما در کوتاهمدت مفید) در افرادی است که ترس از ارزیابی منفی دارند و درنتیجه، تنهایی بیشتری را تجربه میکنند (Baytemir & Yıldız, 2017) که منجر به کاهش بهزیستی ذهنیشان میشود. اینکه در این پژوهش فقط اثر غیرمستقیم (نه مستقیم) ترس از ارزیابی منفی بر بهزیستی ذهنی معنادار یافت شد، نشان میدهد رابطه میان ترس از ارزیابی منفی و بهزیستی، رابطهای ساده و خطی نیست و اهمیت در نظر گرفتن متغیرهای میانجی در این رابطه را برجسته میسازد که در پژوهش حاضر دو متغیر میانجی در این رابطه یعنی خودانتقادی و خوداطمینان بخشی بررسی شدند. به بیان دیگر، این یافته حاکی از آن است که صرفاً وجود ترس از ارزیابی منفی بر بهزیستی ذهنی افراد مؤثر نیست؛ بلکه مهمتر از آن نحوه پاسخدهی و تفسیر افراد به ارزیابیهای ادراکشده است که درنهایت، بر بهزیستی ذهنی آنها تأثیر میگذارد.
اثر معنادار یافتشده ترس از ارزیابی منفی بر خوداطمینانبخشی و خودانتقادی در این پژوهش، همسو با مطالعات پیشین است ( Cox et al., 2000; Cox et al., 2002; Asif et al., 2023; Khan & Naqvi, 2016; Huang & Wang, 2024; Liu et al., 2020; Long & Neff, 2018; Gillt et al., 2018). در تبیین این تأثیر، میتوان به ریشههای شکلگیری این متغیرها و وجود عوامل سببساز مشترک میانشان اشاره کرد. رویکردهای رشدی روانشناسی از دیدگاههای مختلف، ازجمله نظریه دلبستگی (Bowlby, 1969/1982)، نظریههای بینفردی (مانند، Baldwin, 1992) و سنتهای روانکاری (مانند، Blatt, 1974; Kernberg, 1976 )، مراقبان و تجربیات اولیه کودکی را مؤثر بر شکلگیری مدلهای کاری[1] خود و دیگران در نظر میگیرند. طبق این نظریات، افرادی که توسط مراقبان گرم، مراقبتگر و حامی بزرگ شدهاند، بیشتر قادرند با خود به شیوهای مشفقانه و اطمینانبخش ارتباط برقرار کنند. در مقابل افرادی که مراقبان کمالگرا و منتقد داشتهاند، با خود نیز منتقدانه برخورد میکنند. به عبارت دیگر، فرد شیوهای که با او در کودکی رفتار شده است را به احتمال بیشتری، درونیسازی و با خود بهطور مشابهی برخورد میکند. همچنین، افراد دارای ترس زیاد از ارزیابی منفی معمولاً مراقبانی کمالگرا، سختگیر و قضاوتگر داشتهاند و تجربه قرارگرفتن در محیطهایی با چنین شرایطی را در کودکی و نوجوانی گزارش میکنند. ترس از ارزیابی میتواند ریشه در تجربیات گذشته، شرایط اجتماعی، خلقوخوی فردی (Leary, 1983) و باورهای بنیادین دربارۀ دیگران داشته باشد (Gill et al., 2018). نتایج تحقیقات انجامشده نیز از این نظریات حمایت میکنند؛ برای مثال، به خاطر آوردن گرمای والدین با توانایی خوداطمینانبخشی مرتبط یافت شده است (Irons et al., 2006). از سوی دیگر، عواملی همچون کنترل بیش از حد، کمالگرایی و انتقادگری والدین، سختگیری و عدم صمیمیت از سوی والدین با رشد خودانتقادی و ترس از ارزیابی منفی در کودکان همراه بوده است (Campos et al., 2010). پپینگ و همکاران (Pepping et al., 2015) دریافتند گزارشهای گذشتهنگر از طرد، حمایت بیش از حد و کمبود گرمی والدین با شفقت به خود پایین مرتبط است.
علاوه بر این، برای تبیین اثر ترس از ارزیابی منفی بر خوداطمینانبخشی و خودانتقادی میتوان به ویژگیهای افراد دارای ترس از ارزیابی منفی اشاره داشت. بنابر نتایج پژوهشهای پیشین، افراد دارای ترس از ارزیابی منفی، قبل از واردشدن به موقعیت درباره آن پیشبینیهای منفی فکر میکنند (Beck & Clark, 2015) و بعد از موقعیت، پردازش پسرویدادی دارند. به نظر میرسد آنها شکستهای گذشته را بیشتر به یاد میآورند یا بیشتر از آنچه میخواهند به رویدادهای گذشته فکر میکنند (Makkar & Grisham, 2011) و پشیمانی شایان توجهی دربارۀ انتخابهایشان دارند (Cheek & Goebel, 2020). افزون بر این، ترس از ارزیابی منفی با سوگیری تفسیری و توجهی نیز همراه است. افراد دارای ترس از ارزیابی منفی اظهارات خنثی و موقعیتهای اجتماعی مبهم را بیشتر بهطور منفی تبیین و تفسیر میکنند (Dryman & Heimbrg, 2015; Nonterah et al., 2015; Winton et al., 1995). ترس از ارزیابی منفی با حساسیت به طردشدن تنیده شده است که هر دو شامل اضطراب پیشبینی درباره منفی ادراکشدن و سپس طردشدن توسط دیگران است (Cacioppo et al., 2006). همچنین، در مطالعه مککینی (2003) مشخص شد ترس از ارزیابی منفی، ترس از شکست را پیشبینی میکند که بهنوبۀخود کمالگرایی تحصیلی را در بین دانشجویان افزایش میدهد. از آنجایی که دانشجویان دارای ترس از ارزیابی منفی تمایل دارند از انتقاد منفی دیگران اجتناب کنند، ممکن است سعی کنند به عملکرد تحصیلی یا استانداردهای غیرواقعبینانهای دست یابند (Başkurt & Zeren, 2024). این در حالی است که پژوهشها نشان میدهند دلمشغولی با ترس از ارزیابی منفی از سوی دیگران بر عملکرد فرد تأثیر منفی میگذارد (Wong, 2016)؛ درنتیجه چنین مواردی، آنها در مقایسه با افرادی که سطوح پایینتر ترس از ارزیابی منفی دارند، میزان بالاتری از پریشانی، شرم، فشار و اضطراب را تجربه میکنند ( Nonterah et al., 2015; Winton et al., 1995).
یک واکنش رایج افراد به احساس نقص و شرم، خودانتقادی است. بسیاری از افراد این شیوه را راهبردی ایمنیبخش تصور میکنند که آنها را قویتر و موفقتر میسازد و از آنها محافظت میکند. به عبارت دیگر، آنها درگیر خودسنجیهای موشکافانه مداوم و خشن میشوند تا از ترس خود مبنی بر رد و نقد شدن جلوگیری کنند؛ اما در واقعیت، این شیوه موجب افزایش احساسات شرم، نقص، بیارزشی، حقارت، شکست و گناه در آنها میشود (Blatt & Zuroff, 1992) و تأثیر منفی بر عملکرد آنها میگذارد. افراد با رویکرد خودانتقادی براساس انگیزه اجتناب از شکست و عدم تأیید، به جای علاقه درونی و معنای شخصی، به اهداف نزدیک میشوند و تأثیر مخرب بر پیشرفت دانشجویان در رسیدن به اهدافشان دارد. همچنین، خودانتقادی با نشخوار فکری و اهمالکاری مرتبط است (Powers et al., 2011) و تأثیرات منفی بر روابط بینفردی میگذارد ( Blatt & Zuroff, 1992; Wiseman et al., 2007; Besser & Priel, 2003). درنتیجۀ این موارد به نظر میرسد احتمال آسیبهای روانی افزایش و سلامت روان و بهزیستی ذهنی کاهش یابد. اثر منفی خودانتقادی بر بهزیستی ذهنی که در این پژوهش یافت شد، همسو با نتایج مطالعات پیشین است (Kotera et al., 2019a; Kotera et al., 2019b; Kotera & Maughan, 2020). طبق پژوهشهای پیشین، خودانتقادی مؤلفهای فراتشخیصی در ایجاد و ابقا اختلالات روانی است ( McIntyre et al., 2018; Gilbert et al., 2004b; Gilbert et al., 2010).
درمقابل، ایجاد نگرشی خوداطمینانبخش و پذیرنده نسبت به نواقص و عیوب خود میتواند در برابر تأثیرات منفی فراگیر شرم، مقایسههای اجتماعی نامطلوب و نارضایتی از خود محافظت کند ( Ferreira et al., 2011; Duarte et al., 2015). در مدل نظری درمان متمرکز بر شفقت فرض میشود پرورش خوداطمینانبخشی ازطریق تنظیم سیستمهای هیجانی تکاملی (پرورش سیستم تسکین و آرامساختن سیستم تهدید) میتواند به افزایش تنظیم هیجانی کمک کند؛ درنتیجه، سطوح بالاتر خوداطمینانبخشی به افراد کمک میکند تا ثبات هیجانیشان را حفظ کنند و بهراحتی تحت تأثیر ارزیابیها قرار نگیرند (Lapinski, 2019). همچنین، ایجاد خوداطمینانبخشی میتواند خودانتقادی (Gilbert, 2014) و تأثیر منفی آن بر سیستم هیجانی را کاهش دهد (Kotera et al., 2021). تحقیقات نشان داده است شفقت به خود یک عامل تابآوری قوی در مواجهه با احساس بیکفایتی شخصی است (Barnard & Curry, 2011). خوداطمینانبخشی با شاخصهای آسیبشناسی روانی، ازجمله علائم اضطراب و افسردگی، همبستگی منفی دارند و بهعنوان یک عامل محافظتی در برابر ایجاد آسیبشناسی روانی محسوب میشود ( Gilbert et al., 2004b; Gilbert et al., 2017; Gilbert, 2014; Gilbert et al., 2004a; Barnard & Curry, 2011; López et al., 2018; Ehret et al., 2015; Petrocchi et al., 2018; Sommers-Spijkerman et al., 2018). همسو با یافته این پژوهش، مجموعه رو به رشدی از ادبیات حوزه شفقت به خود یا خوداطمینانبخشی نشان میدهد که این یک پیشبینیکننده مهم بهزیستی است و هرچه بیشتر افراد احساس گرما به خود[2] و خوداطمینانبخشی بیشتری را تجربه کنند، بهزیستی آنها بالاتر میرود ( Neff & McGehee, 2010; Barnard & Curry, 2011).
این مطالعه همچون هر پژوهش دیگری بدون محدودیت نیست. نخست، ماهیت مقطعی و پسرویدادی این مطالعه، اجازه نتیجهگیری روابط علی میان متغیرها را نمیدهد. دوم، نمونه مورد مطالعه فقط شامل دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی (جمعیت غیربالینی) بود که آن هم به شیوه نمونهگیری دردسترس انجام شد؛ درنتیجه، ممکن است نتایج بهطور کامل نماینده جامعه مورد مطالعه نباشد و میباید تعمیمپذیری یافتهها با احتیاط صورت پذیرد. درنهایت، یافتههای این مطالعه بر پرسشنامههای خودگزارشی متکی بود. با وجودی که پرسشنامههای خودگزارشی بهطور رایج در تحقیقات روانشناختی استفاده میشوند، در معرض سوگیریها و محدودیتهایی هستند. با توجه به محدودیتهای ذکرشده، پیشنهاد میشود مطالعات آتی نقش میانجی خودانتقادی و خوداطمینانبخشی در رابطه بین ترس از ارزیابی منفی و بهزیستی ذهنی را در سایر جمعیتها، با نمونهگیری تصادفی و حجم نمونه گستردهتر بررسی کنند. همچنین، استفاده از روشهای تحقیق طولی و آزمایشی و نیز روشهای گردآوری اطلاعات افزون بر پرسشنامههای خودگزارشی در این زمینه میتواند مفید باشد. علاوه بر این، نیاز به انجام مطالعات بیشتر برای بررسی سایر مکانیزمهای موجود در رابطه میان ترس از ارزیابی منفی و بهزیستی ذهنی مورد نیاز است. درمجموع، این مطالعه درک عمیقتری از تعامل پیچیده بین ترس از ارزیابی منفی و بهزیستی ذهنی ارائه میکند و از وجود متغیرهای میانجی ازجمله پرورش خوداطمینانبخشی و خودانتقادی حمایت میکند. این یافته، بینش ارزشمندی برای طراحی مداخلات درمانی و پیشگیرانه آینده با هدف ارتقای بهزیستی ذهنی در میان دانشجویان ایرانی ارائه میدهد. بر این اساس، پیشنهاد میشود با تلاش برای ارتقای خوداطمینانبخشی در جمعیت دانشجویان به افزایش بهزیستی ذهنی آنها کمک کرد و از بروز مشکلات سلامت روان تا اندازهای پیشگیری کرد.
سپاسگزاری
از تمامی دانشجویانی که ما را در تکمیل مقیاسهای این پژوهش یاری دارند، کمال تشکر و قدردانی را داریم. این مقاله از رساله دکتری نویسنده اول در گروه روانشناسی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی استخراج شده و هیچ کمک مالی از سازمانهای دولتی، عمومی، تجاری یا غیرانتفاعی دریافت نشده است.
[1] Working models
[2] self-warmth
[2] apprehension
[3] inadequate self
[4] hated self
[5] The Warwick Edinburgh Mental Well-Being Scale (WEMWBS)
[6] The Forms of Self-Criticizing/Attacking and Self-Reassuring Scale (FSCRS)
[7] Internalized Self-Criticism
[8] Comparative Self-Criticism
[10] brief fear of negative evaluation scale-straightforward item (BFNE-S)