بررسی ویژگی‌های روانسنجی مقیاس خردمندی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

دانشگاه مازندران

چکیده

این پژوهش با هدف تبیین کفایت شاخص‌های روانسنجی فرم فارسی مقیاس خردمندی اشمیت، مالدون و پاندرز صورت گرفت. برای این منظور نمونه‌ای با حجم 278 نفر از دانشجویان دانشگاه مازندران در مقاطع کارشناسی و تحصیلات تکمیلی به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند و به پرسشنامه‌ها پاسخ دادند. جهت بررسی روایی پرسشنامه از روش‌های تحلیل عاملی، روایی همگرا و روایی واگرا استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی به شیوه مؤلفه‌های اصلی، وجود شش عامل را تأیید کرد. پایایی مقیاس و خرده مقیاس‌ها نیز با استفاده از روش آلفای کرونباخ در دامنه 71/0 تا 80/0 و با استفاده از روش بازآزمایی در دامنه 71/0 تا 78/0 مورد تأیید قرار گرفت. به منظور بررسی تأثیر متغیر جنسیت بر هر یک از ابعاد و نیز بر نمره کل خردمندی، با استفاده از آزمون تی مستقل، نمره دانشجویان دختر و پسر در ابعاد گوناگون و نیز نمره کل مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان داد که در هیچیک از موارد، به لحاظ آماری تفاوت معناداری بین دانشجویان دختر با دانشجویان پسر وجود نداشت. پژوهش نشان داد که ابزار طراحی شده از کفایت لازم برخوردار است و می‌تواند در پژوهش‌ها مورد استفاده قرار گیرد.
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Psychometric Characteristics of Wisdom Scale (WS)

چکیده [English]

This research seeks to investigate the adequacy of the psychometric indicators of the Persian version of Schmit, Muldoon and Pounders' wisdom scale. By using random clustering sampling, 278 undergraduate and postgraduate students (both male and female) of University of Mazandaran were selected to complete the questionnaire. Validity of the questionnaire was confirmed by factor analysis, convergent validity, and divergent validity. Factor analysis results confirmed six initial dimensions. The reliability of the scale and subscales was verified by both Cronbach's alpha (0.71- 0.80) and test-retest method (0.71-0.78). In order to examine the effect of gender on the different dimensions as well as total score of wisdom, independent sample T-test was used to compare the different scores of male and female students along with their total scores. Our findings suggest that there is no statistically significant difference among male and female students. The devised instrument was proved to be sufficient for further studies.

کلیدواژه‌ها [English]

  • psychometric characteristics
  • Wisdom Scale

مفهوم خردمندی[1] ، زمینه‌ای رو به رشد و جذاب برای پژوهشگران حوزه روانشناسی است. در دو دهه اخیر، این مفهوم به صورت روزافزونی در گرایش‌های مرتبط با روانشناسی آموزش و پرورش، روانشناسی بالینی و روان‌درمانی مورد بحث قرار گرفته است؛ و بیشتر از گذشته، پژوهشگران، نسبت به استفاده از ابزارهای سنجش خردمندی، علاقه نشان داده‌اند (گلاک، کانیگ، ناچنونگ، ردزانوسکی، دورنرو همکاران، 2013). اگرچه مفهوم خردمندی تاریخچه طولانی در فلسفه و مذهب دارد، اما روانشناسی خردمندی، حوزه نسبتا جدیدی است. از آنجا که خردمندی، مفهومی گسترده و با معانی گوناگون است، ارائه تعریفی جامع و عملیاتی از آن دشوار است. با وجود این، خردمندی را توانایی استفاده از استدلال عملگرایانه برای حل چالش‌های مهم زندگی (گروسمن، ساهدرا و سیاروچی، 2016)، تعریف کرده‌اند. علاوه بر این، پژوهشگران باور دارند که خردمندی مفهومی چندبعدی است که ابعاد گوناگون آن یکدیگر را تقویت می‌کنند (وبستر[2]، 2003).

در همین راستا، تحلیل‌های فرهنگی ـ تاریخی و نظریه‌های ضمنی[3] سعی داشته‌اند خردمندی را مفهوم‌سازی کنند. بر اساس تحلیل‌های فرهنگی ـ تاریخی، خردمندی مشتمل بر هفت ویژگی است: مسائل دشوار را در رابطه با معنی و هدف و هدایت زندگی مورد توجه قرار می‌دهد؛ شکل کاملی از انسجام دانش و منش است؛ موجب هماهنگی و نیز افزایش رشد فردی و اجتماعی میشود؛ مستلزم تعادل و تعدیل است؛ دربرگیرنده آگاهی از محدودیت‌های دانش و عدم‌قطعیت دنیا است؛ دستیابی به آن دشوار اما به آسانی قابل بازشناسی است. این هفت ویژگی یک مفهوم‌سازی کلی را برای خردمندی شکل می‌دهد که می‌تواند در مطالعات روانشناسی به عنوان یک راهنما مورد استفاده قرار گیرد (کانزمن و بالتس[4]، 2005).

دومین نقطه شکل‌گیری مدل‌های روانشناختی خردمندی، شواهدی است که از نظریه‌های ضمنی به دست آمده است. این روند پژوهشی، به مطالعه باورها و بازنمایی‌های ذهنی افراد در مورد خردمندی و اشخاص خردمند پرداخته است. نتایج حاصل از مطالعات انجام شده در مورد افراد عادی نشان می‌دهد، ابتدا، این افراد می‌توانند به وضوح، خردمندی را از قابلیت‌هایی همچون هوش و خلاقیت تشخیص دهند؛ دوم، در برداشت این افراد از خردمندی، تعالی و فضیلت انسان نمایان است؛ سوم، برداشت افراد عادی از خردمندی، بر مفهومی چندبعدی در این خصوص تأکید دارد (کانزمن و بالتس، 2005).

برای روانشناسان، هم نظریه‌های فرهنگی ـ تاریخی و هم نظریه‌های ضمنی، دارای اهمیت است. زیرا هر دو خط پژوهشی می‌توانند تعاریف آشکاری از خردمندی را نمایان سازند. با وجود این، بیشتر تعاریف پیشین خردمندی، مشتمل بر عناصر شناختی[5] و تأملی[6] است، در حالی که بعد عاطفی[7] خردمندی اغلب نادیده انگاشته می‌شود. برای رفع این ایراد، آردلت[8] (2008) در مطالعه خود بر اساس کار کلایتون و بایرن[9] (1980)، خردمندی را به مثابه مفهومی منسجم از ابعاد شناختی، تأملی و عاطفی تعریف و آزمون نموده است. بر همین اساس، اشمیت، مالدون و پاندرز[10] (2012) با تکیه بر تعریف چند وجهی آردلت (2004) از خردمندی و پنداشت مک کینا، رونی و بول[11] (2009) در خصوص کاربرد عملی خردمندی در حوزه‌های گوناگون تصمیم‌گیری و انجام عمل از جمله رهبری و مدیریت، تعریفی از خردمندی ارائه نمودند که مشتمل بر هفت بعد است:

1) بعد عملی، بعد عملی شامل توانایی فرد در استدلال دقیق یا به عبارتی توانایی غربالگری اطلاعات دریافتی و انتخاب و تمرکز بر مهم‌ترین جنبه اطلاعات است. مطالعات نشان داده است که افراد خردمند باید بتوانند بر اساس گزاره‌های اصیل استدلال‌های منطقی را درک و خلق نمایند. به علاوه، افراد خردمند اغلب شکاک هستند و بیانات دیگران یا دیدگاه‌های پذیرفته شده معمول را مورد پرسش قرار می دهند (مک کینا و همکاران 2009). به علاوه، استدلال شده است که افراد خردمند از طریق انتخاب برجسته‌ترین واقعیات در شرایطی خاص توجه‌شان را به بخش‌های کلیدی اطلاعات به شکل دقیقی هدایت می‌کنند. بعد عملی خردمندی به سبک تصمیم‌گیری افراد نیز مربوط می‌شود، آنگونه که به مسأله از ابعاد چندگانه می‌نگرند. افراد خردمند نه تنها اصول قطعی و مطلق را می‌شناسند بلکه می‌دانند چگونه و چرا باید آن ها را در دنیای پیچیده به کار برند. این جنبه به "تجربه‌گرایی بنیادی زندگی[12]" در پارادایم برلین مربوط می‌شود (بالتس و اسمیت، 2008)، یعنی اینکه افراد می‌توانند خردمندانه دریابند کدام و چگونه اهداف زندگی آینده را تعقیب نمایند؟

استدلال آردلت (2003) از این دو بعد حمایت می‌کند؛ او بحث می‌کند افراد خردمند به پدیده از ابعاد و جنبه‌های گوناگون می‌نگرند و تلاش می‌کنند ذهنیت را از تصمیم‌گیری دور نگه دارند. در مجموع مطالعات پیشین حاکی از حمایت بعدی از خردمندی است که در آن دقت نظر فرد مورد توجه قرار می‌گیرد و این بعد را می‌توان تحت عنوان بعد عملی نامگذاری کرد.

2) بعد تأملی، بیانگر توانایی فرد در تفکر به گذشته و زندگی کنونی به شکلی خوشایند است. وبستر (2003) اشاره می‌کند تأمل در مورد گذشته فرد، کارکرد شناختی مهم و بسیاری دارد مانند شکل‌گیری و حفظ هویت، درک خود، حل مسأله و مقابله انطباقی. تأمل در مورد زندگی به فرد اجازه می‌دهد نقاط قوت و ضعف شخصی را بپذیرد و در جهت افزایش و کاهش آن‌ها تلاش نماید. این بعد به مرور زندگی[13] در دیدگاه بالتس و اسمیت (2008) مربوط می‌شود که در آن چگونگی درک تاریخچه زندگی فرد و تجارب گذشته مورد توجه قرار می‌گیرد. آردلت (2003) استدلال می‌کند تأمل از ملزومات مؤلفه‌های شناختی و عاطفی است و از رهگذر آن افراد یاد می‌گیرند به جای واکنش به شرایط ناخوشایند واقعیت شرایط جاری را بپذیرند (اشمیت و همکاران، 2012).

3) بعد گشودگی[14]، این بعد به گشودگی به خلاقیت، تخیل و کنجکاوی ذهنی فرد اشاره دارد دیگمن[15] (1990، به نقل از بالتس و اسمیت، 2008). مطالعات گوناگون نشان داده است، گشوده بودن به دیدگاه‌های جایگزین تا به دیدگاه‌های رقیب و خلاف و دیدگاه خود مؤلفه مهم خردمندی است. بالتس و اسمیت (2008) بعدی از خردمندی را ارائه می‌کنند که آن‌ها از آن تحت عنوان نسبی‌گرایی نام می‌برند، یعنی همان "ابزار تحمل و احترام به باورها یا اعمالی که بر خلاف باورهای فرد است"؛ که این ویژگی پیامد خردمندی قلمداد می‌گردد.

4) بعد استعداد تعاملی[16]، به توانایی فرد در تنظیم هیجانات خود و چگونگی ابراز آن‌ها و درک هیجانات و رفتارهای دیگران مربوط می‌شود. به عبارت دیگر، این بعد شامل مهارت‌های هیجانی، اجتماعی و ارتباطی است. مطالعات متعدد استدلال کرده‌اند که حساسیت عاطفه[17] و تنظیم هیجانی[18] مؤلفه‌های مهم خردمندی هستند (وبستر، 2003). افراد خردمند قادرند هیجانات خود بر حسب شرایط موجود با موقعیت هماهنگ سازند و مناسب‌ترین آن را به نمایش بگذارند. وبستر (2003) معتقد است افراد خردمند می‌توانند بین هیجانات آمیخته تشخیص و تمایز قائل شوند و از اطلاعات برای حل مسأله استفاده نمایند. به علاوه، در طی تعامل با دیگران، افراد خردمند می‌توانند بیانات هیجانی دیگران را درک کنند و از این اطلاعات برای درک بیشتر فرد شامل باورها، نگرش‌ها، ارزش‌ها، توانایی‌ها و ناتوانایی‌ها استفاده کنند.

5) بعد رواداری تناقضی[19]، به توانایی فرد در تحمل عدم قطعیت و ابهام مربوط می‌شود. اینگونه استدلال شده است که افراد خردمند توانایی تحمل عدم قطعیت را دارند به طوری که رهبران خردمند اهداف درازمدت را در چشم‌انداز خود دارند و تعقیب می‌کنند به علاوه، افراد خردمند می‌توانند پارادوکس‌ها (تناقض‌ها)، تغییرات و تضادهای ماهیت انسان را دریابند و بین آن‌ها مصالحه ایجاد کنند (مک کینا و همکاران، 2009).

6) بعد حساسیت اخلاقی[20]، به اخلاقیات فرد و قضاوت‌های اخلاقی مربوط می‌شود. ارسطو قویا بر نقش اخلاقیات و فضیلت تأکید داشته و آن را مؤلفه کلیدی خردمندی عملی می‌دانسته است (بالتس و اسمیت، 2008).

7) بعد تجربه[21]، این بعد، ناظر بر تجربه افراد با شرایط چالش‌انگیز زندگی است. وبستر (2003) بیان می‌کند، "خردمندی در خلأ تکوین و رشد نمی‌یابد". در عوض از رهگذر الزامات سفت و سخت زندگی مانند تجارب دشوار یا چالش برانگیز اخلاقی رشد می‌یابد.

اشمیت و همکاران (2012)، بر اساس این ابعاد هفتگانه، مفهوم خردمندی را عملیاتی و آزمون نمودند. حاصل مطالعه آن‌ها تدوین یک مقیاس خردمندی[22] (WS) بود. این مقیاس با 21 گویه و شش بعد مجزا، تصویری قابل قبول و روشن از بعدپذیری، روایی و پایایی خردمندی ارائه می‌دهد. آن‌ها، ابتدا از طریق تحلیل عامل اکتشافی به شیوه مؤلفه‌های اصلی، به ساختاری شش بعدی از پرسشنامه رسیدند. این ابعاد شامل بعد تأملی[23] (RWS)، گشودگی[24] (OWS)، تعاملی[25] (IWS)، عملی[26] (PRWS)، تناقضی[27] (PAWS) و تجربه[28] (EWS) بودند. سپس از طریق تحلیل عامل تأییدی، برازش مدل را مورد ارزیابی قرار دادند که نتایج بیانگر مطلوب بودن ساختار شش بعدی بود (4/318 = χ2، 174 = df با سطح معناداری کمتر از 001/0 و 938/0 = CFI، 054/0 = RMSEA). اشمیت و همکاران (2012) برای سنجش پایایی ابزار از ضریب آلفای کرونباخ استفاده کردند که این ضریب برای ابعاد تأملی، گشودگی، تعاملی، عملی، تناقضی و تجربه به ترتیب 82/0، 82/0، 65/0، 77/0، 85/0 و 84/0 گزارش نمودند.

پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی‌های روانسنجی این مقیاس طراحی و اجرا گردید. در این پژوهش قصد بر این است که مقیاس چندبعدی خردمندی پس از اجرا در نمونه ایرانی، مورد آزمون قرار گیرد و کفایت روانسنجی آن بر حسب بعدپذیری، پایایی و روایی در نمونه دانشجویان بررسی و تحلیل شود.

 

روش.

روش پژوهش، جامعه آماری و نمونه: این پژوهش از نوع پژوهش‌های روانسنجی است که در یک مقطع زمانی صورت گرفته است. جامعه آماری 12800 نفری این پژوهش، شامل کلیه دانشجویان دانشگاه مازندران در مقاطع کارشناسی و تحصیلات تکمیلی در سال تحصیلی 1395-1394 بودند که تعداد 278 نفر از آن‌ها با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای به عنوان شرکت‌کنندگان در پژوهش انتخاب شدند و به مقیاس‌ها پاسخ دادند. به این صورت که ابتدا از بین دانشکده‌های مختلف دانشگاه، دو دانشکده (انسانی و علوم پایه) و سپس از هر دانشکده پنح کلاس درس انتخاب شدند و کلیه دانشجویان حاضر در کلاس مورد ارزیابی قرار گرفتند. دلیل انتخاب نمونه‌گیری خوشه‌ای این بود که امکان تهیه فهرستی از اسامی کلیه دانشجویان دانشگاه وجود نداشت که در چنین شرایطی بهترین روش انتخاب نمونه، تصادفی خوشه ای است (دلاور، 1391).  به شرکت‌کنندگان در پژوهش توضیح داده شد که اطلاعات به دست آمده از مقیاس‌ها محرمانه خواهد بود و صرفا در یک کار پژوهشی مورد استفاده قرار خواهند گرفت. همچنین یادآوری شد که مشارکت آن‌ها در طرح داوطلبانه است. با این وجود، هیچ‌یک از افراد از شرکت در طرح انصراف ندادند. ‌تعداد هفده مقیاس به دلیل ناقص بودن، از مجموعه مقیاس‌های قابل قبول حذف گردیدند و در نهایت تعداد 261 مقیاس وارد تحلیل شدند و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. از این تعداد 208 نفر (6/80%) از آزمودنی‌ها زن و 50 نفر (4/19%) مرد بودند، سه نفر نیز به سؤال جنسیت پاسخ نداده بودند. میانگین سنی دانشجویان 24 سال (56/5=  S) با حداقل سن 18 و حداکثر سن 49 سال بود. از 261 شرکت‌کننده در پژوهش 84 نفر (2/32%) دانشجوی رشته‌های علوم پایه و 177 نفر (8/67%) دانشجوی رشته‌های علوم انسانی بودند.

داده‌های آماری گردآوری شده، ابتدا با استفاده از روش‌ آماری تحلیل عامل به شیوه مؤلفه‌های اصلی مورد تحلیل قرار گرفتند و سپس برازش داده‌ها با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی بررسی شد.

ابزارهای سنجش: مقیاس خردمندی[29] (WS): مقیاس خردمندی توسط اشمیت، مالدون و پاندرز[30] (2012) به صورت کاری مشترک از دانشگاه‌های جورجیا، لویزیانا و نوادا معرفی گردید. این مقیاس یک ابزار خودگزارش‌دهی 21 سؤالی است که در یک طیف لیکرت پنج درجه‌ای از کاملا مخالفم (1) تا کاملا موافقم (5) طراحی شده است. آن‌ها تعداد 220 نفر از دانشجویان دانشگاه با میانگین سنی 68/22 (19 تا 57) سال را که 117 نفر (53%) از آن‌ها زن و 103 نفر دیگر (47%) مرد بودند به عنوان شرکت‌کننده انتخاب کردند. از این تعداد 13% شاغل تمام وقت، 41% شاغل نیمه وقت و 46% غیر‌شاغل بودند. ساختار اولیه مقیاس به گونه‌ای طراحی شده بود که 46 سؤال را در بر می‌گرفت. پس از تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی تعداد 21 سؤال باقی ماندند که بر اساس مبانی نظری، معرف شش بعد بودند. بعد تأملی (3 سؤال)، بعد گشودگی (3 سؤال)، بعد تعاملی (3 سؤال)، بعد عملی (3 سؤال)، بعد تناقضی (4 سؤال) و بعد تجربه (5 سؤال) را می‌سنجیدند. برای نمره‌گذاری مقیاس خردمندیاز میان سؤالات این مقیاس، دو سؤال از بعد گشودگی (از هنر خوشم نمی‌آید) و (از رفتن به موزه‌های هنری لذت نمی‌برم) و همه سؤالات بعد تناقضی به صورت منفی و سایر سؤالات به صورت مثبت نمره‌گذاری می‌شوند.

برای استفاده از این مقیاس در پژوهش حاضر، ابتدا نسخه اصلی مقیاس از زبان انگلیسی به زبان فارسی ترجمه شد و پس از بررسی دقیق گویه‌های ترجمه شده و انطباق آن‌ها با مقیاس اصلی، پرسش‌ها و دستورالعمل اجرایی مقیاس توسط چند تن از متخصصان روانشناسی مورد بررسی و تأیید قرار گرفت.

پرسشنامه هیجانات منفی[31]: این ابزار برای اندازه‌گیری استرس، اضطراب و افسردگی، توسط لاویبوند و لاویبوند (1995) ساخته شده است و دارای دو فرم مختلف کوتاه و بلند می‌باشد فرم اصلی و بلند آن دارای 42 سوال است که توسط آن سه هیجان منفی (افسردگی، اضطراب و استرس) سنجیده می‌شود. بدین ترتیب که، هر یک از هیجانات گفته شده، توسط 14 سوال متفاوت مورد ارزیابی قرار می‌گیرد، اما فرم کوتاه شده آن شامل 21 سوال چهار گزینه‌ای از صفر تا سه (کاملاً موافقم تا کاملاً مخالفم) است که هر هفت سوال یکی از هیجانات سه‌گانه را می‌سنجد و دارای یک نمره کل نیز می‌باشد که از مجموع نمرات ابعاد سه‌گانه به دست می‌آید. در ایران اعتبار و روایی این پرسشنامه توسط سامانی و جوکار (1386) بررسی شده است.

پرسش‌نامه سنجش تاب‌آوری کانر و دیویدسون: این پرسش‌نامه شامل 25 گویه می‌باشد که توسط کانر ودیویدسون (2003)، تهیه شده و برای هرگویه، طیف درجه‌بندی 5 گزینه‌ای (کاملا نادرست تا همیشه درست) در نظر گرفته شده که از یک (کاملا نادرست) تا پنج (همیشه درست) نمره‌گذاری می‌شود. روایی به روش تحلیل عوامل و روایی همگرا و واگرا و پایایی این مقیاس به روش بازآزمایی و آلفای کرونباخ توسط سازندگان آزمون در گروه‌های مختلف (عادی و درخطر) احراز گردیده است (کانر و دیویدسون، 2003). سامانی، جوکار و صحراگرد (1386) ضریب آلفای کرونباخ این مقیاس را در دانشجویان 87/. به دست آوردند. در پژوهش حاضر، جهت تعیین پایایی، از روش ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد و ضریب 83/0 به دست آمد. جهت بررسی روایی نیز، همبستگی هر سوال با نمره کل پرسشنامه محاسبه گردید. نتایج حاکی از آن هستند که تمامی سوالات دارای همبستگی معناداری با نمره کل پرسشنامه هستند (001/0p<). ضرایب همبستگی بین 34/0 تا 71/0 متغیر بودند.

روش اجرا و تحلیل: به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها، از نرم‌افزارهای SPSS-22 و AMOS-22 استفاده شد. برای شاخص‌های توصیفی، از میانگین و انحراف معیار و برای ضریب همبستگی بین متغیرها، از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. تحلیل عاملی نیز به دو شیوه اکتشافی و تأییدی صورت گرفت.

 

یافته‌ها

به منظور بررسی روایی و پایایی مقیاس، ابتدا بر روی مقیاس تحلیل مواد[32] صورت گرفت. نتیجه این تحلیل بیانگر آن بود که همه سؤالات، همبستگی معناداری با نمره کل مقیاس دارند (ضریب همبستگی سؤالات با نمره کل در بازه بین 27/0 تا 64/0 بود).

با اطمینان از اینکه مجموعه سؤالات مقیاس از کفایت لازم برخوردار هستند، تحلیل نهایی داده‌ها با استفاده از روش تحلیل عاملی به روش مؤلفه‌های اصلی و با چرخش واریماکس[33] انجام گرفت. به باور کرلینجر[34] (1390) در رواسازی سازه، روش تحلیل عامل، شیوه قدرتمندی است. نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که مقدار ضریب KMO[35] برای این تحلیل برابر با 76/0 است که بالاتر از 7/0 بوده و نشان می‌دهد که داده‌ها برای تحلیل عاملی مناسب است (میرز، گامست و گارینو[36]، 1391). برای بررسی معنادار بودن ماتریس همبستگی داده‌های پژوهش از آزمون بارتلت استفاده شد. ضریب به دست آمده از این آزمون برایر با 47/1672 بود که به لحاظ آماری در سطح (001/0 P=) معنادار بود. نتایج به دست آمده، این اطمینان را ایجاد می‌کنند که می‌توان به تحلیل عاملی پرداخت (میرز و همکاران، 1391).

با انجام تحلیل عاملی بر روی پرسش‌های مقیاس با استفاده از روش مؤلفه‌های اصلی[37]، بر اساس منحنی اسکری[38] (شکل 1) و با توجه به ارزش‌های ویژه بالاتر از یک، وجود شش عامل تأیید شد.

 

 

شکل 1. نمودار اسکری عوامل موجود در مقیاس خردمندی

 

این شش عامل در مجموع 5/63% از کل واریانس مقیاس را تبیین کردند. از آنجا که میزان واریانس تبیین شده بیشتر از 50% است بنابراین می‌توان گفت که ساختار 6 عاملی مقیاس، یک ساختار مطلوب محسوب می‌شود (میرز و همکاران، 1391). بر این اساس، عامل 1: تجربه (با ارزش ویژه 21/4) 06/20% واریانس را تبیین کرد و دارای 5 ماده بود. عامل 2: عملی (با ارزش ویژه 68/2) 74/12% واریانس راتبیین کرد و شامل 5 ماده بود. عامل 3: تناقضی (با ارزش ویژه 05/2) 76/9% واریانس راتبیین کرد و دارای 3 ماده بود. عامل 4: گشودگی (با ارزش ویژه 77/1) 36/8% واریانس راتبیین کرد و دارای 3 ماده بود. عامل 5: تأملی (با ارزش ویژه 44/1) 84/6% واریانس راتبیین کرد و دارای 3 ماده بود. عامل 6: تعاملی (با ارزش ویژه 20/1) 74/5% واریانس راتبیین کرد و دارای 2 ماده بود. جدول (1) مقادیر ارزش ویژه، درصد واریانس تبیین شده توسط هر یک از ابعاد و درصد واریانس تراکمی عوامل ششگانه مقیاس را نشان می‌دهد.


جدول 1. مقادیر ارزش ویژه، درصد واریانس تبیین شده توسط هر یک از ابعاد و درصد واریانس تراکمی عوامل

عامل

ارزش ویژه

درصد واریانس تبیین‌شده

درصد واریانس تراکمی

تجربه

21/4

06/20

06/20

عملی

68/2

74/12

80/32

تناقضی

05/2

76/9

56/42

گشودگی

77/1

36/8

92/50

تأملی

44/1

84/6

76/57

تعاملی

20/1

74/5

50/63

 

علاوه بر این، نتایج حاصل از تحلیل عاملی بیانگر روایی مطلوب مقیاس است. جدول (2) نشانگر محتوای گویه‌ها، بار عاملی آن‌ها و ارزش ویژه هر یک از ابعاد می‌باشد. قابل ذکر است که ملاک انتخاب هر گویه برای هر یک از عوامل یا ابعاد، بار عاملی بیش از 30/0 بوده است. با توجه به اینکه سؤالات در یک طیف لیکرت 5 درجه‌ای از 1 (کاملا مخالفم) تا 5 (کاملا موافقم) تنظیم شده‌اند بنابراین، بعد تجربه با 5 سؤال دارای حداکثر نمره 25 و حداقل نمره 5، بعد عملی با 5 سؤال دارای حداکثر نمره 25 و حداقل نمره 5، بعد تناقضی با 3 سؤال دارای حداکثر نمره 15 و حداقل نمره 3، بعد گشودگی با 3 سؤال دارای حداکثر نمره 15 و حداقل نمره 3، بعد تأملی با 3 سؤال دارای حداکثر نمره 15 و حداقل نمره 3، بعد تعاملی با 2 سؤال دارای حداکثر نمره 15 و حداقل نمره 2، می‌باشد.


جدول 2. محتوای گویه‌ها و بار عاملی آن‌ها در هر یک از عوامل

ردیف

محتوای گویه‌ها

عوامل و بار عاملی آن‌ها

تجربه

عملی

تناقضی

گشودگی

تأملی

تعاملی

1

من فراز و نشیب‌های زیادی را در زندگی تجربه کرده‌ام

83/0

 

 

 

 

 

2

من متناسب با دوره‌های مختلف زندگی تغییر و تحولات مهم و دشواری را در خود تجربه کرده‌ام

73/0

 

 

 

 

 

3

من شاهد زشتی‌های زیادی در زندگی بوده‌ام (مانند عدم صداقت، ریا و غیره)

68/0

 

 

 

 

 

4

در زندگی خود با موقعیت‌هایی مواجه شده‌ام که ناچار بوده‌ام تصمیمات مهمی اتخاذ کنم

67/0

 

 

 

 

 

5

من در زندگی خود به‌طور مکرر دچار تناقض‌های اخلاقی شده‌ام

55/0

 

 

 

 

 

6

به هنگام تصمیم‌گیری، پیامدهای هر انتخاب را سبک و سنگین و با یکدیگر مقایسه می‌کنم

 

78/0

 

 

 

 

7

به هنگام مواجهه با یک مسئله، پیش از تصمیم‌گیری ابتدا در مورد آن فکر می‌کنم

 

74/0

 

 

 

 

8

تا در مورد مسأله‌ای به یقین نرسم، اقدامی انجام نمی‌دهم

 

74/0

 

 

 

 

9

هنگامیکه مسئله‌ای من را گیج می‌کند اولین کاری که انجام می‌دهم بررسی شرایط و لحاظ نمودن تمام اطلاعات مرتبط است

 

66/0

 

 

 

 

10

در موقعیت‌های اجتماعی دقیقا برایم روشن است چه بگویم و چه کار کنم

 

53/0

 

 

 

 

ردیف

محتوای گویه‌ها

عوامل و بار عاملی آن‌ها

تجربه

عملی

تناقضی

گشودگی

تأملی

تعاملی

11

غیر قابل پیشبینی بودن برخی جنبه‌های زندگی مرا غمگین و آزرده‌خاطر میکند

 

 

84/0

 

 

 

12

وقتی که مسائل زندگی کاملا قابل پیشبینی نباشند من از زندگی لذت نمی‌برم

 

 

83/0

 

 

 

13

ابهامات در زندگی مرا تحت فشار قرار می‌دهد

 

 

78/0

 

 

 

14

از هنر خوشم نمی‌آید

 

 

 

85/0

 

 

15

از رفتن به موزه‌های هنری لذت نمی‌برم

 

 

 

80/0

 

 

16

به اهمیت هنر ایمان دارم

 

 

 

70/0

 

 

17

من غالبا درباره‌ی گذشته‌ام فکر می‌کنم و حرف می‌زنم

 

 

 

 

83/0

 

18

من اغلب در مورد گذشته‌ام فکر می‌کنم

 

 

 

 

78/0

 

19

اغلب اوقات به گذشته‌ام رجوع می‌کنم تا ببینم چقدر از آنموقع تاکنون تغییر کرده‌ام

 

 

 

 

75/0

 

20

من انگیزه‌ها و خواسته‌های پنهان دیگران را خیلی خوب درک می‌کنم

 

 

 

 

 

87/0

21

حتی اگر دیگران صحبتی نکنند می‌توانم از حرکات و حالات چهره آن‌ها منظورشان را بفهمم

 

 

 

 

 

80/0

 

ارزش ویژه

21/4

68/2

05/2

77/1

44/1

20/1

 

 

همانگونه که جدول (2) نشان می‌دهد بار عاملی سؤالات مرتبط با تجربه بین 83/0 تا 55/0، بار عاملی سؤالات مرتبط با عملی بین 78/0 تا 53/0 بار عاملی سؤالات مرتبط با تناقضی بین 84/0 تا 78/0، بار عاملی سؤالات مرتبط با گشودگی بین 85/0 تا 70/0 بار عاملی سؤالات مرتبط با تأملی بین 83/0 تا 75/0 و بار عاملی سؤالات مرتبط با تعاملی بین 87/0 تا 80/0 متغیر است.

علاوه بر تحلیل عاملی انجام شده بر روی گویه‌های مقیاس، به منظور بررسی بیشتر در مورد روایی مقیاس خردمندی، بر اساس دیدگاه آناستازی[39] (1371)، ضریب همبستگی بین نمره هر یک از ابعاد مقیاس با نمره کل مقیاس و نیز نمره هر یک از ابعاد این مقیاس با یکدیگر محاسبه گردید. با توجه به جدول (4) مشاهده می‌شود که همبستگی قابل قبولی بین ابعاد مقیاس با نمره کل و همبستگی پائین و ضعیفی بین ابعاد ششگانه مقیاس با یکدیگر وجود دارد که این نتایج گویای روایی همگرا و واگرای عوامل شناسایی شده از مقیاس می‌باشد.


جدول 4. ضریب همبستگی عوامل با یکدیگر و با نمره کل مقیاس

شماره

عامل

تأملی

گشودگی

تعاملی

عملی

تناقضی

تجربه

نمره کل

1

تأملی

1

 

 

 

 

 

 

2

گشودگی

09/0

1

 

 

 

 

 

3

تعاملی

09/0

04/0

1

 

 

 

 

4

عملی

10/0

*13/0

**26/0

1

 

 

 

5

تناقضی

**28/0

01/0

*14/0

09/0

1

 

 

6

تجربه

**29/0

08/0

**24/0

*14/0

**29/0

1

 

7

نمره کل خردمندی

**55/0

**39/0

**46/0

**55/0

**60/0

**69/0

1

** ضرایب در سطح 01/0> P معنی‌دار هستند.

* ضرایب در سطح 05/0> P معنی‌دار هستند.

 

علاوه بر این، جهت تعیین روایی همگرا و واگرای عوامل استخراج شده، میزان همبستگی آن‌ها به ترتیب با مقیاس تاب‌آوری کانر و دیویدسون (2003) و هیجانات منفی لاویبوند و لاویبوند (1995) محاسبه گردید. نتایج حاکی از مطلوب بودن روایی همگرا و واگرای مقیاس می‌باشد.


جدول 4. همبستگی عوامل و نمره کل مقیاس خردمندی با هیجانات منفی و تاب‌آوری

شماره

عامل

تأملی

گشودگی

تعاملی

عملی

تناقضی

تجربه

نمره کل

1

هیجانات منفی

**22/0-

**41/0-

**32/0-

**15/0-

*13/0-

**21/0-

**27/0-

2

تاب‌آوری

*13/0

**23/0

**24/0

**31/0

**26/0

**17/0

**20/0

** ضرایب در سطح 01/0> P معنی‌دار هستند.

* ضرایب در سطح 05/0> P معنی‌دار هستند.

 

برای بررسی میزان پایایی هر یک از ابعاد ششگانه و نیز پایایی مقیاس کل از روش همسانی درونی و بازآزمایی استفاده شد. در این روش بر یکنواختی ماده‌ها یا اجزای تشکیل‌دهنده یک مقیاس تأکید می‌شود. یعنی اینکه آیا همه ماده‌ها سازه زیربنایی یکسانی را اندازه می‌گیرند یا نه (پالانت[40]، 1389). یکی از رایج‌ترین شاخص‌های همسانی درونی ضریب آلفای کرونباخ است که به‌طور ایده‌آل باید بالای 70/0 باشد (د ولیس[41]، 2003؛ به نقل از پالانت، 1389). در پژوهش حاضر ضریب به دست آمده برای ابعاد تأملی، گشودگی، تعاملی، عملی، تناقضی، تجربه و نمره کل مقیاس به ترتیب عبارت بودند از 75/0، 73/0، 71/0، 74/0، 80/0، 75/0 و 78/0 که نتایج به دست آمده نشان می‌دهد هر یک از ابعاد و نیز کل مقیاس از پایایی مطلوبی برخوردار هستند. علاوه بر این، از روش بازآزمایی با فاصله یک هفته نیز برای بررسی پایایی این مقیاس استفاده شد (40= N) که ضریب به دست آمده از این روش، برای ابعاد تأملی، گشودگی، تعاملی، عملی، تناقضی، تجربه و نمره کل مقیاس به ترتیب عبارت بودند از 71/0، 78/0، 73/0، 71/0، 73/0، 72/0 و 74/0 که بیانگر پایایی مطلوب هر یک از ابعاد و نیز کل مقیاس، به روش بازآزمایی می‌باشد.

به منظور بررسی تأثیر متغیر جنسیت بر ابعاد خردمندی و نیز بر نمره کل خردمندی، با استفاده از آزمون تی مستقل، نمره دانشجویان دختر و پسر در ابعاد گوناگون و نیز نمره کل مورد مقایسه قرار گرفت که نتایج در جدول (5) آمده است. همان‌گونه که مشاهده می‌شود در هیچیک از ابعاد خردمندی و نیز در نمره کل خردمندی، به لحاظ آماری تفاوت معناداری بین میانگین نمره دانشجویان دختر با میانگین دانشجویان پسر وجود ندارد.


جدول 5. مقایسه میانگین نمره دانشجویان دختر و پسر در عوامل مقیاس خردمندی و نمره کل این مقیاس

عامل

گروه

میانگین

درجه آزادی

مقدار تی

P

تأملی

دختر

پسر

34/12

30/12

256

11/0

91/0

گشودگی

دختر

پسر

10/12

60/12

256

34/1

18/0

تعاملی

دختر

پسر

48/7

40/7

256

36/0

72/0

عملی

دختر

پسر

44/19

36/19

256

18/0

86/0

تناقضی

دختر

پسر

03/10

86/9

256

40/0

69/0

تجربه

دختر

پسر

59/18

62/19

256

87/1

06/0

نمره کل خردمندی

دختر

پسر

00/80

14/81

256

86/0

39/0

 

 

 

نتایج جدول (5) حاکی از آن است که، بین میانگین نمرات دختران و پسران در ابعاد گوناگون خردمندی، تفاوت معناداری وجود ندارد.

یافته‌های توصیفی پژوهش شامل میانگین، انحراف معیار، حداقل نمره و حداکثر نمره هر یک از ابعاد مقیاس خردمندی و نیز کل مقیاس در جدول (6) آمده است.


جدول 6. میانگین، انحراف معیار، حداقل نمره و حداکثر نمره هر یک از ابعاد و نیز کل مقیاس خردمندی

عامل‌ها

میانگین

انحراف معیار

حداقل نمره

حداکثر نمره

تأملی

33/12

02/2

5

15

گشودگی

18/12

36/2

5

15

تعاملی

45/7

44/1

3

10

عملی

43/19

87/2

9

25

تناقضی

03/10

81/2

3

15

تجربه

79/18

49/3

8

25

نمره کل خردمندی

20/80

39/8

42

99


برازش: در نهایت به‌منظور بررسی برازش ساختار 6 عاملی پرسشنامه از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد که نتایج حاصل در جدول (7) آمده است.


جدول 7. شاخص‌های برازندگی داده‌ها برای مدل 6 عاملی نسخه فارسی پرسشنامه خردمندی

χ2/df

IFI

AGFI

RMSEA

CFI

NFI

GFI

06/2

95/0

92/0

047/0

94/0

90/0

94/0

 

 

با توجه به شاخص‌های به دست آمده در جدول (7)، می‌توان بیان نمود که مدل 6 عاملی نسخه فارسی پرسشنامه خردمندی از برازش مطلوب و مناسبی در جامعه ایرانی برخوردار است.

 

بحث.

در این پژوهش، ویژگی‌های روانسنجی مقیاس خردمندی در دانشجویان مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحلیل داده‌ها نشان داد که مقیاس مورد استفاده از روایی و پایایی مطلوبی برخوردار است و می‌تواند تصویر قابل قبول و قابل اعتمادی از این سازه ارائه نماید. بنابراین می‌توان از این مقیاس در پژوهش‌های مختلف، به منظور ارزیابی میزان خردمندی دانشجویان استفاده نمود. نتایج به دست آمده از پژوهش نشان داد که این مقیاس، به لحاظ ساختار عاملی، مشابه با یافته‌های اشمیت و همکاران (2012) می‌باشد.

روا بودن، از جمله مهمترین ویژگی‌هایی است که در استفاده از یک مقیاس، مورد توجه قرار می‌گیرد. در این پژوهش، به منظور بررسی روایی مقیاس از روش‌های روایی سازه، روایی واگرا و روایی همگرا استفاده شد. هماهنگی ساختار عاملی این مقیاس با ساختار نظری آن (اشمیت و همکاران، 2012)، مهمترین شاخص در تأیید روایی سازه برای این مقیاس محسوب می‌شود. در همین رابطه، کرلینجر (1390، ترجمه پاشاشریفی و نجفی زند) بیان می‌دارد که در رواسازی سازه، روش تحلیل عامل شیوه‌ای قدرتمند و اجتناب‌ناپذیر است. در این راستا، با توجه به شاخص‌های به دست آمده مانند ضریب بسندگی نمونه‌گیری کایزر – مایر - الکین[42] در خصوص کفایت ماتریس همبستگی مقیاس برای تحلیل عاملی، ضریب آزمون کرویت بارتلت، ارزش ویژه بالاتر از یک برای هر یک از عوامل، تعداد مؤلفه‌های موجود در نمودار اسکری و درصد واریانس تبیین شده توسط هر یک از عوامل استخراج شده، می‌توان ادعا نمود که این مقیاس از روایی سازه مطلوبی برخوردار است. علاوه براین، از دیگر شاخص‌های روایی، وجود همبستگی پائین بین عوامل استخراج شده از یک مقیاس با یکدیگر و همبستگی نسبتا بالای آن‌ها با نمره کل مقیاس می‌باشد (آناستازی، 1371 ترجمه براهنی) که از این منظر نیز، مقیاس مورد بررسی از روایی قابل قبولی برخوردار است. به باور آناستازی (1371، ترجمه براهنی) وجود ضریب همبستگی ضعیف بین عوامل یک مقیاس، بیانگر روایی واگرا و وجود ضریب همبستگی قوی‌تر بین هر یک از عوامل و نمره کل بیانگر روایی همگرا می‌باشد. علاوه بر این، جهت تعیین روایی همگرا و واگرای عوامل استخراج شده، میزان همبستگی هر یک از ابعاد به ترتیب با مقیاس تاب‌آوری کانر و دیویدسون (2003) و هیجانات منفی لاویبوند و لاویبوند (1995) محاسبه گردید. نتایج حاکی از مطلوب بودن روایی همگرا و واگرای مقیاس بود.

به منظور بررسی این مسأله که آیا ابزار مورد استفاده پایا است یا نه، از روش‌های همسانی درونی و بازآزمایی استفاده شد. این روش بر یکنواختی اجزای تشکیل‌دهنده یک مقیاس تأکید می‌کند. در این راستا، از ضریب آلفای کرونباخ که یکی از رایج‌ترین شاخص‌های همسانی درونی است استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که هر یک از ابعاد و نیز کل مقیاس از پایایی مطلوبی برخوردار هستند و ضرایب به دست آمده بین 71/0 تا 80/0 متغیر بودند. به باور (د ولیس، 2003؛ به نقل از پالانت، 1389)، گرچه ارزش آلفای کرونباخ به تعداد سؤال‌های مقیاس خیلی حساس است و برای مقیاس‌های کوتاه، ضرایب آلفای نسبتا پایین (در حد 50/0) امر غیر معمول و نامتعارفی نیست، با این وجود، ضریب آلفای کرونباخ بالای 70/0، یک مقدار ایده‌آل است. از این روی، می‌توان نتیجه گرفت که پایایی مقیاس مورد استفاده برای هر یک از عوامل و نیز کل مقیاس در حد مطلوب و ایده آل است. علاوه بر این، از روش بازآزمایی با فاصله یک هفته نیز برای بررسی پایایی این مقیاس استفاده شد (40= N) که نتایج مطلوب و قابل قبول بود.

نتایج حاصل از آزمون t در رابطه با مقایسه میانگین نمره دختران و پسران نشان داد که، در نمره کل و نیز نمره هر یک از ابعاد خردمندی، تفاوت معناداری به لحاظ آماری وجود ندارد. این یافته حکایت از آن دارد که تفاوت جنسیتی در جامعه ایرانی، حداقل در زمینه موضوع مورد بررسی و در بین جامعه دانشجویی، قابل اعتنا نیست و از منظر ویژگی‌های خردمندانه، پسران و دختران دانشجو در یک ردیف و رتبه قرار دارند.

از یافته‌های این پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که نسخه فارسی مقیاس خردمندی اشمیت و همکاران (2012) ابزار مناسبی برای پژوهشگران به منظور بررسی و سنجش میزان خردمندی در دانشجویان ایرانی می‌باشد. با این وجود، کفایت روانسنجی این پرسشنامه فقط در گروه دانشجویی بررسی شده است که از محدودیت‌های این پژوهش محسوب می‌شود. از دیگر محدودیت‌های پژوهش، عدم بررسی نقش متغیرهایی چون سن و مقطع تحصیلی بود. بنابراین، پیشنهاد می‌شود که در پژوهش‌های بعدی، روایی و پایایی این ابزار در گروه‌های دیگر اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد تا بتوان با اطمینان بیشتری، از این مقیاس در موارد مختلف استفاده نمود. علاوه بر این، پیشنهاد می‌شود در مطالعات بعدی سایر متغیرهای جمعیت‌شناختی مثل سن و مقطع تحصیلی نیز مورد بررسی قرار گیرد.



[1] wisdom

[2] Webster

[3] Implicit theories

[4] Kunzmann & Baltes

[5] cognitive

[6] Reflective

[7] affective

[8] Ardelt

[9] Clyton & Birren

[10] Schmit, Muldoon, Penders

[11] Mc kenna, Rooney, Boal

[12] the fundamental pragmatics of life

[13] life review

[14] openness

[15] Digman

[16] interactional aptitude

[17] affect sensitivity

[18] emotional regulation

[19] paradoxical tolerance

[20] ethical sensibility

[21] experience

[22] wisdom scale

[23] reflective

[24] openness

[25] interactional

[26] practical

[27] paradoxical

[28] experience

[29] Wisdom Scale

[30] Schmit, Muldoon, Pounders

[31] Negative Emotion Questioner

[32] item analysis

[33] varimax

[34] Kerlinger

[35] Kaiser-Meyer-Olkin

[36] Meyers, Gamst, Gurino

[37] principal components

[38] Scree plot

[39] Anastasi

[40] Pallant

[41] De Vellis

[42] Kaiser – Meyer - Olkin

کرلینجر، ف. آ. (1390). مبانی پژوهش در علوم رفتاری. جلد دوم، ترجمه حسن پاشاشریفی و جعفر نجفی زند، تهران: انتشارات آوای نور. (سال انتشار اثر به زبان اصلی 1986).

آناستازی، آ. (1371). روان آزمایی. ترجمه محمدتقی براهنی، تهران، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران. (سال انتشار اثر به زبان اصلی 1984).

پالانت، ج. (1389). تحلیل داده‌های علوم رفتاری با برنامه SPSS. ترجمه اکبر رضایی، تبریز: انتشارات فروزش. (سال انتشار اثر به زبان اصلی 2007).

دلاور، ع. (1391). روش تحقیق در روانشناسی و علوم تربیتی. تهران: نشر ویرایش.

سامانی، س. جوکار، ب. (1386). بررسی اعتبار و روایی فرم کوتاه مقیاس افسردگی، اضطراب و فشار روانی. مجله علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز، 26(3)، 77-65.

سامانی، س. جوکار، ب. صحراگراد، ن. (1386). تاب‌آوری، سلامت روانی و رضایتمندی از زندگی. مجله روان‌پزشکی و روا‌ن‌شناسی بالینی ایران، 13(3)، 295-290.

میرز، ل؛ گامست، گ و گارینو، ا.ج. (1391). پژوهش چند متغیره کاربردی. ترجمه حسن پاشاشریفی و همکاران، تهران: نشر رشد. (سال انتشار اثر به زبان اصلی 2006).

Ardelt, M. (2003). Empirical Assessment of a Three Dimensional Wisdom Scale. Research on Aging, 25(3), 275-324.

Ardelt, M. (2004). Wisdom as Expert Knowledge System: A Critical Review of a Contemporary Operationalization of an Ancient Concept. Human Development, 47, (5), 257-285

Ardelt, M. (2008). Being wise at any age. In S. 1. Lopez (Eds.): Positive psychology: Exploring the best in people.: Discovering human strengths (Vol. 1, pp. 81-108). Westport, CT: Praeger.

Baltes, P.B. & Smith, J. (2008). The Fascination of Wisdom: Its Nature, Ontogeny, and Function. Perspectives on Psychological Science, 3, (1), 56-64.

Clayton, V. P., & Birren, J. E. (1980). The development of wisdom across the lifespan: A reexamination of an ancient topic. In Baltes P. B. & Brim O. G. (Eds.), Life-span development and behavior (Vol. 3, pp. 103–135). New York: Academic Press.

Conner, K. M., & Davidson, J. R. T. (2003). Development of a new resilience scale. The conner-davidson resilience scale (CD-RISC). Depression and Anxiety, 18, 76-82.

Gluck, J., Konig, S., Naschenweng, K., Redzanowski, U., Dorner, L., Straber I., Wiedermann, W. (2013). How to measure wisdom: content, reliability, and validity of five measures. Frontiers in psychology, 4(405), 1-13.

Grossmann, I., Sahdra, B. K., Ciarrochi, J. (2016). A Heart and A Mind: Self-distancing Facilitates the Association Between Heart Rate Variability, and Wise Reasoning. Frontiers in Behavioral Neuroscience, 10 (68), 1-10.

Kunzmann, U., & Baltes, P. (2005). The psychology of wisdom: Theoretical and empirical challenges. In R.J. Sternberg and J. Jordan (Eds.), A Handbook of Wisdom (pp.110-135). New- York, USA: Cambridge University Press.

Lovibond, P. F., & Lavibond, S. H. (1995). The structure of negative emotional states: Comparison of the depression anxiety inventories. Behavior Research and Therapy, 33, 335-342.

McKenna, B., Rooney, D. & Boal, K. (2009). Wisdom Principles as a Meta-Theoretical Basis for Operationalization of an Ancient Concept. Human Development, 47, (5), 257-285.

Schmit, D, E., Muldoon, J., Pounders, K. (2012). What is Wisdom? The Development and Validation of a Multidimensional Measure. Journal of Leadership, Accountability and Ethics, 9(2), 39-54.

Webster, J.D. (2003). An Exploratory Analysis of a Self-Assessed Wisdom Scale. Journal of Adult Development, 10, (1), 13-22.