بررسی تاثیر آموزش مثبت‌نگری زوجی بر اسنادهای زناشویی زنان متأهل

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد مشاوره خانواده، گروه مشاوره، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 دانشیار گروه مشاوره، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

3 استاد گروه مشاوره، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

چکیده

 هدف این پژوهش بررسی تأثیر آموزش مثبت­نگری زوجی بر اسنادهای زناشویی زنان متأهل شهر اصفهان بود. روش پژوهش شامل دو بخش کیفی و کمی بود. در بخش کیفی روش پژوهش مطالعه متون و منابع مربوط به مفاهیم مثبت نگری بود. در بخش کمی روش پژوهش نیمه تجربی و از نوع پیش­آزمون و پس­آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. برای انتخاب نمونه مورد نظر 60 نفر از زنان متأهل داوطلب از مراکز مشاوره و  فرهنگ­سرای خانواده انتخاب و به صورت در دسترس در دو گروه آزمایش و گروه کنترل گمارده شدند (هر گروه 30 نفر). ابزار پژوهش پرسشنامه اسنادهای زناشویی برادبوری و فینچام  بود. آموزش  مثبت‌نگری زوجی در نه جلسه روی گروه آزمایش اعمال شد و گروه کنترل مداخله­ای دریافت نکردند. نتایج حاصل از تحلیل واریانس چند متغیره و مرحله پیگیری نشان داد که مثبت‌نگری زوجی، اسنادهای زناشویی زنان متأهل را بهبود بخشیده است. این شیوه ابعاد اسنادها شامل اسنادهای درونی/ بیرونی به همسر، درونی/ بیرونی به خود، عمدی/غیرعمدی، انگیزه خودخواهانه/ نوع­دوستانه و سزاوار سرزنش/ گذشت را بهبود بخشیده ولی بر ابعاد پایدار/ ناپایدار و کلی/ جزئی اسنادها موثر نبوده است

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Effect of Couple Therapy Training on Marital Attributions on Married Women

نویسندگان [English]

  • farahnaz maleki 1
  • ozra etemadi 2
  • fateme bahrami 3
  • maryam fatehizade 2
1 MA Student in Family Counseling, Faculty of Education and Psychology, University of Isfahan, Isfahan, Iran
2 Associate Professor, Department of Counseling, Faculty of Education and Psychology, University of Isfahan, Isfahan, Iran
3 Professor, Department of Counseling, Faculty of Education and Psychology, University of Isfahan, Isfahan, Iran
چکیده [English]

This study was designed to investigate the effect of couple positivity training on marital attributions of married women in Isfahan. This study included two parts, the first was qualitative and another was quantitative. The design of this study in qualitative part was the texts and references related to positivity concepts. The methodology of this research on quantitative part was quasi experimental with pretest- posttest design and follow-up with control group. For selecting statistical sample, 60 married women were selected counseling clinics and family cultural center and randomly designed to experimental and control groups (each group 30 participants). The research instrument was Relationship Attribution Questionnaire (Bradbury & Fincham). The couple positivity training was administered to experimental group, in nine sessions but not to the control group. The data were analyzed using covariance analysis. The results as well as follow-up showed that couple positivity training improved marital attributions. It was effective in marital attributions subscales included internal/external to spouse, internal/ external on self, intentional/inadvertent, selfish/unselfish, blame/ forgiveness. But it wasn’t effective on the subscales of stable/ unstable and global/ specific.

کلیدواژه‌ها [English]

  • couple positivity
  • marital attributions
  • married women

عواملی وجود دارند که می­توانند پیامدهای مثبت یک ارتباط را تضعیف کرده و موجب عدم درک درست پیام فرستاده شده یا به عبارتی رمزگشایی صحیح آن شوند که به عنوان نمونه می­توان به باورهای غلط، پیش داوری­ها و نگرش­های منفی اشاره نمود (خلعتبری، قربان شیرودی و مهدویون، 1388). از میان عوامل شناختی تأثیرگذار در روابط زناشویی، برادبوری و فینچام (1992)، بیشترین توجه را به اسنادهایی می­دانند که هر همسر برای رفتارهای دیگری و وقایع مربوط به روابط­شان ارائه می­نماید. از طرفی زوجینی که اسنادهای زناشویی[1]  منفی دارند، نشان داده­اند توانایی کمتری در حفظ کیفیت و رضایت کلی زناشویی در مواجهه با جنبه‌های منفی روابط دارند (مک نولتی و کارنی، 2001). فینچام، هارولد و فیلیپس (2000)، معتقدند اسنادها در کیفیت رابطه زناشویی به اندازه­ای اهمیت دارند که باید با مداخله­های درمانی برای اختلالات کار کردی زناشویی تلاش شود تا اسنادهای همسران تغییر داده شود.

به نظر می­رسد مداخله­های درمانی که باورهای مراجع را با روش مثبت­تری بتواند تغییر دهد موثر بوده و همکاری مراجع را افزایش می­دهد. با ظهور روانشناسی مثبت­گرا[2] ، صاحب­نظران و پژوهشگران توجه خود را صرف بررسی توانمندی­های انسان کردند و در عوض توجه محض به تجارب یا تصورات منفی، افراد به بررسی سازه­هایی چون امید[3]، معنویت[4]، خوش­بینی[5] و قدردانی[6]  پرداختند (اسنایدر و مک کولاف، 2000). رویکرد روان­شناسی مثبت­نگر، رویکرد جدیدی به شناخت درمانی و همچنین ضمیمه­ای از شناخت درمانی است (فریش، 2006، ترجمه خمسه، 1390).

زوجین اغلب در یک چرخه منفی گیر می­کنند که بر هم زدن آن دشوار است. زوجین معمولاً در مورد جنبه­های منفی نشخوار ذهنی دارند در حالی که توجه کمی به جنبه­های مثبت دارند. اشتباهات گذشته شریکان بزرگ جلوه می­کند در حالی که خاطرات شادی و لذت اغلب مهمتر هستند. بسیاری از مداخلات مثبت­نگر که براساس مدارک کنونی وجود دارند می­توانند به زوجین کمک کنند که بر خصوصیت با ارزش ارتباط­شان تأکید کنند (کافمن و سیلبرمن، 2008).

پژوهش­های بسیاری نشان می­دهند که تمایل به دیدن نقاط قوت حتی در یکی از زوجین یکی از قوی­ترین پیش­بینی کننده­های طول عمر رابطه است. کسانی که آگاهی زیادی از ویژگی­های مثبت شریکشان دارند، حتی ویژگی­هایی را که دیگران نمی­توانند به آن توجه کنند به احتمال بیشتری در روابط­شان شاد هستند و احتمال کمتری دارد که آن رابطه به جدایی و طلاق کشیده شود (موری، 2005). در همین ارتباط در پژوهش فینچام، پالیری و ریگالیا (2002)، نقش کیفیت رابطه زناشویی، اسنادها، همدلی و عواطف ارتباطی در بخشودگی به عنوان یکی از مولفه­های مهم مثبت‌نگری را بررسی شد. آن­ها نشان دادند که کیفیت رابطه زناشویی پیش­بین خوبی برای اسنادهایی است که از طریق کاهش واکنش­های عاطفی منفی و افزایش همدلی به طور مستقیم و غیر مستقیم، بخشیدن دیگران را تسهیل می­کند.

از طرف دیگر هرپس زینسکی (2012) پژوهشی با عنوان تغییرات در اسنادهای منفی در طول دوره زوج درمانی برای سوء رفتار ارتباط­ها و تغییرات در رضایت و رفتار زوجین انجام داد. این پژوهش بر روی 25 زوج که تحت زوج درمانی شناختی- رفتاری و 30 زوج که تحت زوج درمانی سیستممدار بودند انجام شد. نتایج نشان داد که اسناددهی منفی زنان و مردان در هردو درمان کاهش یافت که موجب افزایش رضایت و کاهش ارتباطات منفی میشود. همچنین ارتباطات مثبت را افزایش میدهد. یافتهها به اهمیت تغییر اسنادهای منفی تاکید میکنند.

 همچنین مونرو (2011)، نشان داد که زوج درمانی به شیوه مثبت­نگر می­تواند ضعف­هایی که در حوزه‌های عصبانیت، حسادت، مسایل جنسی، مدیریتی و یافتن شریک زندگی در ناتوانان ذهنی وجود دارد را کاهش دهد. مونرو با توجه به نقاط قوت به جای تمرکز بر نقاط ضعف زوجین و برجسته کردن مراسم خانوادگی آن­ها توانسته است نقاط ضعف را در زوجین کم­رنگ نماید. در پژوهشی دیگرکراپلی و رید (2008) نقش میانجی­گری اسنادها در تاثیر صمیمیت و نزدیکی ادراک شده بر رضایت زناشویی را بررسی کردند . نتایج نشان داد که اسنادهای ارتباطی میانجی تاثیر نزدیکی و صمیمیت ادراک شده بر رضایت زناشویی است، به طوری که صمیمیت بیشتر از طریق فراخوانی اسنادهای مثبت به رضایت زناشویی بالاتر می­انجامد.

در ایران نیز عبادی، سودانی، فقیهی و حسین­پور (1388) در پژوهشی به بررسی اثربخشی آموزش مثبت‌نگری با تأکید بر آیات قرآن بر افزایش امید به زندگی زنان مطلقه شهر اهواز پرداختند. یافته­های پژوهشی آنان نشان داد که آموزش مثبت­نگری با تأکید بر آیات قرآن بر افزایش امید موثر بوده و نتایج باثباتی را نیز با توجه به پیگیری انجام شده پس از یک ماه به دنبال داشت. در پژوهشی در مورد ارتباط بین معنویت (یکی از مولفه های مثبت نگری) و سبک­های اسناد ماتیس، فونتنت و هاتچرکی (2003)، این نتیجه رسیدند که عقاید معنوی و رفتارهای مذهبی قدرت تعدیل هیجانات را دارند و معنویت می­تواند به عنوان یک منبع مقابله مورد استفاده قرار گیرد. آن­ها مطرح کردند که عامل معنویت و مذهب می­تواند ارزیابی از منابع در دسترس شخص را برای پاسخ به تنش­ها شکل دهد، ارزیابی شناختی از موقعیت­های تنش­زا را نیز تحت تأثیر قرار می­دهد. به علاوه عامل معنویت، فرایندهای اسنادی را نیز تحت تأثیر قرار می­دهد و در ایجاد احساس با معنا بودن، احساس کنترل و عزت نفس موثر است.

در پژوهشی دیگر در ارتباط با سبک تبیین، رودریگز (2006) نشان داد که سبک تبیین و رضایت از زندگی و شادی با هم رابطه دارند. کسانی که سبک تبیین مثبت دارند در مجموع شادی و رضایت بیشتری از زندگی دارند. و هم چنین هلینگ (2005) با مطالعه ارتباط بین سبک اسناد و رضایت زناشویی زوج­های متأهل نشان داد که اسناد مثبت با رضایت زناشویی همبستگی مثبت دارد و اسناد منفی با رضایت زناشویی همبستگی منفی دارد.

در همین ارتباط گیلهام (2003) در پژوهش خود دریافت که سبک اسنادی مثبت و تمایل پایدار به اسناد نتایج منفی به عوامل بیرونی، بی­ثباتی و خاص با تندرستی روانشناختی و سلامتی زوجین رابطه دارد، همسرانی که نگرش مثبت نسبت به خود و دیگران دارند شادی زناشویی بیشتری را گزارش می­کنند. از طرف دیگرگوردون، فریدمن، میلر و گاتنر (2005) برای پی­بردن به رابطه بین اسنادها، اختلاف زناشویی و افسردگی به بررسی سه مدل بر روی یک نمونه 113 نفری پرداختند. پژوهش آن­ها این فرضیه را اثبات کرد که اسنادها به جز اسنادهای ثبات و کیفیت واسطه رابطه بین آشفتگی زوجی و افسردگی نمی­باشند. در پژوهشی دیگر در ایران نجفلویی (1382) برای تعیین اثربخشی زوج درمانی شناختی در تغییر سبک اسناد و کاهش اختلافات زناشویی به صورت موردی انجام داد. نتایج نشان داد که جلسات مشاوره باعث کاهش اسنادهای نادرست زوجین و میزان تعارضات زناشویی آن‌ها شده است. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که اسنادهای نادرست باعث ایجاد اختلاف زناشویی می‌شود که در این اسناددهی، زن نقش بیشتری دارد.

پژوهش حاضر در راستای چنین اهدافی در صدد است تا با تدوین بسته آموزشی مثبت‌نگری آموزشی با استفاده از متون مرتبط با خانواده و زوجین در راستای مثبت‌نگری اصولی را آموزش دهد و اثر آن را بر میزان اسنادهای زناشویی زنان متأهل مورد بررسی قرار دهد. با توجه به این که زنان نقش مهمی در رشد و ارتقای سلامت روحی و روانی خانواده دارند و از طرفی اسنادهای زناشویی منفی می-تواند باعث ایجاد مشکلاتی در زمینه بهداشت روانی آن‌ها شود و آن‌‌ها را به سمت منفی‌نگری و در نتیجه اختلافات زناشویی بیشتر سوق دهد، لذا در پژوهش حاضر پژوهشگر بر آن شد که با تدوین بسته آموزشی مثبت­نگری زوجی و بررسی اثربخشی آن بر اسنادهای زناشویی زنان متأهل گام کوچکی در جهت توسعه و بهبود بهداشت خانواده و کاهش مشکلات آن­ها بردارد. هدف پژوهش تدوین بسته آموزشی مثبت­نگری زوجی و تعیین اثربخشی بسته آموزشی مثبت-نگری زوجی بر اسنادهای زناشویی و ابعاد آن (درونی/ بیرونی به همسر، درونی/ بیرونی به خود، پایدار/ ناپایدار، کلی/ جزئی، عمدی/ غیرعمدی، انگیزه خودخواهانه/ نوع دوستانه و سزاوار سرزنش/ گذشت) بود.

فرضیه های این پژوهش عبارت بودند از 1- بین نمره­های مولفه­های پس­آزمون اسنادهای زناشویی در دو گروه آموزش و کنترل تفاوت وجود دارد. 2- بین نمره­های مولفه­های پیگیری اسنادهای زناشویی در دو گروه آموزش و کنترل تفاوت وجود دارد.

 

روش

روش پژوهش، جامعه آماری و نمونه:روش این پژوهش ترکیبی (کیفی-کمی) از نوع اکتشافی بود، ابتدا به مطالعه و بررسی پیشینه نظری و پژوهشی مرتبط با مثبت­نگری زوجی پرداخته شد. جهت تدوین مهارت­های مثبت­نگری زوجی از ادبیات پژوهش مرتبط با مهارت‌های مثبت نگری در کتب، مجلات علمی، پایان نامه­ها و پایگاه­های علمی استفاده شد. سپس این مهارت‌ها طبقه بندی شد تا در نهایت مجموعه‌ای از مهارت‌های مثبت­نگری زوجی تدوین شد. این بخش از پژوهش با تجزیه و تحلیل متون موجود در زمینه‌ مثبت­نگری و با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی برای کاوش مهارت‌های مثبت‌نگری زوجی و استخراج مقوله‌های نهایی انجام شد.

سپس  از روش نیمه تجربی با پیش­آزمون، پس‌آزمون، پیگیری و گروه کنترل استفاده شد. متغیر مستقل آموزش مثبت­نگری زوجی بود که  فقط در گروه آزمایش اعمال شد. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان متأهل مراجعه کننده به فرهنگ­سراهای شهر اصفهان در زمستان 1392 بود. به منظور نمونه­گیری آزمودنی­ها در مرحله اول به شیوه داوطلبانه، در فرهنگ­سرای خانواده اصفهان، کلینیک­های مددکاری و مراکز مشاوره  برای شرکت در دوره اطلاعیه نصب شد و از داوطلبان ثبت نام به عمل آمد.

 در مرحله دوم، از بین آزمودنی­های دارای ملاک‌های ورودی شامل (متاهل بودن، داشتن حداقل تحصیلات دیپلم، حداکثر طول مدت ازدواج 20 سال و تمایل به شرکت در پژوهش) 60 نفر انتخاب شدند و به صورت تصادفی در گروه­های کنترل و آزمایش 30 نفری گمارده شدند.

ابزار سنجش: پرسشنامه اسنادهای زناشویی[7]:این مقیاس توسط برادبوری و فینچام در سال 1992 ساخته شده است. سازندگان ابتدا سه بعد کلی شامل اسنادهای علی، اسنادهای مسئولیت و اسنادهای سرزنش را در نظر گرفتند، سپس به دلیل همبستگی بالا بین اسنادهای مسئولیت و اسنادهای سرزنش و عدم تفاوت معنادار در واکنش زوجین به این دو بعد، آن­ها را در یکدیگر ادغام کرده و دو زیر مقیاس یکی اسنادهای علی و اسنادهای مسئولیت را معرفی نمودند. این مقیاس دربرگیرنده گویه‌هایی در توصیف چهار موقعیت فرضی منفی است که به علت‌های احتمالی رفتار همسران در آن چهار موقعیت می‌پردازد و هفت نوع اسناد را در دو بعد کلی اسنادهای علی و اسنادهای مسئولیت در برمی‌گیرد. پرسشنامه شامل 28 سؤال دارای طیف لیکرت 7 درجه (شدیداً مخالفم تا کاملاً موافقم) و 7 بعد جزئی درونی /بیرونی به همسر، درونی / بیرونی به خود، پایدار/ ناپایدار، کلی / جزئی، عمدی / غیرعمدی، انگیزه خودخواهانه/ نوع دوستانه و سزاوار سرزنش/ گذشت است، که هر بعد با چهار گویه سنجیده می­شود. به طورکلی این پرسشنامه دارای 7 خرده مقیاس است و حداقل نمره در کل پرسشنامه 28 و حداکثر نمره 168 است. این پرسشنامه نمره­گذاری معکوس ندارد و همه سوالات به صورت مستقیم نمره­گذاری می­شوند. نمره بالاتر به معنای وجود مشکل اسنادی و نمره پایین به معنای عدم وجود مشکل اسنادی است.

برادبوری و فینچام (1992) ضریب آلفای پرسشنامه را 70/0 تا 83/0 گزارش نمودند. خجسته مهر، کوچکی و رجبی (1391) پایایی این مقیاس را به شیوه آلفای کرونباخ برای بعد اسنادهای علی 88/0 و برای بعد مسئولیت­پذیری 85/0 به دست آمد.در پژوهش خجسته مهر، غفاری و کرایی (1389) آلفای کرونباخ برای بعد علی و بعد مسئولیت به ترتیب 72/0 و 83/0 به دست آمد. پایایی به دست آمده در این پژوهش برای کل مقیاس 86/0 و برای بعد علی و بعد مسئولیت به ترتیب 89/0 و 87/0 به دست آمده است. همچنین آلفای کرونباخ برای ابعاد اسناد درونی/بیرونی به همسر 75/0، درونی/بیرونی به خود 82/0، پایدار/ناپایدار 71/0، کلی/جزیی 83/0، انگیزه خودخواهانه/نوع دوستانه 66/0، سزاوار سرزنش/گذشت 85/0 به دست آمد.

آموزش مثبت­نگری زوجی در طول نه جلسه برای گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترل مداخله­ای دریافت نکرد و بعد از پایان جلسات روی هر دو گروه پس­آزمون اجرا شد. بخشی از روش پژوهش برای دستیابی به مهارت‌های مثبت­نگری زوجی، روش کیفی بود. در نهایت الگوی نهایی مثبت­نگری زوجی به صورت شکل 1 تدوین شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

مثبت­نگری زوجی

مولفه­های درون­فردی

مولفه­های بین­فردی

امید

 

معنویت

 

شادمانی

 

خوش­بینی

 

عشق

 

قدردانی

 

بخشودگی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل (1) الگوی نهایی مثبت نگری زوجی

 

 

 

مفاهیم و مطالب جلسات مثبت­نگری زوجی از منابع و کتبی همچون روان­شناسی مثبت (کار، 1391)، فنون روان­شناسی مثبت­گرا (مگیار مویی،1391)، پنج زبان عشق (گری چپمن،1390)، شادمانی اصیل (عابدی و ایزدی،1393)، شادمانی درونی (سلیگمن، 1391)، نقش معنویت در ازدواج و مشاوره خانواده (اوندرا، 1393)، معنویت و روان­شناسی مثبت (اشنایدر و لوپز، 1390)، خوش­بینی آموخته شده (سلیگمن، 1391)، قدردانی شیوه­ای برای زندگی (هی، 1392)، آموزش بخشش به زوج­ها (صفری، 1392)، جادوی بخشش (طیب­نما، 1393) و مبانی امید و امید درمانی (بهاری، 1390) استخراج شده است. خلاصه جلسات آموزشی شرح جدول 1 است:

 

 

 

 

جدول (1) محتوای دوره آموزش مثبت­نگری زوجی

جلسه

موضوع

اهداف و خلاصه جلسه

اول

معارفه، آشنایی با مفهوم مثبت­نگری زوجی و انجام ارزیابی‌های اولیه

آشنایی با اعضا، تکمیل پرسشنامه­های پیش­آزمون، توضیح پیرامون جلسات و مثبت­نگری، تکمیل پرسشنامه VIA(شناخت توانمندی­ها و قابلیت­ها). 

دوم

معرفی مفهوم عشق ورزیدن

تبیین پنج زبان عشق، توضیح اهمیت عشق ورزیدن در زندگی زناشویی، ارائه تکالیف.

سوم

آموزش مهارت‌های شادمانی

تبیین شادمانی از دیدگاه مدرن و فرامدرن، توضیح تکنیک­های شادمانی، ارائه تکالیف.

چهارم

معرفی مفهوم معنویت

تببین مفهوم معنویت، ترغیب کردن اعضا به پیدا کردن معنا در زندگی مشترک، ارائه تکالیف.

پنجم

معرفی مدل خوش­بینی

تبیین تفاوت خوش­بینی تو خالی با پیش بینی واقعی، معرفی مدل ABCDE، شناسایی تحریفات شناختی، ارائه تکالیف.

ششم

معرفی مفهوم قدردانی

تبیین پیامد­های مثبت قدردانی و آثار آن در زندگی مشترک، بیان روش­های مختلف ابراز قدردانی، ارائه تکالیف.

هفتم

معرفی مدل فرایند بخشودگی

تبیین ماهیت بخشودگی و فرآیند آن، بررسی دفاع­های روانی ناموثر، در نظر گرفتن بخشش به عنوان یک گزینه، ارائه تکالیف.

هشتم

معرفی مفهوم امید و کاربست آن در زندگی مشترک

تبیین مفهوم امید در زندگی زناشویی، چگونگی غلبه بر موانع در راه رسیدن به هدف، ارائه تکالیف.

نهم

جمع­بندی جلسات و اختتام

تشکر از اعضا، متمرکز ساختن ذهن اعضا برای تعیین اهداف آتی، تکمیل پرسشنامه­های پس­آزمون، ارائه خلاصه­ای از مباحث جلسات به اعضا.

 

 

تجزیه و تحلیل داده­های حاصل از این پژوهش به وسیله نرم­افزار  SPSS 16 با استفاده از روش تحلیل واریانس چند متغیره صورت گرفت. در تحلیل واریانس چندمتغیره تأثیر نمره­های پیش­آزمون از روی نمرات پس­آزمون برداشته شد و سپس دو گروه با توجه به میانگین­های تعدیل شده مورد مقایسه قرار گرفتند. در ابتدای یافته­ها، نمونه­ها بر حسب جمعیت شناسی توصیف شدند.

میانگین و انحراف استاندارد نمره­های اسنادهای زناشویی و ابعاد آن به تفکیک دو گروه در جدول 2 ارائه شده است.

 

یافته­ها

ویژگی­های جمعیت­شناختی آزمودنی­ها بدین صورت بود: میزان تحصیلات درگروه آزمایش 7/26 درصد دیپلم، 7/46  درصد فوق دیپلم و 7/26 درصد لیسانس و فوق لیسانس بودند و در گروه کنترل 3/33 درصد دیپلم، 7/46 درصد فوق دیپلم و 20 درصد لیسانس و فوق لیسانس بودند، میانگین سن آزمودنی­ها در گروه آزمایش 29 سال و در گروه کنترل3/27 سال بود، میانگین مدت ازدواج در گروه آزمایش 4/8 سال و در گروه کنترل 9/7سال بود، تعداد فرزندان در گروه آزمایش7/16 فرزندی نداشتند، 7/46 درصد دارای 1 فرزند، 7/36 دارای 2 فرزند یا بیشتر بودند و در گروه کنترل 3/13  درصد بدون فرزند ، 40 درصد دارای 1 فرزند و 7/46 درصد هم دارای 2 فرزند یا بیشتر بودند و از لحاظ وضعیت اشتغال، 30 درصد آزمودنی­های گروه آزمایش و 3/33 آزمودنی­های گروه کنترل شاغل و 70 درصد آزمودنی­های گروه آزمایش و 7/66 درصد آزمودنی­های گروه کنترل غیرشاغل و خانه­دار بودند.

 

 

 

جدول (2) میانگین و انحراف استاندارد نمره‌های متغیرهای پژوهشی درمراحل پیش‌آزمون و پس‌آزمون و پیگیری

متغیر

گروه

پیش­آزمون

پس­آزمون

پیگیری

 

 

میانگین

انحراف استاندارد

میانگین

انحراف استاندارد

میانگین

انحراف

استاندارد

درونی/بیرونی به همسر

آزمایش

16/17

41/4

70/8

34/1

96/8

4/1

کنترل

50/17

43/1

26/17

43/1

26/17

4/1

درونی / بیرونی به خود

آزمایش

13/17

54/1

73/8

46/1

0/9

4/1

کنترل

80/17

18/1

96/16

54/1

96/16

5/1

پایدار / ناپایدار

آزمایش

20/17

47/1

06/17

31/1

2/17

4/1

کنترل

63/17

60/1

73/16

68/1

73/16

6/1

کلی/ جزئی

آزمایش

30/17

60/1

33/17

37/1

6/17

4/1

کنترل

73/16

41/1

13/17

27/1

13/17

2/1

عمدی/ غیرعمدی

آزمایش

16/17

44/1

66/9

39/1

0/10

3/1

کنترل

70/16

39/1

30/17

29/1

3/17

2/1

انگیزه خودخواهانه/ نوع دوستانه

آزمایش

90/16

39/1

43/9

43/1

66/9

4/1

کنترل

06/17

50/1

96/16

60/1

96/16

6/1

سزاوار سرزنش/ گذشت

آزمایش

30/17

48/1

00/9

43/1

23/9

5/1

کنترل

03/17

44/1

10/17

44/1

1/17

4/1

 

 

براساس یافته­های مندرج در جدول 2، به طور مثال میانگین نمره­های آزمودنی­ها در مولفه اسناد درونی/بیرونی به همسر از 16/17 در مرحله پیش­آزمون به 70/8 در مرحله پس­آزمون و 96/8 در مرحله پیگیری رسیده است.

 

 

جدول (3) نتایج تحلیل کوواریانس جهت بررسی تاثیر آموزش مثبت­نگری زوجی بر  مولفه­های اسنادهای زناشویی در مرحله پس آزمون

متغیرهای پژوهش

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

سطح معناداری

مجذور اتا (میزان تأثیر)

توان آماری

درونی/بیرونی همسر

928/345

1

928/345

879/178

000/0

821/0

00/1

درونی / بیرونی به خود

359/319

1

359/319

712/145

000/0

789/0

00/1

پایدار / ناپایدار

359/0

1

359/0

164/0

688/0

004/0

07/0

کلی/ جزئی

116/0

1

116/0

074/0

787/0

002/0

06/0

عمدی/ غیرعمدی

263/302

1

263/302

661/201

000/0

838/0

00/1

انگیزه خودخواهانه/ نوع دوستانه

554/279

1

554/279

605/126

000/0

764/0

00/1

سزاوار سرزنش/ گذشت

605/353

1

605/353

841/175

000/0

818/0

00/1

 

 

مقایسه کلی دو گروه نشان داد که نمره­های پیش آزمون اسناد­های درونی/بیرونی به همسر و خود، اسناد عمدی/غیرعمدی، انگیزه خودخواهانه و نوع دوستانه و سزاوار سرزنش/گذشت رابطه معنی­داری بین 42/0 تا 84/0 با مجموعه متغیر­های وابسته دارد. فرضیه 1 در ابعاد اسنادهای درونی/بیرونی به همسر و خود، اسناد عمدی/غیرعمدی، انگیزه خودخواهانه و نوع دوستانه و سزاوار سرزنش/گذشت تایید شد ولی در ابعاد پایدار/ناپایدار و کلی/جزیی تایید نشد. علاوه بر این، متغیرهای جمعیت­شناختی هیچ یک رابطه معناداری با متغیرهای وابسته در مراحل پس­آزمون و پیگیری نداشتند.

نتایج جدول 3 نشان می­دهد که با کنترل متغیرهای پیش­آزمون و جمعیت­شناختی مشخص شد بین نمره‌های پیش­آزمون و پس­آزمون مولفه­های اسنادهای درونی/بیرونی به همسر 82/0، درونی/ بیرونی به خود 78/0، عمدی/غیرعمدی 83/0، خودخواهانه/نوع دوستانه 76/0 ، سزاوار سرزنش/ گذشت 81/0، رابطه معنادار وجود دارد. با کنترل رابطه­های مذکور و سایر متغیرها، مشاهده می­شود که، تفاوت معناداری بین میانگین­های تعدیل شده در گروه­های آزمایش و کنترل (نمودار 1) در مولفه اسنادهای درونی/بیرونی به همسر و خود، اسناد عمدی/غیرعمدی، انگیزه خودخواهانه و نوع دوستانه و سزاوار سرزنش/گذشت وجود دارد (01/0 > P). اندازه­های اثر نشان­دهنده آن است که ارائه این مداخله باعث کاهش 821/0 اسنادهای درونی/بیرونی به همسر، 789/0 اسنادهای درونی/ بیرونی به خود، 838/0 عمدی/ غیرعمدی، 764/0 انگیزه خودخواهانه/ نوع دوستانه و 818/0 سزاوار سرزنش/گذشت شده است. توان آماری 1 برای مولفه‌های اسنادهای درونی/بیرونی به همسر و خود، اسناد عمدی/غیرعمدی، انگیزه خودخواهانه و نوع دوستانه و سزاوار سرزنش/گذشت، حاکی از دقت آماری بالا و کفایت حجم نمونه است.

 

 

جدول(4) نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیره در دو گروه آزمایش و کنترل در مرحله پیگیری

متغیرهای پژوهش

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

سطح معناداری

مجذور اتا (میزان تأثیر)

توان آماری

درونی/بیرونی همسر

35/1033

1

35/1033

99/512

000/0

894/0

00/1

درونی / بیرونی به خود

01/952

1

01/952

61/421

000/0

872/0

00/1

پایدار / ناپایدار

26/3

1

26/3

34/1

252/0

023/0

20/0

کلی/ جزئی

26/3

1

26/3

74/1

195/0

029/0

20/0

عمدی/ غیرعمدی

35/799

1

35/799

19/453

000/0

881/0

00/1

انگیزه خودخواهانه/ نوع دوستانه

35/799

1

35/799

02/332

000/0

852/0

00/1

سزاوار سرزنش/ گذشت

26/958

1

26/958

66/407

000/0

877/0

00/1

 

 

براساس یافته­های مندرج در جدول 4، در مرحله پیگیری نمرات پس آزمون مولفه­های اسنادهای درونی/بیرونی به همسر 89/0، درونی/بیرونی به خود 87/0، عمدی/غیرعمدی 88/0، خودخواهانه/نوع دوستانه 85/0، سزاوار سرزنش/گذشت 87/0، با نمره­های پیش­آزمون رابطه معناداری دارد. فرضیه 2 در ابعاد اسنادهای درونی/بیرونی به همسر و خود، اسناد عمدی/غیرعمدی، انگیزه خودخواهانه و نوع دوستانه و سزاوار سرزنش/گذشت تایید شد ولی در ابعاد پایدار/ناپایدار و کلی/جزیی تایید نشد.  با کنترل اثر این رابطه و سایر متغیرهای کنترل، تفاوت بین میانگین­های تعدیل شده در گروه آزمایش وکنترل در این مولفه­ها معنی دار است (01/0P ). میانگین­های تعدیل شده دو گروه (مندرج در جدول 5) و اندازه اثر محاسبه شده نشان می­دهد، ارائه این مداخله باعث کاهش معنادار اسنادهای درونی/بیرونی همسر به میزان 894/0، کاهش اسنادهای درونی/بیرونی نسبت به خود به میزان 872/0، کاهش اسنادهای عمدی/غیر عمدی به میزان 881/0، اسنادهای مبتنی بر انگیزه های خودخواهانه/ نوع دوستانه به میزان 852/0، انگیزه های مبتنی بر سزاوار سرزنش/ گذشت 887/0 تاثیر داشته است. توان آماری 1 یا 100 درصدی هم حاکی از دقت آماری بالا و کفایت حجم نمونه است.

 

 

 

 

جدول(5) میانگین­های تعدیل شده مولفه­های اسناد­های زناشویی بر اساس عضویت گروهی و مرحله ارزیابی

مؤلفه

عضویت گروهی

پس آزمون

پیگیری

درونی /بیرونی به همسر

آزمایش

71/8

31/9

کنترل

25/17

48/16

درونی /بیرونی به خود

آزمایش

71/8

88/8

کنترل

98/16

16/15

پایدار/ناپایدار

آزمایش

06/17

52/16

کنترل

73/16

35/15

کلی/جزئی

آزمایش

38/17

32/16

کنترل

07/17

99/17

عمدی/غیرعمدی

آزمایش

68/9

12/11

کنترل

28/17

99/17

خودخواهانه/نوع دوستانه

آزمایش

38/9

88/8

کنترل

02/17

52/17

سزاوارسرزنش/گذشت

آزمایش

03/9

32/10

کنترل

06/17

55/16

 

 

مقایسه نمره­های آزمودنی­های دو گروه در اسنادهای درونی/بیرونی به همسر، درونی/بیرونی به خود، عمدی/غیرعمدی، انگیزه خودخواهانه/نوع دوستانه، سزاوار سرزنش/گذشت (جدول 5) نشان می­دهد که ارائه این مداخله در مرحله پس آزمون و پیگیری باعث کاهش معنادار  اسنادهای درونی/بیرونی به همسر، درونی/بیرونی به خود، عمدی/غیرعمدی، انگیزه خودخواهانه/نوع دوستانه، سزاوار سرزنش/گذشت شده است و در دو مولفه پایدار/ناپایدار و کلی/جزیی در میانگین­ها هم تفاوت معناداری مشاهده نشد.

 

بحث

هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش مثبت­نگری زوجی بر اسنادهای زناشویی و ابعاد آن در زنان متأهل شهر اصفهان بود. نتایج تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد که این آموزش‌ها به طور کلی باعث بهبود اسنادهای زناشویی و ابعاد آن شامل (درونی به همسر، درونی به خود، غیر عمدی، سزاوار سرزنش و حالت خود خواهانه) در مرحله پس­آزمون شده است لذا فرضیه پژوهش تایید می­شود. به طور کلی یافته­های پژوهش با یافته­های پیوهش­های نجفلویی (1382) و عبادی، سودانی، فقیهی و حسین­پور (1388) همخوان است.

این نتایج همسو با یافته­های هرپس زینسکی (2012)، مونرو (2011)، هلینگ (2005)، ماتیس، فونتنت و هاتچرکی (2003) و فینچام، پالیری و رگالیا (2002) است. اسنادها در کیفیت رابطه زناشویی به اندازه­ای اهمیت دارند که باید با مداخله­های درمانی برای اختلالات کارکردی زناشویی تلاش شود تا اسنادهای ناکارآمد  همسران تغییر داده شود (فینچام، هارولد و فیلیپس، 2000).

بنابه اهمیتی که اسنادها در اختلاف زناشویی دارند، درمانگران سعی می­کنند در مداخله­های بالینی خود اسنادهای منفی زوج­­ها را شناسایی و تصحیح کنند. نتایج به دست آمده نشان داده است که آموزش مثبت­نگری زوجی بر اسنادهای درونی به همسر، درونی به خود، عمدی، سزاوار سرزنش و حالت خودخواهانه موثر بوده است. این نتیجه با نتایج پژوهش­های رودریگز (2006)، ماتیس، فونتنت و هاتچرکی (2003)، گیلهام (2003) همسو است.

از جمله رویکردهای زوج درمانی که تلاش دارد اسنادهای منفی همسران را تغییر دهد و به این وسیله روابط آن­ها را بهبود بخشیده زوج درمانی شناختی است. رویکرد روانشناسی مثبت­نگر، رویکرد جدیدی به شناخت درمانی و همچنین ضمیمه­ای از شناخت درمانی است (فریش، 2009، ترجمه خمسه، 1390).

پژوهش­های مشابه تأثیرات شناخت درمانی را بر اسناد و روابط اسناد را با متغیرهای دیگر بررسی کرده‌اند. پس همان طور که شناخت درمانی می­تواند اسنادها را بهبود بخشیده، مثبت­نگری زوجی که ضمیمه شناخت درمانی و مکمل درمانی است باعث بهبود اسنادهای زناشویی می­شود. به علاوه فنون مثبت­نگری زوجی مانند فنون معنویت، قدردانی، خوش­بینی و ... ارزیابی شناختی از موقعیت­های تنش­زا را تحت تأثیر قرار می­دهند و فرایندهای اسنادی را که نوعی ارزیابی شناختی هستند تحت تأثیر قرار می­دهند. از طرفی رفتارهای منفی کلامی و غیرکلامی، رضایت ارتباطی را کاهش می­دهد. در مثبت­نگری زوجی، افراد مهارت­هایی کسب می­کنند که به کمک این مهارت­ها می­توانند این رفتارهای منفی را کاهش دهند یا کنار بگذارند چون تعیین­های جایگزین به جای رفتارهای منفی قرار می­گیرند و رفتارهای مثبت می­تواند باعث رفتار متقابل مثبت و در نتیجه بهبود اسنادهای ناسازگار شود.

نتایج حاصل از تحلیل واریانس چند متغیره، نشان داد که آموزش مثبت­نگری بر اسنادهای پایدار و اسنادهای کلی زنان متأهل موثر نبوده است. نتیجه با نتایج پژوهش ماتیس، فونتنت و هاتچرکی (2003)، هرپس زینسکی (2012) و کراپلی و رید (2008) ناهمسو و با نتایج پژوهش گوردون، فریدمن، میلر و گاتنر (2005) همسو است.

در تبیین عدم تأیید این دو فرضیه می­توان گفت که این دو بعد اسناد مربوط به اسنادهای علی از پایاترین نوع اسناد هستند. پایداری در اسناد شامل علت در یک رویداد به عنوان یک الگوی رفتاری ثابت و طولانی مدت است و کلی بودن اسناد به میزان فراگیر بودن علت رویداد در سایر جنبه­های رابطه اشاره دارد. از آنجا که این اسنادها عمیقاً با باورهای فرد راجع به خود و محیط پیرامونش گره خورده­اند، به راحتی تغییر نمی‌کنند در واقع پایداری و کلیت در اسناد برای زوجین احساس ایمنی و پیش­بینی­پذیری به ارمغان می­آورد و به همین دلیل تغییر در آن­ها بسیار دشوار است. از آنجا که این دو بعد اسناد مقاوم­تر هستند اسنادهای پایدار و کلی ریشه در باورهای بنیادین افراد دارند و جزء اسنادهای علی می­باشند و تغییر اسنادهای علی با درمان­های عمیق و ریشه­ای امکان پذیرتر است .

از آن جا که مثبت­نگری یک درمان ریشه­ای و عمیق نیست و بیشتر با باورهای سطحی و نه چندان عمیق فرد ارتباط پیدا می­کند شاید به همین خاطر آموزش مثبت­نگری زوجی نتوانسته است اسنادهای پایدار و کلی را تغییر دهد.

در مثبتنگری زوجی، شرکتکنندگان با راهبردها و مهارتهایی مثل عشق، شادمانی،امید، قدردانی، بخشودگی، معنویت و خوش بینی آشنا شدند که این راهبردها هیجانهای مثبت و شناخت مثبت را به شرکتکنندگان آموزش داد. باتوجه به شواهد هیجانهای مثبت، مسالهگشایی را تسهیل میکنند. از آنجا که هیجانات منفی منجر به رفتارهای مخرب ارتباطی و سبک اسنادی منفی و ناکارآمد میشوند. این الگوی تبیینی منفی میتواند مانع از ورود اطلاعات جدید و ادراک جدید شود. در حالی که مهارتها و تکنیکهای مثبتنگری ازجمله مهارتهای عشق ورزیدن مثل استفاده از کلام تاییدآمیز یا وقت گذاشتن برای یکدیگر، همچنین مهارتهای بخشودگی مانند نوشتن­نامه بخشش برای همسر میتواند منجر به افزایش هیجان، شناخت و رفتار مثبت شود که این عوامل باعث بهبود کیفیت رابطه و در نهایت منجر به بهبود الگوی اسنادی ارتباطی بین زوجین و باعث تداوم، رشد و ثبات ارتباط میشود.

در پایان می­توان نتیجه گرفت که پژوهش‌های مبتنی بر روان­شناسی مثبت­نگر به ویژه در حیطه زوجین، در افزایش شادکامی، امید، خوش­بینی و سایر عواطف و هیجانات و شناخت­های مثبت و از طرفی بهبود شناخت­های منفی از جمله اسنادها، باورها و انتظارات زوجین از یکدیگر می­تواند نقش مهمی داشته باشد.  مراکز مشاوره و روان درمانی می­توانند کارگاه­های آموزشی بر اساس شیوه مثبت­نگری را برای زوج­ها تدارک ببینند تا زوج­ها بتوانند به رفتارها و روابط خود بیشتر توجه نمایند و در صدد ارتقا و بهبود آن برآیند. همچنین استفاده از این شیوه در برنامه­های آموزش قبل از ازدواج برای پیشگیری از مسائل و مشکلات زناشویی می­تواند موثر باشد. این پژوهش بر روی زنان متأهل انجام گرفت، پیشنهاد می­شود که در پژوهش­های بعدی بر روی زوجین انجام شود. همچنین این پژوهش در شهر اصفهان انجام گرفت و در تعمیم آن به شهرهای دیگر باید به تفاوت فرهنگی توجه نمود.



[1] marital attributions

[2] positive psychology

[3] hope

[4] spirituality

[5] optimism

[6] gratitude

[7] Relationship Attribution Questionnaire

اشنایدر، م و لوپز، ش. ج. (1390). معنویت و روان شناسی مثبت. ترجمه م.کلانتری وهمکاران. اصفهان: کنکاش (تاریخ انتشار اثر به زبان اصلی، 2008).

اوندرا، ج. د.(1393). نقش معنویت در ازدواج و مشاوره خانواده. ترجمه ن. یوسفی و همکاران. تهران: گلگشت (تاریخ انتشار اثر به زبان اصلی، 2010).

بهاری، ف. (1390). مبانی امید و امید درمانی. تهران: دانژه.

چپمن، گ. (1390). پنج زبان عشق برای همسران. ترجمه ف. خادمیان موغادی. تهران: (تاریخ انتشار اثر به زبان اصلی، 2011).

خجسته مهر، ر.، غفاری، ن. و کرایی، ا. (1389). اسنادهای ارتباطی به عنوان پیش­بینی قوی موفقیت زناشویی زنان. تازه­ها و پژوهش­های مشاوره، 9 (34)، 123-107.

خجسته مهر، ر.، کوچکی، ر. و رجبی، غ. ر. (1391). نقش واسطه­ای اسنادهای ارتباطی و راهبردهای حل تعارض غیر سازنده در روابط بین سبک­های دلبستگی و کیفیت زناشویی. روانشناسی معاصر، 7 (2)،14-3.

خلعتبری، ج.، قربان شیرودی، ش. و مهدیون، ز. (1388). تأثیر باورهای غیرمنطقی در روابط زناشویی: استانداردسازی پرسشنامه باورهای ارتباطی.  فصلنامه روانشناسی تربیتی، (1) 1، 45-32.

سلیگمن، م. ای. پ. (1391). خوش بینی آموخته شده. ترجمه ف. داور پناه و م. محمدی. تهران: رشد (تاریخ انتشار اثر به زبان اصلی، 2008).

سلیگمن، م. ای. پ. (1391). شادمانی درونی. ترجمه م. تبریزی و همکاران. تهران: دانژه (تاریخ انتشار اثر به زبان اصلی، 2009).

صفری، ا. (1392). آموزش بخشش به زوج ها. تهران: مهراوه عصر.

طیب نما، ف.(1393). جادوی بخشش. تهران: بهار سبز.

عابدی، م. ع و ایزدی، ر.(1393). شادمانی اصیل. اصفهان: جنگل.

عبادی، ن.، سودانی، م.، فقیهی، ع. ن. و حسین­پور، م. (1388). بررسی اثر بخشی آموزش مثبت­نگری با تأکید بر آیات قرآن بر افزایش امید به زندگی زنان مطلقه شهر اهواز. یافته­های نو در روانشناسی، 4(10)، 84-71.

فریش، م. ب. (1390). رواندرمانی مبتنی بر بهبود کیفیت زندگی. ترجمه ا. خمسه. تهران: ارجمند (تاریخ انتشار اثر به زبان اصلی، 2009).

کار، آ. (1391). روان شناسی مثبت. ترجمه ح. پاشاشریفی و ج. نجفی زند. تهران: سخن (تاریخ انتشار اثر به زبان اصلی، 2010).

کانولی ، و ؛ کانولی ، ج. ک . (1390) . خانواده درمانی مثبت نگر. ترجمه بهاری ، ف . تهران: علم (تاریخ انتشار اثر به زبان اصلی، 2009).

مگیارموئی ، ج. ا. (1391) . فنون روانشناسی مثبت گرا . ترجمه ف. براتی سده. تهران: رشد (تاریخ انتشار اثر به زبان اصلی، 2009).

نجفلویی، ف. (1382). کاربرد زوج درمانی شناختی در تغییر سبک اسناد و کاهش اختلاف­های زناشویی. پایان نامه کارشناسی ارشد رشته مشاوره، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه الزهرا.

هی، ل. (1392). قدردانی شیوه ای برای زندگی. ترجمه م. خالصی. تهران: نواندیش. (تاریخ انتشار اثر به زبان اصلی، 2012).

Bradbury, T. N., & Fincham, F. D. (1992). Attributions and behavior in marital interaction. Journal of Personality and Social Psychology, 63, 613-628.

Croply, C. J., & Reid, S. A. (2008). A latent variable analysis of couple closeness, and relational satisfaction. The Family Journal: Counseling and Therapy for Couples and Families, 16 (4), 364- 374.

Fincham, F. D., Harold, G.T., & Phillips, S. (2000). The longitudinal association between attributions and marital satisfaction: Direction of effects and role of efficacy expectations. Journal of Family Psychology, 14, 267-285.

Fincham, F. D., Paleari, G., & Regalia, C. (2002). Forgiveness in marriage: The role of relationship quality, attributions and empathy, Personal Relationship, 9, 27-37.

Gillham, J. E. (2003). Relationship between explanatory style and psychology well-being couples. Journal of Research in personality, 38, 556-575.

Gordon, K. S., Friedman, M. A., Miller, I. w., & Gaertner, L. (2005). Marital attribution as moderators of the marital discord– depression link. Journal of Social and Clinical Psychology, 24, 876- 893.

Harpczynski, K.M. (2012). Changes in negative attributions during couple therapy for abusive behavior: Relations to changes in satisfaction and behavior. Journal of Marital Therapy, 38 (1), 117-132.

Hlaing, KH. S. (2005). The study of the relationship between attribution style and marital satisfaction of married couples in Myanmar. Psychology Department Yangon University, 106, 1-12.

Kauffman, C., & Silberman, J. (2008). Finding and fostering the positive in relationship: Positive intervention in couples therapy. Journal of Clinical Psychology, 32, 94-120.

Mattis, J. S., Fontent, D. L., & Hotcher- kay, C. A. (2003). Religiosity, racism, and dispositional optimism among African Americans. Journal of Personality and Individual Differences, 34(6), 1025-1038.

Mc Nulty, J. K., & Karney, B. R. (2001). Attributions in marriage specific and global evaluations of a relationship. Personality and Social Psychology Bulletin, 27, 943-955.

Munro, J. D. (2011). A positive couple therapy model: Improving relationships for people with intellectual disabilities. Advances in Mental Health and Intellectual Disabilities, 5 (5), 34-39.

Murray, S. L. (2005). Regulating the risks of closeness: A relationship-specific sense of felt security. Current Directions in Psychological Science, 14, 74-78.

Rodriguze, D. (2006). Colombian happiness: An interdisciplinary look at the correlation between explanatory style, cultural and life satisfaction. Journal of Personality and Social Psychology, 52, 1260-1284.

Snyder, C. R., & McCullogh, M. E. (2000). Classical sources of human strength: Revisiting on old home and building a new one. Journal of Social Clinical Psychology, 19, 1 – 10.